முதல் 200 வரிகள்.
۱۶ ۱۴، ۱۵،
وووو-هوووو
یه رکورد جدید توی چرخیدن با صندلی اداری
چه حسی داری؟
خیلی بد، ولی در عین حال خیلی خوب
یادت باشه
حالت تهوع موقتیه، ولی افتخار ابدیه
بزن قدش
دختر خوب
شما دوتا یه لحظه وقت دارین؟ - آره
داریم یه سری کارها رو تموم میکنیم، ولی حتماً
حدس بزن چی سفارش داده بودم که همین الان رسید؟
اگه از اون دستگاههای تولید صدای باد شکمه، قبلاً بهت گفتم نه
خب، امیدوار بودم حدس بزنی تخته دارت
اونوقت میتونستم بگم
زدی تو خال
هه. تو خال
گرفتم چی شد
نمیدونستم به یه تخته دارت جدید نیاز داریم
اوه، قبلیه دیگه حسابی سوراخسوراخ و داغون شده بود
ولی خب این اتفاقیه که میافته وقتی
هیچوقت تیرت به خطا نمیره
آره دیگه. "هاکینز تیزبین" قدیمی
این مرد هیچوقت خطا نمیزنه
پیو-پیو، پیو-پیو
یه لحظه صبر کن. داره تخته دارتش رو بهمون نشون میده
به هر حال، این مدلش حرف نداره
سفارشیه، لوگوی رستوران درست اون بالاش چاپ شده
اوه، واو. چقدر باحاله. ببینش
آره، از همینجا میبینمش
خیلی خوشگله
به هر حال، من دیگه باید برم
به استیو قول دادم کمکش کنم
توی چی کمکش کنی؟
آره، واقعاً عجیبه نه؟
به نظرت یه کم عجیب نمیزد؟
نه، من که متوجه چیزی نشدم
اصلاً چشم دیدنت رو توی یه اتاق نداره
فکر کردم قراره باهاش حرف بزنی
میزنم
کی؟
نمیدونم
احتمالاً وقتی که بتونه حضورم رو توی یه اتاق تحمل کنه
گوش کن
میدونم برای مردهای سن و سال تو سخته که
درباره مسائل عاطفی حرف بزنن
مردهای هر سنی همینطورن
ایزابلا برات مهمه؟
هست
پس باید باهاش کنار بیای
درباره این حرف بزنیم که یکی نمیخواد با اون یکی توی یه اتاق باشه
آره، واقعاً
آخ، عنکبوت
چی؟ عنکبوت. عنکبوت
صبر کن، نیای اینطرف. ممکنه دنبالت بیاد
ولی من از عنکبوت میترسم. - آره، منم همینطور
خب، حالا چیکار کنیم؟
چون اگه اون عنکبوته بلد نباشه نوشیدنی درست کنه، به مشکل میخوریم
آه
خب، تاکودا کجاست؟
اوه، تا نیم ساعت دیگه نمیرسه
تا اون موقع، ممکنه همه توی این رستوران مرده باشن
باشه، باشه
گبی، تو از پسش برمیای
آره
فقط... فقط یه عنکبوت کوچولوئه
نه
منتظرم بود
و داشت این کار رو میکرد
هوم. اوه، خوش برگشتی گبی
عنکبوتیان خیلی مغرورن
خب، من از عنکبوت میترسم ولی از آدم زورگو بیشتر بدم میاد
برو کنار، گبی
جدی؟ میخوای بکشیش؟
این همون چیزیه که دارم توی ذهنم به خودم میگم
میدونم
یه کم از چیزی که فکر میکردم بزرگتره
خب، اوم
خوبه. خوبه
مرده یا فقط خیلی تمیز شده؟
هنگ کرده. خب
حالا تنها کاری که باید بکنم اینه که
بگیرمش. اوه
آخ. اوه
اوه، انجامش دادی. موفق شدی
انجامش دادی
اونم به بهداشتیترین شکل ممکن
تو یه قهرمانی، استیو
آره، دمت گرم. یس
تا حالا قهرمان نبودم
حس خوبیه
آره
میدونی چیه، گبی؟
برام یه نوشیدنی بیار
باشه. چه جوری؟
روتبیر
باشه
رژیمی
نه
معمولی
این اولین باریه که ازت خوشم اومده
چرا داریم مسابقه دارت کارکنان برگزار میکنیم؟
نمیخوام عصبی به نظر بیام
ولی تازه الان فهمیدم که
قراره مسابقه دارت کارکنان داشته باشیم
ایزابلا و امت باید این معذب بودن رو کنار بذارن
وقتی پیش هم هستن
واسه همین میخوام مجبورشون کنم کنار هم باشن
من که اصلاً پایه نیستم
خب، کی حاضره با خواهرهای تیزبین مسابقه بده؟
خب، راستش من از قبل توی یه تیم هستم
من و گبی
من که خیلی پایهام
اون منو به بقیه ترجیح داد
بیاین صحنه آهسته رو ببینیم
نه این، نه اون، نه اون یکی، نه اون یکی
خب، خوب گوش کنین. این یه مسابقه دو نفرهست
پس ایزابلا، تو و امت با هم
جدی؟ جدی
من تاکودا رو برمیدارم
اون تنها کسیه که باقی مونده
من باز هم اینو به چشم تعریف میبینم
نگران نباش رفیق. من امروز یه عنکبوت کشتم
مطمئنم الان دیگه توی ورزش استادم
میدونی، شاید بهتر باشه من همتیمی گبی بشم
اوه خدای من
حالا دیگه همه منو میخوان
خب، بذار صحنه آهسته رو ببینیم
اون... ولش کن
ایزابلا، تو با امت هستی
پس چرا شما دوتا شروع نمیکنین؟
میخوای اول بری؟
نه، بفرما
نه، چرا خودت شروع نمیکنی؟
باشه. خیلی خب، بالاخره یکی یه دارت پرت کنه
آره. یالا. شروع کنیم
وووو. اوه، تلاشت خوب بود
واو. ایول داری دختر
اوه. زدی تو خال
وووو. آره، همینه
ایول. نوبت منه
این تخته خیلی رو غلتکه. یالا دیگه
دارم مامانم رو تصور میکنم
زدمش
این هفته دیگه لازم نیست برم تراپی
خب، نوبت منه
آره، ایول
دوست داری اول بری؟
نه، نه، نه
تو اول برو چون من الان تمومکنندهام
اوه خدای من
خیلی خب. یالا دیگه
هی، یالا، بزن، بزن، بزن... پرت کن
حالا اینو ببین، تاکودا
حواسم هست که موقع بلند کردن فشار رو روی پاهام بندازم
حالا که مجبورم جورِ تو رو بکشم
ای بابا
اوه
واو
میدونم اون کار رو فقط برای این کردی که من حالم بهتر بشه
آره
باشه
غمت نباشه. تازه اول کاریم
خیلی خب، ایزابلا و امت، دوباره نوبت شماست
راستش میدونی چیه، امت؟
خودت از پسش برمیای. به من نیازی نداری
تلاشت خوب بود
خیلی خب، مسابقه که هنوز تموم نشده، مگه نه؟
وقت نکردیم یه دست دادنِ خفن اختراع کنیم
هوم؟ میدونی؟ یالا، هوم؟
چیه... مصاحبه کاری که نیست
بیخیال، چی شده
استیو و تاکودا به خاطر حاضر نشدنِ حریف برنده شدن
همون موقع که از دستم رها شد فهمیدم که خوب میره
انگار با دارت یکی شده بودم
حتی به تخته هم نخورد
این اولین چیزی بود که امروز از دست دادم
یادتونه وقتی بابی منو به هر دوی شما ترجیح داد؟
خیلی حال داد
نه به اندازه وقتی که من یه عنکبوت کشتم
تاکودا، اگه یکی دیدی بهم خبر بده
بهت یاد میدم چطوری بکشیش
نه، من عنکبوت نمیکشم. مردمِ من این کار رو بد میدونن
صبر کن، صبر کن. یعنی فقط آزادشون میکنی؟
واقعاً مردمِ تو این کار رو بد میدونن؟
آخه منم همیشه از این حرفا میزنم
تا از زیرِ کارهایی که نمیخوام انجام بدم در برم
اوه، این یکی جدیه
نمیخوایم به "ایکتومی" دلیلی بدیم که باهامون در بیفته
صبر کن، داری درباره چی حرف میزنی؟
ایکتومی دیگه کیه؟
ایکتومی خدای فریبکارِ قبیله لاکوتاست
اون به شکل عنکبوت ظاهر میشه
و از کسایی که همنوعهاش رو کشتن انتقام میگیره
فقط عنکبوتها؟
آخه من هفته پیش یه مگس رو کشتم
یعنی، عمداً نبود
آخه دوست دارم موقع دوچرخهسواری آواز بخونم
ببین، هر فرهنگی اعتقادات خودش رو داره
منم مثلاً باید شب سال نو لباس زیر زرد بپوشم
No comments yet. Be the first to leave one.