முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
تو نبايد اينجا باشي
اما کار رو گرفتي؟ - کتابخونهي مرکزي -
.تو نبايد اينجا بموني تو بايد با من بياي خونه
من سرطان دارم - اي کاش زودتر بهم ميگفتي -
من دنبال برادرم ميگردم
بسلا..متي
...متوجه هستي
داري الآن به همهچي گند ميزني؟
من اونو دوست دارم و اونم منو دوست داره
اگه بين من و مارينا قرار بگيري
به لي ميگم تمام مدت داشتي چيکار ميکردي
ببين، من همين الآن بيمارستان بودم
مارينا اونجا بود
اون الآن داره زايمان ميکنه - چي؟ -
بيل، اون دنبال تو ميگشت
ايشون برادرتونه؟
بله. بله، آقا
بيل، متاسفم
!اون اصلاً برادر من نيست
...بنظرت اگه روي 10 راند رودريگز شرط ببندم
شانس برنده شدنم چقدره؟
ميتونم باهات 4 به 1 کنم
800تا شرط ميبندم
من همهچي رو ميدونم
...مردي که مراقبش بودم
الآن مطمئنم که تنهايي کار ميکنه
با من ازدواج ميکني؟
برسي خونه بهت جواب ميدم
چقدر طول ميکشه تا خوب بشه؟
اون خيلي وقته اينجوريه
17روز تا ترور
رئيس جمهور داخل اتاق هستن
اون ميدونست ميخواد چه اتفاقي بيوفته
مايک هميشه با شماست
حتي در لحظاتي که با خودتون ميگيد ...ميدون چيه"
اين دفعه ديگه اين کارو نميکنم"
بحث سر رئيس جمهور ايالت متحده است"
...من دوست دخترم رو"
در مقابل اون شرمزده نميکنم"
...ميدونم که شانس
فقط يه بار در خونهي آدمو ميزنه
...و اکنون رئيس جمهور
خيليخب
عاليه
...جيک. جيک
جيک، عزيزم، چي شده؟
الآن چه ساليه؟
شايد بهتر باشه برم دکتر رو خبر کنم
بدجوري داغون شدي، پسر
آل؟
آل؟
تو اينجا نيستي
من ميدونم اين واقعي نيست
ميخوام متوقف بشه
هميشه نميتونيم چيزي که ميخوايم رو بدست بياريم
مثل انتظاري که من از تو داشتم
تو برام کاملاً نااميد کننده بودي
تو تقريباً نجاتش دادي
اما بعد بيل و سيدي رو درگير کردي
تو فقط به فکر خودت هستي
تو مردي نيستي که فکر ميکردم
سيدي؟
سيدي کجاست؟
من اينجام
همينجام، عزيزم
من اينجام
همهچي قر و قاطي شده - چيزي نيست -
بهوش اومدي
چند روزه که از حال رفتي
داره خوب ميشه، درسته ديک؟
...پسراي زيادي رو ديدم که
توي زمين فوتبال اينطوري آسيب ديده باشن
تو يه خورده مشکل حافظه داري
فقط ميخوام به حالت طبيعي برگرده
ممکنه چند روز يا چند هفته طول بکشه
اما ببين سيدي ...تنها چيزي که مهمه اينه که
هيچ خطر پزشکي اون رو تحديد نميکنه
بايد قدردان اين مسئله باشيم
اون فقط يه خورده وقت لازم داره
:مـــتــرجــمــين Notion عـرفـان MoieN معين
15روز تا ترور
ج.اف.کي يعني چي؟
يعني جان.اف.کندي
رئيس جمهور ج.اف.کي
پس ال.بي.جي کيه؟
اون معاون رئيس جمهوره
چقدر مخففها زيادن
روز تولدت چيه؟
روز تولد واقعيم يا روز تولد سفر در زمانم؟
خب، ميبينم که هنوز شوخ طبعيت رو داري
بذار دوباره تکرار کنيم
خيليخب
بنظرم اون آدم رو پيدا کردم
هموني که ميخواست رئيس جمهور رو بکشه
اون نزديک خونهي من زندگي ميکرد
نه توي جودي، اينجا توي دالاس - اوهوم -
آدرسش رو يادته؟
اوني که باهاش کار ميکردم اسمش جورج نبود؟
بيل
گيج شدم
بيفايدهاس
اسمها با قيافههاشون درست در نمياد
تو داري بهتر ميشي
بالاخره يادت مياد
خيليخب
10روز تا ترور
ميخوام سرهنگ هوستي رو ببينم
ميخوام همين آلان ببينمش
وقت ملاقات داري؟
اون واسه اومدن به خونهي من و اذيت کردن همسرم، اجازه گرفته؟
بيشتر از يه بار
يا واسه تعقيب کردنم تا سر کار يا کار گذاشتن وسايل شنود، اجازه گرفته؟
فکر کردم اينجا ايالت متحدهي آمريکاست
حريم خصوصي؟ تا حالا به گوشت خورده؟
.لطفاً اينجا رو امضا کنيد تا ببينم سرهنگ هوستي بدون وقت قبلي شما رو ميپذرين
اون اينجا نيست
.اوه، آره اوه، بيخيال
.نه، من بيشتر از اينا حاليمه اصلاً نگاه کردي؟
.آقا، متاسفم ميشه دوباره اسمتون رو بپرسم؟
تظاهر نکن که نميدوني من کي هستم. باشه؟
لي هاروي آزوالد
آدماي که اينجان منو ميشناسن
آدماي اين دفتر چه کمکي ميتونين به شما بکنن، آقاي آزوالد؟
اسمت چي بود؟
خانم اميلي بيکر
دارم گزارشت رو مينويسم
رفتار او با تفنگدار سابق نيروي دريايي" بسيار بد بود
"کسي که دليرانه به کشورش خدمت کرد
12نوامبر سال 1963 در ساعت 11 ظهر
من مدرکي رو به شما دادم که براي سرهنگ هوستي بسيار مهمه
انتظار من از شما اينه که فوراً اينو بهش بدين
نميخواي اونو مهر و موم کني؟
هر جور راحتي
وقتي به جودي برسي پيشرفت بيشتري ميکني
بيل داشت به من کمک ميکرد
چرا اون الآن اينجا نيست
شما دوتا يه دعواي حسابي کرديد
اون تو رو تهديد کرد
شايد اون منو کتک زده
فکر نکنم
وقتي بهم زنگ زدي گفتي جاش امنه
شايد به کنتاکي برگشته
خيليخب، مرد جوان
دکتر گفت ميتوني دردت رو با اينا ساکت کني
داروش خوابآوره
اون ميخواد سوم دسامبر تو رو چک کنه
ممنون، فرانک
ديک هستم، پسر
ديک سايمونز
ميدونم
تو با خانوم ميمي ازدواج کردي
...آه
متاسفم. چيز اشتباهي گفتم؟
خانوم ميمي مُرده
مُرد؟ - آره -
اگه اينجا رو امضا کني ميتونيم بريم
با اين فرم رسماً بيل رو به ما سپردين
حالت خوبه؟
.ميدونم کجاس ميدونم بيل کجاس
هيچ ارتباط چشمي باهاشون برقرار نکنيد
حرکت ناگهاني انجام نديد
...اين قرصها
و نخنديد
اگه بخنديد عصبانيشون ميکنيد
بيل چطور کارش به اينجا کشيد؟
اينجا واسه کسايي که نميتونن پول بدن
دکتر مورن خبري از شما نگرفت
پس بيل رو به اينجا منتقل کردن
اون تحت معالجهي الکتروشوک قرار گرفته
و الآن کاملاً خوشحاله
...خب، بابت اينکه گذاشتم بياد اينجا
واقعاً شرمندهام
من خودم بيمارستان بودم اما الآن اينجام
آهان
يالا، برو تو
خب، بالاخره اومد
سلام، بيل
سلام، رفيق
جيک
حالت چطوره؟
روز بسيار خوبي داشتم
تو چطوري؟
واقعاً متاسفم
متاسفم، بيل
تو جيک هستي؟ دوستم، جيک، درسته؟
من برادرتم، يادته؟
و سيدي
سيدي رو يادته؟
سلام، بيل
دلمون واست تنگ شده
امروز بهمون ژله دادن
آقا، ميشه باهاش خصوصي حرف بزنم؟
البته
ميرم برگههاي ترخيص رو بيارم - ممنون -
ترخيص؟
ميخوايم ببريمت خونه
به کنتاکي؟ به هولدن؟
نه، هنوز نه
بيل، منو کتک زدن
No comments yet. Be the first to leave one.