Cunk on Earth

Cunk on Earth

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Cunk On Earth S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
Cunk On Earth S01E05 1080p iP WEBRip AAC2 0 x264-PlayWEB
Cunk On Earth S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
Cunk On Earth S01E05 720p iP WEBRip AAC2 0 x264-PlayWEB
Cunk On Earth S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Cunk On Earth S01E05 1080p WEBRip x265-RARBG
Cunk On Earth S01E05 WEBRip x265-ION265
கருத்துரை வழங்கியவர் iredprincess
█⫸ iredprincess | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2023-05-05
பதிவிறக்கங்கள்: 36
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫در 29 دقیقۀ آموزنده و قابل فهمِ قسمتِ قبلی،

‫مشاهده کردیم که چطور یک سری از کشفیاتِ بشری، ‫دنیای مدرن رو خلق کردن

‫و سلاحی چنان قدرتمند تولید کردن که ‫می‌تونست همه‌چیز رو بترکونه و به فنا بده.

‫اما اون اتفاق فقط بخشی از این داستان بود. ‫حالا ادامۀ داستان رو ببینید.

‫سال 1945ـه.

‫تازه بمبِ اتمی منفجر شده. ‫جهان ویران شده.

‫شبیه‌سازیِ هیتلر شروع شده بود.

‫آینده مبهم به نظر می‌رسید،

‫و مثل همیشه، ‫هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شد.

‫اما این آینده متفاوت‌ ‫از هر اتفاق و پیشامدی در دنیا بود.

‫آیندۀ فضانوردان و ستاره‌های راک، ‫کسب‌وکارهای بزرگ و عشق آزادانه،

‫کامپیوترها و اینترنت

‫و رباتِ قاتلی که برای ‫کشتنِ سارا کانر در زمان سفر کرد.

‫البته این قسمتش دیگه فیلم بود.

‫تمدن نوین از راه رسیده بود، ‫اما مغایرت نگرش‌ها

‫بدین معنا بود که خطر درگیری‌های همه‌جانبه ‫هرگز دور از دسترس نبود.

‫آیا اشکال جدید ارتباط جمعی ‫می‌تونست کمکمون کنه که با هم کنار بیایم؟

‫یا کاملا برعکس؟

‫آیا بهتر بود دو شبکۀ اجتماعی داشته باشیم؟

‫یکی برای درست‌ها، ‫و دیگری برای آدم‌های اشتباهی؟

‫آدم‌های زیادی مثل احمق‌ها رو می‌شناسم که ‫توی گروه آدم‌های اشتباهی می‌ذارم.

‫حالا در آخرین قسمت از ‫وجودیتِ انسانی به من بپیوندید،

‫چون قراره بفهمم چطوری ‫به اینجا رسیدیم

‫و در آینده کجا خواهیم بود.

‫چهارشنبه زمان فیلمبرداریه.

‫هر زمان که آینده از راه برسه، ‫همینجا اتفاق میفته،

‫بر روی یک حباب نازکی که ‫به اسم زمین می‌شناسمش.

‫- بسیارخب، کات. ‫- موهام ریده.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: @‫DigiMoviez

‫«کانک در زمین» ‫

‫«قسمت پنجم؛ جنگ‌های رخ داده در جهان‌ها؟»

‫روسیه، سرزمینی پهناور در شرق کرۀ زمین.

‫اولین باریِ که توی این مجموعه ‫داریم بهش اشاره می‌کنیم،

‫اما در تموم مدت حضور داشت.

‫در ابتدای قرن بیستم، ‫روسیه امپراطوریِ پهناوری بود،

‫درست مثل دنیای سینمایی مارولِ امروز.

‫شهروندهای روسی فقیر بودن ‫اما رویای بزرگ بودن داشتن.

‫ترجیحا هم ثروتمند بشن.

‫چون زمانی‌که شهروندهای روسی ‫در فقر به سر می‌بُردن،

‫ثروتمندها توی سن‌پترزبورگ زندگی می‌کردن.

‫ارشدترین شخص روسیه تزار نیکلای بود، ‫که همون پادشاه نیکلای به روسی‌ـه.

‫مجاز بود که مثل یه دیکتاتور ‫به کشور حکومت کنه،

‫که بهم توصیه شده بگم ‫الان روسیه اینطوری نیست.

‫چنین دنیایی که مردم ‫باید بخاطر چندرغاز زحمت بکشن،

‫در حالیکه آقازاده‌ها ثروتمندتر می‌شن

‫امروز برای ما مثل روز روشنه ‫که این اتفاق ناعادلانه و غیرقابل‌تصورـه،

‫تصورش برای ما هم بسیار سخته.

‫یکی از کسانی که فکر می‌کرد ‫این رویۀ مزخرفیه

‫متفکر آلمانی «کارل مارکس» بود.

‫مشخص نیست اما اگه ‫با دقتِ بیشتری به این عکس نگاه کنید،

‫احتمالا متوجه ریش‌هاش بشید.

‫همچنین مارکس رویایی داشت

‫که توی کتاب «معمولتـرین مرد ‫در شرکت فستو» مکتوب کرد. ‫

‫این کتاب، امروزه یکی از کتاب‌هاییه ‫که سر زبونِ پژوهشگران افتاده

‫اما واقعا هم کسی نمی‌خوندش. ‫البته مثل همۀ کتاب‌های دیگه.

‫اما در آن زمان، کتاب پُرفروشی بود،

‫مخصوصا بینِ افرادِ ‫18‏ تا 35 سالۀ

‫انقلابی و ضد نظام سرمایه‌داری.

‫یکی از روسی‌هایی که این کتاب رو خونده بود ‫همین آقایی هست که توی تصویر می‌بینید،

‫ولادیمیر ایلیچ جان لنین.

‫لنین در رویای دنیایی بدون مالکیت بود،

‫نمی‌دونم می‌شه یا نه، ‫که چیزی برای کشتن و مُردن نداشته باشیم،

‫و برادری بین همه حاکم بشه.

‫و تصمیم گرفت با قیامی خشونت‌آمیز ‫این وضعیت رو بوجود بیاره.

‫در سال 1917، شانس بهش رو کرد.

‫به لطفِ کمبود غذا، ملت مثل اردک‌ها ‫بخاطر یه لقمه نون توی خیابان‌ها رژه می‌رفتن.

‫لنین و پیروانش ‫وارد «کاخ زمستانی» شدن

‫و دولت کمونیستی تشکیل دادن.

‫اسم روسیه به «آجشس» و گاها هم به «کمحک» تغییر دادن! ‫ ‫

‫«پیاز شوروی» چیه؟

‫گمونم اشتباه متوجه شدید

‫ ‫

‫و منظورتون «اتحادیۀ شوروی»ـه.

‫نه، یکم پیش روی یه تکه کاغذ دیدم، ‫که «پیاز» نوشته بود.

‫احتمالا غلط املایی بوده ‫یا که شما نمی‌تونید خوب بخونید.

‫اما فکر می‌کنم منظورتون ‫از لحاظ تاریخی، اتحادیۀ شوروی

‫یا اتحاد جماهیر شورویِ سوسیالیستیه.

‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم اما به نظرم ‫یکمی دارید از بالا به من که زنم نگاه می‌کنید.

‫می‌شه لطفا بحث «پیاز شوروی» رو ادامه بدیم؟

‫- بسیارخب. ‫- دقیقا چه چیزی بوده؟

‫اگه اطلاعاتی درموردش ندارید، مشکلی نداره. ‫بگید، کسی قضاوتتون نمی‌کنه.

‫خب اگه مایلید درمورد سبزیجات شوروی روسی ‫صحبت کنیم، مشکلی نداره.

‫آخه این کشور عمیقا به کشاورزی وابسته بوده.

‫و بخاطر همین هم مقدار زیادی پیاز ‫و سیب‌زمینی و این طور چیزها اونجا بوده.

‫- شلغمم داشتن؟ ‫- گمون کنم.

‫ارزونه، کاشتنش هم کار راحتیه، ‫مقاومه و توی خورشت خیلی خوبه.

‫خب چجوریه که شما انقدر ‫درمورد سبزیجات اطلاعات دارید؟

‫دستی درش دارید؟

‫در سال 1924، لنین از گروه خارج شد

‫تا فقط بتونه روی زندگی پس از مرگی ‫که بهش اعتقادی نداشت، تمرکز کنه.

‫«ژوزف استالین» جای لنین رو پُر کرد،

‫که رهبر سختگیر و بی‌رحمی بود

‫که میلیون‌ها نفر رو کشت، ‫گرسنگی داد و تبعید کرد.

‫هرچند ویژگی مثبتی هم داشت، ‫و اونم سبیل صمیمانه‌اش بود.

‫کمونیسم و کاپیتالیسم ‫دشمنانِ طبیعی همدیگر هستن،

‫درست مثل زن و مرد ‫و سگ و گربه.

‫اما روسیه و آمریکا اختلافاتشون ‫رو کنار گذاشتن،

‫اونم بخاطر منفعتِ مشترکی بود که ‫از بُرد در جنگ جهانی دوم می‌بُردن.

‫پایان جنگ جهانی دوم منجر ‫به جشن و پایکوبی‌های متعددی شد،

‫و مردم سال‌ها درگیری و رنج ‫رو پشت‌سر گذاشته بودن.

‫اما پشت اون جشن‌های تکراری،

‫دردسرهایی در حال ایجاد شدن بود.

‫حالا که دیگه کسی رو نداشتن ‫که بکشن یا بترکونن،

‫شرق و غرب به همدیگه ‫مشکوک شدن.

‫آغاز درگیریِ تازه‌ای بود:

‫جنگ جهانی سرد.

‫جنگ سرد خیلی پیچیده‌ست، درسته؟

‫نیازه که بهش اشاره کنیم

‫یا اینکه نادیده بگیریمش؟

‫بخش بزرگی از دورۀ دوم قرن بیستم رو شامل می‌شه

‫ ‫

‫پس به نظرم بهتره در نظر بگیریش.

‫اوه درسته. بسیارخب.

‫با گسترش اتحاد جماهیر شوروی،

‫خصومتِ بین شرق و غرب عمیق‌تر شد.

‫این تفرقه با ساختِ دیوار برلین نمادین شد،

‫تقسیمی که بواسطۀ آجرها ایجاد شد.

‫جو وحشتناکی از بی‌اعتمادی حاکم بود،

‫درست مثل وقتی که دیدم ‫شوهر سابقم 28 تماس از دست رفته از

‫مخاطبی که به اسم «کلادیا تیتز» ‫توی گوشیش ذخیره کرده بود، داشت.

‫می‌گفت که فقط مسئول ‫آکادمی فیتنس فرست‌ـه

‫و اینم اسم واقعیشه.

‫خب شرمنده شان، همون موقع هم باورم نشد ‫و الانم باورم نمی‌شه.

‫امیدوارم حال مادرت خوب باشه.

‫چیزی نگذشت که بدگمانی بین ‫شرق و غرب افزایش یافت،

‫و شروع به جاسوسیِ همدیگه کردن، ‫تسلیحاتِ هسته‌ای جمع کردن،

‫و درگیر چندین جنگ نیابتی شدن.

‫پس روسیه و آمریکا درگیر جنگ‌های نیابتی می‌شن

‫و از دیگر کشورها استفاده می‌کنن ‫تا باهاشون بجنگن.

‫این موضوع شبیه به انتخاب شخصیتی

‫برای مبارزه کردن به جای شما ‫توی کارتون «مبارزان خیابانی 2» نیست؟

‫خب به نظرم در طول تاریخ بشر،

‫تمایل به استفاده از نیروهای ‫دیگه وجود داشته،

‫استفاده از مبارزان دیگر سرزمین‌ها ‫که توی جنگ بهتون کمک کنن. درسته.

‫درسته. پس دقیقا شد مثل مبارزان خیابانی.

‫اگه مبارزان خیابانی 2 بوده و ‫آمریکایی‌ها شخصیت «کن» رو انتخاب می‌کردن

‫روسی‌ها «زنگیف» رو بخاطر اینکه ‫اهل اتحاد شوروی بوده، انتخاب می‌کردن؟

‫یا که دست می‌ذاشتن روی ‫شخصیتی مثل «دالسیم»؟

‫مشخصه که انتخاب بهتریه چون می‌تونه از ‫روی گلوله‌های آتشینِ کن بپّره.

‫خب نمی‌دونم.

‫به نظرم باید از رئیس‌جمهور پوتین ‫در این مورد بپرسید

‫تا جواب قطعی رو بهتون بده.

‫گمونم افرادی که شانس بیشتری ‫برای شکستِ کن داشتن رو انتخاب می‌کردن.

‫در همین حال، ‫شرق و غرب در حال رقابت بر سر این بودن

‫که چه کسی اولین نفر برای اکتشاف ستاره‌ها باشه.

‫این رقابت تحت عنوان «مسابقه‌ی فضایی» ‫شناخته شد چون با همدیگه هم‌قافیه‌ان،

‫البته احتمالا توی روسیه اینطوری نخواهد بود.

‫نمی‌دونیم به روسی چی می‌شه ‫اما راستش رو بخواید

‫احتمالا باید قبل از ضبط این قسمت ‫از برنامه، درموردش تحقیق می‌کردیم.

‫اولین پرتاب‌ها در آن زمان ‫کاملا فاجعه بودن،

‫اما حالا می‌دونیم که منظرۀ آرامش‌بخشی ایجاد می‌کنن

‫وقتی از جاز ملایم استفاده می‌کنن.

‫امروز ماهِ جدیدی در آسمان می‌بینیم،

‫کرۀ فلزیِ 23 اینچی ‫که توسط یک موشک روسی در مدار قرار گرفت.

‫نهایتا در سال 1957،

‫روسی‌ها اولین افرادی بودن ‫که تونستن پرتاب موفقیت‌آمیزی داشته باشن.

‫چرا روسی‌ها «اسپرم» به فضا فرستادن؟

‫خب اول از همه، ‫وقتی به کلمات روسی نگاه می‌کنید،

‫ ‫

‫اسم اولین ماهوارۀ دنیا «اسپاتنیک 1» ‫بوده، و روسی‌ها...

‫«اسپرم» به روسی می‌شه «اسپاتنیک»؟

‫نه، اسپاتنیک یعنی «مسافر».

‫گمونم اسپرم توی مدار ‫یه جورایی مثل وضعیتش توی وان حموم

‫پخش و پلا می‌شه.

‫ببخشید، باید موضوع بحث رو عوض کنم؟

‫جدای از خبر داغ اسپاتنیک، ‫سگِ فضایی شوروی هم بود

‫که روی زمین به نام «لایکا» شهرت داشت،

‫و در نوامبر سال 1957 به فضا فرستاده شد.

‫چه بلایی به سر لایکا اومد؟

‫حتما وقتی که برگشت، بهش یه استخون دادن ‫و نوازشش کردن.

‫خب متاسفانه لایکا هرگز ‫به زمین برنگشت

‫چون بعد از پرتاب، ‫در مدت کوتاهی در معرض دمای بالا قرار گرفت

‫و چند ساعت بعد از پرتاب، ‫به طرز غم‌انگیزی از دنیا رفت.

‫شوخی می‌کنید!

‫ای کاش همینطور بود. نه، این موضوع...

‫به سفری رفت که ‫رسما هیچ راه برگشتی پیدا نکرد.

‫یه سگِ مُرده توی فضا افتاده!

‫پس پشت صحنۀ همۀ فیلم‌هایی ‫که توی فضا فیلمبرداری می‌شن،

‫مثل «جنگ ستارگان» ‫یه سگِ مُرده هست؟

‫- نمی‌شه... ‫- سگ‌های مُرده توی جنگ ستارگان هستن!

‫غیر قابل قبوله.

‫خب ماهوارۀ لایکا نهایتا ‫توی جوِّ زمین سوخت،

‫اما کاملا بعد از مرگِ لایکا بود.

‫همونطوری که گفتم، چند ساعتی بعد از ‫پرتاب از دنیا رفت.

‫شرمنده، می‌شه یک دقیقه به احترام ‫لایکا سکوت کنیم؟

ترجمه و زیرنویس iredprincess

‫بسیارخب.

‫یه سگِ مُرده توی فضا هست.

‫فرای این مسابقه‌ی فضایی، ‫روسی‌ها هرروزه زندگیِ سختی رو پشت‌سر می‌ذاشتن،

‫درحالیکه آمریکایی‌ها، برعکس روسی‌ها،

‫ظاهرا از زندگیِ تجملاتی و بی‌دغدغه ‫و کلاه‌هاشون لذت می‌بردن.

‫دهۀ 1950 واقعی بود؟

‫بله، معلومه که واقعی بود.

‫ ‫

‫مطمئنید؟ چون وقتی بهش نگاه می‌کنید، ‫به نظر ساختگی میاد.

‫همش آقایونی رو می‌بینید که کلاه به سر هستند ‫و خانم‌هایی که توی آشپزخونه لبخند به لب دارن.

‫همۀ اون آدم‌ها واقعی بودن ‫و همۀ اون اتفاقات رخ دادن؟

‫خب اکثر چیزهایی که دیدید تبلیغات بوده.

‫شورلت 55 کوتاه‌تر، عریض‌تر و درازتره.

‫معروف‌ترین برنامه‌ای که در سال 1950 از ‫تلویزیون پخش می‌شد، «آگهی بازرگانی» بود.

More Farsi Persian subtitles for Cunk on Earth

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left