முதல் 200 வரிகள்.
ریورساید. ایول
منظورت "ریور کباب"ـه
دما ۱۰۳ درجهست
بدک نیست
امروز قراره حسابی کباب شیم
باید خودمون رو خنک نگه داریم تا مشتریها هم آروم بمونن
تا قشنگ پول خرج کنن
پیرهن خنکمو پوشیدم، از ایناست که یه جورایی اون طرفش معلومه
فقط یه ذره
فقط واسه اینکه جلو آفتاب رو بگیره. اوه، عالیه
تو میتونی شلوارک بپوشی. اه
شلوارک بهت میاد. آره جون خودت
پاهای کوچیک و قویای داری، مثل یه
مثل یه جوجهی ورزشکار
ولی
"پا مرغی" بودن که تعریف نیست
آدم فقط دلش میخواد... یه گاز ازشون بگیره، میدونی؟
فقط همین رو میخوام
خوشمزهان
اوه. شوخی میکنی؟
آره، همینه
درسته. درسته
قشنگ باید مغزپختشون کرد
گوینده: وقتی انباریها به حال خودشون رها میشن
به این یکی خوب نگاه کنین
ایول! چه باحاله
گوینده: گنجینههای توش
اوه
گوینده: به حراج گذاشته میشن
فکر کنم زدم به هدف. همونطور که میخواستی فروخته شد
ایول! ۴۰۰ تا
اوه
پ-و-ل
حاضرید؟
واو
الان میشه روی کاپوت ماشینم نیمرو درست کرد
درحال حاضر هشدار گرمازدگی دادن
توی کالیفرنیای جنوبی
ولی خب، حراج امروز توی ریورسایده
پس با خودم میگم میرم حراجی
یه انباریِ جمع و جور میخرم
و بعدش هم مستقیم میرم لبِ رودخونه
و تیوپم رو میندازم تو آب
صبر ندارم
وقتی مجبوری یه روزِ خیلی داغ کار کنی
همیشه داشتن یه دلخوشی واسه بعدش کمک میکنه
راستش هنوز نتونستم جای رودخونه رو روی نقشه پیدا کنم
ولی خب میدونی، محلیها بعضی وقتا
دوست دارن اینجور جاها مخفی بمونه
من و رفیق فابم، وایولت
توی راهِ ریورسایدِ زیباییم
جایی که اصلاً رودخونه نداره
دما قراره ۱۰۵ درجه باشه که اصلاً واسم مهم نیست
برام فرقی نداره چقدر گرمه
حتی اگه ۲۰۰ درجه هم باشه
اصلاً آبوهوا برام مهم نیست
من میرم، یه چیزی میخرم و پول درمیارم
من مثل مامور پستم
یه ذره گرما و سرما جلودارم نیست
اوه اوه
یکی خورد زمین
تو بودی؟
بدو، برو بالا
ای وای، عزیزم
هی، خوبی؟
الو؟
سلام
هی، حدس بزن چی شده
چی؟
تازه کارِ اون اتاقه رو تموم کردم
توی دریاچه السینور
و کلی وسیلهی قدیمیِ باحال اونجاست
مثلاً چی؟
کلی لباس و اسباببازیِ قدیمی
مطمئنم از دیدنشون کلی حال میکنی
دارن توی اون "انباریِ فرودگاه" حراج میذارن
همونی که توی ریورساید دوست داشتیم
توی ریورساید؟
باید بیای تا حواست بهم باشه زیاد جوگیر نشم
نمیدونم. همین الانشم کلی خرید کردم
فکر نکنم لازم باشه دو بار بهم بگی
راستش میخواستم خودم رو دعوت کنم
لوکیشن رو برام بفرست
لوپه نه تنها خوب بلده من رو کنترل کنه
بلکه مهرهی مارِ منه
بدون من که نمیتونی خوش بگذرونی
ایول
عجب صبحِ سگی و شلوغی داشتم
دوست پسرم کلیداش رو گم کرد، گوشیش رو هم توی بانک جا گذاشت
مجبور شدم ببرمش خونه مامانش تا اون یکی کامیونش رو برداره
دخترم رو هم رسوندم مدرسه
کلاً روزِ خیلی سختی بوده
واسه همین میرم ریورساید
و عرق میریزم فقط واسه اینکه برم اون رستورانه
که بری من رو برد و مارتینیهای محشری داشت
چون واقعاً به یه نوشیدنی و یه استیک مشتی نیاز دارم
هیچوقت فکر نمیکردم بگم که واسه خلوت کردن با خودم
باید برم ریورساید
ولی خب، فعلاً که اینجام
میخوام بیخیال همه چی بشم و روزم رو بسازم
واو
حتماً یه نفر این دور و برا میدونه آب کجاست
هی، تیوپم رو به تو هم میدم
ایول
میدونی اینجا فرودگاهه، نه استخر؟
میدونی توی ریورسایدیم. اینجا استخر نداره
نه دریاچهای، نه رودخونهای، نه استخری، نه اقیانوسی
وا، وا، وا، یه لحظه صبر کن
هیچ رودخونهای نیست؟
منظورت چیه؟
صبر کن ببینم، فکر کردی اومدی شنا؟
آره. شوخی میکنی؟
اگه قرار نبود شنا کنم که اصلاً نمیآمدم اینجا
ولی ما دمِ فرودگاهیم
هان؟
دمِ فرودگاه
آره، اینجا فرودگاهه
اینجا "انباریِ ساحلی" نیست
اینجا "انباریِ فرودگاهه"
ولی آخه یه رودخونه هست
اسمش ریورسایده
یه جای شنیه... آره
یه رودخونهی خشکشدهست
پر از سنگ و چوبه
با یه باریکهی خیلی کوچیکِ آب
هوا گرمتر از اونیه که رودخونه نداشته باشه
این گرما همین الانشم داره ملت رو دیوونه میکنه
اینو نگاه کن
تو میدونی رودخونه کجاست؟
خب، پس باید این حراجی رو سریع تمومش کنیم
خیلی خب، به حراجی خوش اومدین
و قبل از اینکه از این درها رد بشین
باید قوانین رو بدونین
میریم دمِ واحد، قفل رو باز میکنیم
و بهتون ۵ دقیقه وقت میدیم که یه نگاهی بندازین
حق ندارین برین توی واحد
حق ندارین هیچ جعبهای رو باز کنین
و هر کی پولِ بیشتری تو جیبش باشه
امروز صاحبش میشه
حاضرین؟
بزن بریم! بزن بریم! خیلی خب همگی
از این طرف. بریم
دقیقاً از این طرف
آمدیم
دنبال ما بیاین
چقدر خوبه که تو سایهست
بسیار خب
بفرمایید
اوه، بله
این یه واحدِ ۱۰ در ۱۰ـه دوستان
پر و پیمون و تا سقف چیده شده
یه چیزایی هست
کلی وسیلهست
وسایل تزئینی عید
صنایع دستی هم هست
یعنی وسایلی میبینم که میشه فروختشون
کلی خرت و پرتِ معمولی. آره
مواظب باش
بلند حرف نزن
یه کوسه همین نزدیکیهاست
کوسه، کوسه
خب، هیچوقت نمیشه مطمئن بود
جعبه میبینم و وسایل معلولین
متاسفانه یه زمانی مجبور شدم از همهی اینا استفاده کنم
اگه قیمتش مناسب باشه، میخوامش
این کوسه داره واسه شکار آماده میشه
اومم، درسته
آره، کلی چیز میز این توئه
کلی لوازم خونه
تو این گرما، تمیز کردنش خیلی کار میبره
اگه ارزون باشه، شاید یه شانسی بهش بدم
خیلی زیاده
یه جورایی شلوغ پلوغه
ولی یه شالِ قدیمی به چشمم خورد
شاید نشانهی چیزایِ دیگهای باشه
نمیدونم
خیلی زیاده
امیدوار بودم یه چیز سبک و راحت گیرم بیاد
خیلی خب، میدونی میخوام کجا بذارمش؟
میخوای بازش کنم؟ نه
تصمیم گرفتم بذارمش اون زیر
تا همین الان خنکم کنه
یه ذره عرقشونده. اه
فقط یه ذره عرقشونده. من اونجاها بودم
بریم سراغش. شماره ۲۰، نظرتون چیه؟
چقدر میدین؟ ۵۰ دلار
۵۰؟ کی میگه ۵۰؟
۷۵. حله
اینجا ۵۰ دلار دارم
۱۰۰
۱۵۰، ۱۷۵. آره
آره
۳۲۵ ۳۲۵، ۳۲۵ دارم.
۳۵۰، یک، دو
آره! ۳۵۰ تا
اونم هست
۴۲۵. ۴۵۰، ۴۵۰. آره
باید ادامه بدیم
۵۲۵ آره! ۵۰۰، ۵۰۰،
تا دارم، یک ۵۰۰
No comments yet. Be the first to leave one.