முதல் 200 வரிகள்.
بلو کوئينتو - جنوب شرقي برزيل
شما بازپرس هستين؟ - بله -
خدا رو شکر که تشريف آوردين
مسؤول اينجا کيه؟
پدر "آلميدا" بودن
ببين! چند تا نشونهي ديگه نياز داري؟
آيا مجسمه، به هر دليلي، از کليسا منتقل شده؟
نه. مجسمه روزي که پدر "آلميدا" فوت کردند .شروع به گريه کردن کرد همون روز هم کفترا برگشتن
مردم روستا عاشق پدر "آلميدا" بودن
اشک مريم مقدس، خون عيسي مسيح ـه
پيشنهاد ميکنم کليسا رو خالي کني
من بايد پايه مجسمه رو بلند کنم
!بلندش کني؟
آره - !نه! نه -
پدر "آلميدا" هرگز چنين اجازهاي نميدادن
خانم؟ اين تسبيح شخصي پدر "آلميدا"ست
نه خانم. شما نبايد اون رو بخريد - نه، ازش خوشم اومد ... چنده؟ -
نبايد اين کار رو ميکردي از مُرده دزدي کردي
درود بر تو مريم مقدس اي سراسر بخشايش خداوند با تو باد
،رحمتت را بر زنان ارزاني بدار ... و مرحمت فرست بر
ديکشنري آکسفورد : معني استيگماتا در سنت مسيحيت به زخمهايي شبيه به آنچه روي بدن مسيح در هنگام مصلوب شدن پديدار شد استيگماتا ميگويند
هي، "فرانکي"، عزيزم !هي فرانکي
پاشو بريم صبح بايد برم سر کار. خيلي هم مشروب خوردم
!يعني براي خونه اومدن با من خيلي خستهاي؟
ممکنه خسته باشم اما نمردم که
الو، سلام مامان
چطور اين کارو ميکني؟ از کجا ميدوني که منم؟
معلومه که تويي
!تو سمجترين زنگ تلفني هستي که من دارم
خب حالا! نزديک تلفن بودم، گفتم احوالت رو بپرسم
حالت چطوره؟ - کجايي؟ -
"بلو کوئينتو"، نزديک "ريو"
... خيلي زيباست - ... مامان، گوشي -
پشت خطي دارم
الو؟
دير شده کجايي عزيزم؟
!ها، ها متنفرم از اينکه همينجوري ميذاري ميري
حداقل ميتوني يه خدافظي هم بگي
چرا؟ - !چرا؟ -
!بيخيال
ببين، مامانم رو خيلي وقته پشت خط نگه داشتم
شب ميبينمت - باشه، فعلاً -
.مامان؟ سلام، برگشتم پس از "ريو" خوشت اومده؟
.محشره بسته به دستت رسيد؟
آره، ديروز رسيد
خب، نظرت چيه؟ خوشت اومد؟
اصلاً بازش کردي؟ - .گوشي. بايد اونيکي تلفن رو بردارم -
خب، نظرت چيه؟
اصلاً وقت کردي يه نگاهي بهش بندازي؟
دارم بازش ميکنم - اوه اوه، خب؟ -
اوه! يه کارت پستال - خوشگل نيستن؟ -
يه بُرس باحال - صنايع دستي يه خانمه، خودم ديدم -
يه کلاه کوچولو - اون کلاه ... باحال نيست؟ -
اون مال يه عروسک کوچولو بود - يه گردنبند -
.نه، راستش اون گردنبند نيست اون يه تسبيح ـه
از کجا آورديش؟
همين روستاي کوچيک که اسمش "بيلو کوئينتو" ست
من اصلاً خبر نداشتم رفتي اونجا - يه کوچولو اومدم اينجا يه دوري بزنم -
خب نظرت در مورد کادوها چيه؟ دوسشون داري؟
خيلي خوشحالم که موقعيت شد باهات حرف زدم
بخاطر سفر دريايي که داشتم، حدود يه ماه ميشه که باهات حرف نزدم
الانم ديگه بايد برم - باشه. خوش بگذره . دوست دارم -
منم دوست دارم عزيزم. خدا فظ - خوشحالم که زنگ زدي مامان. خدافظ -
ممکنه دو تا "لاته (نوعي قهوه)" بهم بدين؟ کم خامه
بله، الان - يکي بسه. من نميخورم -
يه ساندويچ گوشت و تخم مرغ هم واسم بذار
سريع - الساعه -
چته؟ امروز هيچي نميخوري؟
امروز صبح از بوي چايي بالا آوردم
اوه، خدايا
خيلي وقته؟
يه هفتهاي ميشه - يه هفته؟ -
.نميدونم، چند روزي هست يه حال عجيبي دارم
تو هم که استاد پياز داغ زياد کردنيا
من که ميگم فقط داري روحيهت رو تضعيف ميکني
حس ميکنم قلبم افتاده توي معدهم
باشه، به جون خودم پياز داغ نيست
اگه حامله باشم چي؟ - از "استيون"؟ -
اگه قرار باشه يه آدم به اين دنيا بيارم چي؟
خب که چي؟ تو کلي حق انتخاب داري
ميدوني چيه؟ نميخوام بهش فکر کنم
اعصابم رو بهم ميريزه - بفرماييد -
... بهتره کون گشادمون رو تکون بديم بريم سر کار
مرسي. اينو بگير - چون حسابي ديرمون شده ... -
اين که عجيب نيست. تو هميشه دير ميکني
سلام خوشگله دنبال خوشگزروني ميگردي؟
...اين لطف شما رو ميرسونه. ولي نه، ممنونم
!اوه بيخيال. بيا خوش باش !يه کم مرد باش
باشه بابا !بهت تخفيف واتيکاني ميديم
"واتيکان"
پدر "اندرو کرنَن". خوش آمدي
"کاردينال "هوسمن
.اينا شگفت انگيزن حقهشون کجاست؟
خب، بخوام راستش رو بگم، نميدونم
اونا احتمالاً با اين مجسمه پول خوبي به جيب ميزنن
و ... اين ... اين چيه؟
عکس با اشعهي مادون قرمز از اشکها
...با توجه به دماي اتاق و ساخت مجسمه از سنگ
...اشکها توي عکس سفيد افتادن، چون
چون اونا گرم هستن
اشکهاي گرم؟ - بله -
آزمايشگاه من پس از تست و آناليز تأييد کردن که نه تنها خون جاري از مجسمه گرم هست بلکه مربوط به انسان هم هست
ميدونم به چي فکر ميکنيد
ولي با تمام احترام "دانيل"،اين تقلبي نيست
اون فقط يه حجم ساده از سنگ سخت ـه
و هيچ توضيح علمياي وجود نداره
...اندرو"، تو رو فرستادم برزيل"
تا در مورد ظهور مريم مقدس در کنار يک ساختمون تحقيق کني
،بله، ولي زماني که تو "سائو پائولو" بودم ...در مورد مجسمه شنيدم
پس تصميم گرفتم برم و يه نگاهي بندازم - و؟ -
و چي؟
صورت مردم مقدس روي ساختمون؟
اون يه لکه از اُکسيده شدن آب بارون رو ديوار بود
،بخاطر چکه کردن قطرهها روي ديوار پديد اومد
خطاي ديد از يک زن نقاب پوش
.خوبه پس مسأله رو تموم شده درنظر ميگيريم
پدر "داريو" مأموريت بعديت رو بهت ميگه
...اميدوار بودم من رو برگردوني به
."بلو کوئينتو" ...
چرا؟
چون به آزمايشهاي بيشتر روي مجسمه نيازه
داري ميگي مجسمه رو توي "بلو کوئينتو" گذاشتي؟
آره
...مسلم ـه که ميرم بردارمش
ولي وقتي تأثيرش رو روي مردم منطقه ديدم اون شگفت انگيز بود...
اون به عنوان اساس ايمان ظاهر شده بود
،اندرو"، اساس ايمان کليساست"
نه يه مجسمهي گريان
...وقتي به مأموريت ميري
...نمايندهي کليساي کاتوليک و
و مجمع رسيدگي به مقدسات هستي ...
"بله، کاملاً واقفم "دانيل
من همچنين يه دانشمندم و حقايق رو ميبينم
و حقيقت اينه که اين مجسمه اشکي از خون انسان داره
خب، در اين صورت هم تو روش کار رو ميدوني
مجسمه بايد به "واتيکان" آورده بشه
...ما آزمايشات ويژه رو انجام ميديم
زمينشناسان، مهندسين، کاردانهاي پزشکي
ما طي سال گذشته، 50 يا 60 مجسمهي گريان رو آزمايش کرديم
...حتي يه دونه از اونها هم
،بله، کاملاً مطلع هستم ... ولي فقط ميخوام که بدوني
،که به نظر من ... اين مورد، فکر ميکنم، فرق داره
بهت اجازه نميدم دوباره به برزيل برگردي
،ما اونجا زمين شناس داريم ،اگه اون هم تشخيص داد
مجسمه رو مياريم اينجا براي آزمايشات بيشتر
...پدر "داريو"، تمام اطلاعات ممکن در مورد
کليساي "بلو کوئينتو" رو برام جمع کن
"ممنونم "اندرو
ممنون
تا حالا هيچوقت اينجوري نديده بودمش
مشکل "اندرو" اينه که نميتونه تصميم بگيره دانشمنده يا کشيش
فرانکي"، بيخيال"
داري خودتو ديوونه ميکني - نه -
...اگه نگران ايني که حامله شدي
چرا الان نميريم داروخونه و يه تست حاملگي نميگيريم؟
باشه، يه چند روزي بيخيالش شو، خب؟
مطمئني؟ - من خوبم -
نميخواد نقش مادرم رو بازي کني، خب؟
باشه رفيق. تماس ميگيرم
باشه، خدافظ، آروم برون
خيلي وقته؟ - يه هفتهاي ميشه -
تو هميشه تأخير داري چيز جديدي نيست
اگه قرار باشه يه آدم به اين دنيا بيارم چي؟
فرانکي"، تو کلي حق انتخاب داري
پرستار، يکي به من بگه چي شده
نميفهمم - !از سر راه برو کنار -
فرانکي"، صدام رو ميشنوي؟" من همينجا کنارتم
بجنب
اين همه خون بخاطر چيه؟
يه انبر بدين به من - !"فرانکي" -
اوکي، آزمايش خون و ادرار، الکتروليز، سم شناسي
!فشار خون چنده؟ سريع
گزارش سم شناسي و سيتي اسکن رو سريع برسونين - آمادهست -
ضربان قلب نامنظم ـه
فشار خون غيرعادي 195روي 120
دستبندا رو باز کنين - سرنگ کجاست؟ -
!(اعلام ميکنم، وضعيت وخيم (کُد آبي دستگاه شوک رو بيار
ژل بزن. خب، آمادهست؟
مارک"، شوک رو بيار" - باشه، آمادهست -
دماي بدن و فشارخون به حالت عادي برگشت
تو کياي؟
.دکتر "رستين" هستم ميدوني اسمت چيه؟
چي شده؟ من کجام؟
توي اورژانس هستي
بيهوش توي آپارتمانت پيدات کردن
چيزي يادت مياد؟ - نه -
اوه، خدايا ميشه بياين اينجا کمک من؟
.سوزن و نخ بخيه لازم داريم يه پارگي عميق روي دستش داره
خدايا، از اونور زده بيرون
خانم، نميتونين برين اونجا
...ببخشيد دکتر، من بايد - لطفاً بشينيد -
من فقط ميخوام بدونم چه بلايي سرش اومده
.حالش خوب ميشه لطفاً بشينيد، ممنون
اين يه سوراخه "فرانکي" که با يه جسم تيز ايجاد شده
درد نداري؟
نه. عجيبه، مگه نه؟
!واي، ميبيني؟ !تا بهش دست ميزنم خونريزي ميکنه
شايد نبايد بهش دست بزني
...هر دو تا زخم مثل هم هستن هم توي اندازه، هم توي شکل
شاهرگ اصلي رو سانتي متري رد کردي
No comments yet. Be the first to leave one.