All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

All About Eve S01E12 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 12 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 84
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

همه‌چیز درباره ایو

سلام، مدیر یون

دیره، اینجا چیکار می‌کنید؟

بله

بفرمایید بنشینید.

ببخشید که این‌طوری مزاحمتون شدم.

نه، اشکالی نداره.

می‌تونستیم تو دفتر حرف بزنیم.

هنوز رنگ‌پریده به نظر می‌رسید.

هیچ‌وقت انتظار نداشتم شما به دیدنم بیاید.

وقتی تو بیمارستان بودم.

فقط می‌خواستم ازتون تشکر کنم. بهتره برم.

حالا که اومدید...

قبل از رفتن، یه چای بخورید.

خوبه.

ولی باید برم.

ممنون.

فکر می‌کنم الان خیلی بهترم.

خوب نیست بعد از عمل این‌قدر بی‌احتیاط باشید.

لطفاً برید خونه و استراحت کنید.

بله، حتماً

ممنون بابت امروز

خواهش می‌کنم. مراقب باش

باشه

قسمت دوازدهم

این اخبار شب پنجشنبه اِم‌بی‌اسه

تلاش برای کودتا در فیجی

با وجود اینکه بیننده‌ها زیاد بودند،

من کمی خجالت‌زده شدم

یه گوینده خبر نباید وقتی برنامه ویژه نیست احساسات نشون بده

باورنکردنیه

خجالت می‌کشم

ولی واقعاً

تأثیر مثبتی روی ریتینگ بینندگان داشت

همیشه همینجوری رفتار می‌کنی؟

آره، تو پنهون کردن احساساتم خوب نیستم

باید درستش کنم ولی زیاد موفق نیستم

راستی، شنیدم داری اخبار ساعت ۷ رو ادامه میدی

بله

وای، سان‌می!

با این وضع، اخبار ساعت ۹ رو هم مال خودش نمی‌کنه؟

سان‌می بازم مصاحبه داره.

الان چندتا مصاحبه داشته؟

ششمین مصاحبه‌شه.

۵ تاش برای روزنامه‌ها بود، ۱ دونه هم برای نشریه داخلی شرکت.

اینقدر دقیق از کجا می‌دونی؟

خب، بهش گفتم برای هر کدومش باید یه شیرینی به من بده.

همه رو حساب کردم، شد ۶ تا ژتون برای سلف.

وای ترسناک!

سخت کار کن!

ممکنه له بشی.

خیلی ممنونم، ممنون.

من دیگه باید برم. خداحافظ.

حیا نداری؟

نمی‌فهمی چقدر خجالت‌آور بود؟

یه گوینده بخاطر یه همچین اشتباهی مصاحبه بشه.

من اون مصاحبه‌ها رو رد می‌کردم.

یعنی ببینید!

این اولین بار نیست که منو گیج می‌کنی.

چه شانس فوق‌العاده‌ای داری!

تو اولین کسی هستی که این همه خوش‌شانسی داره

حتی بعد از اشتباه کردن هم به نفع تو تموم شد

آخه من چطوری می‌تونم جلوی این همه خوش‌شانسی تو رو بگیرم؟

صورتت وقتی کاری بهش نداری، واقعاً قشنگه

اگه می‌خوای خوش‌شانس باشی، ذهنت رو رو جای درستی بذار

نه

من نمی‌خوام خوش‌شانس باشم

فقط مزاحمم نشو

مشغولم، باید برای اخبار آماده بشم

بس کن، یونگ-می

اگه گریه کنی چی عوض میشه؟

نتونستم تو قضیه سون-می کمکی کنم

وقتی تو بیمارستان بودی

غرورم رو کنار گذاشتم تا بهت کمک کنم

نتونستم نذارم سون-می اخبار ساعت هفت رو اجرا کنه

من که تقصیری نداشتم، درسته؟

بیخیالش بشیم

فکر کنم اگه تو نبودی دیوونه می‌شدم

یونگ-می!

بله

فهمیدم. باید فراموشش کنم.

آره. خودتو جمع کن. آره.

باید برم آرایش کنم.

برو.

میگن همیشه یه فرصت جدید هست.

یه چیز خوب پیش میاد.

ممنونم.

پس اینطور. منظورت این بود که باید خبر ساعت ۹ رو اجرا کنی.

اگه کارا رو درست انجام داده بودی، این اتفاق نمی‌افتاد.

راستش...

چه احمقی بودم که به کس دیگه‌ای اعتماد کردم.

جین سون می

بله، آقای مدیر.

جو چو-جه هستم، ورودی ۲۴.

خب، چیز خاصی نیست.

ولی مراسم عروسی خانم آن سو-یون امروز ساعت ۱۲ و نیمه.

بله، لطفاً اگه تونستین تشریف بیارید.

ممنونم. خداحافظ.

چیکار کنم؟

قبل از اینکه برم، باید به همه این آدما زنگ بزنم.

اشکالی نداره

سی سال صبر کردم، یکی دو ساعت چیزی نیست

جین‌سو، بهت نگفتم؟

ما فقط دوستای خوبیم

اگه همین‌طوری ادامه بدی

دیگه نمی‌تونم ببینمت

منظورم اون نبود... منظورم این بود که

سی سال صبر کردم و باهات دوست شدم

که به عنوان یه دوست، تو کارت کمکت کنم

من سی سال صبر کردم. جزئیاتشو بهت توضیح می‌دم

نه، خوبه

الان وقت ندارم بشینم با تو حرف بزنم

پس وایساده حرف بزنیم؟

باید می‌خندیدم؟

این داره دیوونم می‌کنه

مگه وظیفه یه کارمنده که خبر عروسی مافوقشو به همه اعلام کنه؟

اصلاً چرا داره ازدواج می‌کنه؟

چرا ازدواج؟

این‌جوری فکر نکن، چو-جه

ازدواج کردن برای آدما یه چیز کاملاً طبیعیه

پس زود برگرد سر کارت

دلایلشو تو سه نکته خلاصه می‌کنم

همه آدما حیوونن

همه خوک‌ها ازدواج می‌کنن

پس، آدما خوکن

دوباره، دوباره

همه آدما حیوونن

همه خوک‌ها ازدواج می‌کنن. بنابراین، خوک‌ها هم حیوونن

دیگه حرف خوک رو نزن

لطفاً دوربین رو آماده کنید

این رو چطور انجام بدیم؟

برو عقب!

باشه

خب. آماده‌ای. ممنون

موفق باشی

مرسی

جین سون-می؟ بله

لطفاً دوربین شماره ۱ رو مرکز کنید. باشه

اگه صدامو می‌شنوی، بهم بگو

خوبه

باید عجله کنیم

متن خبر آماده‌ست؟

داریم شروع می‌کنیم. باشه

سان-می. امروز حق نداری هیچ نظری بدی

آقای کیم، شما وقتی منو می‌بینید، استرس می‌گیرید، نه؟

استرس؟ معلومه که نه

به خاطر تو، خبر از خط خارج میشه

خارج میشه؟

می‌ره تو کمدی

گوینده خبر، آماده

گوینده!

سلام به همگی. اخبار ساعت هفت عصر MBS است

مسابقه‌ای برای دیدن اینکه کی می‌تونه بالا بره

از ۵۲ طبقه پله تازه شروع شده

این آدما عاشق چالش‌های هیجان‌انگیزن

بائه سو-جونگ گزارش می‌دهد

بهتری؟

کمی دلخورم

ولی وقت می‌ذارم تا قبل از فرصت بعدی، بیشتر مطالعه کنم

سان-می هم خوبه

آره، همین‌طوره

می‌رم یه کم آب بیارم

دیروز و امروز بارون اومده، پس...

بارون... و کشاورزا...

اون صدا از کجا میاد؟

چو جونگ-هیونگ از بارندگی گزارش می‌دهد

استودیو! فکر کنم صدا از اونجاست

لطفاً سریع رسیدگی کنید

منطقه شمالِ کیونگ‌کی داره آماده می‌شه برای

سیل

اون صدا چیه؟

موبایله؟

ای وای

مال کیه؟

بک سونگ-به گزارش می‌دهد

باز هم اون؟

پیداش کردی؟

خبر بعدی

واقعاً بامزه‌ست

هنوزم اونو برای گویندگی می‌خوان؟

مگه عقلتو از دست دادی؟

تو تمام عمر کاریم، تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

خیلی متاسفم

این چه وضعیه؟

متاسفم. حرفی ندارم

فوراً گوینده رو عوض کنید

و جین سون-می رو توبیخ کنید!

این چیه؟

اینجا رو با چی اشتباه گرفته؟

چرا موبایلشو برد اون تو؟

اون حتی ابتدایی‌ترین چیزها رو هم بلد نیست

اون فقط داره باز مثل دفعه قبل نمایش راه می‌اندازه

چرا اینقدر تند میری؟

سان-می... ممکنه اشتباه کنه ولی اون همچین دختری نیست

چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟ ندیدی؟

اشتباهات یه حدی داره

اینقدر شوکه شدم که نمی‌تونم حرف بزنم

خب، موبایلش...

حتماً خیلی خوشحالی

جوری به نظر میومد که انگار همه چیز مهم زندگیتو از دست دادی

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left