Alien: Earth

Alien: Earth

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Alien Earth S01E08 The Real Monsters 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

குறிச்சொற்கள்

webdl
professional_translation
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-09-25
பதிவிறக்கங்கள்: 85
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫وایسا

‫« بـیـگـانـه: زمـیـن »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫فقط درد رشده، همین

‫- امنه ‫- حالتون خوبه؟

‫اینجا امن نیست، خانم ‫بیاین... بیاین برتون گردونیم به تاسیسات

ارتباطات قطع شدن

‫باور داریم سایبورگ ‫کابل اصلی زیرآبی رو قطع کرده

‫یوتانی ارتباط ماهواره‌ای رو مختل کرده

‫ارتباط‌مون با دنیای بیرون قطع شده

‫کارکنان غیرضروری تخلیه شدن

‫دورگه‌ها در سلول ‫شماره‌ی یک حبس شدن...

‫ولی اونجا برای ‫ربات‌های انسان‌نما ساخته نشده...

‫مطمئن نیستم اگر تصمیم بگیرن فرار کنن

‫چقدر می‌تونه دووم بیاره

‫زنومورف بالغ داره کاملاً آزاد می‌چرخه

‫نیروهای پرادیجی دارن جزیره رو می‌گردن

‫ولی نیرو کم آوردن

‫داره دونه دونه اونا رو می‌کشه

‫فعلاً تونستیم بقیه‌ی ‫موجودات رو مهار کنیم

‫ولی کمبود نفرات داریم

‫و متغیرهای منفی در حال افزایش هستن

‫بنظرم بهتره از اینجا برید

‫قربان؟

‫قربان؟

‫قراره برم ماه؟

‫نه، خنگول

‫قراره اولین نفری باشی ‫که از بدن انسان...

‫به بدن مصنوعی منتقل میشی

‫ای‌کاش می‌تونستم صداتو بشنوم

‫بشنوم چه چیزهایی دیدی

‫آره، مکالمه‌ی خیلی جالبی میشه

‫چیکار کردی؟

‫خیلی‌خب، می‌دونم اونا چرا اینجان

‫نمی‌دونم شماها چیکار کردین ‫احتمالاً کار احمقانه‌ای بوده

‫برو بابا

‫ولی من سوگلیشم، نباید اینجا باشم

‫- شاید بخاطر اینه که خبرچینی کردی ‫- خبرچینی کردی؟

‫- من خبرچینی نکردم ‫- خبرچینی کیو کرده؟

‫می‌دونستن دقیقاً کجاییم ‫ چون رفتی لومون دادی

‫- نخیرم ندادم ‫- وایسا ببینم، ما رو هم لو دادی؟

‫نه، اصلاً نمی‌دونم چیکار کردین

‫فقط به تو گفتیم

‫میگم نگفتم

‫شاید اگر می‌گفتم ‫الان همراه شما اینجا نبودم

‫قبرهامون رو پیدا کردیم

‫رز، مارسی، کریس، آروش...

‫و جین

‫- تو ‫- من نمردم

‫به هرکدوممون یه گل داد ‫و ما رو خوابوند روی تخت

‫نه، نجاتمون دادن و حالا دیگه نامیراییم

‫آیزاک که مرد

‫مُرد

‫اسمش استیون بود

‫مامانش "استیوو" صداش می‌کرد

‫خب، همچین اتفاقی برای ما نمیفته

‫ممکنه بیفته ‫یه مگس صورتشو خورد!

‫نه، خب؟ من سوگلیشم ‫نباید اینجا باشم

‫نه، توی کتاب وندی دارلینگ ‫سوگلی پیتر پنه

‫و بعد بزرگ شد

‫و این باعث عصبانیت پیتر شد ‫برای همین دخترش "جین" رو دزدید

‫همه‌مون بخاطر این توی این سلولیم ‫چون دیگه نمی‌تونیم بچه باشیم

‫ولی اونا بهمون اجازه نمیدن بزرگسال باشیم

‫همه‌مون روحیم

‫ارواح چیکار می‌کنن؟

‫خونه‌ها رو تسخیر می‌کنن

‫این همه مدت...

‫ما از اونا می‌ترسیدیم

‫ولی فکر کنم اونا باید از ما بترسن

‫ها؟

‫نه، نه

‫نه

‫- کرش ‫- بله قربان؟

‫تصویر دوربین‌های امنیتی قطع شد ‫موجودات سر جاهاشون هستن؟

‫این پایین منبع تغذیه‌ی برق خودمون رو داریم ‫تمام چراغ‌ها سبزن

‫دارم سعی می‌کنم زنومورف جدید با شرایطش خو بگیره

‫سایبورگه چی؟

‫همراه برادره توی سلوله

‫خطرناکه. یوتانی قطعاً میاد دنبالش

‫احتمالش هست همین الان ‫سفینه‌هاشون تو راه باشن

‫آها صحیح، پس فکر می‌کنی باید پسش بدم؟

‫اومد اینجا همه‌مون رو بکشه ‫و اسباب‌بازی‌هامون رو بدزده!

‫عصبانی هستی

‫عصبانی نباش. عاقل باش

‫من؟

‫مغزم اندازه‌ی یه سیاره‌ست

‫یکم جرات داشته باش ‫می‌خواد سربه‌سر من بذاره؟

‫یوتانی، ها؟ خب بیاد جلو لعنتی!

‫قربان، یکی از نشانه‌های بارز ‫اختلال بیش‌فعالی شدیدی که شما دارین

‫مشکل در کنترل هیجاناته

‫و تصمیماتی که گرفتین...

‫...دورگه‌ها...

‫کرش؟

‫داروهاتون...

‫کرش؟ کرش؟

‫احمقن. همه‌شون... همه‌شون یه مشت احمقن

چه حسی نسبت به چشم‌هات داری؟

‫بله قربان؟

‫برو اتم رو پیدا کن

‫بهش بگو بی‌سیم‌ها و دوربین‌ها رو ‫بازراه‌اندازی کنه و بعدش بیاد پیشم

‫فکر کنم بهتره محض احتیاط ‫یه آدم ضعیف بهت بدم

‫- امنه ‫- من چیزیم نیست، جدی میگم

‫درها رو قفل نگه دارین

‫وضعیت نارنجیه

‫داریم کارکنان غیرضروری رو ‫برای تخلیه آماده می‌کنیم

‫من داوطلب میشم ببرمشون

‫بس کن

باید بقیه رو پیدا کنیم ‫و امنیت آقای کاوالیر رو تامین کنیم

‫همین‌جا بمونین، خانم ‫به‌زودی برمی‌گردیم

‫اینجا خیلی محشره ‫همه خیلی خودمونی هستن و خیلی راحته

‫چندان مطمئن نیستم. احساسات ‫ متناقضی دارم چون حس می‌کنم...

‫چندان مطمئن نیستم

‫حس می‌کنم می‌تونم ‫کارهای خیلی باحالی انجام بدم

‫و ابرقدرت و اینا داشته باشم

‫خیلی دلم می‌خواد بتونم غیب بشم

‫چون اینطوری می‌تونم یواشکی برم سراغ بقیه

‫و تنهایی برم جاهای خیلی باحال

‫چیزی‌مون نمیشه

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫چیزی‌مون نمیشه

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫چیزی‌مون نمیشه

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫مگه نه؟

‫چیزی‌مون نمیشه

‫سلام

‫چیزی نیست. بذار معاینه‌ت کنم

‫این بهترین حس و حالیه که قراره ‫امروز داشته باشم. بذار حالشو ببرم

‫خوبی؟

‫بهتر از اینم بودم

‫واقعاً وقتی اون سفینه سقوط کرد ‫سوارش بودی؟

‫این حرفا دیگه قدیمی شده

‫من به گذشته فکر نمی‌کنم

‫بهم شلیک کردی

‫جونتو نجات دادم

‫ریه‌ت چطوره؟

‫پسره بهم گفت

‫آروش

‫حس خوبی داره، مگه نه؟

‫که فراتر از یه انسان معمولی باشی

‫هرمیت، یه بهایی داره

‫وقتی یه شرکت چیزی بهت میده ‫همیشه یه بهایی داره

‫می‌دونی بهاش چیه؟

‫همه‌ی دار و ندارت

‫"همه‌ی دار و ندارت" تازه اولشه

‫مرکز، تی‌آر1 هستم، صدامو داری؟

‫مرکز...

‫بی‌سیم قطعه. چیکار کنیم؟

‫پروتکل میگه باید توی ‫ اسلحه‌خونه‌ی طبقه‌ی اول جمع بشیم

‫با اون موجوداتی ‫که دارن آزاد می‌چرخن؟

‫به فکر مشکلی باش که فعلاً باهاش درگیری

‫- هی، دلم نمی‌خواد اینجا بمیرم ‫- چیه؟ هواتو دارم

‫نمی‌خوام غذای کسی بشم

‫بیاین بریم اسلحه‌خونه ‫و اسلحه‌های سنگین رو برداریم

‫تو دکمه‌ی آسانسور رو زدی؟

‫گمونم خدا زحمتم رو کم کرد

‫بیا دیگه

‫هوای خنک داره میره بیرون

‫انفجار خودکار فعال شد

‫- این آسانسور تا سی ثانیه‌ی دیگر... ‫- درو باز کن!

‫- منفجر خواهد شد ‫- درو باز کن!

‫- بیست و نه، بیست و هشت... ‫- درو باز کن!

‫- یالا! یالا! ‫- بیست و هفت، بیست و شش...

‫بیست و پنج، بیست و چهار

‫- منو ببرین بالا ‫- بیست و سه...

‫- زود باشین! ‫- بیست و دو...

‫- بیست و یک ‫- هی، اینقدر مسخره‌بازی درنیار

‫بیست

‫یعنی چی؟

‫از دستش عصبانی هستی؟

‫به نیبز شلیک کرد

‫آره، چون یکی رو کشت

‫- طرف اونا رو گرفت ‫- آره، ولی...

‫اون یکی از ماهاست

‫جوی عزیز

‫امیدوارم خوب باشی

‫خوبی؟

‫ما خوبیم، گمون کنم

‫پرستارهای اینجا خیلی خوبن

‫بجز یکی

‫خیلی فحش میده

‫پوره‌های سیب‌زمینی ‫و ژله‌هاشون خیلی خوشمزه‌ن

‫طعم گیلاس رو بیشتر از همه دوست دارم

‫بابا اکثر اوقات خونه‌ست

‫سرفه‌هاش بدتر شدن

‫و وضع پاش

‫میگه چیزی نیست

‫ولی به‌نظر میاد حالش بده ‫و زیاد نمیاد دیدنم

‫ببخشید که فقط خبرهای بد بهت میدم ‫دارم سعی می‌کنم شاد بمونم

‫ولی اینجا خیلی احساس تنهایی می‌کنم

‫و شب‌ها می‌ترسم

‫پرتودرمانی خیلی وحشتناکه ‫و بعدش خیلی حالم بد میشه

‫ای‌کاش می‌تونستی بیای خونه

‫نمیشه بیای خونه؟

‫قراره مراقبش باشی

More Farsi Persian subtitles for Alien: Earth

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left