Happy's Place

Happy's Place

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Happys Place S02E13 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 13 Happy's Place 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-21
பதிவிறக்கங்கள்: 16
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

نمی‌تونم بفهمم از کدوم زاویه بیشتر داد می‌زنه:

"هی، به یه بارِ مخفیِ مدرن و باحال خوش اومدین!"

خب، از هر زاویه‌ای که نگاه کنی، شک ندارم داره داد می‌زنه:

"هی، من یه صندلیم! اصلاً نباید حرف بزنم."

فقط می‌خوام تمام جزئیات این بارِ مخفی‌مون

بی‌نقص باشه، می‌دونی چی می‌گم؟

این گرامافون قدیمی رو از یه حراج خونگی خریدم

آه، و این میز جلو مبلی قدیمی رو هم از یه حراج خونگی دیگه

اون بالشت‌ها؟ اونا هم حراج خونگی

راستش اونا رو از سایت «اِتسی» خریدم

اوه

فقط می‌خوام خاص باشه، می‌دونی؟

مثل بچه‌ام می‌مونه

آخی. واقعاً هم خاصه

باید واقعاً بابتش به خودت ببالی

وقتی نورپردازیمون تموم بشه، حالم بهتر می‌شه

یه قدم ازت جلوترم، خواهر

دادم برقی آخر هفته نصبش کرد

مرسی، بابی

خواهش می‌کنم

نمی‌دونم بدون تو چیکار می‌کردم

اوه، داری عالی پیش می‌ری

تنها چیزی که باید از اینجا به بعد یادت باشه

اینه که خونسردیت رو حفظ کنی

چیزی نیست که بخوای به خاطرش جوش بیاری

هی بچه‌ها، مشروب‌ها رو قایم کنید

آژان‌ها اومدن

آره. فقط یه ذره شوخی به سبک بارهای مخفی بود

بازرس بهداشته

بازرس بهداشت؟

وای... قرار نبود تا چهارشنبه بیاد

منو یادتونه؟

مونیکا اولریک، اداره بهداشت

۱۶۸ شماره نشان... همگی:

بله، بله، بله

مونیکا، اینجا چیکار می‌کنی؟

من چهارشنبه کار بازرسی بهداشتِ

این فضا رو انجام می‌دم

می‌خوام تا اون موقع این فرم‌ها رو پر کرده باشین

سریِ قبل مجبور نبودیم این کار رو بکنیم

خب، می‌خواستم زودتر بیام اینجا

تا بهتون بگم که، به صورت غیررسمی

واقعاً مشتاقم که باهاتون وقت بگذرونم

فقط به عنوان یکی از خودتون

می‌دونید دیگه، دورهمیِ دخترونه

چرا؟

خب، توی برخوردِ قبلی‌مون

حس کردم من و پرسنل، یه رابطه خیلی گرم و صمیمی پیدا کردیم

من اون موقع اینجا کار می‌کردم؟

داره شوخی می‌کنه

معلومه که همین‌طور بود

خیالم راحت شد که این حس دوطرفه‌ست

خب، فکر کنم چهارشنبه می‌بینمتون دخترها

روز خوبی داشته باشین

نمی‌دونم اون نشان به چه دردی می‌خوره

ولی هیچ‌وقت دلم یکی از اونا رو نمی‌خواد

بابی، مطمئنی با اینکه مونیکا بازرسی رو انجام بده

مشکلی نداری؟

معلومه. چرا باید داشته باشم؟

اوم، آخه سریِ پیش که اینجا بود

همه‌اش داشت با اِمِت لاس می‌زد

اسم مستعاری که روش گذاشته بود «سس تند» بود

مسخره بازی درنیار

من حالم خوبه

مطمئنی؟ معلومه که مطمئنم

حالا بیا بریم طبقه پایین

و اون یکی کسب‌وکاری که داریم رو باز کنیم

باشه

اوه

لعنتی. اونو لازم دارم

اوه

مگه تولدم زودتر رسیده؟

کی برام دو تا بلیط ردیف اول «ماما میا!» فرستاده؟

آدرسش به نام اِمِته. اه

چطور جرأت می‌کنه بدون من بره تئاتر موزیکال؟

شاید می‌خواد فقط صدای بازیگرها رو بشنوه

من فقط لب می‌زنم

آره، ولی کلی صدا ازت درمی‌آد

آه، خودِ خودشه

پادشاهِ رقص

چی؟

بلیط‌های «ماما میا!»ت رسید

می‌دونی که می‌تونی اونا رو با ایمیل بگیری

اینا رو وقتی با هم بودیم برای خودم و بابی گرفتم

متاسفم

هنوزم می‌خوای بری؟

نه

خب، اینا جاهای خیلی خوبی هستن و منم عاشق گروِه «آبا» هستم

می‌تونم اونا رو ازت بخرم؟

نه

فقط چون من نمی‌خوام ازشون استفاده کنم

دلیل نمی‌شه تو بتونی

واو

فکر می‌کردم شماها با هم رفیقید

کاری کردی؟

اوه، اوه

اوه، اوه، اوه

بله، شما اون ته

خب، شاید از دستت عصبانیه

چون رازش رو لو دادی و بابی هم باهاش بهم زد

چرا داره به من حمله می‌کنه؟

من رازش رو لو ندادم. تاکودا داد

باید به تاکودا حمله کنه

تو واقعاً مظهرِ شجاعتی، استیو

خب، نمی‌دونم این حالت رو بهتر می‌کنه یا نه

ولی مسئله مهم اینه که

هیچ‌کس از دستِ من عصبانی نیست

اشتباه می‌کنه

ازش متنفرم

بکش حالا

هی بابی، داشتم

اوه-اوه

داری کاغذ خرد می‌کنی

تو فقط وقتی ناراحتی این کار رو می‌کنی

موضوع مونیکاست؟

نه، فیشِ حقوقیِ توئه

معلومه که مونیکاست

اگه واقعاً اذیتت می‌کنه

مطمئنم یه راهی هست که دکمش رو بزنیم

توی کاغذخردکن که جا نمی‌شه

ولی واقعاً، من حق دخالت ندارم

من بودم که گفتم من و اِمِت باید فقط با هم دوست بمونیم

از لحاظ فنی درسته

ولی اگه اِمِت و مونیکا با هم قرار بذارن

مجبوری هر روز شاهدِ این قضیه باشی

ما نمی‌تونیم اینجا بازرس بهداشت داشته باشیم

احتمالاً مجبورم می‌کنه دیگه به گربه‌های توی کوچه غذا ندم

اونا راکون هستن

داره کاغذ خرد می‌کنه. اوهوم

ناراحته چون فکر می‌کنه

مونیکا و اِمِت با هم قرار می‌ذارن

و بعدش هم، می‌دونی دیگه، مِم-مِم

مِم-مِم-مِم

باشه. اصلاً از این تصویرسازی خوشم نیومد

از اون افکت‌های صوتی هم همین‌طور

کاملاً منطقیه بابی، خب؟

فقط چون دیگه با هم قرار نمی‌ذارید

دلیل نمی‌شه بخوای اونو با یکی دیگه ببینی، خب؟

حالا می‌خوای در موردش چیکار کنی؟

فکر نکنم کاری از دستمون بربیاد

ببین

اِمِت چهارشنبه‌ها می‌ره ماهی‌گیری

و تا ظهر برنمی‌گرده

پس معنیش اینه که تنها کاری که باید بکنیم

اینه که کارِ مونیکا رو توی یه ساعت راه بندازیم و بفرستیمش بره

این نقشه سه تا مشکل داره

دو تای اولش تو و تو هستین

منظورت چیه؟

خب، ایزابلا دوست داره پُز بده

بابتِ هر کاری که توی این بارِ مخفی کرده

تحسین‌برانگیزه، ولی وقت‌گیره

دقیق، ولی دردناک. آره

و گبی، یه دلیلی داره که اسمت گبیه

نمی‌تونی سکوت رو تحمل کنی

اصلاً هم درست نیست

یکی یه چیزی بگه! باشه

اگه می‌خوایم مونیکا رو تو زمانِ رکوردی بفرستیم بره

شما دو تا باید زیپِ دهنتون رو بکشید

باشه، باشه. قول می‌دیم

حالا، سومین مشکل چی بود؟

آهان، آره، استیو

عمراً اگه بذاره بازرس بهداشت

به این زودی‌ها بره

لعنتی، فقط سلفی گرفتنش ۴۰ دقیقه طول می‌کنه

نگران نباش

من با استیو حرف می‌زنم

نه زیاد از حد

دقیقاً به اندازه لازم

هی، یادته گفتی اِمِت از دستت عصبانی نیست؟

مامامیا، بدجوری اشتباه می‌کردی

کاری به کارش نداشته باش

تو هیچی نمی‌دونی

خب، می‌دونی که اسم من گبیه

چون خیلی چیزها به گوشم می‌رسه

وایسا

چی شنیدی؟

شنیدم که اِمِت داشت با ایزابلا حرف می‌زد

و گفت که دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه بهت اعتماد کنه

من کاملاً قابل اعتمادم

تاکوداست که نمی‌شه بهش اعتماد کرد

مواظب باش استیو

کلاً یه دونه رفیق برات مونده

می‌دونی باید چیکار کنی

باید با اِمِت حرف بزنی

با پادشاهِ حرف‌نزدن حرف بزنم؟

یه سری پانتومیم‌باز هستن که بیشتر از اِمِت حرف می‌زنن

گوش کن، اگه من یه چیزی یاد گرفته باشم

درباره به حرف آوردنِ مردها

اینه که اول باید گیرشون بندازی

فکر کنم بتونیم بعدِ شیفت تو آشپزخونه گیرش بندازیم

اوه، نه. نه، نه، نه، نه

باید یه جایی دور از محل کار گیرش بیاری

جایی که حواس‌پرتی نباشه

هی

فهمیدم

اِمِت هر چهارشنبه صبح می‌ره ماهی‌گیری

می‌تونی توی کلبه ماهی‌گیری گیرش بندازی

یا می‌تونی همین الان من رو با کله بکنی تو مستراح صحرایی

و قالِ قضیه رو بکنی

نه، نه، نه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left