Killers of the Flower Moon

Killers of the Flower Moon

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Killers of the Flower Moon 2023 REPACK Hybrid 1080p BluRay DDP7 1 x264-ZoroSenpai
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Killers of the Flower Moon 2023 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 32
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

فردا این یکی رو دفن می‌کنیم

این «مردِ پیپ» رو

قاصدِ ما پیشِ «وا-کون-تا»

وقتشه که این پیپ رو با عزت و احترام دفن کنیم

و آموزه‌هاش رو کنار بگذاریم

بچه‌هایی که اون بیرون دارن گوش می‌دن

اونا زبانِ دیگه‌ای رو یاد می‌گیرن

سفیدپوستا بهشون درس می‌دن

اونا رسم و رسومِ جدیدی یاد می‌گیرن

و دیگه از راه و روشِ ما چیزی نمی‌دونن

کارگرای شرکت نفت فیلیپس، همین‌جا

خدمه‌ی خط لوله‌ی نفت کریسون، این‌طرف. میدان نفتی بربانک، این‌طرف

نفت مارلند! زمین‌شناس‌های شرکت نفت فیلیپس، این کامیون

پولدار بشید. می‌تونید حسابی پولدار بشید. پولدار شدن همین‌جاست. همین‌جا

کارگرای شرکت نفت فیلیپس

ارنست

بله

ارنست برکهارت؟ من هنری هستم. آره

هنری روئن

می‌برمت پیش عموت، هیل. بسیار خب

بیا بریم. راه بیفت. ماشینِ ما اینجاست، همین‌جا

زود باش، وایسا

این زمین‌ها مالِ کیه، هنری؟

زمینِ منه

زمینِ منه

به‌به، ببین کی اومده. قهرمان جنگی‌مون رسید

به خونه خوش اومدی، ارنست. خوش اومدی

از دیدن دوباره‌ت خیلی خوشحالم

خیلی خوشحالم که به سلامت رسیدی

برادر

ممنون که نامه نوشتی، هان؟ خوشحالم که برگشتی، برادر

ارنست، بیا، این زن‌عموت میرتل و این هم پسرعموت، ویلیِ کوچک

خوش اومدی. از دیدنت خیلی خوشحالیم

ببین چقدر بزرگ شده. باورکردنی نیست، نه؟

خب، اینجا یه مزرعه‌ی پرورش گاوئه. خبری از نفت نیست

نفت نداره؟ آره. نه نفتی، نه ترسی؛ پس منم بدون هیچ ترسی اینجا جاگیر شدم

زمان از دست می‌ره. این ثروت هم یه روزی خشک می‌شه

خشک‌تر از اون هفت سال قحطی که گریبانِ فراعنه‌ی باستان رو گرفت

این مردم بیمارن

مردمِ مهربونی هستن، خوش‌قلب هستن، ولی مریض‌احوالن

تو چی؟ خونریزی هم دیدی؟

یه چیزهایی

خب، من... من توی پیاده‌نظام آشپز بودم

کلسی موریسون رو دیدی؟ اونم اونجا بود

دیدمش. آره

اوتیس گریگز و بقیه، اگه یادت باشه

سربازا باید غذا بخورن. تو شکمِ سربازایی رو سیر کردی که جنگ رو بردن

خب، بیشتر شاهدِ مرگ‌ومیر بخاطر آنفولانزا بودم، اما

خب، شکمت چی شد؟

روده... روده‌ام ترکید

نزدیک بود جونت رو از دست بدی

بهم یه کمربند دادن و گفتن نباید هیچ چیز سنگینی بلند کنم

خب، تصمیم خوبی گرفتی که برگشتی اینجا، چون اینجا

می‌دونم

الان اینجا پول مثل ریگ ریخته

خب، من... من عاشقِ پولم، قربان

بهم نگو «قربان»

بهم بگو «عمو»، یا مثل قدیما بگو «کینگ». یادته؟

بهتون بگم «کینگ»؟ آره

کینگ

حالا، اونجا مریضیِ خاصی که نگرفتی، گرفتی؟

نه. نه. مطمئنی؟

مطمئنم قربان. مطمئنم. تا جایی که می‌دونم نه

اونجات رو مواظب بودی؟

بودم. بودم

تا جایی که می‌تونستی. تا جایی که می‌تونستم

آره

زن‌ها رو دوست داری؟

خودتون می‌دونید که زن‌ها رو دوست دارم. نقطه‌ضعفمه

اونجا چه جور زن‌هایی بودن؟

فقط سفیدپوست. تا جایی که دیدم فقط سفید بودن

سرخ‌پوست دوست داری؟

سرخ؟

منظورتون اون مدل «سرخ»هاست؟

سرخ دوست دارم. سفید دوست دارم. آبی دوست دارم. همه‌شون رو دوست دارم

واسم فرقی نمی‌کنه. من طماعم

از تپل‌ها خوشم می‌آد. تپل‌ها، خوشگل‌ها، لطیف‌ها

اونایی که بوی خوبی می‌دن، می‌دونید دیگه

خب، باید حواسمون بهت باشه. خیلی سر به هوایی

حالا که حرفش شد

هی، بایرون

بله

اوه، آره، عالیه. واقعاً عالیه

جلوی چشم بقیه با الکل خودت رو لو نده، شنیدی؟

چون اونوقت دردسر درست می‌کنی

درسته بایرون؟ درسته کینگ

نه قربان. نمی‌کنم. قول می‌دم

گوش کن، بیشترِ آدم‌های اینجا فاسد و کلاهبردارن

بعضیا راهِ درست رو می‌رن، ولی بیشترشون راهِ کج؛ پس ساده‌لوح نباش

نه قربان. نمی‌شم. سرِ هیچ و پوچ دردسرِ کوچیک درست نکن

اگه قراره دردسر درست کنی، بزرگش رو درست کن. جوری که ارزشش رو داشته باشه، شنیدی؟

بله، قربان

می‌بینی که، من رسماً معاون کلانتر ذخیره در فیرفکس هستم

نمی‌خوام چشم‌های غریبه رو به اینجا بکشونی

دنبال اون‌جور دردسرها نمی‌رم. آره

کارهای احمقانه نمی‌کنم

و بعد از اون همه مدت که اونجا بودی، هنوز عقلت سر جاش هست؟

معلومه که هست. من خِنگ نیستم قربان. قوی‌ام

خب، یه کاری برات در نظر گرفتم. رانندگی می‌کنی

چون به خاطر وضعیت شکمت، کار دیگه‌ای ازت برنمی‌آد

زیاد اهل مطالعه نیستی، نه؟

مطالعه؟

آره، کتاب می‌خونی؟ زیاد می‌خونی؟

خب، خوندن بلدم

خب، باید یکم اطلاعاتت رو بالا ببری. بایرون، اون کتابی که درباره‌ی «اوسیج»هاست رو بهش بده

این یکی؟ آره، همون

یه چیزی یاد بگیر. بلدم بخونم، قربان

اوسیج‌ها. اونا بدترین زمین‌های ممکن رو دارن

اما پروردگارِ مهربون از همه زرنگ‌تر بود

توی دلِ اون زمین‌ها نفت بود. طلای سیاه

اما اونا آدم‌های دانایی هستن

یه جوری برنامه‌ریزی کردن که حرفِ اول و آخر رو درباره‌ی اینکه نفت به کی برسه و حقِ امتیاز مال کی باشه، خودشون بزنن

اوسیج‌ها تیزن

زیاد حرف نمی‌زنن، برای همین ممکنه احساس کنی

که برای پر کردن سکوت، باید مدام پرحرفی کنی

مخصوصاً وقت‌هایی که نوشیدی

اگه حرفِ حسابی برای گفتن نداری، بهتره ساکت بمونی

نذار اینجوری گیرت بندازن

بهش می‌گن «وراجیِ مرغِ سیاه»

وراجیِ مرغ سیاه

فقط به خاطر اینکه حرف نمی‌زنن

معنیش این نیست که از زیر و بمِ همه چیز خبر ندارن

آره، اوسیج‌ها شریف‌ترین و زیباترین مردمِ روی زمینِ خدا هستن

جان وایت‌هر، ۲۳ ساله

بدون بررسی و تحقیق

بیل استپسون، ۲۹ ساله

بدون بررسی و تحقیق

آنا سنفورد، ۴۱ ساله

بدون بررسی و تحقیق

رز لوئیس

ساله ۲۵

بدون بررسی و تحقیق

بفرما، اینم از این

و سارا باتلر، ۲۱ ساله

خودکشی

نام خود را بگویید

مولی کایل هستم. فاقدِ صلاحیت

شماره‌ی سهمیه‌ی شما چنده؟

دویست و هشتاد و پنج

شما درخواست ۷۵۲ دلار پول اضافی کردید

برای پرداخت هزینه‌ی پزشکیِ یه دمل

بله، قربان

جراحی موفقیت‌آمیز بود؟

بله، قربان

و در مورد دیابت؟

یه نسخه توی داروخانه‌ی فیرفکس دارم. کمکم رو می‌فرستم که ماهی دو بار اون رو بپیچه

می‌دونی که، باید حسابی مراقبش باشی

خب مولی، موضوع مادرت هست

می‌دونی که اون هم تحتِ سرپرستیه، پس ما باید حسابِ تک‌تکِ سِنت‌ها رو داشته باشیم

اینجا نوشته که اون ۳۱۹ دلار و ۵ سنت پولِ گوشت داده

توی خواربارفروشی

فکر نمی‌کنی این حجم از گوشت برای نیازِ اون خیلی زیاد باشه؟

بله، آقای بیتی

خب، حواست به این موضوع هست، مگه نه؟

بله

بسیار خب همگی. برای دریافت پرداخت‌های سهمیه اینجا صف ببندید

فقط اونایی که تحتِ سرپرستی نیستن

اونایی که تحت سرپرستی هستن، با قیم‌شون بیان. قیم باید برای امضای چک‌ها همراهتون باشه

باید قیم‌تون رو پیدا کنید. این دفعه چیز جدیدی نداریم، همشهری‌ها

عکس سی‌دلاری برای آیندگان

نمی‌خواید تاریخچه‌ی خونوادگی‌تون رو ثبت کنید؟ بیاید دیگه

شما چطور قربان؟ شما... حالا، نرو دنبال اون

اون هیچی بلد نیست. ناشیه

شما و خانواده‌تون به یه عکسِ درست و حسابی نیاز دارید

برای شما قربان؟ ۴۰ دلار. برای شما؟ ۴۰ دلار

چقدر؟ ۴۰ دلار؟ ۴۰ دلار

خیلی خب. همین الان ۳۵ دلار نقد بهت می‌دم

می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه. ۳۵ تا، قبوله

بیار ببینم، تمومش کن بره

همه‌تون توی عکس خیلی قشنگ می‌افتید. همگی بیاید این‌طرف، اینجا

حالِ همسرم خوب نبوده. دکتر می‌گه مشکل از بنیه‌ی بدنشه

پسره آسم داره

آسمش مانعِ پیشرفتش شده. فقط به یه فرصت نیاز داره

چک‌هاتون رو گرفتید. شما تحت سرپرستی نیستید. بفرمایید

ما یکی می‌بریم. از اون رنگی‌ها

ممنون. متشکرم

بذار یه چیزی بهت بگم، بنزین تموم کردی یا چرخِت پنچر شد

مستقیم برگرد همین‌جا و یه ماشین دیگه بخر

خانم، ماشین می‌خواید؟ لکنه‌ی من همون‌جاست

ممنون

باید مراقب باشید. امروز آدم‌های مشکوکِ زیادی این اطراف هستن

هی، ارنست

هی، کلسی موریسون

ما توی فرانسه با هم خطِ مقدم بودیم. هی

چطوری؟ از دیدنت خیلی خوشحالم! منم همین‌طور. منم همین‌طور

همسرم، کاترین کول

اوه، از آشنایی‌تون خوشبختم. خوشبختم

اصیل

از «مردمِ آسمان» هستید، درسته؟ مردمِ آسمان؟

آب‌های میانه. آب‌های میانه

پولِ زیادی پای این وسطه

تو هم روی این مسابقه شرط بستی؟

نه. نه

پس بزن بریم

آره

متأسفم که شنیدم حالش خوب نیست

می‌دونید که پدر، مثل همیشه همون‌قدر لجبازه

به مادرت بگو براش دعا می‌کنم، باشه؟

مراقب خودت باش. آره. ممنون، پدر

می‌دونی منظورم کیه وقتی می‌گم مولی کایل؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left