Crazy in Alabama

Crazy in Alabama

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Crazy in Alabama 1999 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-ABM
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Crazy In Alabama 1999 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 17
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تابستون ۱۹۶۵ بود و من ۱۳ سالم بود

فکر می‌کردم همه‌چی رو درباره‌ی زندگی و مرگ می‌دونم

پدر و مادرمون وقتی بچه بودیم فوت کردن

من و برادرم «وایلی» توی یه روستای دورافتاده با مادربزرگمون زندگی می‌کردیم

پامون رو به ندرت از اونجا بیرون می‌ذاشتیم

ولی خوشحال بودیم

تا اینکه یه روز

سر و کله‌ی عمه لوسیل توی شهر پیدا شد

و دیگه هیچ‌چی مثل قبل نشد

اون گفت: «خوابش رو ببینی لوسیل. هیچ‌جا نمی‌ری.»

گفت که نمی‌تونم برم و عمراً طلاقم نمی‌ده

گفت میاد پیدام می‌کنه و آدمم می‌کنه

تنها خواهشم اینه که فقط یک ماهِ نکبتی مراقب بچه‌هام باشی

خودت می‌دونی که تا حالا هیچ‌وقت ازت چیزی نخواستم

و تمامِ عمرم منتظرِ این فرصت بودم

و حالا

می‌خوام ازش استفاده کنم

صدام رو می‌شنوی؟

می‌خوام ازش استفاده کنم

اون گفت نه

در حالی که باید می‌گفت آره

مامان

من کشتمش

سرش رو بریدم

خب، کِی این کار رو کردی؟

دیشب

توی قهوه‌اش مرگِ موش ریختم

تو حتماً دیوونه شدی

گفت این بدترین قهوه‌ایه که تا حالا درست کردم

منم بهش پیشنهاد دادم که بریزمش دور و یکی دیگه براش درست کنم

ولی گفت نه؛ می‌گفت همیشه دارم پول‌های لعنتیش رو حروم می‌کنم

و همه‌اش رو سر کشید

عمه لوسیل، تو حتماً دیوونه شدی

پی‌جو، تنها چیزی که می‌دونم اینه که آدم فقط یک بار زندگی می‌کنه

نمی‌تونی دست روی دست بذاری تا زندگیِ بعدی‌ت شروع بشه

مخصوصاً وقتی می‌بینی فرصت طلاییِ زندگیت داره از دست می‌ره

ولی مجبور بودی که...؟ مجبور بودم مطمئن بشم که مرده

نباید این‌ها رو بهت می‌گفتم، پی‌جو

نمی‌خوام کسی بفهمه چی کار کردم یا کجا دارم می‌رم

پس کلاً فراموشش کن. کلاً از ذهنت پاکش کن، باشه؟

باریکلا پسر. می‌دانستم می‌تونم بهت اعتماد کنم

می‌دونی که، تو همیشه رفیقِ فابریکِ من بودی

عمه لوسیل می‌گفت تنها چیز خوبی که عمو چستر بهش داده

بچه‌هاش بودن؛ هر هفت تاشون

و حالا قصد داشت همه‌شون رو همین‌جا ول کنه

مادربزرگِ بیچاره هول شده بود و دوید که به عمو «داو» زنگ بزنه

چون اون به مرده‌ها عادت داشت. می‌دونست باید چی کار کنه

مامان، کاری نمی‌شه کرد. دیگه کار از کار گذشته

بیاین اینجا عزیزانم

«داو» پزشکی قانونیه. پارتی داره

و شاید مجبور نشی بری زندان

می‌تونی بهشون بگی

عزیزم، می‌تونی بهشون بگی برای دفاع از خودت بوده

اونا حتی سعی هم نمی‌کنن بفهمن. بیا اینجا نانا. مسخره‌بازی درنیار

اگه من رو بگیرن، می‌شوننم روی صندلی الکتریکی

ولی اونا من رو نمی‌گیرن. خیلی دوستت دارم عزیزم

مادربزرگ می‌گفت زندگیِ عمه لوسیل یه رویای طولانی از فیلم‌ها بود

که خودش نقش اولِ همه‌ی اونا رو داشت

این یکی از دلایلی بود که عاشقش بودم

عزیزم، واقعاً باید یه دکتر بری

مامان، شما هم سعی کن یه کم استراحت کنی

پی‌جو، یادت نره، قول دادی. خداحافظ

باشه، قول دادم

ولی نگه‌داشتنِ رازش آخرین چیزی بود که بهش فکر می‌کردم

به بلایی فکر می‌کردم که با اون چاقو سرش آورده بود

همون چاقویی که عمو چستر برای کریسمس بهش داده بود

کلِ وجودم یخ کرده بود

انگار پریده بودم توی استخری پُر از آبِ جوش

باورم نمی‌شد این همون عمه لوسیلی باشه که تکونم می‌داد

بغلم می‌کرد و برام لالایی می‌خوند تا بخوابم

تا جایی که یادم می‌اومد، همیشه از بدجنسی‌های عمو چستر شنیده بودیم

تا همین یه لحظه پیش زنِ اون بود

و یه لحظه بعد، با کله‌ی اون گذاشت و رفت

عمو داو

پیتر جوزف

بیا اینجا

اینجا تنها چی کار می‌کنی؟

اونا تو دارن گریه و زاری می‌کنن، طاقتش رو نداشتم

لوسیل کجاست؟

رفت

با چستر چی کار کرد؟

نمی‌دونم. گفت یه جایی قایمش کرده

خب، عجب فکری کرده

گوش کن پسرم

ممکنه به کمکت احتیاج داشته باشم

تو و وایلی. می‌خواین با من بیاین؟

من تا حالا جایی نرفتم. خب، پس دیگه وقتشه

نظرت چیه؟

نمی‌دونم. مادربزرگ بهمون احتیاج داره

متاسفم عزیزم. باید بهت می‌گفتم

قراره برین پیش «داو» بمونین

ولی تا کِی؟ نمی‌دونم

تحملِ این‌همه اتفاق برام سخته

و بچه‌های اون بیشتر از شما به من احتیاج دارن

خودتون گفتین همیشه می‌تونیم اینجا بمونیم

ساکت! لجبازی نکن. روز سختی بوده

نگران نباش مامان. حالش خوب می‌شه

داو

لوسیل نمی‌خواست اون کار رو بکنه

اون فقط

خدایا، نمی‌دونم

اون دختر خوبیه

فقط یه کم

گیج شده

خب، اگه زنگ زد بهش بگو همون‌جایی که هست بمونه

میام دنبالش

آخ مامان

سعی کن یه کم استراحت کنی. خسته به نظر می‌رسی

نگفت توی کالیفرنیا قراره کی رو ببینه؟

همون یارو ایجنته؟

عمو داو، نمی‌خوام بگیرنش

کاری که کرد وحشتناک بود، ولی اگه

بنشوننش روی صندلی الکتریکی، چیزی درست نمی‌شه

شاید این‌طوری نشه

اگه بتونیم قبل از اینکه دست به کارِ دیگه‌ای بزنه، برگردونیمش

اسمش «هری هال» بود

الان، عمو داو؟

گازش رو بگیر

«وایلی» فکر می‌کرد سوار شدن به ماشین نعش‌کش باحال‌ترین کارِ دنیاست

البته تا وقتی که صندلی جلو نشسته باشی

ولی برای اولین بار حس کردم یه یتیمِ واقعی‌ام

یه یتیم با «ی» بزرگ

هیچ ارزشی نداشتم

به هیچ‌کس تعلق نداشتم

جان، نیازی به این بساط نیست

اون این کار رو کرده

بهت گفتم که کار اونه

چستر وینسون آدمِ بدذاتیه

اون سزاوار مرگ بود

می‌دونی که پسرهای من اینجا هیچ‌وقت کار هیجان‌انگیزی ندارن

این یه قتلِ عمدِ درجه یکه. مسئله خیلی جدیه

ما از وقتی که قدِ یه الف بچه بودیم همدیگه رو می‌شناسیم

باید کمکم کنی. داریم درباره خواهرم حرف می‌زنیم

عقلش رو از دست داده. نمی‌دونه داره چی کار می‌کنه

با کدوم یکی از این پسرها حرف زده؟

پیتر جوزف، با کلانتر «داگت» دست بده

اون شاهدِ اصلیه. می‌خوام باهاش حرف بزنم

اون پیش منه

اگه می‌دونین کجا داره می‌ره، همین الان بهم بگین

سعی می‌کنم صحیح و سالم برش گردونم

هیچ ایده‌ای ندارم. من فقط اومدم جنازه رو ببرم

وجب‌به‌وجب رو گشتیم. اینجا نیست

زیرزمین رو چک کردین؟

زیرزمین

نیاین پایین

زود باشین، زود باشین

یا مسیح

پس سرش کجاست؟

سر نداره

آخ، خواهر کوچولو

چی کار کردی؟

منم یکی عین همین رو برای کریسمس به زنم دادم

وای خدای من

یه بخشنامه‌ی فوری برای توقیفِ یه «فورد گلکسی» سدان مدل ۱۹۶۴ صادر کنید

قرمزِ روشن. اسم متهم لوسیل وینسونه

ساله ۳۴

عمه لوسیل بهم گفت که تمامِ شب رو بیدار مونده و وسیله جمع کرده

من تنها کسی بودم که می‌دونستم اون «کی» رو بسته‌بندی کرده

توی یه ظرف پلاستیکیِ فریزری

توی یه پاکتِ کاغذیِ قهوه‌ای

روی صندلی عقبِ ماشینش

لوسیل

چستر؟

لوسیل

اونا چی می‌خوان؟

می‌خوان برای رای‌ دادن ثبت‌نام کنن. این جدیدترین کارشونه

چرا نمی‌ذارن؟

سیاه‌پوست‌ها اجازه ندارن. نه توی آلاباما. خودت که می‌دونی

آره، می‌دونم

اصلاً منصفانه به نظر نمی‌رسه. اونا هم آدم‌هایی مثل ما هستن

راست می‌گی. عادلانه نیست، ولی خب فعلاً اوضاع همین‌طوریه

به نظرم عمه لوسیل بیشتر از یه بار فرصت داشت

که بارش رو سبک‌تر کنه

به اندازه‌ی کافی عمیق نیست

ولی فکر کنم بعد از ۱۳ سال زندگی مشترک

دل‌کندن ازش یه جورهایی سخته

واو! اونو نگاه کن

نظرت چیه؟

خیلی وحشتناکه

باورم نمی‌شه این خونه‌ی شماست

مالِ شرکتِ خدماتِ ترحیمه. ما فقط اینجا زندگی می‌کنیم

اگه توی شهرِ «اینداستری» می‌مردی و سفیدپوست بودی

کارت به غسالخونه‌ی «کروکر-موزلی» می‌افتاد

تا قبل از اینکه به آرامش ابدی برسی

این‌قدر روح توی این خونه رفت‌وآمد کرده بود که می‌شد بوشون رو حس کرد

عمو داو می‌گفت مدیرِ یه غسالخونه بودن

اون‌قدری که به نظر می‌رسه مفرح نیست

ساعت‌های کاریش طولانیه و آدم‌ها رو در بدترین حالتشون می‌بینی

خب، ما اینجا زندگی می‌کنیم

کلِ اتاق زیرشیروانی در اختیارِ شماست

داو؟ داو، خودتی؟

نه «ارلین»، شیرفروشم. لباست مناسبه؟ پسرها اینجان

وای خدای من! وای خدای من! وای خدای من

طفلکی‌های من. حتی نمی‌تونم تصور کنم چی کشیدین

لباس بپوش

عمه ارلین جذبه‌ی خاصی داشت

ما دوستش داشتیم چون اون ما رو با «پاپ‌تارت»

«کول‌اید» و غذاهای «شف بویاردی» آشنا کرد

در ضمن، صداش تا نیم فرسخی می‌رفت

ولی چی بگم برات؟ چستر واقعاً مردِ افتضاحی بود

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left