முதல் 200 வரிகள்.
یه چیزی هست که من آرزوش رو دارم
یه چیزی هست که بدون اون خوشبختی من در این دنیا به نظر غیر ممکن میاد
.من به دنیا نیومدم که تنها باشم
،باید کسی کنار من باشه
...و در عاشق بودن و مورد عشق واقع شدن
.من می تونم خوشحال باشم
!آنی
هزاران خاطره
در الفبای رمزی من
.بدون شک هیچ کس به اندازه من اون دختر رو نپرستیده
،من عاشقشم
.و قلب اون مال منه
آه،خانم لیستر- ،منو ببخشید خان پریستلی-
.همگی منو به خاطر دیر رسیدنم ببخشید
.مهم نیست اجازه بده آقای لاوتون رو بهت معرفی کنم
.آقای چارلز لاوتون از عمارت لاوتون،چشای
دوشیزه آن لیستر از عمارت شیبدن،هالیفکس
باعث افتخار منه خانم
همسرشون تازه فوت کردن واقعا باعث تاسفه
.اوه.تسلیت می گم آقای لاوتون
.امیدوارم ما بتونیم باعث تسلی خاطرتون بشیم
.خوشحالم بالاخره می بینمت
چیز زیادی از دست ندادی یه جفت غازِ پا صورتی و چندتا بال قرمز
اوه.تیپ،تو احتمالا اینجا تنها کسی هستی که پرنده ها رو تماشا می کنی نه آقای لاوتون
.خانم پریستلی دنبال ورزش دیگه ایه
آقای لاوتون،چه مرد خوش بَرو و روییِ
.نمی دونم خانم پریستلی از کجا پیداش کرده
اون دوست قدیمیه پدرمه
.گویا سالانه 6000تایی داره
.آه
پس تو و خواهرت قراره نمایش داده شین
به نظرت زنش چه جوری مُرده؟
شاید آقای لاوتون لِهِش کرده
.بی خیال
مطمئنی امنه؟
.از همه جز چشمان خداوند
اوه،فردی
.تو بهترین بوسه ها رو می دی
من می تونم با امید زنده بمونم
تو نمی تونی به عشق کسی که اون همه صبورانه منتظر مونده شک کنی
من وفادار خواهم بود
.و هیچ وقت دلم کس دیگه ای رو نخواهد خواست
تو به شیبدن خواهی آمد
من باید فقط پس انداز کنم و تو رو به عنوان همدم خوذم به اونجا بیارم
ما توی اتاق آبی خواهیم خوابید و من از سقف،ابریشم آویزان خواهم کرد
.می شه مثلِ یه چادر محشر تویِ عربستان
...من واقعا عاشقتم
چی شده؟
.حب،باید چند تا خدمتکار ذاشته باشیم تا بادمون بزنن
تویِ چادر هوا گرم میشه
.من شب و روز تو را باد خواهم زد
عشق من#
وقتی از من دور باشی# آیا به من فکر خواهی کرد؟
آه،من به تو خواهم اندیشید،عشق من#
هرگز،هرگز،سرگردان مشو#
.دوشیزه لیستر،لطفا منو ببخشید-
ولی همگی گوش کنید،ما خبر خوشی داریم
ماریانا بلکامبِ دوست داشتنی با چارلز لاوتون ازدواج خواهد کرد
آن؟
!(زن ها ) تبریک می گم !(ماریانا ) ممنونم
می خواستم بهت بگم - با من ازدواج کن -
هیچی نیازی به تعییر نداره - !با من ازدواح کن -
داری اذیتم می کنی - با من ازدواج کن و با رسوایی زندگی کن -
.به خودت بیا
.بیا،عزیزم
ما باید یه توست بخوریم
همگی به سلامتی بانوی آینده عمارت لاوتون
!بانوی عمارت لاوتون
.برات خیلی خوشحالم،عزیز دلم
خب،برادر فکر می کنی شام خوبی در کار باشه؟
اگه نباشه یه راست برمی گردم
،تصمیم گرفتم همیشه سیاه بپوشم
.تا حودم رو از سلطه مُد آزاد کنم
ولی امروز؟
بله،عمه،امروز
،من شما را ملزم می کنم همان گونه که در روز وحشتناک قیامت
روزی که راز تمام قلب ها آشکار خواهد شد جواب پس خواهید داد
اگر مانعی می بینید که به موجب آن نباید با یکدیگر پیوند بیابید
.باید هم اکنون به آن اعتراف کنید
آیا این زن را به عنوان همسر عقدی خود می پذیرید؟
.بله
آیا این مرد را به عنوان شوهرعقدی خود می پذیرید؟
.بله
ممنون که اومدی
خوشحالم می بینمت - تبریک می گم -
.آن
خانم لاوتون
چقدر عالی به نظر میایی - ...خب -
.بهتر از عادی بودنه
.ما باز هم می تونیم همدیگه رو ببینیم
نامه می نویسم
چرا؟
تو هم میایی،آن؟ - .می خوام پیاده برم -
پیاده؟
ما نگران تو هستیم،آن
چند هفته است یه غذای درست و حسابی نخوردی
می خوای اون زنی که زالو می اندازه رو خبر کنم؟
نه - مطمئنی؟ -
من کاملا حالم خوبه
خب،این طور به نظر نمیای
این طوری فایده ای نداره تو داری خودت رو تلف می کنی
می دونم وقتی دوست آدم ازدواج می کنه چقدر سخته
،ولی به زودی نوبت تو هم میشه
اگه یه تکونی به خودت بدی
من دیگه نباید به ماریانا فکر کنم
باید خودم رو
،وقتِ مطالعه و ادبیات کنم
و از بانوی عمارت لاوتون و تمام کسانی که این اطراف هستن
.برتر باشم
اگه تسلیم رخوت و تنبلی بشم بیچاره می شم
.پست فطرت
واسه تو چیزی نیست،آن
.دخترِ خوب
امروز صبح چطوری خودتو مشغول کردی،آن؟
بیشتر با دموستن واقعا احساس می کنم خیلی پیشرفت کردم
اوه،تو اون قدر متخصصی
.الان نسبت به قبل یونانی بهتری هستم
حالت خوب نبوده،باید این همه بخوری؟ دست خودم نیست
.مزخرفه خواهر. بهترین چیز براشه
تصمیم گرفتم کتاب متشر کنم
و چون قراره یه موضوعی رو مشخص کنم باید خیلی کتاب بخونم
من آرزو دارم توی دنیا مشهور بشم
اسم یه شوهر می تونه جایگاه بهتری بهت بده
،یک سال
و با این حال بی هیچ کلامی
آه،یار شایسته ای داشتم که ساعات کسالت بار مرا فریب می داد
اگر بعدها با دیگری آشنا شوم،چه؟
ذات ناکامل ما چنین است
شاید این اتلاف وقت،پربارتر از تفکر باشد
سنگ اعصار،مرا شکافته است#
بگذار خود را در تو پنهان کنم#
بگذار آب و خون#
که از پهلوی زخم دیده ی تو جاری شده#
درمان مضاعف گناه باشد#
از خشم نجاتم بده و مرا منزه بگردان#
دعا چطور بود،عمه؟
متاسفانه بیشترش رو نشنیدم خواب بودم
یه کم خسته کننده بود
.ببخشید
دوشیزه لیستر،این طور نیست؟
فکر کنم شما اینو انداختین - اوه -
چه لطف بزرگی
.این مال مادرم بود اگه گمش می کردم،داغون می شدم
دوشیزه...؟ - براون -
.دوشیزه براون.واقعا خوشبختم
ایشون مادر من هستن
دوشیزه لیستر،دیدار شما باعث افتخار ماست
آشنایی با دختری که زیباترین لباس رو در کلیسا پوشیده...باعث افتخاره
!دوشیزه براون
فکر کردم یه کلاه مشکوک دیدم
حالت خوبه؟ به نظر میاد نفست بند اومده
حتما به خاطرِ دیدنِ توئه !یه کم سرم گیج می ره وقتی می بینمت
تو باید بازویِ من رو بگیری و بلندم کنی
من باعث ترسِت می شم؟
.تو...چهرهء خیلی نافذی داری
خب،بعضی اوقات بیشتر از همیشه آرزوی نفوذ دارم
اوه،منو ببخش.از اولین ملاقاتمون من بیشتر اوقات به فکر تو بودم
بیشتر اوقات به من فکر می کنی ولی خوشت نمیاد نگام کنی
امیدوار باش - برای چی؟ -
خب معلومه برای دوستیِ بزرگمون
بگو ببینم.تو شعرهای بایرون رو دوست داری؟
اوه،بله.شاید زیادی دوسش دارم
پس هیچی نشده در یه مورد با هم تفاهم داریم
!کیک های داغتون رو بیارید اینجا
امیدوارم اینو به عنوان نشانهی محبت از یه دوست قبول کنی
دون خوان اثر بایرون !اوه،دوشیزه لیستر،ممنونم
توش یه چیزی نوشتم - کیکهای داغتون رو بیارید -
''برای کالیستای زیبا'' یعنی چی؟
از یه کلمهی یونانیه .به معنایِ زیباترین
اوه،تو طبیعت پراحساسی داری من تحسینش می کنم
به نظر من تهمایهی کمرنگی از احساسات عاشقانه در یک شخصیت
اونو دلپذیر می کنه،این طور فکر نمی کنی؟
اوه،بله،بدون شک
اگرچه با سلوک و رفتار محبتآمیزی که تو داری
.من بیاراده آرزو می کنم تو یه مرد بودی
.فراموشش کن
اون دوشیزه لیستر نیست؟
این روزا به ندرت شما رو می بینیم دوشیزه لیستر
.من خودم رو در مطالعات غرق کردم
بیشتر یونانی و لاتین
به چه منظوری؟
خب،تنها لذت من اینه که وقت خودم رو به طرز مفیدی بگذروم
تنها لذت؟
ظاهرا شما دوشیزه براون رو استثنا قرار می دین
آه،بله،من گاهی باهاش به پیادهروی می رم
اون فرد جذابیه،
.و رفتار ملایم و نجیبی داره
شنیدم پدرش تو کارِ تجارته
از کجا با همچین دختری آشنا شدی؟
به طور اتفاقی توی کلیسا
می تونین نوع احساستون رو نسبت بهش بیان کنین؟
احترام کامل
.تو آدم عجیبی هستی،آن من همیشه به دیگران میگم تو طبیعی هستی
طبیعیترین آدمی که میشناسم
ولی این طبیعت وقتی تو رو می ساخت در حالت عجیبی بوده
درسته
همیشه برای تصمیمگیری...به طبیعت خودم رجوع میکنم
به نظرِ من ایجاد یه رابطهی پر محبت با خانمها
زندگی رو برای همهمون دلپذیرتر میکنه
اوه...خانم راوسون
No comments yet. Be the first to leave one.