முதல் 200 வரிகள்.
اوه
این دیگه چیه؟
ساندویچ کفش ورزشیه
رستبیف، گوشت نمکسود، گوشت ژیروس
نه، نه، نه، نه، نه. شبیه یه تهدید جدی برای سلامتیه
قیافهاش که همینه. یه لقمه میخوای؟
نه، یه لقمه هم نمیخوام
پس همهش مال خودم
اینو دیدی؟ آکادمی فیرفیلد پارک؟
آره، آره، ایول داره. قبول شده
آره، منظورم اینه که مدرسه خیلی خوبیه
آخه بیش از ۵۰ درصد دانشآموزاش سیاهپوستن
فکر کنم واقعاً براش مناسب باشه
اوم-هوم
داری الان از دستم در میری؟
نه، نه
آخه باید تا ماه دیگه تصمیم بگیریم، پس
اون تو حدود شش تا مدرسه قبول شده
کلی گزینه هست که باید بررسی کنیم
بله؟ آدام روزک؟
آره. شما؟
من اندرو کید هستم، از "دیئیاِی". بخش شیکاگو
یه مدتی پیش سرِ هماهنگی پروندهها به هم خوردیم
سرِ پروندهی "مادوگادا". آره، آره، یادمه
چطوری مرد؟ چه کمکی از دستم برمیآد؟
خب، دربارهی یکی از نفوذیهات زنگ زدم که تحویل من دادی
امیدوارم کمکم کنی
نمیشه بمونه برای فردا؟
چی شده، ساندویچت داره سرد میشه؟
دمِ درِ خونتم
از کی تا حالا مامورای مبارزه با مواد مخدر میان دمِ درِ خونه؟
احتمالاً از وقتی که
نفوذیِ تو، "دیمارکوس بون"، به من ارث رسید
منظورت بوگیه؟ وای خدا، نگو که مُرده
نه، فقط داره دهن منو سرویس میکنه. غیبش زده
اسم "رازی استوکس" رو شنیدی؟ آره، معلومه
"جی-پارک"، کلی مواد جابهجا میکنه. آره، به شدت خطرناکه
بوگی رو فرستادم پاتوق استوکس تا آمارشو دربیاره
از استوکس اونقدری کوکائین گرفتم که جرمش سنگین باشه
با وثیقه آزاد شد، ولی بوگی قراره علیهش شهادت بده
جلوی قاضی فدرال
کِی قراره باشه؟ دو روز دیگه
ولی بوگی غیب شده
خونه نیست، جواب زنگ و پیامام رو هم نمیده
سعی کردم ردیابیش کنم، ولی هی اون گوشیِ لعنتیشو خاموش میکنه
مطمئنی لو نرفته؟ نه، نه
هیچ تهدید جدیای وجود نداره
فکر کنم فقط ترسیده و داره منو میپیچونه
ولی همین الان بهش نیاز دارم، چون دادستانی بدجور رو اعصابمه
و میدونم شما با هم رفیق قدیمی هستین، پس
میخوای برم پیداش کنم و بیارمش؟
آره، لطفاً
ترجیحاً همین الان
بذار ساندویچمو بردارم
فکر میکنی بیاد؟
آخه داریم دربارهی بوگی حرف میزنیم
چند تا پرونده باهات کار کرده؟
هشت تا. کارش خیلی خوب بود
تو این مدت کلی هم پول به جیب زد
آره، گروهبانم همیشه میگه یه نفوذی
یا آدمو بالا میبره یا کلهپا میکنه. آره
بسیار خب، اومد
باشه، فقط بذار اول من باهاش حرف بزنم
آروم و ملایم میارمش این طرف
حله؟
هی، بوگی
یو
چه خبر، روزی-رو؟ ها؟
خب، برا چی بهم زنگ زدی؟ هوم؟
فکر کردم بیخیالم شدی
شوتَم کردی کنار
اوه، میدونی که نمیتونم بیخیالت بشم
نه
میخواستم دربارهی یه چیزی باهات گپ بزنم
اوه، جدی؟ خوبه، خوبه، خوبه
چون منم میخواستم واسه یه چیزی صدات بزنم
جدی؟ آره، شاید به کمکت نیاز داشته باشم
بدجوری
باشه، پس بیا. ماشین اینطرفه
اوضاع چطوره؟ ردیفی؟
بد نیستم پسر. خودت که میدونی
خودت میدونی دیگه چجوریه
خب، گوش کن، شاید لازم بشه برام چند تا زنگ بزنی
باشه. آره، چند تا مورد هست
چطوری، بوگی؟
سوار ماشین شو
این دیگه چه صیغهایه مرد؟ چیکار کردی؟
هی، آروم باش مرد
فقط باید باهاش بیای
اون هواسِش بهت هست
بوگی؟
بوگی
اون دیگه چه گهی بود؟
اثری از تیرانداز دوم نیست
آمار ماشین رو دادم ولی بدون پلاک
به هیچجا نمیرسیم
بوگی چی؟ نه
تموم دوربینهای این اطراف رو چک کردم. چیز زیادی نیست
بوگی پیاده اومد، پس نمیتونه خیلی دور شده باشه
اون چه وضعی بود آخه؟ چی؟
به من گفتی بوگی تو دردسر نیفتاده
پس چطوری دو تا تیرانداز افتادن دنبالش؟
منظورم اینه که اگه این یارو با "لوردها" باشه
یعنی بوگی لو رفته. یعنی حکم قتلش صادر شده
یعنی میدونی که دارن سعی میکنن جلوشو بگیرن
تا شهادت نده. تو روحت هم خبر نداشت؟
آروم باش. نه، نه، نه
انگار از تو میترسید
اگه اینهمه دشمن داشت
اصلاً چرا از همون اول غیبت زد؟
نمیدونم
منم همون سوالایی رو دارم که تو داری
فکر میکنی هدف اصلی بوگی بود؟
صد در صد. اول به اون شلیک کردن
بیشتر تیرها به سمت اون بود
دو تا تیرانداز تو موقعیت مسلط و هماهنگ داشتی
چرا از دست تو فرار کرد؟
چرا باید از مافوقِ رابطِت فرار کنی، یعنی تنها کسی که
میتونه ازت محافظت کنه؟ نمیدونم
ولی تیراندازها یا بوگی رو تعقیب کردن
یا میدونستن قراره اینجا باشه
و قطعاً شبیه یه تله بود
"کید" رو چقدر میشناسی؟ نه زیاد
منظورم اینه که چند سال پیش بوگی رو تحویل اون دادم
شنیدم واسه خودش یه پا کلهشقه
ولی فقط همین. خب
ولی کلهشق بودن خیلی فرق داره با
اینکه از پلیس استفاده کنی تا برای نفوذیت تله بذاری تا کشته شه؟
آره میدونم، ولی یه چیزی درست نبود کیم
حسم اینو میگفت
باشه. باید به "ویت" زنگ بزنیم
خیالم راحت نیست که اینو بسپارم دست اداره مبارزه با مواد مخدر
نمیتونیم به ویت زنگ بزنیم
برای آزمون مجدد اجباری تو "اسپرینگفیلده"
خب، پس
فکر کنم نوبت توئه عزیزم
منظورت چییه که میخوای مسئولیت پرونده با خودت باشه؟
دقیقاً همون
به یه نفوذیِ سابقِ پلیس شیکاگو سوءقصد شده
که الان متواریه و جونش در خطره
بگذریم از اینکه به افسرِ تحتِ نظرِ من
شلیک شده، پس
ببین، خوشحال میشم با "دیئیاِی" همکاری کنیم، ولی مسئولیتش با ماست
ببین مرد، من به بوگی گفتم اینجا باهام قرار بذاره
نزدیک بود کشته شه
پس ما رو این کار میکنیم
خب، هر چی بیشتر باشیم بهتره، حدس میزنم
راه رو نشونم بدین، واحد اطلاعات
اولویت اول پیدا کردن بوگی و حفظ امنیتشه
ولی باید اون یکی تیرانداز رو هم دستگیر کنیم
و هر کسی که دستور قتل رو داده
واحد اطلاعات فرماندهی رو بر عهده داره، ولی مامور کید
همراه ما خواهد بود
مامور کید، اگه به امکاناتی از "دیئیاِی" نیاز داشتیم
باید فراهمشون کنی
باشه. تا اینجا چی داریم؟
از بوگی هیچ سرنخی نداریم. غیب شده
ولی اثر انگشتِ اون مجرمی که کشته شد رو درآوردیم
اسمش "آنتون سلبی"ـه
اون یکی از نوچههای شناخته شدهی "رازی استوکس"ـه
همون کسی که بوگی قراره علیهش شهادت بده
داریم سوابق استوکس رو درمیاریم
گزارشهای درگیری، بالستیک، آخرین محل سکونت و همدستهاش
رازی استوکس رو یادمه. استوکس آدم شوخیبرداری نیست
"لوردهای جی-پارک" میخوان یه درس عبرتی بدن
آره، و این دفعه دیگه خطا نمیزنن
بوگی احمقه، ولی خنگ نیست
منظورمو میفهمی؟ گوشیشو فقط لحظهای روشن و خاموش میکنه
فقط وقتی واقعاً لازم باشه ازش استفاده میکنه
نمیتونم جاشو پیدا کنم. ماشین داره؟
نه، چیزی به اسمش ثبت نشده
بعد از تیراندازی از حمل و نقل عمومی استفاده نکرده
پس خیلی خوب داره از دوربینها فرار میکنه
من آمار همدستهاشو درمیارم
باشه، به تیم گشت پلیس ایالتی خبر میدم
که اگه خواست از شهر خارج بشه، حواسشون باشه
چی شده، چیزی پیدا کردی؟
آره، ریز مکالمات بوگی اومد
آخرین کاری که بعد از فرار از دست ما کرد
پیام دادن به "تراویس مکبراید" یا همون "تیجِی" بود
همبندی قدیمی بوگی تو زندان "کوک کانتی" بوده
پرسیده: "خونهای؟"، تیجی هم جواب داده: "آره"
باشه، من میرونم
منم هوای پشت رو دارم
با رئیست ازدواج کردی، هوم؟
تو خونهت دیدمش
آره. چی، بچه هم داری؟
آره
پسر، بدجور خانوادهدوست شدی، نه؟
شبیه اون روزکی نیست که بوگی ازش برام میگفت
تو چی، خانواده داری؟
چی، من به نظرت مردِ زندگی میام؟
نه بابا، زن و بچه و شامِ یکشنبه و بازیهای خانوادگی
اینا فقط سدِ راهم میشن و مامور ضعیفتری ازم میسازن
تو این شغل، یا باید تمامِ خودتو بذاری یا فاتحهت خوندهست
میفهمی چی میگم؟
دانته، اون پشت اوکی هستی؟
مستقرم
باشه، من نفرِ اولم
هر چی تو بگی، رئیس
No comments yet. Be the first to leave one.