முதல் 200 வரிகள்.
من اوترد هستم، پسرِ اوترد بردهای به نام گوترد را آزاد کردم
و شاهد به تخت نشستنش به عنوان پادشاه کامبرلند بودم
در حالی که فرماندهی سپاهیانش را به عهده داشتم، عاشق خواهرش شدم
میخوام هم شأن سیگفرید بهم نگاه بشه
میخوام با خواهر شما ازدواج کنم
طوری رفتار میکنه که انگار اون پادشاهه
برای شکست دادن کیارتانِ ظالم
اتحادی با برادرها یعنی اریک و سیگفرید شکل گرفت
زمینهای کیارتان از آن شما خواهد بود
به سلامتی صلح
اما مشاوران گوترد مرا به چشم یک تهدید نگاه می کردند
و خواستار حضور مردانی مسیحی در سپاه بودند
اون فکر میکنه از همه ما بالاتره
بنابراین یک معامله مخفیانه با عموی من ترتیب داده شد
دویست نیزه دار
در ازای آن سرِ آزبرت رو میخوام
چیکار میکنید؟
،گوترد از خودش رحم نشان داد ولی با این حال به من خیانت کرد
اوترد، تو به همراه هالیگ برده خواهید شد
شاه آلفرد، برادرم رگنار را برای نجاتم آزاد کرد
ولی اون دیر رسید
حالا دیگه مال منی
همه چیز به سرنوشت بستگی دارد
ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر RainyDay & vanDerlove & Artavan
!پارو بزنید حرامزادهها
!پارو بزنید، باید پرواز کنیم! پارو بزنید
انگار از قبر به بیرون نگاه میکنم
قسم میخورم که این سرنوشت ما نخواهد بود
فکر میکنی این پدرسوختهها به خودشون زحمت میدن که برات قبر بکنن؟
سرنوشت ما اینه که همراه این نخالهها ما رو از کشتی بیرون بندازن
یه چیزی بهت بگم فینان
من اینقدر بدشانسم که حتی اگه زنده هم از کشتی بیرون بندازنم، میمیرم
چون شنا بلد نیستم
هرگز تسلیم نشو هالیگ
!اون عقب صداتون در نیاد
هرگز به خواست کسی تن نده
حق نداری حرف بزنی بَرده
!پارو بزن
!بله آقا! پارو میزنیم
... و
!پارو میزنیم! پارو میزنیم
!پارو میزنیم! پارو میزنیم
!پارو میزنیم! پارو میزنیم
آزبرت، یک روز اون پدرسوخته رو میکشم و لذتشو میبرم
به قولش عمل کرد طبق وعده دویست نیزه دار فرستاده
اینطور به نظر میرسه
همین فردا هم میتونیم دانهولم را محاصره کنیم
،با سپاهیان متشکل از گوترد، الفریچ، برادرها
به سوی دانهولم میتازیم
به کیارتان تعدادمان را نشان میدیم
محاصره اش می کنیم
بعد هم آب، غذا و ... نهایتاً جانش را میگیریم
اون چطور مُرد؟
چه کسی؟
اوترد، سرورم
اسمش آزبرت ـه
از ترس خودشو خراب کرد؟
برای بخشش به التماس افتاد؟ میخوام بدونم
اوترد هرگز التماس نمیکنه
ملکه شماست؟ - نه -
لرد الفریچ، ایشون زبان گزندهای دارند
دیگه چیزی نخواهد گفت
میخوام خودم ببینم
سَر برادر زادهام کجاست؟
جایی که همیشه بوده روی شانههایش
خاطرجمع باشید که اوترد با مُرده هیچ فرقی نداره
با مُرده هیچ فرقی نداره؟
پس هنوز زنده است؟
برای محاصره دانهولم، در ازای سر آزبرت توافق کردیم دویست نیزه دار به شما بدم
معامله همین بود - سرورم، اون الان در یک کشتی بَرده است -
در حقیقت، آزبرت سرنوشتی بسیار بدتر از مرگ نصیبش شد
باید درک کنید که اوترد جان من را نجات داده بود
دوستم بود
دوستتان ؟ - بله -
سرورم، قسم میخورم دیگه حتی اسمش را هم نخواهید شنید
شاید بهتره یک بار دیگه با کیارتان متحد بشم
،شاید در کاری که شما بسیار عامدانه از انجامش سر باز زدید موفق تر عمل کنه
تنها درخواستِ من یک سرِ بیجانِ ناقابل بود
سرورم، ممکنه خواهش کنم استراحت بفرمایید؟
ایدن، چند روز در راه بودیم؟
شش روز سرورم - پس بهتره استراحت کنید -
!شش روز برای هیچ
سرورم، استراحت کنید، غذا بخورید، بنوشید
حتماً کاری هست که بتونیم انجام بدیم تا به توافق برسیم
لرد الفریچ، باید تا به حال متوجه شده باشید که برادر من عقل درست حسابی نداره
به نفع شماست که کاری به کارش نداشته باشید
... خواهرم طبعِ شوخ
!و زبان تندی دارند
فردا از اینجا میریم - لرد، خواهش میکنم -
کار ما اینجا تمومه
،خدانگهدار لرد الفریچ از آشنایی با شما بسی خوشوقت شدم
از راه طولانی به ببنبرگ لذت ببر
،گوترد، با نجات اوترد
چیزی که الان عایدت شده هرج و مرجی است که خودت باعثش شدی
هرج و مرج
اگر الفریچ با ما نباشه پس شرایط تغییر کرده
ما در محاصره دانهولم نقشی نخواهیم داشت
!اریک، ما باید اونجا را محاصره کنیم ما قراری با هم داریم، نقشه کشیدیم
از الآن دیگه اون نقشه به برادرها ربطی نداره
و این یعنی باید دوباره برای کسب ثروت بجنگیم
سیگفرید، ما صلح کردیم
!صلح کردیم
سرورم، ما به یک متحد نیاز داریم
باید خواهرتان را پیشکش کنید
اسبها حاضرند؟
بله بانو
سیتریک، من تو رو انتخاب کردم چونکه به لرد اوترد وفادار هستی
همیشه وفادار هستم بانو
وقتی هیلد برگشت این پیغام را بهش بده
میدونم که برمیگرده
کِی بر میگردید بانو؟
فقط میدونم که دیگه نباید اینجا بمونم
،ما در وسکس هستیم و در شمال مرسیا، متحد ما قرار داره
اوهوم و شرق چطور؟
،دینلو. که شمال آن نورثآمبریا و کامبرلند قرار گرفته
جایی که کافران حکومت میکنند و برادران مسیحی ما را تهدید میکنند
و آن طرف "دیوار بزرگ" پادشاهی آلبا قرار داره
که سرد و بـِکر ـه
خوبه
و به سرزمینهای جنوب دیوار چی میگیم؟
یک روز به نام انگلیس خوانده خواهد شد
،اثلفلد، تصرف این زمینها مستلزم صرفِ هزینهی گزافِ
،جانی و مالی خواهد بود برای نگه داشتنش حتی بیشتر هم باید هزینه کرد
بنابراین اتحادهایی باید شکل بگیرند
وصلتهایی باید صورت بگیرد
من باید ازدواج کنم؟
وقتی یک مورد مناسب پیدا شد
من حاضرم وظیفهام را انجام بدم
سوزوندن یک دهکده، یک قشنگی خاصی داره
مثل همون حرفی که زدی - هرج و مرج -
... میخوام به اسم سیگفرید
اربابِ هرج و مرج شناخته بشم
زودباش، بجنب
،خواهر هیلد و همراهان
چی میخواید ؟
به فرمان آلفرد از وسکس به اینجا اومدیم
میخوام شاه گوترد را ببینم
تو دانمارکی هستی
من ارل رگنار رگنارسون هستم
ایشون هم استیاپای سلحشور از افراد آلفرد هستند
آلفرد، خدمت شاه گوترد سلام رساندند
و خواهر گوترد، بانو گیزلا
ایشون اینجا هستند؟
میخوام ببینمشون
.اینجا نیستند شهر را ترک کردند
به کدام مقصد؟ - ،هنوز بیخبرم -
ولی خواهم فهمید
شما برادرش هستید؟ برادر اوترد هستید
ایشون گوترد هستن
بله سرورم
آلفرد برای چی شما را فرستاده؟
برای پیدا کردن اوترد
آلفرد به اوترد دِینی داره و نمیخواد آسیبی بهش برسه
اوترد گم شده
از گفتنش واقعاً متاسفم
از شما و آلفرد عذرخواهی میکنم
بیهوده به اینجا سفر کردید
... لطفاً اینجا استراحت کنید
اسم مردی که اوترد را بُرد به من بگو
باید کمی فکر کنم
سرورم، لطفاً اسم برده فروش را بگید
اگر از ته دل متاسف هستید
به من بگید کجا پیداش کنم
اوترد واقعاً گم شده
!آبها رو خالی کنید سگهای کثیف
!زنجیرهامون رو باز کن سریعتر کار میکنیم
!آبها رو خالی کن وگرنه میندازمت تو آب
،اگه میخوای زنده بمونی !آبها رو خالی کن
دعا میکنم خداوند ازش محافظت کنه بانو
آزبرت، دست از خالی کردن آب برنمیداره
استراحت کن
به قوای جسمانیت نیاز پیدا میکنی
من از آب خالی کردن خوشم میاد
!آهای
فکر میکنی از اینها بهتری ؟
اونا مال و دارایی هستن
مثل تو
باید غرورت رو کنار بذاری
غرور باعث مرگت میشه
استراحت کن
راست میگه، بهتره استراحت کنی
من و تو داریم حروم میشیم
باید برای فرار کردن نیروی خودمون رو ذخیره کنیم
ولی برای فرار کردن باید به کف پامون پوست باشه نه گوشت پوسیده
پس باید آبها رو خالی کنیم
همهی این بدبختها یک داستان تعریف میکنند سرورم
از دستِ کشت و کشتار برادرها گریختند
مطمئناً ما نفر بعدی هستیم
و باید چه کنم؟
بجنگم؟
حالا باید علیه برادرها لشگرکشی کنم؟
من در جایگاهی نیستم که به پادشاه در مورد نحوه جنگ آموزش بدم
!ازت مشاوره خواستم
فرمانده سپاهم رو از دست دادم
پس پیشنهاد میکنم باید اول به اندازه کافی گندم
برای سیر کردن شکم این بدبختها ذخیره کنیم
و میگم الان بیشتر از همیشه به لرد الفریچ از ببنبرگ نیاز داریم
ممنون میشیم کمی آب به ما و اسبها مون بدید
بفرمایید
یونس تو هستی؟ - بله -
No comments yet. Be the first to leave one.