முதல் 200 வரிகள்.
آلفا، آلفا، گاما، تتا
کل دنیا هم باهامون لج باشه برامون مهم نیست
این مهم ـه که ما تتا هستیم و تو هم اگه میتونی مثل ما باش
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!هی، بیا اینجا
!سلام - !سلام -
اسمت چیه؟ - ایمی -
ایمی، هنوز عضو انجمنی نشدی؟
...خب، به چندتا از خوابگاهها نگاه انداختم، ولی هنوز
ما امشب قراره مهمونی بگیریم تو هم حتماً باید بیای و بهمون سربزنی
حسابی خوش میگذره - باشه -
به نظر جالب میاد، مرسی - باید یکی از خواهران تتا بشی ها -
بعداً میبینمتون - خداحافظ -
سلام، کجا بودی تو؟ - رفته بودم یه دوری بزنم و پیادهروی کنم -
!باورم نمیشه ...جدی؟ برو بابا
!انجمن خواهری آخه؟ - چیه مگه؟ -
فکرمیکردم خفنتر از این حرفهایی
چه میدونم بابا
اصلاً حرفهایی که تو این دو سال اخیر بهت زدم رو گوش نکردی؟
واقعاً خیلی داغون و ضایع ست
فقط چون نمیخوام دو سال دیگه هم تو این خونۀ داغون بمونم
معنیش این نمیشه که منم داغون ضایع هستم - خیلیخب، تند نرو حالا -
فقط این رو بدون که هیچجوره راه نداره !من عضو انجمنهای خواهری بشم و بیام خوابگاه
پس احتمالاً رابطه و دوستیمون همینجا تموم میشه - !حرف الکی نزن -
ببین، گفتن امشب یه مهمونی میگیرن ها تو هم میتونی باهام بیای
!داغون و ضایع ست !خَزِ خز ـه
!فکرنکنم بیام، عزیزم
ببین، من خیلی دوست دارم که پیشم باشی و تنها نباشم !حالا شاید هم یهو دیدی اصلاً بهت خوش گذشت
خیلیخب، میام ولی فقط به یه شرط
بگو چه شرطی
هروقت من گفتم بریم، سریع بریم
قبوله - دست بده ببینم -
یعنی پسر هم تو مهمونیشون هست؟ - نمیدونم -
شاید باشه
اصلاً نمیفهمم چرا داریم پا میشیم میریم !همچین مهمونی لوسی
ایوا، قراره کلی خوش بگذره
...میرقصیم، دوستهای جدید پیدا میکنیم
شاید دخترهای خیلی خوبی باشن
!چهقدر هم که من مشتاقم باهاشون دوست بشم
فقط یه امشب رو عوضیبازی درنیار، خب؟
عوضیبازی درنمیارم - من برم حاضر بشم و لباس بپوشم -
مطمئن باش امشب بهمون خوش میگذره، باشه ایوا؟
!دخترها، دخترها گوش کنید
میخوام که امشب رفتارتون خیلی خوب باشه و قوانین رو رعایت کنید
!و هیچجا رو هم بهم نریزید
و با دخترهایی که تازه میان اینجا هم مهربون و خوشرفتار باشید جوری که حس کنن خونۀ خودشون ـه
!درضمن خانمها، اجازه ندارید 12 شب به بعد پسر هم بیارید اینجا لطفاً؟
ناراحت نشید، میدونید که منم دوست دارم !کلی بهتون خوش بگذره
تازه شاید اگه نوشیدنی خوبی داشته باشید !حتی خودم هم اومدم و باهاتون خوردم
حالا پاشید، حاضر شین دیگه
زود باشید دیگه پاشید حاضر شین
...از دست این دخترها
الو؟
الو؟
الو؟ شما؟
سیندی اولیشون ـه
بابی، تویی؟
بابی، نباید دیگه الکی به این شماره زنگ بزنی و مزاحم شی، میفهمی؟
سیندی اولیشون ـه
!بابی؟
!سیندی
بله؟
بابی باز مزاحم شدهبود !و زنگ زدهبود اذیت کنه
میشه بهش بگی دیگه زنگ نزنه؟
قبلاً بهش گفتم ولی بازم میگم
خوب بخوابی، سیندی
بعد وقتی که داشت یه نفس آبجو رو میرفت بالا !یه شیشه مشروب زدیم تو سرش و شکوندیمش، خیلی خندهدار شده بود
!نمیدونی چه حالی داد
راستی امشب ساعت چند میریم خوابگاه تتا؟
...دقیق نمیدونم ...سیندی بهم زنگ نزده، پسـ
چطوره خودمون بریم یه سری بزنیم؟ - خوبه -
کاش استیسی هم اونجا باشه - اینجوریا ست؟ -
تو کَفِشی؟
معلومه که تو کَفِشم، پسر
!مگه هفتۀ پیش با لباس شنا ندیدیش؟ !وای، لعنتی
ندیدم داداش، بدجور سرم گرم سیندی بود ...و مشغول بودیم
...باشه، باشه تو راست میگی - چیه؟ باور نمیکنی؟ -
...راست میگم، پسر کنار دریاچه باهم تنها بودیم
باشه تو راست میگی، داداش
ولی یه حسی بهم میگه که هنوز به جز لب گرفتن کاری باهاش نکردی
واقعاً همچین فکری میکنی؟ - آره -
...خب چطوره کهـ
امشب نشونت بدم قضیه چهجوریا ست
میدونم چی میشه دیگه، آخرش میای رو همین مبل میخوابی - نه، رو تختش و پیش اونم -
مگه وقتی که رو این مبل خوابیدی، خوابش رو ببینی
خودت میخوای با استیسی چکار کنی اصلاً؟
فقط بشین و تماشا کن - میدونی که از مت خوشش میاد -
گمشو بابا
فقط بشین با دخترها صحبت کن دیگه باور کن خوش میگذره
پنج دقیقه بیشتر نمیشینیم، بعد میریم - باشه -
سلام - سلام، اسمت ایمی بود، درسته؟ -
آره - بفرمایید تو -
دخترها، میخوام با ایمی آشناتون کنم
ایمی، اینا استیسی، جون، لورا و ربکا هستن چندتا دیگه از بچهها هم قراره بیان
شرمنده، ولی اسم شما رو نمیدونم؟ - !ایوا -
و ایشون هم ایوا ست - به تتا خوش اومدین -
اصلاً غریبی نکن و فکرکن خونۀ خودته - باشه، مرسی -
نوشیدنیها اونجا تو یخچال هستن میتونی بری آبجو یا هرچی که خواستی برداری
مرسی
یه لحظه ببخشید
بریم یه چیزی برداریم بخوریم
!بابی، اینجا چکار میکنی؟ - سلام، عشقم -
این چه طرز استقبال کردن از مهمون ـه دیگه؟ - قرار نبود پاشی بیای اینجا -
دیشب باهم حرف زدیم و خودت بهم گفتی بیام اینجا
!باید دیرتر میاومدی، بابی اگه خانم جوی ببینه اینجایی 12 شب بیرونت میکنه
ببین، میایم یهکم میشینیم و سلام علیکی میکنیم خودمون رو هم خوب نشون میدیم
بعد ساعت 12 دِرِک میره و من از پنجره میام تو اتاقت
خانم جوی هم فکر میکنه که دوتامون رفتیم
...نمیدونم
استیسی اینجا ست؟ - !آره -
!درک؟ - دمت گرم -
!سلام - سلام، چطوری؟ -
خوبم، مرسی که ما رو به مهمونیتون دعوت کردین
خوشحال شدیم که اومدی
خب، ایمی ترم چند هستی؟ - ترم چهار -
چه رشتهای؟ - روانشناسی -
چه جالب
!اوه، انگار چون بهت توجه نمیکنیم حسابی اعصابت خرد شده... چه بد
نه، مشکلی نیست خودم داشتم میرفتم یه نوشیدنی بخورم
خب... هفتۀ پیش موقع شنا کردن دیدمت
اوه، واقعاً؟ - آره، تو... خیلی خوب شنا میکنی -
مرسی، درک - خواهش -
پاشو بریم یه نوشیدنی بخوریم - خیلیخب -
لعنت، ترسوندیم - ببخشید -
داشتی چی رو نگاه میکردی؟
یه نفر... وایساده و به خوابگاه زل زده
!یعنی چی؟
احتمالاً یکی از دوستهای بابی بوده
...آخه امشب نباید پسری رو راه میدادیم تو
ممکنه یکیشون اومده باشه چشم چرونی کنه
راستی... میخوای عضو انجمن بشی؟ - ...نه، من فقط با دوست اومدم که -
تنها نباشه و اینا... خیلی اصرار کرد آخه
حالا بد نیست که بهش فکر کنی، شاید خواستی عضو انجمن خواهریمون بشی ...خوشحال میشیم که یه دختر
خُل و چُل؟ - نه، یه دختر حسابی باجربزه هم تو جمعمون باشه -
باشه
!جدی میگم ها میتونم الان همهجای خوابگاه رو هم نشونت بدم
بریم، پشت سرت میام
واقعاً خوب میشه اگه بخوای عضو انجمنمون بشی
اینجا وضع غذا و تغذیهمون خیلی خوبه هرکی هم اتاق جدا داره
آره، واقعاً جای باحالی ـه
اونقدر بزرگه که بعضی اوقات متوجه نمیشیم کی خونه ست و کی نیست
!بابی - چیه؟ -
تند نرو - چرا؟ -
هنوز آمادگیش رو ندارم
پس اومدیم اینجا چکار کنیم؟
اخم نکن حالا
باشه مهم نیست
صبرکن، بابی
من که نگفتم کلاً نمیتونیم عشق و حال کنیم
بیا بریم
خب، بابی، یه لحظه صبرکن - چیه؟ چی شده؟ -
آماده ام - جدی میگی؟ -
شما دوتا کجا رفته بودین؟ - طبقۀ بالا -
...دم در اتاق سیندی جیغ و دادش رو گوش میکردیم - !وای، خدای من -
!دخترمون حسابی خانم شده دیگه
خب، همهجا رو بهش نشون دادی؟ - آره -
دارم سعی میکنم ایوا رو راضی کنم که عضو انجمن خواهری بشه
تو چی، ایمی؟ - بله -
از اینجا خوشت اومده و به نظرت میتونی اینجا زندگی کنی؟ - ...آره -
فکرکنم درخواست بدم و بیام اینجا - !چه خوب -
خوشحال میشیم خواهرهای جدید داشته باشیم چون سیندی رو که انگار دوستپسرش داره ازمون میدزده
...و تو - حالا ببینیم چی میشه -
!خب، یکی از دو نفر رو سریع راضی کردم !کارم رو خوب انجام دادم
لیوانهاتون رو بیارید بالا
میخوام به سلامتی عضو جدید انجمن و خواهرمون، ایمی، بنوشیم
!تتا
خیلی هم بهت بد نگذشت، مگه نه؟
آره - دیدی گفتم؟ -
خب، خب، باید اعتراف کنم لورا که خونه رو نشونم داد دختر خیلی باحالی بود
فکرمیکردم همهشون اُسکل و بدجنس و عوضی باشن
دیدی که بهت گفتم اینجوری نیست دخترهای خوب و مهربونی هستن
حالا یعنی تو هم عضو انجمن میشی؟ - اوه، هنوز مطمئن نیستم -
ولی همین که دوتایی میتونیم باز باهم باشیم... پس خیلی بد نمیگذره
!دقیقاً
هی، پسرۀ عاشقپیشه وقت رفتنه
...میدونم ولی آخه
!استیسی خیلی وقت پیش رفت خوابید
کلیدها دست بابی ـه
...چه بد !باید از روشون یکی هم واسه خودت میساختی
شب بخیر
خب، میشه لااقل بهش بگین که من هنوز اینجا منتظر نشستم؟
حالا شاید گفتم
بیرون دم در منتظر میمونم
استیسی با کسی خیلی بهتر از این میتونه دوست بشه - اوه، صد در صد -
در بزنیم؟
!اوه، بابیِ قشنگم
رفیقت بیرون دم در منتظرت ـه
!برید گم شید
شب بخیر
بابی
نباید اینجا بخوابی - بیخیال، سیندی -
نمیشه
اگه خانم جوی فردا صبح ببینه اینجایی صد در صد اخراجم میکنه
!باشه بابا
درضمن، اون یکی عشقت بیرون دم در منتظرت ـه
بابی؟ خیلی حال داد و فوقالعاده بود
!میدونم
فردا بهم زنگ میزنی؟ - آره، باشه -
...بابی
الو؟ - سلام، خانم جوی، سیندی هست؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.