முதல் 200 வரிகள்.
این برنامه دارای ردهبندی G است
و برای تمام سنین مناسب است
برندار، برندار
چرا باید اینقدر سخت باشه؟
سلام آبجی کوچیکه
چند سالمون باید بشه
تا دیگه بهم اینو نگی؟
چروکیده و بیدندون میشیم و اونوقت شاید
باشه
بده من اینو؟
آره، مرسی
دوباره پریروز عکست رو روی بدنه اتوبوس دیدم
با اینکه چهار تا کتاب پرفروش داشتی، هنوزم برام تازگی داره
رانندگی چطور بود؟
خیلی وقت بود این مسیر رو نیومده بودی
مثل همیشه قشنگ بود
چراغهای تمام اون خونههای روستایی
کاش میگفتی چرا اینقدر طولانی دور بودی
تو این چند سال، کریسمسها تو خونه
واقعاً جای خالیت حس میشد
خودت که میدونی چطوریه
کار اجازه نمیده
به هر حال، من که همین تازگی اینجا بودم
ساعت برای مراسم ختم مامان که حساب نیست ۲۴
خیلی سخت بود، همین
دلم میخواد از وقتت تو «اولیورز ول» لذت ببری
هی، تو تعطیلات کار تعطیل
قول میدم
ولی فردای کریسمس باید برگردم خونه
نه
فکر کردم وقت بیشتری داری؟
خب، اون مال قبل از ترفیع بود
داری به اِما رینولدز نگاه میکنی
جدیدترین شریک تجاری جونیور در شرکت هانتلی و موریسون
واو، تبریک میگم
اوه، عالیه
اوه بابا اگه بود
هردوشون خیلی بهت افتخار میکردن
به هر دلیلی که هست، خوشحالم که این کریسمس اومدی خونه
اندی، اگه فکرش رو میکردم
که پارسال هم مامان و هم بابا از پیشمون میرن
میدونم، میدونم
هی، حسرت نخور، باشه؟
فقط حالمون رو خراب میکنه
و اینطوری ده برابر بدتر میشه
جمله قشنگی بود، باید بنویسیش
نوشتمش
تو آخرین کتابم، «اشتیاقِ آگاهانه»
«ذهنآگاهی برای خلاقهای پرمشغله»
واو، خانم جیکوبز هنوز اون فروشگاه موقت قدیمیش رو داره
آره
هر سال
سنتهای قدیمی که با بابی شروع کرده بود رو حفظ کرده
چرا نمیری یه نگاهی بندازی؟
منم برم برامون شکلات داغ بگیرم، باشه؟
عالیه. ده دقیقه دیگه همینجا؟
باشه
خیلی خب
اِما رینولدز
سلام
اوه، صبح بخیر
شاید بخوای یکی از این
حلقههای گل با روبان آبی رو برداری
محبوبِ کل شهره
اولین بار یکی از عزیزترین ساکنین این شهر درستشون کرد
کارولین رینولدز
فکر کنم اولین چیزی بود که
در واقع تو این مغازه فروختیم
آره، ولی آبی واقعاً رنگ کریسمس نیست
رنگ کریسمس نیست؟
نه
مثل قرمز یا سبز یا طلایی نیست
اونها زیبا و منحصربهفرد هستن
بله، ولی سنتی نیستن
سال تو خانواده من سنت بودن ۴۰
دارم مزاحمتون میشم؟
قبلاً همدیگه رو دیدیم؟
جای پارکتون رو دزدیدم؟
فکر کنم اگه دیده بودیم، یادت میموند
خانم جیکوبز، من این یکی رو برمیدارم
عالیه عزیزم
از دیدنت خیلی خوشحالم
منم همینطور
وقتی برادرت بهم گفت بالاخره داری
میآی خونه، از خوشحالی بال درآوردم
اون خونه حقشه که یه کریسمس حسابی توش گرفته بشه
خب، این آخرین بارمونه که اونجاییم
پس میخوایم سنگ تموم بذاریم
پس حتماً از لحظه لحظهش لذت ببر
حتماً
میدونی، دلم خیلی براش تنگ شده
چقدر باید تقدیم کنم؟
اوه، هیچی
این یه هدیه کریسمس زودهنگامه
ممنونم
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک عزیزم
خداحافظ
این همه ماشین اینجا چیکار میکنن؟
خبر داشتی مهمون داریم؟
نه
اندی
دنیل
اِما
چرا دارین از تو آشپزخونه جیم میشین؟
بهم نگفته بودی که قراره
امشب اینجا مهمونی باشه
حتماً گفتم
مطمئنم که گفتم
مطمئنم که نگفتی
رومی
سلام مامان
اوه خیلی دلم برات تنگ شده بود
رومی
سلام
اوه چقدر خوشگل شدی
اوه مرسی
داییت داشت سعی میکرد متقاعدمون کنه
که در مورد این مهمونی کوچولو بهمون گفته
خب منظورم اینه که مامانبزرگ و بابابزرگ
هر سال همین موقع این مهمونی رو داشتن
پس چیز جدیدی نیست
فرقی نمیکنه
فرقی نمیکنه
مهم اینه که همهمون اینجا دور همیم
اوه
هی، ایان کجاست؟
اوه، شب کریسمس میآد، نه؟
یکم زیادی راحتی
راحتم؟
یالا، یه پلیور کریسمسی چیزی بپوش
تمام مشتریهای بابا اینجا هستن
آخرین مهمونی کریسمسِ رینولدزها تو خونه هانیساکل
اون دلش میخواست یه مهمونی عالی بگیریم
بفرما اِمی
تمام سال منتظرت بود
کاش میشد کریسمس همیشگی باشه
اوه، ما هم همینطور عزیزم
خب، حداقل میدونیم که هر اتفاقی بیفته، کریسمس باز هم میآد
واو
خاله اِما
سلام سوفی
خوش اومدی اِما
ممنون اِموری
مارکو، خودتی؟
اینقدر بلند شدی که نشناختمت
سوفی، چیکار کردیم؟
لباسهامون رو با هم ست کردیم؟
بفرمایید
بیا
همگی، لطفاً توجه کنید
سخنرانی کسلکننده، باید خودمون رو تقویت کنیم
از طرف خودم و خواهرهام
میخوام از همهتون برای اومدنتون تشکر کنم
واقعاً خوشحالیم که برای جشن گرفتنِ
فصل موردعلاقه مامان و بابا به ما پیوستید
مامان و بابا روز کریسمس ازدواج کردن
به عنوان یادگاریِ مهمونی، عصای آبنباتی پخش میکردن
و یه شام کامل کریسمس میدادن
یه رویداد شهری بود
عشق در نگاه اول بود
ولی اونها یه عشقِ طوفانی رو
به یه ازدواج ۵۳ ساله تبدیل کردن
پدر و مادرمان در وجود ما
من و خواهرهام
عشق به خانواده و جشن گرفتن رو نهادینه کردن
اندی، اِما، اونها خیلی به شما افتخار میکردن
و حالا، از همهتون میخوام لیوانهاتون رو بالا ببرید
برای سلامتی
بله
به سلامتیِ مامان و بابا
به سلامتیِ مامان و بابا
به سلامتی کلیف و کارول
خدای من، امیدوارم اِما
امسال هدیه مخفیش رو پیدا نکنه
ولی اون خیلی باهوشه
احتمالاً زیر میزم رو میگرده
اِما
تو همیشه خیلی زرنگ بودی
مامانی شکلات میخوای؟
اوه
ببخشید که خلوتتون رو بهم زدم
اشکالی نداره
حالتون چطوره خانم برنادت؟
متأسفم شنیدم که دارین خونه رو میفروشین
اوه، خب، ما هم همینطور
ولی واقعاً منصفانه نیست که از دنیل بخوایم
تنهایی از اینجا مراقبت کنه
اندی که خونه خودش رو داره و منم که
یه نیویورکیام
دنیل داره تدارکاتِ پذیراییِ مجلسِ خیریه رقص کریسمسِ من رو
برای انجمن تاریخی انجام میدده
بهت گفت؟
بله، گفت
انتخاب خیلی خوبیه
اون استعداد آشپزی مامان رو به ارث برده
و شمّ اقتصادی بابا رو
بهم نمیگه میخواین با
میز تحریر ویکتوریاییِ کارول چیکار کنین
خب چون هنوز تصمیمی نگرفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.