முதல் 200 வரிகள்.
ترجمه ، ويرايش و تنظيم AR-SH Shoaei66
.جنگ هاي مذهبي 10 سال مانع پيشرفت فرانسه شد
.کاتوليکها که توسط دوک ِ "گويس" رهبري ميشدند
.با هوگِنوت ها(پروتستان ها) ميجنگيدند که توسط آدميرال "کوليگني" رهبري ميشدند
:يک زن بر کشور حکمراني ميکرد .کاترين دو مِديسي ِ کاتوليک
،ملکه، که حالا نائب السلطنهء بود ،حکم بر پادشاهي ِ پسرش
.شاه چارلز نُهم(متزلزل و ضعيف) داد
،او(ملکه کاترين)براي برادر کوچکترش، آژو .جوانترين دختر(آلِنسيون) را در نظر گرفت
.اما خواهر زيباي خود "مارگوت" را قرباني صلح در فرانسه نمود
،با ازدواج "مارگوت" و "هنري" از ناواره
...اميدوار بود تا بين پيروان "گوئس" و "کوليني" صلح برقرار شود
يک اتحاد براي "صلح"؟
"ملکه مارگوت"
!اون کيه - تو کي هستي؟ -
!من اونو مي کشم !بذار بکشمش
تو کي هستي؟
.اون فقط مي خواست بخوابه .بذارش کنار
بخوابه؟
چطور؟ - با من؟ -
...تو ترجيح ميدي توي خيابون بخوابي
پيش اون برادران (پروتستانت)؟
چي؟ اون (پروتستانه)؟
گرد و خاک آزارت ميده؟
.تو من رو آزار ميدي ...من با برادرانم نمي تونم بخوابم
!(چه برسه با يک (کاتوليک
.ما بيشتر از شما هستيم !پس بهتره بهش عادت کني
!خيلي خوب !همه در يک تخت مشترک
!حالا ديگه همه ما دوستيم
،اتحاد چيزي که اونا مي خوان !پس نمونه خوبي باشين
براي عروسي اومدي؟ - .نه -
.مارگوت) يه فاحشه شيطانيه)
.اين عروسي براي ما ننگينه
...هنري)، پادشاه (ناواره)، آيا)
مارگوت دووالو) رو به همسري) قبول مي کنيد؟
.بله
...مارگوت دووالو) آيا)
هنري دِ بوربُن) را به همسري) مي پذيريد؟
...مارگوت)، آيا قبول مي کنيد)
...به نام پدر، پسر
...و کليساي مقدسش
من شما رو به عقد مقدس .هم در مي آورم
،با دادن خواهرم به تو .من به کيش تو احترام گذاشتم
.به خانواده خوش اومدي
،کمي عجيب غريب .ولي اونقدرها هم بد نيست
چرا امشب نه؟
شب عروسيش؟ - !دقيقاً -
.اون يه بُز بوگندو
!يه گراز وحشيه
مي دونم که براي تو :روز بديه، ولي نگاه کن
...کاتوليک ها) و (پروتستان هاي) من)
!در خانه خدا جمع شده اند
نگاه کن، اين عروسي .همه چيز رو درست مي کنه
!يک عروسي و يک جنگ
اين چيزيه که (فرانسه) رو .درست مي کنه
جنگ؟
اين روزا کي از جنگ صحبت مي کنه؟
!ببينش
.کلويني) جنگ مي خواد) !نگاه کن
.پادشاه با جنگ مخالفه
تو از کجا مي دوني؟
.(پادشاه بازيچه دست (کولينه
!قدرت تو تموم شده
.از من متنفر نباش
:اون ها همگي از من متنفرند
.(برادرت، (گيز
.مادرت از من بدش مياد
.مادر تو هم از من بدش مي اومد
.مادر تو مادر من رو کشت
.چنين چيزي ثابت نشده
،ادامه بده. صحبت کن .ولي تو هم به اندازه من ترسيدي
از چي ترسيدم؟ .کسي که از تو متنفره، منو دوست داره
پس براي چي مجبورت مي کنن با من ازدواج کني؟
!بخاطر صلح
!مجبور نيستم که باهات بخوابم
تو ديشب مارگوت رو ديدي؟
.من با اون بودم
.نه تمام شب
.من اون رو موقع خارج شدن از اتاق خواهرم ديدم اين تو رو ناراحت ميکند؟
چي داري ميگي؟
.اين انتخاب خودشه
.امشب به اتاق من نيا
!(شارلوت)
.من براي کسي سرخاب آوردم !يک هديه است
اون کيه؟
.آرماناک. 26سالشه .اون يه ديوونه واقعيه
!کمي تيره و لاغر. لبخند قشنگي داره
و اين يکي چي؟
.دوبارتاس). اون با (هنري) اومده)
.19سالشه
!اون با خواهرش زندگي مي کنه
.مي تونه اين باشه
...چشمانش قشنگه .ولي پاهاي کوتاهي داره
پاهاي کوتاه؟
!مردود شد
.کُنده). يه شاهزاده اشرافي) اون کيه؟
.اوناهاشش
.آدم (منحرفيه) رزليه
.همه پوريتن ها(فرقه اي از پروتستانها) اينطورين
.ازش متنفرم
و اون چطور؟ - هنري)؟) -
داره چيکار مي کنه؟
هنوز مشروب مي خوره؟ مي خنده؟ چيکار مي کنه؟
.صف کشيدن که ببيننش
،ما (ناواره) رو پناهگاه مي کنيم .محلي براي آزادي اعتقادي
،در جنوب .جاييکه مي تونيم روش حساب کنيم
،شاه چي رو مي تونه تضمين کنه وقتي که (کاترين) حکومت مي کنه؟
.اون ديگه حکومت نمي کنه. من مي کنم
،تا 3 سال ديگه .من و تو ارتش رو اداره مي کنيم
تا 3 سال ديگه من زنده ام؟
.ترس نداره
.من نميترسم
تو چطوري مي توني با اون مترسک ازدواج کني؟
!فايده نداره
تا بحال با يه (پروتستان) خوابيدي؟
تو داري به من ميگي؟
.من با همين (کاتوليک ها) خواهم بود
!من اينجا ميمونم
.مارگوت راحتي را در تختخواب من پيدا خواهد کرد
!اينجوري زُل نزن .من قصد ندارم به لهستان برم
!خواهي رفت
مادر تو رو از عشق دور ميکنه .و پادشاه رو از تنفر
اون تو رو ميترسونه؟
يا اينکه تو کوچولو و زشت هستي؟
،تو هم خواهي رفت
.به آمازون
!از لهستان لذت ببر
.اين اسمها رو بزبان نيار
.نگاه کن
.کاترين ميخواد که ما براي اونها صحبت کنيم
.آسون نيست
.به اونها نگاه کن !همه سياه پوشيدن، مثل سوسک هستن
.اون قد بلنده (آرماناک) است
.(قد کوتاهه هم، (دوبارتاسه
.من ميرم - !برو -
!بفرماييد اوناهاشن .مجبورت مي کنن دينت رو عوض کني
!نه - !چرا! دختره اينکار رو مي کنه -
!مارگوت) مجبورت خواهد کرد)
اون کيه؟
.(شارلوت دوساو)
.يه (بارونسه). دنبالت راه افتاد
بارونس)؟)
هميشه اينطوري به ديگران زُل مي زني؟
!دارم شما رو تحسين مي کنم، قربان
مي توني ثابت کني؟
.شمائيد که بايد ثابت کنيد
.هر وقت که تو بخواهي
.براي امشب من رو انتخاب کن
امشب؟
امشب چي در انتظارمه؟ يه چاقو؟
زهر؟ يا اگه خدا خيلي .مهربون باشه، فقط يه سيلي
.اطلاق من بالاي اطاق شماست
!يا امشب، يا هيچوقت
!(گيز)
!آژو) بُرد)
...امشب، مثل هميشه
...(کوليني)، در (آوريل) چند نفر رو از دست دادين؟
!اين يه جنگ نيست - چند (پروتستان) جنگيدن؟ -
.ولي اين يه جنگ نيست
پس چيه؟ جواب بده. 4.000 نفر؟
!اين يک نهضته، نه جنگ
!اونا آماده مرگ بودن !ولي آماده نبرد نبودن
!اسپانيا) اونها رو نابود کرد)
شما به (فلانورها) کمک نمي کنيد؟
...ما مي خواهيم کمک کنيم، ولي
ولي چي؟
!(مشکل (اسپانياست
(اينطوري ما با پادشاه (اسپانيا !در جنگ خواهيم بود
!و ما براي اين آماده نيستيم
ما نبايد با قويترين ارتش !اروپا وارد جنگ بشيم
اگر با (اسپانيا) بجنگيم، (فرانسه) هم به !کشورهاي (پروتستاني) خواهد پيوست
ولي اگر (اسپانيا) (فلاندرها) رو .شکست بده، ما محاصره مي شيم
!(منظورت محاصره توسط (کاتوليک هاست
!پرستار
براي آماده شدن چقدر وقت لازم داريم؟ - !ما آماده ايم -
،ما براي چي اين عروسي رو قبول کرديم
اگر قراره که صلحي در کار نباشه؟
!صلح؟ دروغ ميگي
،ما صلح رو درون (فرانسه) مي خواهيم
و (پروتستان ها !خارج از اينحا با هم بجنگند
!هرگز - .تو 6.000 نفر رو اينجا داري -
.و اونها مي خوان که بجنگن !اونها گرسنه اند! مواظب باش
مواظب باش که انقلابي رو شروع نکنن !که کسي نتونه جلوش رو بگيره
!من اين جنگ رو مي خوام
.پادشاه هم مي خواد
.ما آماده ايم
.(بيا به سگ غذا بده، (کوليني
.گوشت سفيد بهتره
.اون سبزيجات رو به من بده
.تو منو مهار مي کني
.تو بيش از حد روي من نفوذ داري
.تو هميشه حرف من رو خريدي
تا بحال متوجه شده بودي؟
.اون خوب مي خوره - .همه همين رو ميگن -
...همه
.خانواده ام، و بقيه
ولي چيزي که من مي بينم اينه که .تو من رو از خودم آزاد کردي
...(درسته، (کوليني
.منو از مادرم آزاد کردي
!اون ديگه ملکه نيست. من پادشاهم
!سگ خوب. بخور
No comments yet. Be the first to leave one.