Young Goethe in Love

Young Goethe in Love (Goethe!)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Goethe 2010 German AC3 1080p BluRay x264-SoW
கருத்துரை வழங்கியவர் Amir_Kubrick
01:44:26

குறிச்சொற்கள்

BluRay
x264
AC3
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2022-01-30
பதிவிறக்கங்கள்: 43
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

.يوهان گوته» 23 ساله است و تحصيل حقوق مي کند» .او بسيار حراف است و نيز بسيار باده نوش

.امروز روز امتحان دکتراي او است

... براي آزمون دکترا آمده ام

.گوته. با «اُ اِ» نوشته مي شود

مي داني جمله دقيق «اصل آگوستينيان» چيست؟

.البته

خوب؟

چيست؟

جمله را مي گوييد؟

... اصول قانون عام نه تنها جزمي مي باشند بلکه به همچنين

اصلاً به جاي اين حرف ها ... بهتر نيست بگوييم «آگوستوس» خود

... سه

... اصلِ

.من ، شما ، ما مي باشد؟ يک اصل همگاني آيا خود همين فرض

که اين بيشتر يک اصل است تا وجودي حقيقي و عملي

اصل او و جمله دقيق آن را نامربوط نمي سازد؟

.دست کم اصل را. شايد هم هر دو را ... يعني هر دو را نامربوط مي سازد يا واژگونه و يا ... و يا

.اين مرد جوان بي پروا ديوانه است

!بي پروا ديوانه؟ اصلاً و ابداً

بي پروا ديوانه کودکيست که مادر و پدرش را مي کُشد

.و امان مي طلبد چرا که اينک يتيم شده است

... ديوانگي اين است

.و نيز بي پروايي

.مردود

.شما مي بايستي گهگاهي لاي کتاب هايت را باز مي کردي

.يعني کتاب هاي درسي ات را - ... ، «نه اين مزخرفات نوشته شده توسط «لِسينگ - گوتهولد افرايم لسينگ : نويسنده، فيلسوف، ناشر و منتقد ادبي آلماني و از چهره‌هاي] مهم عصر روشنگري. نوشته‌ها و نمايشنامه‌هاي او نقش کليدي در شکل‌گيري [.ادبيات آلماني داشته است

.شکسلير» يا از اين قبيل نويسندگان خامدست را»

!و بهترين احترامات ما را به پدرت برسان

.گوته عزيز ما ، که البته با «اُ اِ» نوشته مي شود

بدون بر سر گذاشتن کلاه دکتري سردت نمي شود؟

.بايستي خطي چند براي گوته پدر بنويسيم

«!بياييد کونم را ببوسيد»

.گوتز ، دو نقطه

اندکي آب"

".براي نوشيدن به من بدهيد

.آزادي

.گوتز فون برليشينگن

.تمام شد

!گُه بگيردش

!اين ديگر چيست؟ گم شو پايين - .پست سريع السير. اين بايستي حتماً تا فردا در لايپزيگ باشد -

.صحيح - .اين نسخه اصل است. کپي ديگري از آن وجود ندارد -

.به تو اعتماد مي کنم

.گويا چيز بسيار مهمي است - !مهم؟ زندگيم در گروي آن است -

«گوته جوان اسير عشق»

"حوري به شعف ، سويِ جنگل مي شتابد"

"خوشي اوج مي گيرد و پَر مي کشد"

"و فرياد بر مي آورد"

"سبزي ابريشمين سو سو مي زند"

"... در شکوهي بي حد و حصر"

.يوهان ، اي کهنه رذل - در اين شعرخواني فجيع چه مي کني؟ -

.من نيز در شرف پرسيدن همين سوال از شما بودم - .هر کاري غير از گوش سپردن -

"... زيبارويان مي پرورند دردي شيرين را" - .شرط مي بندم قافيه اش را با "قلب" تکميل کند -

"و مي شکنند قلب زرينم را"

!چه قلنبه سرايي - .بدتر از آن اينست که مردم آن را خوش دارند -

پس هنر حقيقي کجاست؟ - .مال من يکي که ارسال شد - واقعاً؟ -

آنچه از مغزت بر کاغذ مي تراود؟ - ... به پست سپردم -

.و ارسالش کردم ... - گوتز فون برليشينگن» تمام و ارسال شد؟» -

.به جرات شرط مي بندم در چشم به هم زدني منتشر خواهد شد - !به سلامتي هنر حقيقي -

!به سلامتي وحشيانه ترين افکار .افکار شهواني ، ژرف و ممنوع

.افکار مخالف عقل و خرد - .مخالف عقلانيت - .مخالف قواعد و قوانين -

.به سلامتي شهوت - ... "به سلامتي "اشتورم - !"و "درانگ ... -

دو هفته بعد

!نمايشنامه بچه گانه

!تمامش چيزي نيست جز نمايشنامه اي بچه گانه

!«شاهنشاه «تول»! شاه «اِرل

تو چند ساله هستي؟

.دست از سرم برداريد پدر - .به اندازه کافي تو را به حال خود گذاشته ام -

"با آکندن جنگل ها و دره ها ، تلالويي کاملاً مه آلود در مي فکني"

"و بدينسان براي يکبار سرانجام تمامي صفاي جانم رها مي گردد"

معلوم هست اين مزخرفات درباره چيست؟

.اين خطاب به ماه است

خطاب به ماه؟

تو زن هستي يا مرد؟

، همانطور که گفتم و دانستي

من ديگر از سرمايه گذاري بر روي اين خام نويسي .و قافيه پردازي هاي مضحک امتناع مي کنم

... لابد بالاترين شيوه استدلال آن است که .طبق گفته شما عمل کنم

!دقيقاً

.دقيقاً

.من به «کامِرمه يِر» رياست محکمه ديوان عدالت نامه نوشتم

.قبول کردند که تو را به عنوان کارآموز پذيرش کنند - در «وتزلار» ، همان شهر ملال آور؟ -

!هرگز - چه کسي نظر تو را خواست؟ -

مزاحمتان که نشدم؟

.اين نامه همين تازه از لايپزيگ رسيده است

.خيله خوب ، بفرماييد ، پدر

.از حالا به بعد مي توانيد از سرمايه گذاري روي من دست بکشيد

چرا که مِن بعد ، خام نويسي هاي مضحکم .به اندازه کافي مرا تامين خواهد کرد

"... از نسخه دست نوشته ارسالي شما متشکريم"

... محققاً کار شما دال بر پشتکار و کوششي عظيم است" "... بايد به اطلاع شما برسانيم که

"... از نظر ما نمايشنامه شما کاملاً عاري از هر گونه استعداد است"

شخصيت هاي نمايشي باور ناپذير" "، و نظم و قافيه ها سر هم بندي شده مي باشند

".و بايد بگوييم قلم شما حق مطلب را ادا نمي کند"

يکي از درس هاي زندگي اين است که توانايي ها

.و ناتواني هاي خود را بشناسي

، پسرم

.تو مطمئناً در زمينه حقوق ، وکيلي برجسته خواهي گشت

شما؟

ببخشيد؟

شما اينجا چه مي خواهيد؟

.من مايلم با پشتکار فراوان تحصيل حقوق کنم

و خيال مي کنيد اين موضوع آنقدر آشکار است که نياز به هيچ توضيحي ندارد؟

.کارآموزي

... مجوز کارآموزي ام را به همکارانتان داده ام - ... گواهينامه شما -

!از تلاش آنچنان چشمگيري نمي گويد. شما مورد پذيرش نيستيد

!تصوير مجسم پدرش است

.کِستنر» ، با اين مرد جوان مدارا کن»

، اگر منظور پدرش گوته بزرگ را به درستي فهميده باشم

، فرزندش تا اندازه اي سبک مغز بوده

.و شعر و از اين قبيل مي سرايد

.ما مي بايستي او را درمان کنيم - .هر طور خواسته شماست ، آقاي رئيس -

نمي خواهيد اينها را از اينجا برداريد؟ - .اينها پرونده هاي معلق هستند ، آقاي کارآموز -

.صحيح - .تمامي کارمندان مکلف هستند متناسب با مقام و رتبه خود ، جبه حقوقي در بر کنند -

.کفايت مي کند

.با هيچ خانمي نبايد ملاقات داشته باشي .مخالفتي که نداري

.نه واقعاً

.اتاق و اغذيه توسط دادگاه مهيا مي شوند

.مشاجرات خانوادگي مربوط به سال هاي 47 تا 51

.آنها را فهرست و طبقه بندي کرده و به دادگاه تسليم کن

.آقاي کارآموز ، ميز شما

باز هم چيزي انداختي؟

.ويلهلم ژورزالم

.يوهان گوته. خوشوقتم

ب ب بلديد برقصيد؟

.فاجعه است

.«خوب مي داني ، اينجا «وتزلار» است نه «استراسبورگ

.مجلس ترحيم جالب تر از اين است

... آ آ آقايان

!گندش بزند - ... متاسفم ، آقا. اوه ، خدايا -

.باشد ، چيزي نيست - .اوه ، خدايا. اگرچه خيلي به شما مي آيد - چه چيز؟ -

.قرمز

.لابد وکيل هستيد - چرا؟ - .چون وکلا هيچ حس طنز ندارند -

صبر کنيد! و شما که هستيد؟

.يک مست - .و لابد مجرد و ازدواج نکرده -

.علاقه اي ندارم

.خوشا به حال من

مايليد برقصيد؟

.علاقه اي ندارم

.خوشا به حال من

!عجب تکه ايست

.اي کاش به من برخورد کرده بود - .بله ، و آنوقت لباس من پاکيزه باقي مي ماند -

!آرام - .آرام هستم -

مايلي براي مشروبِ قبل از خواب ، به من ملحق شوي؟

.اما فقط يکي

.صبح به خير ، آقايان

.صبح به خير

.مدارک و اسنادي که استاد بزرگوارمان درخواست کرده اند

.متشکرم - .خوشوقتي از ماست -

.کم سعادتي از ماست - .بله. بله. بله -

.متشکرم - .بسيار سپاسگذاريم. بسيار سپاسگذاريم -

.اميدوارم ظرف 48 ساعت آينده تمامي اينها به انجام رسيده باشد

.در غير اينصورت ، اشتغال شما در اينجا فوراً خاتمه خواهد يافت

مي شنوي؟

.خيلي زيباست

با يک استراحت کوتاه موافقي؟

.همان د .. دخترک دست و پا چلفتي تو است

براي تمرين فردا خواهي آمد؟ - .نمي توانم. بايد بپزم و بشورم -

پس خدمتکارت چه؟ - .ما را ترک کرد - چه؟ -

.استطاعت مالي نگه داشتنش را نداشتيم

!خانم ها

پيشتر همديگر را ملاقات کرده بوديم؟ - .در مجلس رقص -

.بدون آن لکه معروف ، نزديک بود به جايتان نياورم

.درست مثل همان ديدار اول هستيد ، اما اين بار بدون مستي

.شما گستاخ هستيد - ... شما نيز لجام گسيخته و بشاش هستيد -

... و به اعلا درجه ...

خوب ، وقت آن نيست که خودتان را معرفي کنيد؟

.من يوهان هستم. يوهان گوته

به من نيز اجازه معرفي مي فرماييد؟

!دِ برو که دَر رو! همين حالا

چه شده است؟ - .اتفاقاتي پيشبيني نشده مرا وادار به رفتن مي کند -

!«من «لوته» هستم. «لوته بوف» اهل «والهايم

!«لوته»

قطعاً مشاور حقوقي عزيزمان ، «کِستنر» را به خاطر داري؟

.همينطور است ، قطعاً - .خوب ، بايستي تحسينتان کنم -

، دوشيزه «بوف» ، شما صداي اعجاب انگيزي داريد .حقيقتاً اعجاب انگيز

.خيلي الهام بخش به نظر مي رسي

.يحتمل تاثير کليسا است

احتمالاً مي توانم از شما درخواست ديداري ، براي صرف چاي عصرانه در يکشنبه آينده بکنم

يا شايد گردشي کوتاه ، اگر محبت بفرماييد؟

.«قدمتان بر روي چشم خواهد بود ، آقاي «کِستنر

.به نظر مي آيد مشاور حقوقي ، خاطر خواهت شده باشد - اينطور فکر مي کنيد؟ -

.تو هم حتماً از او خوشت خواهد آمد - .ظاهر محجوبي دارد -

.مردي لايق است ، و متمول نيز

.هيچگاه فکر نمي کردم قابليت انجام اين کار را داشته باشيد

.و از تو يکي حتي کمترين انتظار را هم داشتم

دادگاه فرض مي کند شما درس تان را آموخته ايد و از پرداخت هر گونه مخارج آينده شما

.امتناع خواهد کرد

.آقايان ، براي باقيمانده روز مرخص هستيد

.بيا براي گردش بيرون برويم - .بعداً -

.الان - حتماً بايد برويم؟ -

.بله ، بايد برويم

!يالا

.نمي تواني اينطور بيرون بروي

.اين تمام چيزي است که دارم - .صبر کن -

.آقايان - .آهاي گوته ، کت و شلوارت را جسورانه با هم سِت کرده اي -

.اين رنگ ها مکمل يکديگر هستند - با سبزِ سرخ يا صورتي اُخرايي چطور هستي؟ -

يا نارنجي بنفش؟

!اي رذل

!اي حرامزاده گوزو

"در"

"قيلوله اي"

".آرام و خموش ، مادر-زمين در کنام خويش مي آرامد"

Young Goethe in Love subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Young Goethe in Love

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left