Parks and Recreation

Parks and Recreation

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 7

வெளியீட்டு விவரம்

Parks and Recreation S07E07 2017 1080p AMZN WEBRip DD5 1 x264-NTb
Parks and Recreation S07E07 2017 720p AMZN WEBRip DD5 1 x264-NTb
Parks and Recreation S07E07 2017 480p AMZN WEBRip DD5 1 x264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் sinanamarvari
🔴 30nama | سینا اِن وی 🔴

குறிச்சொற்கள்

webrip
web
x264
BRip
480p
480
1080
720p
720
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2020-04-17
பதிவிறக்கங்கள்: 75
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫‫‫سی نما تقدیم می‌کند

‫قراره رو همه ی نیمکت ها ‫گل های ارکیده بذاریم.

‫چون گل های ارکیده، گل های مورد علاقه ی ‫ دانا هستن،و اونم گل مورد علاقه ی منه.

‫ما خیلی جذابیم.

‫البته که قراره گل های ارکیده بذاریم.

‫فکر میکنید این اولین بارمه ‫که تو یک شغل فرعی به عنوان

همکارِ یه برنامه ریزِ جشنِ عروسی کار میکنم؟

‫- نه ‫- من خیلی متاسفم.

‫من بیشترِ خشم خودمو تحت کنترل دارم،

‫ولی برنامه ریزی خیلی ‫کار پراسترسی هست.

‫لطفا کلمات الهام بخش منو نادیده بگیرید. ‫"گل ها" "برنامه ریزی" "قول ها"

‫"عروس" "داماد" "غذا" ‫"عشق" "خوشحال" "کلیسا"

‫"رویداد" "عروسی" ‫و "کرِگ".

‫من خیلی متاسفم کرِگ،خیلی متاسفم،متاسفم.

‫آپریل،باهام بیا.

‫خُب من تورو به عنوان ساقدوشم انتخاب کردم.

‫تو تبدیل به یکی از بهترین دوستام شدی،

‫و منم مثل خواهر دوسِت دارم.

‫ولی همچنین به این دلیل ‫ که آدم سرسختی هستی.

‫خانوادم امشب میرسن.

‫میدونم،و کیف های خوشامدگویی همشون آماده هستن. ‫(کیفی حاوی تنقلات برای مهمان هایی ‫که از دیگر شهر ها به عروسی میان)

‫و به برادرت لِواندروس گفتم ‫که دوست نداریم بیاد.

‫خوبه،ولی هنوز هم 28 نفر از ‫خانواده ی مینگل تو اتاق خواهند بود،

‫که یعنی اوضاع قراره ناجور بشه.

‫من همه چی رو راست و ریس میکنم.

‫درواقع اهمیت میدم که اوقات خوب ‫ و شادی داشته باشی،عجیبه.

‫میگل ها آدمای بی‌عاطفه یِ ‫قضاوت کننده یِ غرض ورز هستن.

‫دختر عموم یبار تو خونه ی پدربزرگم ‫از زیر لیوانی استفاده نکرد،

‫و اونم اسمشو از ارثیه پاک کرد.

‫تو 4 بازیِ آخرِ پیکشنریِ خانواده ی میگل ‫کار به بیمارستان کشیده. ‫(نوعی بازیِ حدس کلمات)

‫از لحاظ قانونی،بیش از 3 تا میگل اجازه ندارن

‫تو یه پرواز بین المللی باشن.

‫ولی هدایای خوبی میدن. ‫حتما قراره سرویسِ قاشق چنگال بگیرم.

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

‫‫«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v

‫تامی،تو سالن ناخن کاری بودم و یه ‫کرمِ گل شمعدانی واسه دست گرفتم.

‫- میخوای امتحانش کنی؟ ‫- اوه،آره،بزن لطفا.

‫اوه،بوی خوبی داره.

‫من میرم مطمئن بشم که همه چیز ‫واسه امشب آماده هست،باشه؟

‫- خیلی خُب،بعدا میبینمت. ‫- میبنمت ران

‫من همیشه از لوسی خوشم میومد. ‫خوشحالم که اوضاع داره خوب پیش میره.

‫بهتر از خوب.

‫- و حدس بزن امشب چی تدارک دیدم؟ ‫- نه

‫به عنوان خدمتکار افتخاریِ دانا ‫

‫یه ست ابریشمی آبی میپوشم.

‫به عنوان سورپرایز،یه نمونه ی مشابه ‫هم واسه واسه لوسی گرفتم.

‫و فکر میکنی لوسی با این هدیه خوشحال میشه؟

‫صد در صد،ما خیلی باهم همانگیم.

‫بلاخره حس میکنم با یه نفر هستم که

‫قراره تا ابد باهاش باشم. ‫فردا قراره باهاش ازدواج کنم.

‫خیلی خوبه پسر،مهمتر از همه،واسه امشب ‫استیک تری تیپ حاضر کردی؟ ‫(نوعی استیک از قسمت راسته ی گاو)

‫چون اگه اینکارو نکردی ‫من مال خودمو آوردم.

‫من عاشق عروسی ام.

‫غذای خوب،جشن گرفتن یه عشق رومانتیک ‫و از همه مهمتر کلیساها.

‫هرچی دوست داری در مورد مذهب بگو،

‫ولی اون حرومزاده ها میدونستن ‫چطور یه بنای با شکوه بسازن.

‫خیلی خُب،هیولاها

‫مامان و بابا باید وسایلشونو جمع کنن ‫چون داریم میرن هتل،

‫ولی راز قراره اینجا با شما بمونه.

‫آره،ما قراره کلی خوش بگذرونیم.

‫قراره بازی کنیم،رنگ‌آمیزی کنیم.

‫شاید هم 30 ثانیه ساکت موندیم.

‫فکر میکنید میتونم 30 ثانیه استراحت کنم؟

‫- فقط همین ‫- اون داره نابود میشه.

‫راز،راز،هی،هی.

‫تو پرستار بچه یِ فوق‌العاده ای هستی.

‫- اوه ‫- تو سرسخت و قدرتمندی.

‫و تو پرستارِ خیلی عالی ‫ واسه بچه های ما هستی.

‫آره،هر دفعه که میای خونمون، ‫خیلی خوشحال میشیم از اینکه میبینیمت.

‫من تورو بیش از بِن دوست دارم.

‫واقعا.

‫اگه بِن منو ترک کنه ناراحت میشم، ‫ولی از پَسِش برمیام.

‫ولی اگه تو منو ترک کنی ‫دیگه هیچوقت درست نمیشم.

‫ممنون،این حرفا ‫خیلی کمکم میکنه.

‫من خیلی عادت کردم واسه اونا وسایل ‫جمع کنم،داشتم واسه خودم پوشک برمیداشتم.

‫تماس ورودی،جن بارکلی

‫جِن بارکلی دوباره داره زنگ میزنه، ‫اون خیلی بی‌عاطفه‌س.

‫جِن یه مهره ی سیاسی قدرتمند هست.

‫حتی نمیخوای بدونی چی میخواد بگه؟

‫اون قراره همون حرفی رو بزنه ‫که همیشه میزنه،که اینه:

‫"لِزلی،میشه واسه ورود به ‫مجلس سنا و کنگره تلاش کنی؟"

‫منم میگم که :

‫"خیلی ممنون،لطف داری،ولی من شغلمو ‫دوست دارم و باید به خاطر کل کشور این کارو انجام بدم"

‫کل دنیا پارک منه.

‫درضمن،زندگی ما آشفته‌س، ‫نمیتونیم کمپین انتخاباتی اداره کنیم.

‫خُب،اگه واقعا میخوای انجامش بدی، ‫یه راهی پیدا میکنیم.

‫راستش،اوضاع اونقدرا هم آشفته نیست.

‫هر سه تاشون خوردن به همدیگه و ‫ هر چیزی که داشتید رو شکستن.

‫نمیدونم اون چی بود.

‫اوه،میشه اونجا نگاه کنی؟

‫عزیزم،فکر کنم بهترین دوستت،تام،داره ‫به دوست دخترش هدیه میده.

‫میدونی،گِیل هر روز بهم هدیه میده.

‫اوه،بهترین هدیه رو من گرفتم.

‫- ازدواج کردن با تو ‫- اوه،عزیزم.

‫خودتونو کنترل کنید گرگیچ ها.

‫وای تامی،آفرین.

‫میدونستم خوشت میاد.

‫برو بپوشش عزیزم،ما باید ‫تو این مهمونی بهترین باشیم.

‫نظرت چیه ران؟ ‫تام همون آدم مناسب ـه.

‫من معمولا دخالتی تو ‫روابط عاشقانه ی مردم نمیکنم.

‫ولی یه چیزی در مورد عروسی هست ... ‫الان میگمش.

‫تام واقعا بهت علاقه داره.

‫- اون بهم واقعا علاقه داره،هان؟ ‫- آره.

‫اون گفت ممکنه همین فردا باهات ازدواج کنه.

‫احمقانه‌س که تو هتلی بمونیم که 10 ‫ دقیقه با خونمون فاصله داره.

‫خُب،سه سال شده،ما حق ‫ اینو داریم که یه روز باهم باشیم.

‫یکم استراحت،یکم حریم خصوصی، ‫شاید اصلا چندتا بچه هم درست کردیم.

‫- حتی در موردش شوخی هم نکن. ‫- بیا سه تا بچه ی دیگه به دنیا بیاریم،

‫تا هرکدومشون یه دوست هم داشته باشن.

‫اوه.

‫جِن،تو اینجا چیکار میکنی؟

‫شما احمقا تلفن های منو جواب نمیدید.

‫و باید بهتون بگم که من نمیتونم صبر کنم.

‫این صدای وحشتناک مال چیه؟

‫- بچه ها ‫- اوه،زندگیتون چندش آوره.

‫زندگی من شگفت انگیزه.

‫جِن،خیلی ممنونیم که اومدی،ولی ما باید بریم.

‫من تا حالا تو یه رویدادی که از قبل ‫اطلاع دادم میام ،هیچوقت دیر نکردم.

‫شماها تو شهر پاونیِ ایالت ایندیانا ‫زندگی میکنید،مگه کجارو دارید که برید؟

‫میرید مترسک جدید بسازید؟

‫میتونی لطفا بری سر اصل مطلب؟

‫البته... پائول هارتوِل، ‫نماینده ی کنگره در این ناحیه

‫یه احمق ـه،حتی با استاندارد های واشینگتون.

‫ولی اون هر سال میبره،چون بدجوری قُلدره

‫و هیشکی باهاش مخالفت نمیکنه،تا الان ...

‫منطقه ی 10 ایندیانا نیاز ‫ به یه رهبر جدید نیاز داره.

‫کسی که اونجا رو خونه ی خودش کرده، ‫کسی که به شهروندان اهمیت میده.

‫و اقتصاد محلی رو درک میکنه.

‫جِن،بهت گفتم،من شغل ‫ رویاهامو دارم،نمیخوام که ...

‫یه کاندید به نام بِن وایِت.

‫ببخشید؟

‫من کاملا جدی ام بِن.

‫فکر کنم باید واسه مجلسِ نمایندگان شرکت کنی.

‫اون چی بود؟ ‫بزرگ بود.

‫صبرکن،داری در مورد کنگره حرف میزنی، ‫جایی که لایحه ها تبدیل به قوانین میشن.

‫من واسش صلاحیت ندارم.

‫داریم در مورد مجلس نمایندگان ‫ صحبت میکنیم بِن،

‫احتمالا حتی صلاحیت تو بیشتر هم باشه.

‫بزرگترین نقطه ضعف هارتوِل اقتصاد هستش ‫که دقیقا نقطه ی قوت توئه.

‫تو جوان و باهوشی و داری ‫بزرگترین شهر منطقه رو اداره میکنی.

‫دیدم که قضیه ی وای‌فای ‫رو تو تلویزیون حل کردی.

‫شرکت من آماده ی شروعه ‫به محض اینکه تو حرفی بزنی.

‫هستی یا نه؟

‫دوتا از سه تاشون دارن ‫میشاشن تو شلوارشون

‫و بیشتر کراوات های بِن تو توالت‌ـه

‫یه بروز رسانی از وقایعِ در حال جریان بود.

‫راستش اینجا خیلی آشفته‌س.

‫بچه ها،این اتفاق خیلی وقت ‫ پیش اتفاق افتاد،درسته؟

‫و احتمالا تصادفی بوده.

‫اوه،آره،مطمئنم که دستگاه بازی دیگ داگ ‫خودش تصادفی از برق کشیده شد،

‫درست قبل از اینکه بالاترین رکورد رو بزنم.

‫آره،مطمئنم تصادفی بوده.

‫هی،گزارش وضعیت.

‫میگل ها خیلی عجیب هستن،حرف هایی که میزنن ‫به نظر انفعالی میاد،ولی انگار پرخاشگرانه هست.

‫فکر کنم واسه این حالت یه اصطلاح ‫ وجود داشته باشه،مثلا"مهربونِ بدجنس".

‫آره،من الان مجبور شدم دوتا پیرمرد ‫80 ساله رو از هم جدا کنم،

‫که داشتن در این مورد دعوا میکردن که آیا واقعا "لینا هورن" ‫تو سال 1970 تو مغازه ی خاربار فروشی بوده یا نه. ‫(بازیگرِ زن هالیوود)

‫باشه،تو با کی لارگو و دِنوِر میگل بمون.

‫و منم ترتیب برلین میگل رو میدم.

‫تمام.

‫داری در مورد پیشنهاد جِن فکر میکنی؟

‫آره،اگه این کار به نتیجه برسه چی؟

‫زندگیمون خیلی شلوغه و اگه من برنده بشم ‫یه مردِ عضو کنگره میشم.

‫یا زن،منظورم حقوق برابر هستش. ‫این که اصلا درست نیست.

‫باشه،اینو امتحان کن.

‫امشب جوری رفتار کن که انگار ‫تصمیم گرفتی شرکت کنی.

‫و بعدش فردا تو عروسی جوری رفتار کن ‫ که انگار تصمیم گرفتی شرکت نکنی.

‫ببین کدومش بهتره.

‫باشه،فکر میکنی باید چیکار کنم؟

‫بن باید شرکت کنه.

‫نمیخوام به این کار وادارش کنم،چون نتیجه ی ‫معکوس میده،ولی باید شرکت کنه.

‫اون ممکنه واسه آمریکا مفید باشه، ‫واسه جهان مفید باشه.

‫بن باید پادشاه اشرافی تمام قسمت های

‫قابل سکونتِ جهان باشه.

‫من کاملا بی نظر هستم.

‫هر کاری کنی من حمایتت میکنم.

‫به لوسی گفتی من میخوام باهاش ازدواج کنم؟

‫خدا لعنتت کنه پسر، ‫همبرگر های کوچولو.

‫ران،باید حرفتو پس بگیری.

‫پس گرفتن حرف مثل دروغ گفتن میمونه.

‫میتونی یه لحظه قوانین زندگیتو ‫ بیخیال بشی تا کمکم کنی؟

‫حتی با وجود اینکه لوسی رو سالهاست میشناسم

‫و میتونم زندگیمو باهاش تصور کنم

‫در حالی که بچه دار شدیم و در جزیره ی خصوصیِ تامی ‫ که بلاخره تونستم بخرمش قدم میزنیم ...

‫اینا همش در آینده ی دور هستش مرد.

‫منو "مرد" صدا نزن.

‫از این همه حرفام فقط اینو فهمیدی؟

‫از این مرد پذیرایی نکن.

‫تا وقتی فاجعه ای که به بار آوده رو ‫درستش نکنه هیچ غذایی درکار نیست.

‫باشه،از الان شروع میکنیم، ‫تو الان در کمپین انتخاباتی هستی

‫پس اول از همه،ملاقات و احوال پرسی کن، ‫میدونی که روالش چطوریه،درسته؟

‫جوری رفتار میکنی که انگار ‫همه مهم و جالب هستن.

‫سلام بچه ها.

‫نه،این خیلی سخته.

‫- بیا یه نفر دیگه رو امتحان کنیم ‫- باشه

‫اوه،اونا والدین دانا هستن.

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫- جادوت رو استفاده کن ‫- خیالت راحت

‫اوه،سلام،حدس میزنم آقا و خانوم میگل باشید.

‫من آقای میگل هستم ولی ما طلاق گرفتیم.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left