முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
"گزارش حادثهی "جولیت آندرومدا ماو در بارانداز رو نشون بده
همینجا نگهش دار
چقدر بهت پول میدن تا پیداش کنی؟
بجنب بریم، "جیا" اونجاست - چی؟ -
اون اینجا بهمون نیاز داره رفیق
میخوای بری، برو. ما چیزیمون نمیشه
...نه
کانتربری" رو یادت باشه"
تو یه تروریست "اوپیای" هستی
یه تکونولوژی مخفی قاچاق رو حمل میکنی
قرار بوده برای چه کاری استفاده بشه؟
سنسورها رو به سمت سفینه "دانجر" نشونه بگیرید
گزارش کامل رو میخوام
با توجه به اسم فایلها اینا اسناد و سوابق دولتی هستن
خیلیخب - این یارو یه هکر بوده -
خوب، هر چیزی رو هک کرده
اینقدر مهم بوده که به کشتنش داده
اجازهی استفاده از همه سیستمها رو به همه کسانی که رو عرشه هستن بده
ایستگاه سیریس «کمربندی»
دکتر اوماری به بخش تنفسی
دکتر اوماری به بخش تنفسی
خیلی احمقی
"منم از دیدنت خوشحالم "میلر
هولاک" تو به حرف گوش نمیدی"
بهت گفته بودم
گفتم سرتو بنداز پایین و چشماتو باز کن
"مخصوصا تو "مدینا
...بهت گفتم میرم اونجا تا
لطفا بگو این دختره اومده یه هدیه برای خوب شدنت بده؟
لطفا، پولش هم به حساب من، چطوره؟
"نمیدونی داری چی میگی "میلر
اون بهم زبان آموزش میده
خوب دارم یاد میگیرم
فکر میکنی این کمکت میکنه؟
مرد، میله بعدی درست میره وسط جمجمه ـت
آره، این از برکات عقل و خرد پلیس اینجا سرچشمه میگیره
میدونی، خودتو به اون راه بزن، رشوه بگیر، تا جایی که میتونی کمک نکن
هی، به نظرت من سوراخی چیزی تو بدنم دارم رفیق؟
حرکت شجاعانهای بود که اومد دنبالم
بقیه پلیسا نیومدن به "رز بورت" سر بزنن
بیخیال
فکر میکنی اون به تو اهمیت میده؟
اسم اون احمقی که بهت پول داد تا
"بیاریش به "مدینا
تا بزنه دهن یه پلیس رو صاف کنه چی بود؟
نشانم همرام نیست
خیلی بد شد
یه بار دیگه بهش دست بزنی
میبینی با چه سرعتی از "تخت بلند میشم "میلر
سفینه تاچی «بین کمربندی و سیاره مشتری»
!اوه
ببین کی بیدار شده
خوب خوابیدی شاهزاده؟
بیا اینجا کمکم کن
کارتو بلدی؟
من کشتی درست میکنم نه آدما رو
!لعنتی - فقط ثابت نگهش دار -
الکس" کجاست؟"
داریم میام، دارم میام
!اوه خدای من - !بخیه بزنش -
من مثل "شد" نیستم نمیدونم دارم چیکار میکنم
اونم نمیدونست - فقط بهش تزریق کن -
کدومو اول بزنم؟ ...آنتیسپ" یا"
مشکل حل شد
مثل اولش خوب شد
هر چی تو بگی رییس
وضعیتمون چطوره؟
اوه رفیق خیلی سفینه خوبیه
مثل گربه خرخر میکنه gsتو سرعت 12
نه، نه، نه
کسی تعقیبمون نمیکنه؟ - نه قربان، تو وسعت دیدمون کسی نیست -
به محض اینکه از سفینه "دانجر" دراومدیم
فرستنده رو خاموش و کنترل سفینه رو گذاشتم رو اتوماتیک
در حال حاضر ما یه تیکه آهن قراضه هستیم که در فضا شناوریم
پس تا اونجایی که میدونیم کسی از "دانجر" زنده بیرون نیومده
درسته
و هیچکس نمیدونه زندهایم؟ - درسته -
پس کی برامون پیام فرستاده؟
«پیام دریافتی»
ترجمه و زیرنویس علیرضا
ایستگاه آندرسون «پالایشگاه سنگ معدن کمربندی»
یازده سال پیش
آبی رنگ مورد علاقته
اول اونو امتحان کن
اوه
اوه
"اشکالی نداره "هانیکری
دوباره امتحان کن، میتونی انجامش بدی
دوباره
حالا بهم میخوره
کارت خوب بود
دوباره امتحان کن عزیزم
همینجا بمون عزیزم
به تمرین ادامه بده
دوباره امتحان کن
اینجا ایستگاه آندرسون ـه
ادامه بدید
ایستگاه آندرسون سفینه "یوان1" صحبت میکنه
آمادهای تسلیم بشی؟
"بازماندگان سفینه "دانجر
اسم من "فرد جانسون" ـه
"رییس عملیات ایستگاه "تایکو
نمیدونم کی هستید
یا قصدتون چیه
پس اگه دلتون نمیخواد یه جنگ راه بندازید
باهام تماس بگیرید
میتونم کمکتون کنم
اون نمیتونست ردمون رو بگیره
اما گرفته
هی، اون از کلهگندههای "اوپیای" نیست؟
آره، مگه مهمه؟
اون پیشنهاد کمک کرده
ما بلاخره یه جایی باید بریم
خوب، من میگم به نزدیکترین پایگاه مریخ پرواز کنیم و خودمونو تسلیم کنیم
چه فکر خوبی
ما سوار یه سفینه دزدی
که یه مریخی مرده رو عرشه ـش داره شدیم
مطمئنم که برامون فرش قرمز پهن میکنن
هی بچه زرنگ
مریخیهای خوب زیادی مردن تا مارو نجات بدن
که بیایم و حقیقت رو بگیم
مرکز فرماندهی "دانجر" موقع حمله
خراب شده بود
همه مریخیهایی که باورمون داشتن مردن
پس بیاید با سرعت به سمت سیریس" حرکت کنیم"
و شانسمون رو امتحان کنیم
هیچ باراندازی نمیزاره با فرستنده خاموش اونجا توقف کنیم
و به محض اینکه روشنش کنیم
تمام سفینههای مریخی شناساییمون میکنن
بهش فکر کنید
ما تنها بازماندههای "کانتربری" و "دانجر" هستیم
اینجوری شبیه تروریستها میشیم
هیچکس داستان مارو باور نمیکنه، من که باور نمیکنم
فرد جانسون" یه راه نجات" بهمون پیشنهاد کرده
من میگم قبولش کنیم
"ما نمیریم "تایکو
فکر بهتری داری؟
نمیتونیم به "فرد جانسون" اعتماد کنیم
همهمون میدونیم چه کارایی از دستش برمیاد
اون قضیه برای 10 سال پیشه، آدما عوض میشن
مریخیها میگفتن تو عضو "اوپیای" هستی
راجب چیزایی که نمیدونی حرف نزن
...چون
من رای "نه" میدم
هولدن" راست میگه"
باید یه جایی بریم
ایموس"؟"
من با توئم رییس
پس دو به دو شدیم
جایی نمیریم
شنیدم "هولدن" بوده که باعث شده از "دانجر" سالم بیرون بیان
اوپیای" الان سفینههای جنگی" سنگین هم داره
تازه داره شروع میشه
مریخیها باهامون سرشاخ نمیشن مگه اینکه خودمون مجبورش کنیم
پلیس "استار هلیکس" فقط آروم باشید خیلیخب؟
تا چند دقیقه دیگه قدرت موتور برمیگرده
البته
هیچ سگ زمینی نمیتونه بهم بگه آروم باش
...دیگه تمومه پلیس
هی چیکار میکنی دیوونه شدی؟
اون لیاقت نداره هوای بلتر"ها رو تنفس کنه"
مراقب خودت باش پلیس
میکشمش اونو
کانتربری" رو یادت باشه"
اسمش "فیلات کوتاری" ـه
از نیروهای "لوکا گیریکا"ست
"خداحافظ "سیریس
این هدیه خداحافظیم برای توئه
به سمت چیزای بزرگتر و بهتر
چند دقیقه پیش فرستاده شده، الان همه جا هست
میلر" خبر نداره؟"
امروز نیومده
..."آنیوباس"
مسیرهای پرواز این سفینه رو نشونم بده
"مسیرهای برنامهریزی شده "جولی با "اسکاپلای" رو نشونم بده
سه بعدیش کن
با احیای شورشها
دولت دستور داده با احتیاط کامل
با اعضای شناختهشده "اوپیای" برخورد کنیم
خوشبختانه این حرومزاده "اوپیای" نیست
پس اگه مقاومت کرد بکشیدش
اگه فرار کرد شلیک کنید
و اگه اتفاقی از محفظه هوا افتاد پایین
خوب کاریش نمیشه کرد
هولاک" یکی از ماست" اینجا هنوزم ایستگاه ماست
بذارید مطمئن بشیم که مردم جور دیگه فکر نمیکنن
سمی" خیلی وقته ندیدمت شریک"
گوش کن میخوام یه لطفی کنی
ازت میخوام شماره فرستندهی یه سفینه رو برام چک کنی، باشه؟
سفینهای به اسم "آناباس" یا "آنیوباس"
هجی میکنم: آ.ن.و.ب.ا.س
ممنون رفیق، بهت مدیونم
یا بیحسابیم؟
اینجا چیکار میکنی؟
منم میخواستم همینو ازت بپرسم - اوه -
فکر کردم حتما اون بیرون داری دنبال آدمی
که شریکت رو نابود کرد میگردی
آره، آره فقط یه سری کار دارم ...که باید انجام بدم
بوی چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.