முதல் 200 வரிகள்.
رِی ساکت ازم میخواد بهت نارو بزنم
این قضیه خیلی بزرگه که بخوایم با نیویورک بیخیالش بشیم
اونا یه سهم گنده میخوان
و اگه نه، احتمال جنگیدن خیلی زیاده
میخوام یکی از بازرسات رو بیاری
تا اون برنامه کثیف رو تعطیل کنه
این قضیه به بالا گزارش میشه
لعنتی!
باید از شر جسد خلاص شیم
نه، لازم نیست
بیا اسمش رو بذاریم حادثه شغلی
این مرد اساساً چیزی که مال منه رو دزدیده
خدایا... کارمون هنوز تموم نشده!
آره. از پسش براومدی
حالا همدیگه رو میبینیم
جلسه رو برو
ناراحت که نیستی، مگه نه؟
شوخی میکنم
رفتارت عجیبه
شاید داری با کسی حرف میزنی
که نباید حرف بزنی
چی میگی؟ من یه خبرچین کثیفم؟!
من اون حرفا رو نزدم، تو زدی
دستا رو فرمون، عوضی!
تکون نخور لعنتی!
من تکون نمیخورم
بیل چی میخواست؟
فکر میکنه دارم لوش میدم به افبیآی
اون دیوونهست؟ چـ چرا باید اینو بگه؟
من باهاشون قرارداد بستم
این دیگه چه کوفتیه؟ خب، افبیآی از من میخواد
که برم سراغ یه آدم واقعاً بد
اوه، نه، ولی من... فقط، نه
همینقدر رو بهت میگم، جوآن
خب، اهرم فشارشون چیه؟ این اصلاً قابل باور نیست لعنتی!
اگه کاری که میخوان رو نکنم
همه بدجور گیر میافتن
تو هم همینطور، چون اونا همه چی رو میدونن
هر نقشه، هر جزئیاتی
هر قتلی، همه رو میدونن
و باید این کارو تموم کنم قبل از اینکه کس دیگهای بفهمه
میبینی، بویلاکووا به خاطر همین اینجا بود
داره فضولی میکنه
میدونی، ما فقط باید به کارمون ادامه بدیم
باید به حرکت ادامه بدیم. برام مهم نیست
چی داره علیه ما کار میکنه
ما باید علیهش کار کنیم
ما تسلیم نمیشیم. این فرصت لعنتی
دیگه هیچوقت پیش نمیاد. من میبینمش
بوش رو حس میکنم، مزهاش رو میچشم
ما موفق میشیم
ولی باید به جلو حرکت کنیم
میدونی کلمه چیه؟
شتاب
انگار ممکنه باورش کنن
میچ، یه لحظه؟
بله؟
چرا لعنتی من باید جسد رو پیدا میکردم؟
چون تو از همه کمتر مشکوک بودی
عالیه. خب، من داشتم اونجا یه حمله وحشتزدگی لعنتی رو تجربه میکردم
با فلشبکهایی از جسد جیمی تو بغلم
ببین، بادی
متاسفم که این حس رو داشتی
واقعا. واقعا متاسفم
اگه تسلی خاطره، همش به خاطر یه هدف خوبه
بهتره که جواب بده
امیدوارم همینطور باشه
بهم خبر بده
بفرما
اوه، آقا؟
یه حادثه بود
چرا دارید ما رو تعطیل میکنید؟
یه حادثه ناشی از چی؟
پلیس تولسا میگه جنایی نبوده
اما تا وقتی که علت دقیق رو کشف کنیم
کسب و کارتون بسته ست
خوبی عزیزم؟
ترجیح میدم یه بطری جلوم باشه
تا یه لوبوتومی پیشانی
آره، این باحاله
میدونی، همه چیز مربوط به شتابه
حالا، اون روز ما یه روز خیلی موفق داشتیم
ولی کارا یه جورایی کج رفت
پس حالا، باید شتاب رو حفظ کنیم
باید بوربون رو راه بندازیم
و باید مشروباتمون رو خارج از سیستم تحویل بدیم
تا وقتی که مجوزمون رو پس بگیریم
خارج از سیستم یعنی چی؟
ما به مشتریهای خاص میفروشیم
که خیلی به کاغذبازی اهمیت نمیدن
درسته. جاده قاچاق
یه کم گیج شدم
ما جوری توزیع میکنیم
که اونا زمان ممنوعیت الکل میکردن
کمی قبل از دوره من بود
آره، همینطوره، مگه اینکه مثلاً ۱۳۵ سالت باشه.
پس داریم جنس رو... پنهونی جابجا میکنیم.
درسته. درسته.
باید اون ۵۰ تا رو راه بندازیم.
قبل از اینکه این بازرسها و دانمایر بفهمن نیست شده.
و من چند تا آدم خودم رو از زندگی قبلیم دارم،
اگه میدونی چی میگم.
اما این رفقا گفتن که محصول ما رو میگیرن،
و پخشش میکنن و اسم ما رو سر زبونها نگه میدارن.
اما این پایدار نیست که چند تا جعبه رو برسونیم.
از این بوربون که الان غیرقانونیه. برنامه اصلی چیه؟
تا وقتی که اولین محموله رو بفروشیم،
آماده میشیم که بریم سراغ نقشه ب.
و این یعنی ما با...
برندهای دیگه سر و کار خواهیم داشت، که حدود ۸۰۰۰ تا
برند مختلف هست،
شراب حساب نیست. اوم.
این میشه مدل کسب و کارمون.
ما سود رو برمیداریم.
و وارد توزیع کشوری میشیم.
پول اونجاست.
این میشه بزرگترین برد.
خب، چرا همهتون نمیرید؟
حالا باید شروع کنید به کشیدنِ...
...مسیرها رو. میچ.
تو و کلیو برید شریوپورت.
اونجا قراره ببینید...
...یه نفر به اسم جانی وِنزدی.
اون یه رفیق قدیمی منه، ولی یه کم خل و چله.
یه کمی هم عجیبه. ولی نفوذ داره.
پس باهاش کنار بیاید.
فهمیدم. عالیه.
عاشق مسافرتهای جادهایمونم.
یه مشکلی پیش اومده.
چی شده؟
بِویلاکوا غیبش زده.
دیشب خونه نرسیده.
زنش حسابی ترسیده. سالی داگز هم تماس گرفته.
اونا میدونن که اون تو کارخونه مشروبسازی بوده.
ولی نمیدونن بعدش کجا رفته.
زنم گفت وقتی زنگ زد، داشت میومد پیش تو.
ببین، الان دیگه کی.سی. داره خیلی حواسش به ماست.
دانمایر داره میاد سراغمون و کوایت ری هم قراره...
...این قضیه رو بشنوه. ممکنه اوضاع خیلی بد شه.
هوم
یعنی کی انقدر کلهخره که بخواد کارشو تموم کنه؟
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
آره، چی میخوای بدونی؟
اون پیش تو بود؟
آره، بود.
من نمیپرسیدم چی صحبت شد.
پس چی میپرسی، گودی؟
ببین، میدونم میتونست رو اعصابت راه بره.
باشه؟
اوضاع داغ شد؟
نه، حرف زدیم.
در مورد چی؟
میدونی، فکر نمیکنم این کار دانمایر باشه.
هیچ منطقی نداره.
ولی نیویورک، این یه احتماله.
چون اونا سراغمون رو گرفتن.
و شاید با نپذیرفتنش، بهشون توهین کرده.
نمیدونم.
فکر کنم وقتشه یه زنگی به رِیِ آروم بزنیم.
حله، رئیس.
آره.
رِی.
خودتی؟
آره.
حاضری با من حرف بزنی؟
خب، باید دید.
هوا چطوره؟
خوبه.
ولی ممکنه ابری بشه.
آفتاب باید بمونه.
آره، خب، فکر کنم برای سلامتی همه بهتر باشه.
یه تعطیلات توصیه میشه.
کجا؟
جایی که هر دومون میشناسیمش. «بابِلز».
این یه سفر حسابی طولانیایه.
امیدوارم ارزششو داشته باشه.
آره، میتونه اوضاع رو تغییر بده.
اونجا میبینمت.
فکر میکنی قبول کرد؟
آره، چیزی نبود که نخواد باور کنه.
کار درستیه، تایسون.
آره؟
چرا نمیری خونه و یه ساک برای یه شب ببندی؟
کجا میریم؟
هات اسپرینگز، آرکانزاس.
این دیگه کجای گوریه؟
من چی؟
آره، زرنگ. تو هم.
این ماشینای قدیمی رو تا کجا میشه بهشون فشار آورد؟
حسابی سرویسشون کردن.
میرسوننتون اونجا، و اونم سریع.
فکر کنم از نو هم بهتر باشن.
منم نظرم همینه.
پلاک نمایشگاهی دارن. من بودم میخریدمشون.
واضح رو میگم
حالا که ماشین داریم، ولی... مشروب نداریم
بریم درستش کنیم؟
حواست باشه
عصر بخیر. کجا فکر میکنی
داری میری؟ هی، کیفمو تو گذاشتم.
No comments yet. Be the first to leave one.