முதல் 152 வரிகள்.
مایلیم که یه چند کلمهای بگیم
الخاندرو ما خیلی بهت افتخار میکنیم
و خیلی خوشحالیم که مالک هم حالا جزئی از زندگی ماست
ممنون، مامان و بابا
حالا بیایید برقصیم
!عه - !هی، عه -
!هی، عه
حالت خوبه؟
آره. آره
حالم خوبه
میتونم ازت یه سئوال بپرسم؟ - البته که -
خودت میدونی که چطور همه چیز اینجا عالیه
و ما هم دیگه رو دوست داریم؟
آره
...تا حالا حسی داشتی که
یه چیز دیگه هم هستش که باید راست و ریستش کنیم؟
شوخی میکنی دیگه، نه؟ جوک بودش؟
مثلاً درست ته دلت؟
نه، آلما تو باید به این اعتماد کنی
باشه؟
اعتماد دارم - خیلیخب -
به این اعتماد دارم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
دکمه رو فشار بده
چرا؟ ما که اینجا شادیم
ولی من نیستم - منظورت چیه که نیستی؟ -
Translated By : Ali_Master
چی؟
مامان؟
پدرت سکته کرده
الان تو بیمارستانیم
خدای من فوری میام اونجا
بهت گفتم که این واقعیت یهجاش میلنگه
آلما، میتونست تو هر واقعیتی رخ بده - چهبدونم -
مامان
تبالاخره اومدید - البته که -
کجاست؟ - چه خبر شده؟ بابا کجاست؟ -
بردنش اتاق عمل
یه لخته خون تو رگش پیدا کردن
سمت راستش فلج شده
نمیتونه حرف بزنه
چطور میتونه همچین کاری باهام بکنه؟
چیزی نیست - مامان -
حالش خوب میشه - خیلیخب، نگران نباش. درستش میکنیم -
آره، زنگ میزنیم به روزاریو میفهمه که باید چیکار کنه
آره. میتونیم از اونجا شروع کنیم
خیلی خوشحالم که همهتون اینجایید
همه چیز روبراه میشه
خیلی متاسفم، بابا
این تقصیر منه
نباید اینقدر فشار میآوردم
اگه اینقدر خودت رو برای نجات ...دادن مامانبزرگ راخل خسته نمیکردی
...خودت رو"
«سرزنش نکن
ولی تو رو از پا در آورد، بابا
کمک کردن به من برای تغییر دادن زندگی مامانم
بزرگترین کادویی بود که میتونستی بهم بدی
اینو ازم نگیر
ولی باید یه کاری باشه که از دستمون برمیاد
یه کاری که این وضعیت رو تغییر بده
فعلاً، نیاز دارم که استراحت کنم
باشه
خونهات حس و حال عالیای داره
واقعاً اینطور فکر میکنید؟ - بله -
انرژیش خیلی خوبه
انرژی اینجا آدما رو شفا میده
عه. فکرکنم مامان و بابا اومدن. فوراً برمیگردم
خب، اون در چی شد بالاخره؟
همونی که نمیتونستی ازش رد بشی
اوه. آم، بچگی مامانبزرگم
پشتش گیر افتاده بودش
آه، وقتی که بهش کمک کردیم تا خودش رو ببخشه، تونست ازش رد بشه
کلا اعضای خانواده رسماً شفا دادیم
چیز خاصی نبود
فقط به نظر میاد که چیز خاصی نبودش
روند خارق العادهای بوده
میدونی، حداقل تا الان
نگران نباش، بهش کمک میکنیم
هوم، مطمئنی چیزه دیگهای پشت در نبوده؟
آره
چرا؟
دلیل خاصی نداره
ببین کی اینجاست - اوه، آقا رو ببین -
وضعت خیلی بهتر شده
سلام، عشقم
ممنون که اومدی
البته که
میرم چندتا حوله بیارم
باشه، اون تو میبینمت - اهوم -
بچهها؟
در کمد رو قفل کردید؟
من دیگه از دستش نمیدم، بکا
میتونی مطمئن باشی
آلما، ما نمیدونیم که چه اتفاقی ممکنه بیفته، باشه؟
این درمانها ممکنه شفاش بدن
و اگه ندن چی؟
هیچ برگشتی برای تغییر این وضعیت وجود نداره
خودت گفتی که بابا اینو بهت گفته
نمیتونی این وضعیت رو تغییر بدی
بعلاوه، نمیتونیم به زندگیای برگردیم که آلخاندرو درش رها شده بود
درسته، ولی الان یه خط زمانی کاملاً جدید به وجود اومده
شاید بتونیم اینجا چیزی رو پیدا کنیم که علت سکته بوده
و جلوش رو بگیریم - خب، حتی اگه بتونیم جلوی پدر رو -
از سیگار کشیدن و مصرف شیرینیجات بگیریم
بازم نمیتونیم مطمئن بشیم که جلوی سکتهش گرفته میشه
یه حلقه زمانی ایجاد میکنیم
حلقه زمانی؟ - ...از همون جایی که -
...خط زمانی رو تغییر دادیم به زندگیمون ادامه میدیم - آها -
تا روزی که سکته میکنه...
و تا ابد تو اون قلمرو شادمون زندگی میکنیم
آره، ولی اونجوری دیگه نیکلاس هرگز بزرگ نمیشه
...اونطوری ما هم اینجا گیر
آلما، قرار نیست قبول کنیم که
اتفاقهای بد هم میتونه تو زندگی بیفته؟
یعنی، اینکه بتونیم همچین چیزیایی رو پشت سر بذاریم
زندگی همینه دیگه - ولی نه مردن بابا رو -
چطوره از خود بابا بپرسیم؟
اون خودش احتمالاً کلی ایده داره
اون نمیخواد اینجوری زندگی کنه
باشه
باید راهی باشه بتونیم این وضعیت رو تغییر بدیم
چطور میتونیم بهت کمک کنیم؟
...حین این ماساژ»
...مادرم اومد پیشم و بهم گفت که...
به زودی بهش ملحق میشم...
بخشی از من میترسه
ولی مرگ پایانش نیست
من آمادهام
...گمونم
...شاید
«من آمادهام
همهش بهم میگی که من چیزیی بیشتر از
نتیجه تصمیمات بدم هستم
که تو باطنم میخوام به مردم کمک کنم
فکر میکنی اینو از کی به ارث بردم؟
صبرکن، بابا کجاست؟
باید یه راهی وجود داشته باشه
توی الان نمیتونه اون موقع بهش کمک کنه؟
کی؟
...یعنی
مجبورم واقعاً باید این رو قبول کنم؟
مجبورم؟
تف توش. یکی داره زنگ میزنه
خدای من، البته که
بابا تلاش کرد تا کاری رو که درست بود انجام بده
گاهی اوقات هم اشتباه میکرد
ولی وقتی که اشتباهی کرد، میتونست خودشت رو ببینه و دوباره تلاش کنه
و نه فقط برای خودش، بلکه برای همه کسایی که تو زندگیش بودن
که زندگیمون رو بهتر کنه
شاید اینجا هم باید اینکار رو بکنیم
به خاطر روابطمون هم که شده باید با خودمون رو در رو بشیم
بخاطر آدمایی که دوستشون داریم
No comments yet. Be the first to leave one.