முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
.میخوام با تو باشم .میخوام شانسش رو داشته باشیم
.شدیدتر شده .نوع چهارم سرطان لنفومـه
چه مدت طول میکشه؟ چند سال؟
.به سال نمیرسه. چند ماه
ویکتوریا کجاست؟ - .من چیزی نمیدونم -
.حرفت رو باور نمیکنم
.میدونم چطور ویکتوریا این کارو به انجام رسونده
طوری جلوهش داده که من توی پارکینگ .بهش حملـه کردم
طوری اتاق هتلش رو آماده کرده ،که بنظر بیاد بهش حمله شده
که کاری کنه دنیا باورش بشه ...من یه هیولایی بودم
.که زنده زنده ملکـه رو سوزوندم
ما سوابق دندونپزشکی و عکسهای .رادیوگرافیـش رو داریم
.اونا رو با مال زنی به اسم مری گینـز عوض کرده
...اون سوییشرتی رو که ویکتوریا میگفت
.امیلی موقع حمله بهش تنش بوده رو پیدا کردم
اینو به کاراگاه هانتر گفتی؟
.خیلی سریع به خدماتتون نیاز دارم
.تو زندهای
،وقتی یه دختر کوچولو بودم
،تفسیر بین خوبی و پلیدی
.برام به وضوح شب و روز بود
،اما زندگی پیچیده میشه
،اون خط قرمز محو میشه ...و یاد میگیریم که کارهامون رو توجیه کنیم
.وقتی که فهمیدیم از اون خط قرمز عبور کردیم
،اگه مراقب نباشیم
،اون تصمیمات میتونه ما رو پر از تاریکی بکنه
ما رو با سرنوشتمون رها میکنه .تا دیگه روشنایی رو نبینیم
.کارت خیلی داره خوب میشه
چی شده، عزیز دلم؟
چرا آدمهای بد وجود دارن، بابا؟
داری درموردهمون تصادفی که توی تلویزیون دیدی حرف میزنی؟
پرواز 197؟
.فکر نکنم مردم بد به دنیا بیان
فقط تصمیماتشونه که اونا رو به آدمهای دیگه .تبدیـل میکنـه
...فکر کنم گاهی مردم خودشون رو متقاعد میکنن
.که انجام یه کار بد مشکلی نداره
اگه من این کارو کنم، چی؟ - .هیچوقت نمیکنی -
.تو همیشه به دلت گوش میکنی
،و اگه حتی از این مسیر خارج بشی
.بابا همونجاست که برت گردونه
.قول میدم
کاراگاه؟
میدونید امروز صبح، کاراگاه هانتر کی میاد؟
.نمیاد
...خب، باشه، امروز بعدازظهـر - .کاراگاه هانتر مرده -
چی؟
.نه
.نه، باورم نمیشه
،اگه ربطی به این موضوع داشته باشی
.من میفهمم
کسی نشناختت؟
.کسی توجهش جلب نشد
چرا باید جلب شه؟
.ویکتوریا گریسون مرده
.خیلی خوشحالم در امانی
.به لطف تو
بهش گفتم قبل اینکه بن پیدات کنه .تو رو از اونجا ببره بیرون
...اصلاً انتظارش رو نداشتم که
.میدونم
.کاری که اون زن با بن کرد، وحشتناک بود
حالا تنها چیزی که میتونیم بهش امیدوار باشیم .اینه که خون دیگهای قرار نیست ریخته شه
درسته؟
اینجا رو آماده کردم واسه اینکه ...اینجا مخفی بمونی
،توی شعبهی تازه تاسیسمون، البته تا فردا
."که با یه جت خصوصی میری به "مونتپلیـر
.همهی این اتفاقها با تعویض هویت آماندا کلارک شروع شد
.و حالا با تعویض هویت من تموم میشه
با شارلوت و پاتریک حرف زدی؟
.اونا به مراسم ختم دعوت شدن
...ویکتوریا
...میدونی که تا وقتی امیلی متهم شه
،و تو در خارج جات امن باشه .نمیتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی
...خب
.فرقی نداره
خیلی شده که به شارلوت زنگ بزنم .و براش بنویسـم
.اما هیچوقت جوابی نگرفتم
تو بهتر از هر کی میدونی که چقدر ...رابطهی بینِ
.مادر و دختر میتونه پیچیده باشـه
.حتی بیشتر از اونی که متوجهشی
...اون جسدی که بجای خودم جا زدم
.مادرم بود
.همگی بلند شید
.دادگاه رسمیست
.جناب قاضی، "جسی ماس" ریاست رو برعهده دارن
.لطفاً بشینید
،آماندا
کاملاً در این باره مطمئنی؟
.مسلمـه
.میبینم که هر دو وکیل حاضر هستند
بذارید شروع کنیم، امکانش هست؟
...جناب قاضی، از طرف موکلـم
دوست دارم ازتون تشکر کنم .که این جلسهی رسیدگی رو قبول کردین
.بهتره حرفتون ضمانت داشته باشه، خانوم کلارک
.داره، جناب قاضی
خب، پس روشنمون کنید، میشه؟
،پدرم یه بار گفت هیچکس بد به دنیا نیومده
اینکه... این تصمیماتمون هست که .تعیین میکنه چه آدمی باشیم
،با اون معیارها
من و ویکتوریا گریسون خیلی با مقدسات .فاصله داریم
...اما فقط یکی از ما از خط قرمز عبور کرده
.که راه بازگشتی ازش نیست
...جناب قاضی، داره درمورد شخصیت قربانی
،ادعای بیاساس میکنه .قبل اینکه حتی دادگاه شروع بشه
.برید سر اصل مطلب، خانوم کلارک
،درخواست کردم امروز در دادگاه حاضر بشم
.چون چیزی هست که باید بدونید
.من برای قتل ویکتوریا گریسون گناهکارم
.::© Rain Angel تـرجمـه و زيـرنـويس : پري سا ©::.
داری چی کار میکنی؟ چرا اعلام کردی که گناهکاری؟
.بن مرده - چی؟ -
.دیشب کشته شده، توی خونهش
،میگن یه تصادف بوده
.اما باور نمیکنم
،اون به قتل رسیده
.و این تقصیر منـه
واسه همین اعتراف کردی که ویکتوریا رو کشتی؟
.با عقل جور در نمیاد
.این کارو کردم بابا - .دروغ میگی -
.تو هیچوقت کسی رو نمیکشی .همچین آدمی نیستی
.برام مهم نیست که دارن گوش میدن
بیست سال از زندگیم زندان بودم .برای کاری که نکردم
.نمیتونی الان تسلیم بشی
.نمیخوام باقی عمرم رو بدون تو بگدرونم
.کافیه، کلارک. وقت تمومه
میشه پنج دقیقه دیگه بهمون وقت بدین، لطفاً؟
.دوسِت دارم
!آماندا. آماندا
.امیلی یه نابغهست - ...چطور اعلام گناهکاری -
برای قتلی که مرتکب نشدی، زیرکانهست؟
،اوه، بعد از دوران حبسـم
به این نتیجه رسیدم که ...به یه نقشهی حسابی نیاز داریم اگه
...خب، بیشتر "وقتی" نیاز داریم
.که یکی از ما کارش دوباره به بازداشت بکشه
واسه همین درمورد تمام مشخصات ...و امنیت زندانهایی که
.توی شعاع 200 مایلی هستن، تحقیق کردم
یعنی... امیلی اعلام گناهکاری کرده ...واسه اینکه انتقالش بدن
به یه زندان با امنیت بالا؟
.جایی که میشه بیاریمش بیرون
.مادرت کارهای غیرقابل بیانی باهات کرده، ویکتوریا
.فکر کردم تو اونو از زندگیت انداخته باشی بیرون
.همینطوره
...و هشت سال بعد از اون
.هیچوقت سعی نکردم درموردش تجدید نظر کنم
،اما شب بعد از وقتی که آماندا لهم کرد
.یه تماس غیرمنتظره دریافت کردم
.ویکتوریا
.انتظار نداشتم بیای
،خب، اگه نمیاومدم
.فکر میکردی که آدم بزرگتری هستی
خب، نمیشد اینطوری، مگه نه؟
...میدونم فکر میکنی
.مادر افتضاحی بودم
...و بعد از اینکه ،روز "شکرگزاری" تحقیـرم کردی
...شرط میبندم امیدوار بودی
.از خجالت برم زیر زمین و بمیرم
...دوسِت داشتم، مادر
به قدری که قتلی که تو مرتکب شده بودی رو ،به گردن گرفتم
.امیدوار بودم که یه روز توام منو دوست داشته باشی
...و بجاش، وقتی آزاد شدم
،اون مرد شهوتپرست رو توی خونهمون دیدم
.که منتظر منه
.نخواستم بیای اینجا که دعوا کنیم
...من اسمم رو عوض کردم واسه همین
دیگه شانس اینو نداری که .دوباره اذیتـم کنی
...و تصور کن چطور غافلگیر شدم وقتی
...اون دختر رو توی تلویزیون دیدم
.که مجبورش کرده بودی همین کارو کنه
،درمورد مرگ دنیل شنیدم
...اینکه شارلوت توی ترک اعتیاده
.دوباره
...حتی در مورد
.حرومزادهت هم شنیدم
...کسی که ترکت کرده
.همونطور که تو ترکش کردی
.حالا تو بهم بگو، ویکتوریا - .نه -
کی مادر بهتری بود؟
.باید قلبم رو از پدرم به ارث برده باشم
.تو این حقیقت رو بهم بدهکاری اون کی بود؟
نشناختیش ویکتوریا؟
..."اون "مرد شهوتپرست
...که به تخت خودت گمراهش کردی
...تو
...تو یه هرزهی بیرحـم و نفرتانگیـزی
.که لیاقتش اینه که توی جهنم بسوزه
...خب، پس
...ما این صحبت رو ادامه میدیم
.همونجا
...فقط با مرگش بود
...که مادرم بالاخره میتونست یه کار مفید انجام بده
.برای دخترش
...تو تنها خانوادهای هستی که برام مونده
.به لطف آماندا
.من کنارتم
.اما اون هنوز یه تهدیده
...تنها دلیلی که اعتراف کرده
.اینه که قصد یه کاری رو داره
،خب، حرکت بعدیش هر چی باشه
...میرم توی قبر خودم
قبل از اینکه بهش اجازه بدم دوباره .بچههام رو اذیت کنه
No comments yet. Be the first to leave one.