முதல் 200 வரிகள்.
زيرنويس از مهدي shine021
باشه. تاتیانا، چه خبره؟
منظورت از «چه خبره» چیه؟
خب، تیجی عاشق سینهچاکته
و تو هم داری اون بیچاره رو نادیده میگیری.
با هم دعواتون شده؟
خوبیم، کِیل. خوبیم.
نه! چرا حرفت رو باور نمیکنم؟
تو واقعاً فضولترین آدمی هستی که دیدم.
خودت عاشقشی. حالا بگو ببینم.
باشه، ببین.
سپتامبر، میره توی شرکت حسابداری باباش کار کنه.
من هم درسم رو شروع میکنم.
بالاخره بوستون خیلی از سانفرانسیسکو دوره.
دارین از هم جدا میشین؟
یه وقفه توی رابطهمون انداختیم.
حالا کِیل، میشه لطفاً یکم خوش بگذرونیم؟
چرا اینو به من نگفتی؟
هی، یه لحظه، یه لحظه. بفرما.
-یا خدا. -اوه، دارن میان.
چی؟
نه؟
امروز دیگه نه، بچهها.
-آخ! ببخشید. -اشکالی نداره.
-نوشیدنی آوردیم. -سلام عزیزم.
سلام.
-چه خبر؟ -خوبم.
-همهچی خوبه؟ -آره.
چرا اینقدر طولش دادین؟
-چرا اینقدر طولش دادیم؟ -آره!
رفیقت داشت سعی میکرد اسپانیاییدونیش رو به رخ بکشه
برای متصدی بار. برای همین طول کشید.
-ولی تو اسپانیایی بلد نیستی. -گوگل ترنسلیت که بلده.
چطور پیش رفت؟
وای خدا! تو این کارو نکردی. بس کن.
و نتیجهش اینه که الان شات تکیلا داریم.
-شات، عزیزم! -آره!
هوم. هوم.
چه نرم و روونه.
خودت نرمی.
-خوبه. -آره.
صبر کن. کایل کجاست؟
اوه، رفته.
دنی، گه خوردی؟
-من که پرستار بچهش نیستم. -نرفته.
-یه جایی همین دوروبره. -عزیزم.
کجاست، تیجی؟
گفتم که حالش خوبه.
اینجور جمعها بهش نمیسازه. کار خودش رو میکنه.
نه، من خوبم.
رفیق من.
وقتی سر میز من بازی میکنی، نوشیدنیها مهمون منی.
درست مثل وگاس.
- ممنون، میل ندارم. - باشه.
جوری که به اون کارتها زل زدی
باعث شده مشتاق باشم ببینم آخرش چی میشه، کایل؟
فکر نکنم از این یکی خیلی خوشت بیاد.
همهچی رو میذارم وسط.
صبر کن. ۴۵۰ تای دیگه هم دارم.
خواهرم بابت این کار منو میکشه.
اینجا با یه آدم خیلی دلوجرئت طرفیم.
آره، همینطوره.
میدونی چیه؟
قبولش میکنم، چون فکر میکنم داری بلوف میزنی.
فول هاوس.
اوه، پس واقعاً بلوف نمیزدی.
نه، قربان.
یه دست خیلی خوب هم داشتی، میدونی؟
آره.
خب، فکر میکنی این همه پول رو خرج چی کنی؟
پول خواهرم رو پس میدم.
اون منو با چندتا از دوستاش به اینجا دعوت کرد.
یکی دو سال گذشته خودم رو به دردسر انداختم،
و خب، اون همیشه پشتم بوده.
این فرصت خوبیه که برای یه بار هم که شده من هوای اون رو داشته باشم.
چه شیرین و قشنگ، مگه نه؟
اشکم رو درآورد.
نزدیکه دلم بشکنه... که مجبورم این کار رو باهات بکنم.
چهارتایی.
فکر کردم بردم.
برد و باخت پابهپای هم پیش میرن.
ببخشید رفیق. ولی میدونی چیه؟
داستانت واقعاً تحتتأثیرم گذاشت. برای همین میخوام یه کار
خیلی خوب برای تو و خواهرت انجام بدم.
- ممنون. نمیدونم... - پشتش رو ببین.
غواصی با کوسه؟
- تا حالا رفتی؟ - نه.
چی؟ تو و دوستات عاشقش میشین.
کاپیتان قایق از دوستای خیلی خوبمه.
فقط با اون شماره تماس بگیر،
تا برای فردا بعدازظهر براتون هماهنگش کنم.
وقت دارین؟
آره، حتماً.
مطمئن میشم که خوب هواتون رو داشته باشه.
ممنون.
برنز. استبان برنز.
ممنون، برنز.
قول میدم زندگیتون رو عوض میکنه.
ببخشید.
به کی پیام میدی؟
وای لعنتی! عجب عوضیای!
- کدوم گوری بودی؟ - برگشته!
- چه خبر؟ - چطوری داداش؟
- عالیام. - کایل!
- هی! چطوری رفیق؟ - چه خبر جوون؟
- خب... - چه خبر؟
- بردی؟ - آره، لعنتی، بردم.
هی، هی! چی رو بردی؟ کایل، قمار میکردی؟
معلومه که نه. ای بابا. تی، جو رو خراب نکن.
خوبی؟ شات میزنید؟
- هی، هی! برای تو آب. - شات.
آب.
- شاتِ آب. - شات.
بچهها، میدونید چیه؟ برای تشکر ازتون
که منو با خودتون به این سفر آوردید،
یه برنامه برای همهمون جور کردم که عاشقش میشید.
یه گشت دریایی موقع غروب با کاتاماران، لطفاً.
تازه از اینم بهتره، باشه؟
فقط فردا ساعت هشت دم پذیرش منتظرم باشید.
محشر میشه.
- هستی؟ - هستم.
- محشر میشه. - ما هم هستیم.
- اوکی؟ آره؟ - ممنون.
باشه. زندگی یه بار بیشتر نیست، عشقم.
- یو، یو، یو، یولو. - یولو!
- ووهو! - آره. منم اینقدر داغون بودم؟
خیلی بدتر بودی.
- بدتر از این؟ - اوه، آره.
- صبر کن. - یا خدا.
- بابتش شرمنده. - اشکالی نداره.
ممنون که همیشه کنارمی.
خواهش میکنم، خواهش میکنم. حالا آبت رو بخور.
- بیخیال. - نگران نباش عزیزم.
دفعه بعد یه کم آبسیب برات میگیرم.
میخوام ببینم خودت میتونی یک سال لب به مشروب نزنی یا نه.
- هی. - تو میتونی این کارو بکنی؟
عمراً.
تکیلا خوبیه.
ببخشید. اسمش چی بود؟
اسمش کایل اسکاټه. برای ما یه گشت رزرو کرده.
بذار با گوگل ترنسلیت باهاش حرف بزنم.
هی، داری چی کار میکنی؟
دارم وارد میشم.
ببخشید. یه سوءتفاهم پیش اومده.
باشه، مشکلی نیست.
گشت هتل؟ مگه دیوونهای؟
خودم یه برنامه جور کردم.
باور کن طرف من به خوبی طرف هتله.
اگه بهتر نباشه، بدتر نیست. باشه؟ تازه میدونید چیه؟
لازم نیست توی یه قایق با یه مشت توریست دیگه باشیم.
-قایق خصوصی؟ -آره!
-یه گشت دریایی موقع غروبه. -هوم...
نه، غواصی توی قفس کوسهست.
صبر کن، چی؟ کوسه؟
آره، غواصی با کوسه. یعنی توی قفس.
-اوه، نه. -ایول! چطوری ردیفش کردی؟
راستش میتونه خیلی خفن باشه.
-میتونه محشر باشه. -دیدی؟ رفیقت پایهست.
تو چی فکر میکنی، تی؟ میتونه سرگرمکننده باشه.
بیخیال، بیا بریم.
میریم توی قفس؟
آره، کاملاً معتبره.
باشه.
از پذیرش میخوام برامون تاکسی بگیره. آدرسش چیه؟
آدرسش همین پشتشه.
'تجربه کوسهسواری کاپیتان لوگان.'
-معتبر به نظر میاد. -باشه، صبر کن.
کایل، داشتی قمار میکردی؟
-نه. -یه لحظه.
قایق رو از اینجا گرفتی؟
آره.
این دیگه یه چیزی در حد قرارهای تندریه.
محاله این قایق اون شکلی باشه.
خودمون میبینیم، رفیق.
-کایل. -بیست دلار شرط میبندم.
-دنی! -بزن بریم.
تو میری توی قفس، قفس میره توی آب،
-تو هم میری توی آب. -باشه.
-کوسهها. -باشه، خیلی نزدیک شدی.
-فهمیدم. -بدرود
و خداحافظ شما، ای بانوان زیبای اسپانیایی.
بدرود و خداحافظ.
بجنب، کابوی.
خب... فکر کنم همین خوبه.
-باشه. -خوبه؟
هی، میشه یه لحظه صبر کنی؟
من... یهکم حس میکنم شدم نوچهات.
ببخشید. فقط دارم به برادرم فکر میکنم.
میدونم. فقط یهکم عجیب به نظر میاد
برای بقیه گروه، همین.
میدونم، فقط چرا به من دروغ گفت؟
فکر میکردم قرار بود همهچیز رو مثل قبل نگه داریم.
میدونی، لااقل تا بعد از تعطیلات.
تازه دارم حس میکنم انگار دارم به تو نارو میزنم.
فقط ازت میخوام با هم راه بریم. اشکالی داره؟
هی.
تو میدونستی؟
ببین تی، درباره این موضوع حرف زدیم.
باشه؟ کایل...
اون دیگه یه آدم بزرگه.
No comments yet. Be the first to leave one.