முதல் 200 வரிகள்.
این مزخرفات در مورد ران دیسانتیس رو دیدی؟
داره یه اتوبوس پر از مهاجر رو از فلوریدا میفرسته کواهاگ
و من اصلاً از این خوشم نمیاد
مهاجرها دارن سعی میکنن نونِ آمریکاییهای سختکوشی مثل من رو آجر کنن
تو همین ماه پنج بار الکی گفتی کرونا داری
هوم. فردا یه تجمع دارن که بهشون خوشآمد بگن
میخوام برم اونجا ببینم واقعاً چه خبره
برو با بقیه اون بیکارهایِ روشنفکر خوش بگذرون
پیتر، نمیخوای ظرفهایی که قول داده بودی رو بشوری؟
اه! نمیشه یه مهاجر برای این کار بگیریم؟
کجا داری تشریف میبری؟
شرکت «بورز هد» داره از یه ژامبون جدید رونمایی میکنه
من و بچهها بلیط بردیم
تا حالا فقط سایهی اون گوشت رو نشون دادن
دلار روی گوشت گاومیش شرط بستم ۱۰۰
هیچوقت معلوم نمیکنه. پیتر، ما امشب
با کریستال و کلی شام دعوتیم
دیروز در موردش حرف زدیم
لوئیس، دیروز روزِ «مشروب سنگین» بود؟
بله
و من معمولاً وقتی مشروب سنگین میخورم چیزی از حرفات یادم میمونه؟
نه. پس چرا
یادم رفت. منم امروز مشروب سنگین خوردم
اصلاً ما چطوری اینها رو میشناسیم؟
هیچ ایدهای ندارم
اینقدر این قرار رو عقب انداختم که
دیگه یادم نمیاد کی هستن
لوئیس! سلام بچهها. هاها
میدونید، فقط میخوام این قضیه رو روشن کنم
مغزم کاملاً خالی شده که ما چطوری با هم آشنا شدیم
اوه! خداروشکر
ما هم همینطور
ولی مهم نیست
الان که اینجاییم
نکنه تو همونی بودی که تو کلاس یوگای من دعوا راه انداخت؟
نه، من نبودم
مطمئنم هر کی بوده لابد دلیل خودش رو داشته
مثلاً شاید اون سلیطه نباید دهنِ لقِش رو باز میکرد
نمیدونم. من اونجا نبودم
هی پیتر، من کِلی هستم
ببین، نمیخوام مثل یه طرفدارِ دوآتیشه به نظر بیام
ولی شنیدم توی کارخونه آبجوسازی «پاتاکت پَت» کار میکنی؟
آره. چطور مگه؟
اون شاید باحالترین شغلی باشه که
تا حالا شنیدم کسی داشته باشه
واقعاً؟ داداش! آره دیگه
باید برام تعریف کنی کار کردن اونجا چه حسی داره
لوئیس. این یارو برای من حکم یه ستاره راک رو داره
دیدی لوئیس؟ بهت گفتم من فقط یه آدم ولگرد نیستم
راستی پیتر، احیاناً از فوتبال خوشت نمیاد؟
لوئیس، من با کِلی اینطرف میمونم
خب، ببین کی سرِ عقل اومده
شاید بهتره همهمون بیشتر با هم بگردیم
من پایهام. ما همیشه دنبال رفیقهای باحال میگردیم
اوه، ما هم همینطور. اون عجایبالخلقههایی که هفته پیش باهاشون بودیم رو یادته؟
میدونی عزیزم، حداقل میتونی یه حدسی بزنی
تا وقتی اطلاعات کارت اعتباریت رو بهم ندی حدس نمیزنم
شاید بهتره جلوی دوستامون درباره توافقمون حرف نزنیم، باشه؟
چی میخوایم؟ انگلیسی بلد نیستم
کِی میخوایم؟ انگلیسی بلد نیستم
سلام. شاید به نظر بیاد فقط واسه شکمم اومدم
ولی پست اینستاگرام گفته بود اینجا غذا میدن
اوه، متأسفم. همین الان تموم شد
اشکال نداره. من برایانم، اون سگه
سلام برایانِ سگ. من کارمن هستم
از دیدنت خوشبختم
میدونی، مهاجرها واسه من یه جورایی مثل سگها میمونن
ببخشید؟ اوه، نه، منظورم این نبود
منظورم اینه که ما رو از خانوادههامون جدا میکنن، تو قفس میندازن
و تنها کاری که میتونی بکنی اینه که امیدوار باشی یه گروه آدم خوب پیدا بشن
که حاضر باشن خونهشون رو باهات شریک بشن. میفهمم چی میگی
خب، اهل کجایی؟ اهل کوبام
اوه، چه خوب. شما اونجا فیل و این چیزا دارید، درسته؟
فکر کنم منظورت آفریقاست
نه، فکر کنم... کاملاً مطمئنم
آره، حالا هر چی
ببین، من امروز داوطلب شدم پس باید برم کمک کنم
ببین، من معمولاً این کار رو نمیکنم
ولی راه داره یه وقت دیگه با هم بریم بیرون؟
واقعاً متأسفم
به نظر آدم خوبی میای ولی من همین الان قبول کردم با اون یارو برم بیرون
راستش، بیخیال. من وقتم آزاده
اگه بخوای، من امشب ساعت شش میرم «هاوانا کلاب»
تو هم بیا. باشه، اونجا میبینمت
ممنون
آمریکا در حال کار
مهاجرها، لیبرالها، محافظهکارها
و یه نفری که اصلاً روحش هم خبر نداره امروز اینجا چه خبره
اینجا چه خبره؟ جشنوارهست؟
من خودمو قاطی سیاست نمیکنم
هی، بالاخره اومدی
اوه، رسیدی! اینجا سیگار کشیدن آزاده، هان؟
پسر، واقعاً معرکه شدی
اوه، ممنون
من زود اومدم که بتونیم تو بخش شیپورها بشینیم
بـ... ببخشید، گفتی «بخش شیپورها»؟
صداش برات خیلی زیاده؟
میدونم سگها گوشهای خیلی حساسی دارن
نه، نه، خیلی هم عالیه
دوست داری صدای شیپورها بلندتر باشه؟
نه، نه، نه. همینطوری خوبه
پس دوست داری صدای شیپورها بلندتر باشه
این آهنگ رو توی خاکسپاری مادرم زدن
پسر، واقعاً مراسم «بورز هد» رو از دست دادی پیتر
جو حتی شماره یه دختری رو هم گرفت
پرستارِ آسایشگاهه. من، اِ، باید یه زمانی با شماها حرف بزنم
چرا نیومدی پیتر؟
لوئیس با یه زوج دیگه قرار شام داشت
چقدر ضایع. من از این برنامهها متنفرم
میدونید چیه؟ این رو فقط گفتم که باکلاس به نظر بیام
من از معاشرت با آدمهای جدید لذت میبرم
منم معمولاً متنفرم. ولی اینها خیلی باحال بودن
کِلی و کریستالِ فلانفلان شده
اوه پسر. چی شده؟
کریستال و کِلی دافی؟ آره. خب که چی؟
پیتر، اونا... چطوری بگم؟
اهلِ روابطِ ضربدریِ همیشگی هستن
ها؟ سوینگر هستن
یعنی گندهترین سوینگرهای شهر
با همه امتحان میکنن. در ابعاد وسیع
با من و بان هم امتحان کردن
من بیرون تو ماشین موندم
بان رفت تو یه چند ساعتی باهاشون در این مورد گپ زد
دیگه هیچوقت تکرار نشد
اِ... البته به جز یه چند هفته بعدش
یه بار دیگه هم بود، فکر کنم
هی، قرارت چطور بود؟
قرار عالی بود ولی اون رستوران کوبایی
خیلی شلوغ بود و همهجا دودِ سیگار برگ بود
فکر کنم دارم میگرن میگیرم یا یه چیزی شبیه این. من فقط
برایان
برایان! اوه، خداروشکر
خوبی؟ آره داداش، خوبم
فقط، اِ... یه کم فاصله بگیر، باشه؟
چی؟ چی؟
پماد سوختگی تو گوشته؟
گفتم بکش عقب، جیگر
چرا مثل «صورتزخمی» حرف میزنی؟
نمیدونم داداش. فقط دهنم رو باز کردم
و این صداییه که میاد بیرون، میفهمی؟
وقتی منم دهنم رو باز میکنم خون میاد بیرون
اوکی. کریس، بازم میگم، اصلاً خندهدار نیست
کاری که برایان میکنه خندهداره
وقتی از یه ایدهای میگذریم، تو هم باید بیخیالش بشی
کمکم دارم یه کم گشنهم میشه
فکر میکنی بتونی یه مافین انگلیسی چیزی ردیف کنی؟
خیلی از اون سوراخسنبههاش خوشم میاد داداش
خب، دکتر نظرت چیه؟
چرا وقتی بیدار شدم صدام اینطوری شده؟
خب، عجیبه ولی این یه بیماریِ کاملاً واقعیه
گوگل کنید. بهش میگن «سندروم لهجه خارجی»
معمولاً بر اثر یه جور ضربه به مغز ایجاد میشه
حدس میزنم اون میگرن مغزت رو ریخته به هم
پس این واقعاً یه نوع اختلاله؟
آره، توی برنامه ۶۰ دقیقه دیدم
یه خانم انگلیسی رو آوردن که بیدار شده بود و لهجه چینی داشت
ولی اگه من این کار رو بکنم همه شاکی میشن
میدونی، فکر کنم واسه این صدات اینطوری شده
چون تو کلاب پیش اون همه آدم کوبایی بودی
اُیه، استوئی! کارمن میگه میخواد بیاد بیمارستان
نباید صدای منو اینطوری بشنوه
فکر میکنه دارم مسخرهش میکنم
خیلی خب، آروم باش. شاید بتونیم
برایان، حالت چطوره؟
تا شنیدم خودم رو رسوندم
ببخشید. هنوز نمیتونه حرف بزنه
آخی! طفلکیِ من
لازم نیست کلمهای حرف بزنی
فقط استراحت کن
دکتر. چی؟
فکر میکنید لازمه چک کنیم ببینیم سکته نکرده یا سرطان مغز نداره؟
بیخیال مرد. ساعت یک ربع به پنجه
عمراً بتونی حدس بزنی بچهها درباره کلی و کریستال چی گفتن
ظاهراً اونا سوینگرهای حرفهای هستن
چی؟ نه بابا، مسخرهست
جدی، هر سه تاشون گفتن که اونا بهشون پیشنهاد دادن
خب، الان دیگه قضیه عجیب شد
ما فردا شب دوباره میبینیمشون
یعنی کنسل کنیم؟
فکر نکنم
به ما که باهاشون خوش گذشت
کی اهمیت میده تو زندگی خصوصیشون چیکار میکنن؟
ولی اگه خواستن با ما کاری بکنن چی؟
خب، معلومه که میگیم نه
معلومه، ما اهلش نیستیم
نه، ما هیچوقت همچین کاری نمیکنیم
لازم نداریم. رابطهی خودمون عالیه
بهترینه
یعنی بد بود اگه ازمون میخواستن؟
البته. البته. درسته
خوب بود بدونیم حداقل تو لیست کاندیداهاشون هستیم
خیلی خوب میشد اگه تو لیست بودیم
فکر کنم فردا برم یه پاکسازی پوست انجام بدم
نه واسه این قضیه، واسه اینکه خودم لازم دارم
صد در صد. منم باید دئودورانت بخرم
نه واسه این قضیه، چون مال خودم دیگه تموم شده
رسیده به پلاستیکش. مثل رنده میمونه
چیزای قشنگی توی این اتاق داری
اختاپوس بنفش
من تا حالا اختاپوس بنفش نداشتم. ماشین زمان
No comments yet. Be the first to leave one.