முதல் 200 வரிகள்.
سی نما تقدیم میکند
قراره رو همه ی نیمکت ها گل های ارکیده بذاریم.
چون گل های ارکیده، گل های مورد علاقه ی دانا هستن،و اونم گل مورد علاقه ی منه.
ما خیلی جذابیم.
البته که قراره گل های ارکیده بذاریم.
فکر میکنید این اولین بارمه که تو یک شغل فرعی به عنوان
همکارِ یه برنامه ریزِ جشنِ عروسی کار میکنم؟
- نه - من خیلی متاسفم.
من بیشترِ خشم خودمو تحت کنترل دارم،
ولی برنامه ریزی خیلی کار پراسترسی هست.
لطفا کلمات الهام بخش منو نادیده بگیرید. "گل ها" "برنامه ریزی" "قول ها"
"عروس" "داماد" "غذا" "عشق" "خوشحال" "کلیسا"
"رویداد" "عروسی" و "کرِگ".
من خیلی متاسفم کرِگ،خیلی متاسفم،متاسفم.
آپریل،باهام بیا.
خُب من تورو به عنوان ساقدوشم انتخاب کردم.
تو تبدیل به یکی از بهترین دوستام شدی،
و منم مثل خواهر دوسِت دارم.
ولی همچنین به این دلیل که آدم سرسختی هستی.
خانوادم امشب میرسن.
میدونم،و کیف های خوشامدگویی همشون آماده هستن. (کیفی حاوی تنقلات برای مهمان هایی که از دیگر شهر ها به عروسی میان)
و به برادرت لِواندروس گفتم که دوست نداریم بیاد.
خوبه،ولی هنوز هم 28 نفر از خانواده ی مینگل تو اتاق خواهند بود،
که یعنی اوضاع قراره ناجور بشه.
من همه چی رو راست و ریس میکنم.
درواقع اهمیت میدم که اوقات خوب و شادی داشته باشی،عجیبه.
میگل ها آدمای بیعاطفه یِ قضاوت کننده یِ غرض ورز هستن.
دختر عموم یبار تو خونه ی پدربزرگم از زیر لیوانی استفاده نکرد،
و اونم اسمشو از ارثیه پاک کرد.
تو 4 بازیِ آخرِ پیکشنریِ خانواده ی میگل کار به بیمارستان کشیده. (نوعی بازیِ حدس کلمات)
از لحاظ قانونی،بیش از 3 تا میگل اجازه ندارن
تو یه پرواز بین المللی باشن.
ولی هدایای خوبی میدن. حتما قراره سرویسِ قاشق چنگال بگیرم.
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v
تامی،تو سالن ناخن کاری بودم و یه کرمِ گل شمعدانی واسه دست گرفتم.
- میخوای امتحانش کنی؟ - اوه،آره،بزن لطفا.
اوه،بوی خوبی داره.
من میرم مطمئن بشم که همه چیز واسه امشب آماده هست،باشه؟
- خیلی خُب،بعدا میبینمت. - میبنمت ران
من همیشه از لوسی خوشم میومد. خوشحالم که اوضاع داره خوب پیش میره.
بهتر از خوب.
- و حدس بزن امشب چی تدارک دیدم؟ - نه
به عنوان خدمتکار افتخاریِ دانا
یه ست ابریشمی آبی میپوشم.
به عنوان سورپرایز،یه نمونه ی مشابه هم واسه واسه لوسی گرفتم.
و فکر میکنی لوسی با این هدیه خوشحال میشه؟
صد در صد،ما خیلی باهم همانگیم.
بلاخره حس میکنم با یه نفر هستم که
قراره تا ابد باهاش باشم. فردا قراره باهاش ازدواج کنم.
خیلی خوبه پسر،مهمتر از همه،واسه امشب استیک تری تیپ حاضر کردی؟ (نوعی استیک از قسمت راسته ی گاو)
چون اگه اینکارو نکردی من مال خودمو آوردم.
من عاشق عروسی ام.
غذای خوب،جشن گرفتن یه عشق رومانتیک و از همه مهمتر کلیساها.
هرچی دوست داری در مورد مذهب بگو،
ولی اون حرومزاده ها میدونستن چطور یه بنای با شکوه بسازن.
خیلی خُب،هیولاها
مامان و بابا باید وسایلشونو جمع کنن چون داریم میرن هتل،
ولی راز قراره اینجا با شما بمونه.
آره،ما قراره کلی خوش بگذرونیم.
قراره بازی کنیم،رنگآمیزی کنیم.
شاید هم 30 ثانیه ساکت موندیم.
فکر میکنید میتونم 30 ثانیه استراحت کنم؟
- فقط همین - اون داره نابود میشه.
راز،راز،هی،هی.
تو پرستار بچه یِ فوقالعاده ای هستی.
- اوه - تو سرسخت و قدرتمندی.
و تو پرستارِ خیلی عالی واسه بچه های ما هستی.
آره،هر دفعه که میای خونمون، خیلی خوشحال میشیم از اینکه میبینیمت.
من تورو بیش از بِن دوست دارم.
واقعا.
اگه بِن منو ترک کنه ناراحت میشم، ولی از پَسِش برمیام.
ولی اگه تو منو ترک کنی دیگه هیچوقت درست نمیشم.
ممنون،این حرفا خیلی کمکم میکنه.
من خیلی عادت کردم واسه اونا وسایل جمع کنم،داشتم واسه خودم پوشک برمیداشتم.
تماس ورودی،جن بارکلی
جِن بارکلی دوباره داره زنگ میزنه، اون خیلی بیعاطفهس.
جِن یه مهره ی سیاسی قدرتمند هست.
حتی نمیخوای بدونی چی میخواد بگه؟
اون قراره همون حرفی رو بزنه که همیشه میزنه،که اینه:
"لِزلی،میشه واسه ورود به مجلس سنا و کنگره تلاش کنی؟"
منم میگم که :
"خیلی ممنون،لطف داری،ولی من شغلمو دوست دارم و باید به خاطر کل کشور این کارو انجام بدم"
کل دنیا پارک منه.
درضمن،زندگی ما آشفتهس، نمیتونیم کمپین انتخاباتی اداره کنیم.
خُب،اگه واقعا میخوای انجامش بدی، یه راهی پیدا میکنیم.
راستش،اوضاع اونقدرا هم آشفته نیست.
هر سه تاشون خوردن به همدیگه و هر چیزی که داشتید رو شکستن.
نمیدونم اون چی بود.
اوه،میشه اونجا نگاه کنی؟
عزیزم،فکر کنم بهترین دوستت،تام،داره به دوست دخترش هدیه میده.
میدونی،گِیل هر روز بهم هدیه میده.
اوه،بهترین هدیه رو من گرفتم.
- ازدواج کردن با تو - اوه،عزیزم.
خودتونو کنترل کنید گرگیچ ها.
وای تامی،آفرین.
میدونستم خوشت میاد.
برو بپوشش عزیزم،ما باید تو این مهمونی بهترین باشیم.
نظرت چیه ران؟ تام همون آدم مناسب ـه.
من معمولا دخالتی تو روابط عاشقانه ی مردم نمیکنم.
ولی یه چیزی در مورد عروسی هست ... الان میگمش.
تام واقعا بهت علاقه داره.
- اون بهم واقعا علاقه داره،هان؟ - آره.
اون گفت ممکنه همین فردا باهات ازدواج کنه.
احمقانهس که تو هتلی بمونیم که 10 دقیقه با خونمون فاصله داره.
خُب،سه سال شده،ما حق اینو داریم که یه روز باهم باشیم.
یکم استراحت،یکم حریم خصوصی، شاید اصلا چندتا بچه هم درست کردیم.
- حتی در موردش شوخی هم نکن. - بیا سه تا بچه ی دیگه به دنیا بیاریم،
تا هرکدومشون یه دوست هم داشته باشن.
اوه.
جِن،تو اینجا چیکار میکنی؟
شما احمقا تلفن های منو جواب نمیدید.
و باید بهتون بگم که من نمیتونم صبر کنم.
این صدای وحشتناک مال چیه؟
- بچه ها - اوه،زندگیتون چندش آوره.
زندگی من شگفت انگیزه.
جِن،خیلی ممنونیم که اومدی،ولی ما باید بریم.
من تا حالا تو یه رویدادی که از قبل اطلاع دادم میام ،هیچوقت دیر نکردم.
شماها تو شهر پاونیِ ایالت ایندیانا زندگی میکنید،مگه کجارو دارید که برید؟
میرید مترسک جدید بسازید؟
میتونی لطفا بری سر اصل مطلب؟
البته... پائول هارتوِل، نماینده ی کنگره در این ناحیه
یه احمق ـه،حتی با استاندارد های واشینگتون.
ولی اون هر سال میبره،چون بدجوری قُلدره
و هیشکی باهاش مخالفت نمیکنه،تا الان ...
منطقه ی 10 ایندیانا نیاز به یه رهبر جدید نیاز داره.
کسی که اونجا رو خونه ی خودش کرده، کسی که به شهروندان اهمیت میده.
و اقتصاد محلی رو درک میکنه.
جِن،بهت گفتم،من شغل رویاهامو دارم،نمیخوام که ...
یه کاندید به نام بِن وایِت.
ببخشید؟
من کاملا جدی ام بِن.
فکر کنم باید واسه مجلسِ نمایندگان شرکت کنی.
اون چی بود؟ بزرگ بود.
صبرکن،داری در مورد کنگره حرف میزنی، جایی که لایحه ها تبدیل به قوانین میشن.
من واسش صلاحیت ندارم.
داریم در مورد مجلس نمایندگان صحبت میکنیم بِن،
احتمالا حتی صلاحیت تو بیشتر هم باشه.
بزرگترین نقطه ضعف هارتوِل اقتصاد هستش که دقیقا نقطه ی قوت توئه.
تو جوان و باهوشی و داری بزرگترین شهر منطقه رو اداره میکنی.
دیدم که قضیه ی وایفای رو تو تلویزیون حل کردی.
شرکت من آماده ی شروعه به محض اینکه تو حرفی بزنی.
هستی یا نه؟
دوتا از سه تاشون دارن میشاشن تو شلوارشون
و بیشتر کراوات های بِن تو توالتـه
یه بروز رسانی از وقایعِ در حال جریان بود.
راستش اینجا خیلی آشفتهس.
بچه ها،این اتفاق خیلی وقت پیش اتفاق افتاد،درسته؟
و احتمالا تصادفی بوده.
اوه،آره،مطمئنم که دستگاه بازی دیگ داگ خودش تصادفی از برق کشیده شد،
درست قبل از اینکه بالاترین رکورد رو بزنم.
آره،مطمئنم تصادفی بوده.
هی،گزارش وضعیت.
میگل ها خیلی عجیب هستن،حرف هایی که میزنن به نظر انفعالی میاد،ولی انگار پرخاشگرانه هست.
فکر کنم واسه این حالت یه اصطلاح وجود داشته باشه،مثلا"مهربونِ بدجنس".
آره،من الان مجبور شدم دوتا پیرمرد 80 ساله رو از هم جدا کنم،
که داشتن در این مورد دعوا میکردن که آیا واقعا "لینا هورن" تو سال 1970 تو مغازه ی خاربار فروشی بوده یا نه. (بازیگرِ زن هالیوود)
باشه،تو با کی لارگو و دِنوِر میگل بمون.
و منم ترتیب برلین میگل رو میدم.
تمام.
داری در مورد پیشنهاد جِن فکر میکنی؟
آره،اگه این کار به نتیجه برسه چی؟
زندگیمون خیلی شلوغه و اگه من برنده بشم یه مردِ عضو کنگره میشم.
یا زن،منظورم حقوق برابر هستش. این که اصلا درست نیست.
باشه،اینو امتحان کن.
امشب جوری رفتار کن که انگار تصمیم گرفتی شرکت کنی.
و بعدش فردا تو عروسی جوری رفتار کن که انگار تصمیم گرفتی شرکت نکنی.
ببین کدومش بهتره.
باشه،فکر میکنی باید چیکار کنم؟
بن باید شرکت کنه.
نمیخوام به این کار وادارش کنم،چون نتیجه ی معکوس میده،ولی باید شرکت کنه.
اون ممکنه واسه آمریکا مفید باشه، واسه جهان مفید باشه.
بن باید پادشاه اشرافی تمام قسمت های
قابل سکونتِ جهان باشه.
من کاملا بی نظر هستم.
هر کاری کنی من حمایتت میکنم.
به لوسی گفتی من میخوام باهاش ازدواج کنم؟
خدا لعنتت کنه پسر، همبرگر های کوچولو.
ران،باید حرفتو پس بگیری.
پس گرفتن حرف مثل دروغ گفتن میمونه.
میتونی یه لحظه قوانین زندگیتو بیخیال بشی تا کمکم کنی؟
حتی با وجود اینکه لوسی رو سالهاست میشناسم
و میتونم زندگیمو باهاش تصور کنم
در حالی که بچه دار شدیم و در جزیره ی خصوصیِ تامی که بلاخره تونستم بخرمش قدم میزنیم ...
اینا همش در آینده ی دور هستش مرد.
منو "مرد" صدا نزن.
از این همه حرفام فقط اینو فهمیدی؟
از این مرد پذیرایی نکن.
تا وقتی فاجعه ای که به بار آوده رو درستش نکنه هیچ غذایی درکار نیست.
باشه،از الان شروع میکنیم، تو الان در کمپین انتخاباتی هستی
پس اول از همه،ملاقات و احوال پرسی کن، میدونی که روالش چطوریه،درسته؟
جوری رفتار میکنی که انگار همه مهم و جالب هستن.
سلام بچه ها.
نه،این خیلی سخته.
- بیا یه نفر دیگه رو امتحان کنیم - باشه
اوه،اونا والدین دانا هستن.
- باشه؟ - باشه
- جادوت رو استفاده کن - خیالت راحت
اوه،سلام،حدس میزنم آقا و خانوم میگل باشید.
من آقای میگل هستم ولی ما طلاق گرفتیم.
No comments yet. Be the first to leave one.