The Graham Norton Show

The Graham Norton Show

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 33

வெளியீட்டு விவரம்

The Graham Norton Show S33E21 Compilation Show 2 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 33 قسمت 21 The Graham Norton Show 2007 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 16
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 195 வரிகள்.

سلام و به دومین بخش از گلچین بهترین لحظات سری جدید خوش اومدید

همه آماده‌اید؟

پس بزن بریم که برنامه رو شروع کنیم

این برنامه حاوی کلمات بی‌پردست

مواظب شامپاین باش!

خب، بفرما. آره. آره، عالیه. خیلی هم خوب

کریسمس همگی مبارک

ببخشید

طوری نیست. فقط همدیگه رو بغل کردیم. کریسمس مبارک

بفرما! آره، داستان همینه

حالت خوبه؟ یهو هول برم داشت که نکنه زیپ شلوارم باز باشه

باید همون عقب چکش می‌کردم. کراوات روشو می‌پوشونه

خیلی تمیز جمعش کردی. ممنون. کسی نفهمید

بازگشت پاول، جک و جسی رو به برنامه خوش‌آمد می‌گیم

و یه خوش‌آمدگویی گرم هم داریم برای اولین حضور میشل دی سوارته

خیلی خوشحالم که اینجایی.

ممنونم

ما اولین بار تو مسابقه‌ی «درگ ریس بریتانیا» همدیگه رو دیدیم

تو داور بودی

و طرفدارهای پروپاقرص اون برنامه، عاشقت بودن

اون همه حس و حال و عشق طرفدارهای «درگ ریس» رو حس کردی؟

آره واقعاً. خیلی ازش لذت بردم

در ضمن، با خودم می‌گفتم انگار کل عمرم رو برای بودن توی این جمع داوری تمرین کردم

می‌دونی چی می‌گم؟

پیش خودم می‌گفتم: «آره، دقیقاً خودشه. مد، کمدی و قضاوت کردن.»

اومم. آره

دقیقاً خوراک خودته

و حالا، امشب روی این مبل حالت خوبه؟ (اذیت نمی‌شی؟)

آخه میشل به یکی از کسایی که روی مبل نشسته یه حس‌هایی داره

اوه... اوه اوه

اون کی می‌تونه باشه، میشل؟

جسی...

اگه می‌شه فقط از سر راه بری کنار

جک

وای خدای من

آخه... ببین، من از اون طرفدارهای دوآتیشه‌تم، اونم از خیلی وقت پیش

ببخشید بچه‌ها.

مثلاً گروه «تنیشس دی»... بله... برای من مثل یه الگو بود

اگه قرار بود برای اوایل بیست سالگیم یه موسیقی متن بذارم، قطعاً کارهای «تنیشس دی» بود

واسه همین واقعاً ازت ممنونم. وای خدایا، مرسی

کلی باهات زندگی کردم. چقدر مهربونی. واو

حس می‌کنم باید از پاول معذرت‌خواهی کنم

چون جسی باکلی هم یه جورایی رو جک بلک کراش داره

چی؟!

می‌فهمم. منم یه جورایی رو جک بلک قفلی دارم

از من انقدر هست که به همه برسه

نه جسی، مورد تو خیلی خاصه

من، مثلاً، اِم، بیشتر از اونی که منطقی باشه با خودم میگم

«بگیرش کج. ویولنسل...» آره، همینه

از فیلم «مدرسه راک»

«این کنترباسه.» «کنترباسه.»

آره. اوه

آخه کِی پیش میاد که بگی «بگیرش کج. ویولنسل...»؟

گفتم که «غیرمنطقی». یعنی اصلاً هیچ دلیلی نداره

می‌دونی، همون تیکه

ولی این جمله‌ات همین‌طوری تو مغز من جا خوش کرده

چقدر هم عالی

اون دیالوگ، یادمه که اصلاً توی فیلمنامه نبود

جرج دراکولیاس، تهیه‌کننده موسیقیِ خفن

و مسئول موسیقیِ اون فیلم هم بود

و اون اینو پروند به من

بم گفت: «تو برداشت بعدی باید بگی...»

«باید بگی: "تو ویولنسل می‌زنی..."»

«"بگیرش کج. ویولنسل، این یه کنترباسه."»

منم دقیقاً همونو ازش گرفتم و آوردم توی فیلم

و الان دیالوگ محبوبِ خیلی‌هاست

فکر کنم دیگه باید تعریف و تمجید از

جک بلک رو تموم کنیم

دیگه خیلی شد. اوه، یکی دیگه هم از میشل

خب نه. فقط دیدم که یه جرعه از کامپاری خوردی

بعد پشت‌بندش چایی زدی... آره

و بعدشم یکم آب خوردی

بلد نیستم با تعریف و تمجید برخورد کنم. اون فوق‌العاده‌ست

یه چایی داری و یه نگرونی

یه چای سفید، یه نگرونی و یه آبِ معمولی

ایول. با یکم سرمِ مرفین بغلش

تمام گروه‌های غذایی تکمیل شد

خب تیموتی، تو با روآن اتکینسونِ بزرگ توی «وانکا» کار کردی

بله، واقعاً. آره. آره. وانکا. اینطوری بگو، وااانکا. وااانکا

چون اگه یه ذره لحنش بره سمت یه حرفِ صدادارِ دیگه

یه کلمه دیگه میشه، یه کلمه کاملاً متفاوت. درسته، درسته

فقط دارم بهت هشدار می‌دم، چون یه جوری گفتی «وانکا...»

می‌دونم، آره. و با خودم گفتم «اوه! لب مرز بودا!»

اون تیکه‌اش رو بوق می‌ذارن. سانسور میشه. آره

و تو نقشِ پدر جولیوس رو بازی می‌کنی

ولی شنیدم پشت صحنه داشتی به تیموتی مشاوره می‌دادی

اون داشت به من توصیه‌های خوبی... می‌دونی

داشت در مورد ماشین‌های فوق‌گرون بم مشاوره می‌داد

آره. روآن کلکسیونرِ ماشینِ معرکه‌ایه. خودم رفتم سراغش

من تا به امروز هنوز هیچ ماشینی نخریدم

و اون توصیه‌هایی که بهم کرد، اصلاً در حد و اندازه‌ی من نبود، می‌دونی که چی می‌گم

فکر نمی‌کردم این‌طوری باشه، واسه همین شرمنده‌ام که اون‌طوری شد

تمام تلاشم رو کردم. اون موقع که حدوداً ۲۰ سالت بود

من رو با یه آستون مارتین رسوندی. ایول

من ۲۰ سالم بود، تو ۲۲ سالت. ای وای. یه چیزی تو همین مایه‌ها. آره، آره

درست به نظر میاد. اون زمان آستون مارتین داشتی؟ توی ۲۲ سالگی؟ آره. واو

آره، فکر کنم داشتم. آره. آره. فقط می‌تونم بیمه‌اش رو تصور کنم

تنها دلیلی که وارد دنیای نمایش شدم

این بود که سعی کنم یه آستون مارتین بخرم

و یکی هم خریدم، اونم تو سن خیلی کم. آره، همین‌طوره، خیلی جوون بودی

و... چه حسی داشتی؟ تجربه‌ی خوبی بود؟

راستش رو بخوای «رو»، با خودم گفتم: «عجب آدم نچسب و خودنمایی!»

واقعاً متأسفم. من یه جورایی

تو... اون موقع من یکم فلان بودم

منظورت اینه که حس کردی خیلی ضایعی؟ فقط با خودم گفتم: «آخه واسه چی...»

«آخه واسه چی تو ۲۲ سالگی باید همچین ماشین غولی داشته باشی؟»

اصلاً تو توی ماشین اون چیکار می‌کردی؟

چون از وقتی ده سالمون بود همدیگه رو می‌شناسیم. آره، آره

حتماً یکم بعد از اون بوده... ولی رابطه‌تون پاک بود؟ معمولی بود؟

متأسفانه افلاطونی بود. آره. من پا نمی‌دادم. آره، همین‌طور بود

اوه، بله. کاملاً پاک و افلاطونی بود. (خنده)

تیموتی، تیموتی، چه بلایی سر اون موهای فرفری و خوشگل «شالامی» اومد؟

همه‌شون رفتن. آره. آره. دزدیدنشون

چند وقته که غیبشون زده؟ از ۲۵ ژوئن

گذاشتیشون واسه فروش توی «ای‌بی»؟ نه، نکردم

چون یکی می‌تونست باهاشون یه کوسن رو پُر کنه

و کلی پول به جیب بزنه

به ذهنم نرسیده بود. اصلاً بهش فکر نکرده بودم

یعنی همین‌طوری موهای «شالامی» رو ریختن دور؟

می‌دونی، واسه فیلم «تل‌ماسه: بخش سوم» بود

و قرار بود یه تغییر شخصیتِ باحال داشته باشیم

و نقش کسی رو بازی می‌کنم که ۱۵، ۲۰ سال پیرتر شده

۳ واسه همین موهام رو ۳ میلی‌متری زدیم، فکر کنم بهش می‌گن نمره

ولی کارگردان کوتاه‌تر می‌خواست، نمره ۱.۵

بعدش نمره ۱ زدیم و من بهش التماس می‌کردم، می‌گفتم: «توروخدا، التماست می‌کنم!»

می‌دونی، آدم خیلی عجیب به موهاش وابسته است

یه جورایی مثل شخصیت آدم می‌مونه

این تارهای مویی که از سرمون درمیاد. مثل سامسون. آره. می‌دونی؟

قدرتت توی موهاته. ممکنه این‌طور باشه. تا حالا نشنیده بودم

داستان سامسون و دلیله. دلیله تمام موهاش رو زد و کل قدرتش رو ازش گرفت

اصلاً نمی‌فهمم داری درباره چی حرف می‌زنی

بعد از این برنامه می‌برمت یه مارگاریتا بزنیم

کلی داستان درباره مو برات تعریف می‌کنم

ولی حق با توئه، واقعاً چیز پرقدرتیه

مارگاریتا و خوندن انجیل واسه تیموتی شالامی! آره

ترکیب معرکه‌ایه، واقعاً معرکه‌ است

و «دان»، تو توی کلی کارهای موفق بازی کردی

ولی نمی‌دونستم که یه زمانی

قرار بود توی فیلم «ماما میا» بازی کنی

آره دیگه، آره. آره؟ آره

آره، تهیه‌کننده‌ها منو بردن ناهار و راستش رو بخواید

نقش کمدی توی فیلم "ماما میا!" رو بهم پیشنهاد دادن

منم گفتم: "خب، ببینید..." پیرس برازنان؟

بهشون گفتم: "ببینید، من خواننده‌ی حرفه‌ای و آموزش‌دیده نیستم."

"شاید بتونم یه نت رو نگه دارم ولی واقعاً بلد نیستم آواز بخونم."

اونا هم گفتن: "اصلاً مهم نیست، چون بیِرک و بیورک..."

یا هر چی که اسم اون دو تا پسره توی گروه "آبا" هست

"اونا دستگاه تنظیم صدا دارن."

"می‌تونن درستش کنن، با اتوتیون ردیفش می‌کنن."

منم گفتم: "آهان، خب باشه."

خلاصه قبول کردم این نقش رو بازی کنم

ولی ازم خواستن برم پیش مدیر موسیقی

تا فقط یه دور چند تا از آهنگ‌ها رو با هم مرور کنیم

این شد که رفتم تئاتر کمبریج

کلی پله رو رفتم بالا و وارد یه اتاقی شدم

که محبوب‌ترین جای دنیا برای من بود

چون یه دریایی از مردای "گی" اونجا بود

که توی اون دفتر کار می‌کردن، خب؟

و همه‌شون وقتی من وارد شدم با جیغ و داد

داشتن تشویقم می‌کردن

منم گفتم: "آره بچه‌ها می‌دونم، یکم استرس دارم."

رفتم توی یه اتاق بغلی با مدیر موسیقی

که پشت پیانو نشست

شروع کرد به زدن و گفت: "بیا فقط..."

"بیا یه تلاشی بکنیم و چند تا از آهنگ‌ها رو بخونیم."

"بیا با دنسینگ کویین شروع کنیم."

"هوم، بریم که داشته باشیم! قراره توی یه کار موزیکال بخونم!"

و خداییش، این صدایی بود که از حلقم درومد:

فقط یک نت! فقط یه نت رو می‌تونستم بخونم

نمی‌تونستم از اون یه تک‌نت تکون بخورم

بهشون گفته بودم که می‌تونم یه نت رو نگه دارم

فقط "یک" نت

طرف خیلی داغون به نظر می‌رسید

"فقط آروم باش. نفس بکش."

گفتم: "می‌دونم. من می‌تونم بخونم، واقعاً می‌تونم."

گفت: "باشه، بیا این یکی رو بخونیم. اینو حتماً بلدی."

با خودم گفتم: "اون یکی رو هم بلد بودم!"

شروع کرد به زدن، یکم شبیه "بابی کراش"، می‌دونی که

و آهنگ بعدی رو شروع کرد

گفتم: "این یکی رو بلدم. بریم."

# ماما میا

صدام اینجوری بود! (خنده)

درِ پیانو رو بست

دیگه کلاً وا داد

بعد برگشت سمت من و گفت: "خب، از دیدنتون خیلی خوشحال شدم."

"خیلی از دیدنتون خوشحال شدم." وای، خدای من

"باشه." خلاصه برگشتم به اون اتاق قشنگی که پر از آدم‌های مثلاً خوش‌برخورد بود

تک‌تک اون آدما سرشون رو این‌طوری انداخته بودن پایین

همه‌شون صدای اون گاوی که داشت می‌زایید رو شنیده بودن

هیچ‌کس تو چشمام نگاه نمی‌کرد

و منم از پله‌ها اومدم پایین

و باور کنین، هنوز پام به خیابون نرسیده بود که گوشیم زنگ خورد

مدیر برنامه‌م بود که می‌گفت: "عزیزم، اممم

این نقش زیاد بهت نمی‌خوره."

و همه‌چی همون‌جا تموم شد

The Graham Norton Show subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left