Manina, la fille sans voiles
முதல் 200 வரிகள்.
....آنچه گذشت
!الکس
.نه. جینی
.شاید بتونم باعث و بانی جینی رو پیدا کنم
.متاسف میشن
این مرد رو بکش .توماس ادرابولی
جسد ادرابولی کمتر از چهار ساعت پیش
.در پاکستان پیدا شد
.باید باهاش حرف میزدم
میخوای همسرت رو پیدا کنی؟
.من هرکاری میکنم
.پس بذار کمکت کنم
یه مموری کارت؟
.همهی اطلاعات داخلش رو میخوام .مال جینی بوده
.بین خودمون دوتا بمونه
.حالا بهت میگم واسم چکار کنی
،هی اون چیزایی که برداشتی داری چی رو ازش مخفی میکنی؟
فایل های شخصی جینی لی
جینی؟
20ساعت قبل
.یالا بریم
.نباید موقع قرار با این افراد دیر کرد
.اصلا نمیدونم منو میخوای چکار
.میخوام زیبا و دلربا باشی .پس دلربا باش
.اوه عینک آفتابیم رو یادم رفت
.از تعجب دارم میمیرم
.ماشین رو روشن کن تا بیام
.هرچی شما بگین علیاحضرت
...کدوم قبرستونی
عزیزم گوشیم رو کجا گذاشتی؟
چرا تلفنت رو باید جابجا کنم؟
.نمیتونم پیداش کنم
.باشه من میارمش .منتظر بمون
.خودم میارم
میخوای کمک کنی؟
یا فقط قراره وایستی و تماشا کنی؟
.دارم لحظه رو ثبت میکنم
.این اولین خونهی مشترک ماست
.اوه عزیزم اونجا یه دست نیست
اوه ببین .یه جای دیگه رو هم نزدی
،بذار من لحظه رو ثبت کنم .تا تو بتونی رنگ بزنی
.داشتم نظارت میکردم
.باید رنگ بزنیم به میز
.ولی روی تو خیلی بهتره
اوه، فکر کنم بهتر بود .سایه روشن تری استفاده میکردیم
.فکر کنم بهتره باهام ازدواج کنی
.کین
.الان خودم رو میرسونم
!هی کین
.یه لحظه لطفا
.بنظر میاد مشاور امنیتی لازم دارم
.آره بنظر میاد حالتون چطوره؟ خوبید؟
.-آره آره خوبم .-خوب نیستی
.-هی .-ری
.یه دقیقه تنهامون بذار
.خیلی نزدیک بود
اگه بخاطر اون قطعات زرهی
،که باعث شدی روی ماشینم بذارم
.الان پخش جاده شده بودم
آره، هیچ حدسی میزنی کار کی بوده؟
.اوه، اون رو بذار به عهدهی من .اون مربوط به منه
.تو کار خودت رو بکن
میخوام از اون دوربین های مدل بالا ،بیشتر توی خونه نصب شه
،سانت سانت خونه .بهترین مدلی که داری
حواست باشه دوتا آدم
.بیرون اتاق بیمارستانت به نوبت کشیک بذاری
.واقعا باید بریم جناب
.خیلی خب سوزن دیگه بسه
.از سوزن خوشم نمیاد
.-سلام .-سلام
کسی به اینجات نگاه کرده؟
.اوه چیزیم نیست
.فقط یکم از انفجار رو حس کردم
.گویا بیشتر از یکم حس کردی
.باید با ری برم
.اوه، هی
.از شنیدن خبر جینی خیلی متأسر شدم
.واسش یه شمع روشن کردم
.ممنون .از لطفته
حداقل کاریه که میتونم بکنم .بعد از تمام کمک هاش
.جالبه
اپریل نمک هات کجاست؟
.یه روز زن خوبی برای یکی میشی
.خفه شو
گوش کن داشتم فکر میکردم
...که امروز بریم بگردیم
.دوچرخه سواری در درهی سرخ
.بسیار جاه طلبانه
.خب ما هیچوقت تمام روز رو نداشتیم
.گفتی دوچرخه سواری دوست داری
.میشه مثل یه قرار عادی
.یا اینکه میتونیم برگردیم تخت
.ولش کن
.نمیتونم
.یه لحظه بهم وقت بده
.من امروز برنامه دارم .واضح گفتم
.قماربازها تقاضای بازی جدید دارند
.مطمئنم نیک درک میکنه
.دوستان من ارتباطی به تو ندارند
.خب من نگران اون نیستم
.نیازی نیست نگران من باشی
.این کار تو نیست
.باید حواست به خودت باشه کاساندرا
.زود میام
پس صبحانه رو توی راه میخوری؟
.یکی از موکلین بازداشت شده .اوضاعی شده
کی میری؟
.فردا اول وقت
.پس امشب
.جبران میکنم .قول میدم
.جناب اینجا صحنهی جرم ـه
شما جدیدی؟ .من الکس کین ـم
.پلیس و من با همدیگه توافق داریم
.توافق کردیم که تو ما رو نادیده بگیری
...و در عوض
.ما بذاریم هر غلطی میخوای بکنی
.بنظر میاد تا الان که خوب بود
.بنظرم بخاطر امنیت ری اینجا نیستی
به طور رسمی، پلیس هر کار از دستش بربیاد میکنه
تا کسی که به آقای کاپلو .سوء قصد کرده رو مجازات کنیم
و غیر رسمی؟
خب بفهمم کی میخواد ری رو بکشه
و یک قدم به زندانی کردن .اون بی شرف مافیایی نزدیکتر شم
.شرمنده ها
.نمیدونستم دوست توـه
.خب مشتری ـه
.تو و مانیکا رابطهتون برمیگرده به قبل مشکلی پیش نمیاره؟
حواست باشه که
...اون سیم نارنجی
.قسمت داخلی در بررسی شه
.گفتم که خوبه
فراخوندی؟
.یه پیشرفتی داشتیم
راجع به جینی چیزی فهمیدی؟
.نه .یه بازی هست
.-گفتی امروز بازی نداریم .-خب، شرایط عوض شده
.خب این دیگه داره واست عادی میشه
...مثل وقتی که گفتی کمکم میکنی تا
.آقایان
.خوبه. همه اینجاییم .عالیه
رئیس مافیای محلی .نزدیک بود در یک انفجار کشته شه
شرط خوبیه که هرکی اینکارو کرده .دوباره تلاش میکنه
.ظاهرا 2 به 1 در دوازده ساعت آینده
،برای بردن بازی .باید جلوی قاتل کاپلو رو بگیری
.امکان نداره .مشتری های من جزء این کارها نیستن
...خب اینجوری به قضیه نگاه کن
الان دیگه همهی منابع قمارخانه رو
.برای نجات دوستانت در اختیار داری
.بسیار خب
.باید یه آدمکش رو پیدا کنم
همون جور که انتظار میره .من یه قدم ازت جلوترم
.در حقیقت چندین قدم .سعی کن از کوره در نری
...استفاده از دوربین هایی که نصب کردی
...که واقعا کار خیلی خوبی بود
.تونستم یه نگاه به بمبگذار بیاندارم
.آره کارش رو خوب بلد بود
ماسک، دستکش، شناساییش سخته .چیز زیادی به جای نذاشت
.آره غیر از بمب
تونستم بفهمم که چاشنی بمب
.به در ماشین وصل بود
.من چندتا سیم ذوب شده اونجا پیدا کردم
...ساختمان شبیه به این
در 18ماه گذشته سه بار .در ساوتوست استفاده شده
میتونیم ساختار رو دنبال کنیم .تا به سازنده برسیم
.گویا پنج نفر در بازار سیاه فعالیت دارند
مراجعه متقابل به فروش و تاریخ و زمانهای انفجار
و الان هم انتقالات پول رو دنبال میکنیم
.و ما رو به آدمکشِ ما میرسونه
،دوین لانگ، قاتل پیمانی .متخصص در مواد منفجره
دوستمون دوین چند سال پیش ،یه شرکت ظاهری ایجاد کرده
.و ازش برای خرید خونه در ساحل جنوبی استفاده کرد
.زیربخش ها در بحران مالی ضربهی شدیدی خورد
یکی ضبط رهن .یکی دیگه هم خانه امن
پیداش کردی؟
.آره
.گویا یکی زودتر از من پیداش کرده
منظورت چیه؟
.مرده. و زیاد هم نمیگذره
...هرکس که بوده یه وحشی حروم
.خب دیگه عالی شد
چی شده؟
.هنوز اینجاست
.یه دوربین اینجاست میتونی وارد شی؟
.وارد شدم .ولی نمیبینمش
!آشپزخونه !سریع بخواب زمین
!کاساندرا چند نفرن؟
.بنظر میاد تنهاست
تیرانداز جیکوب دیگن ـه .عضو سابق موساد
و بنظر میاد تصمیم گرفته .وارد بخش خصوصی شه
.بیرونه، داره سوار ماشینش میشه
.یه مشکل داری
!میتونم بگیرمش
براساس ایدا، مشکلت اینه که .تعداد بیشتری مثل اون هست
،قاتل ما دوستانی داره .و همه دارن میان به اینجا
خب اگه باعث میشه ،حس بهتری داشته باشی
بنظرم احتمال موفق نشدنت .باید خیلی بیشتر میبود
میدونی چی باعث میشه حس بهتری داشته باشم؟
-پیدا کردن کسی که بهت شلیک کرد؟ .-صد امتیاز
.حالا این شده بازی آدم های متمدن
تیرانداز تو از مامور موساد
No comments yet. Be the first to leave one.