முதல் 200 வரிகள்.
قراره از اون روزا بشه، داداش
آره
بدجوری بهش احتیاج داشتم
اگه نشه تو خیابون پنجم قدم زد، پس کجا میشه؟
نمیشه. اصل قضیه هم همینه
هیچی به ذهنم نمیرسه
یه دلیل منطقی که چرا هنوز داریم زندگی میکنیم
تو اون شهر
عزیزم، تو با یه شهرنشینِ دوآتیشه ازدواج کردی
تو این تیکه از رودخونه هیچکس ماهیگیری نمیکنه
چون فقط با اسبِ بارکش میشه بهش رسید
پل اجازه داره با هواپیما ما رو ببره
اونجا
یا خدا
لعنتی، پل! نگه دار
استیسی
اوه. الو؟
خانم، همسرتون توی یه حادثه سقوط هواپیما بوده
متاسفم که بگم هم ایشون و هم شخصی به نام پل کلایبرن
توی سقوط زنده نموندن. ازتون میخوایم بیاید اینجا
و جسدها رو شناسایی کنید
من همینجا میمونم
پدرتون یه دفتر خاطرات داشت
بیا بریم این نقطه رو پیدا کنیم
الان صدامو میشنوی؟
پرستون؟
عزیزم؟
صدامو میشنوی؟
یه جورایی
پرستون
صبر کن دارم دنبال یه جای بلندتر میگردم
داری شکار میکنی؟ چی شکار میکنی؟
این دیگه باید جواب بده
آها، دیدمت
این قضیه شکار چیه دیگه؟
جای بلند، و پیداش کردم
ای بابا
چی خندهداره؟
خندهدار نیست، فقط، خب
بیا، میخوام مهارتهای فنیمو امتحان کنم
اوم. قشنگه
قشنگه؟
چی بگم
عزیزم؟ من... من عشقِ ساحلم
خیلی خب
بهترین چیزِ ساحل از نظرت چیه؟
خب، از چه لحاظ؟
میدونی، وقتی بهش نگاه میکنی
اوم
فکر کنم صدای موجها باشه، اون
توی اون صدای برخوردِ موجها یه آرامشی هست
اگه منظورمو بفهمی
و افق
میدونی، چیزی که تو شهر نداریم
افق یه خطِ صاف و بینقصه بین آسمون و آب
خب اینجا دقیقاً برعکسشه
افق اینجا آشوبه
یه مشت دندونِ تیز و ناهموار که دارن ابرا رو میخورن
باشه عزیزم
چی؟
اگه میخوای بیشتر بمونی، بمون
لازم نیست واسم بازارگرمی کنی
یه هفته بمون
نه، صبر کن، یه هفته نمون
اوه، شنبه مراسم «مِت گالا» رو داریم
تمِش چیه؟
آنتولوژیِ مد
نه، اون تمِ پارسال بود
اوم، نه
اون «لکسیکونِ مد» بود
آخه چه فرقی داره لعنتی؟
اوم، پیشغذاهاش فرق میکنه
میتونی با یه لباسِ ماهیگیری ولی مدلِ تاکسیدو بیای
خیلی خب. حالا با این حساب تکلیفِ هفتهی من چی میشه؟
میتونی تا جمعه با این دندونهای تیز خداحافظی کنی؟
خداحافظی با دندونها تا جمعه
حله. - خب، بسیار خب
دارم میرم برای ناهار با
یه آدمِ ۳۶ سالهی خیلی پریشون
آره. خب، هر چی زودتر از زندگیش بره بیرون، بهتر
اونا دو تا بچهی مشترک دارن عزیزم
هر اتفاقی هم که بیفته
اون هیچوقت از زندگیش حذف نمیشه. دوستت دارم
منم دوستت دارم عزیزم
اونا بدونِ گلوتن هستن؟
فکر نکنم تو پنکیک اصلاً گلوتن باشه عزیزم
پنکیک چیزی جز گلوتن نیست
مامان، من نمیتونم گلوتن بخورم
از کی تا حالا به این حساسیت دچار شدی که من خبر ندارم؟
تو مدرسه دربارش حرف میزنن
اوم. بدنِ ما
برای هضمِ گلوتن طراحی نشده
اینا سوسیسن؟
تو فریزر پیداشون کردم
تونستی بفهمی
اون گوشتِ مرموزی که ازش ساخته شدن چیه؟
واقعاً میخوای بدونی؟
باشه نگو
آدمیزاد حدود ۳۰ هزار ساله که داره نون میخوره
و توی خیلی از فرهنگها، مثل سومریها
مصریها، رومیها، تقریباً تمومِ تمدنهای
بینالنهرین و شمال آفریقا
رژیم غذاییشون تقریباً کلاً از نون تشکیل شده بود
مگر اینکه از عشایرِ بَدَوی بودی یا
یه فرعون که یه جورایی گوشت گاو یا شتر میخورد
چیزی که بدن ما نمیتونه تحمل کنه، برومید و سفیدکنندهست
و بقیهی آشغالهایی که شرکتها برای تصفیهش استفاده میکنن
ولی اینو چند تا از «منونیتهای» محلی آرد کردن
همینجا توی مونتانا
بدونِ هیچکدوم از اون کثافتکاریها
سومری چیه؟
فرعون چیه؟ منونیت چیه؟
جوابِ همهی سوالاتت رو توی «نتجو» میتونی پیدا کنی
کسی تا حالا فهمیده چطوری باید از حموم استفاده کرد؟
کاملاً مطمئنم که فقط باید شیرِ آب رو در جهت عقربههای ساعت بچرخونی
تا اینکه آب بیاد
معذرت میخوام
اون... اوم، یه کم گستاخانه بود
و بیمورد. هنوز برای اینجور حرفا خیلی زوده
واسم چای درست کن
باشه
قهوه هست. قهوه گند میزنه
به سیستم عصبیِ من
نه، فکر کنم مشکل از ژنتیکِته
ژنتیکِ من و تو که یکیه
دارم میرم دستشویی
واسم آرزوی موفقیت کن
بذار حدس بزنم، راسل
مادرت از اون آدمای سلطهجوئه
آره، واقعاً
شخصیتِ خیلی قویای داره
چرا اینو میگی؟
همینطوری، فقط یه مشاهده بود
اوه
یا ابوالفضل
آخ. لعنتی
ای وای، خدایا
این دیگه چی
باشه
اوه
اوه
خدایا
وای خدای من
آخ
این دیگه چه
پیج؟
آخ
آخ
اوه، گندش بزنن
کجاست؟ تو دستشویی
چی شده؟ عزیزم؟
مامان! عزیزم؟
مامان
نیشِت زدن؟
مامان! دارم میام تو
چی نیشش زده؟
ای خدایا. چی؟
مـ... من گفتم زنبور سرخ هست، نه؟ شنیدی که
راسل! اوه
این حرفا نجاتت نمیده
ای وای
کجاتو زدن؟
خیلی درد میکنه
بذار ببینم
خیلی بده؟
خندهدار نیست
میدونم، میدونم. ببخشید
نیا تو
دنبال جعبهی کمکهای اولیه بگرد
بگرد «بِنادریل» پیدا کن
با تایلنول و لوسیونِ کالامین
صبر کن، چی؟ چی؟ اون چیه؟
واسه خارشِه. یه بطریِ صورتیه
صورتی. گرفتم. باشه
تو میدونستی. باز هم
و هیچ کاری نکردی
هیچ کاری! هی
کارت تمومه رفیق
باشه
اوم، تایلنول. بنادریل
و اون چیزِ صورتیه
باشه، ممنون
اوم
خب، اوناهاش، اون... آهان
بیا
لوسیون رو بذار اون بالا، تو اتاقِ زیرشیرونی
باشه، بیا، بیا اینم تایلنول
بعد از اینکه این کار رو کردی
پیشنهاد میکنم یه جوری جبران کنی
ایدهی خوبیه
اوم
حالا برو از شرّشون خلاص شو
رو همین گونهست
فکر نکنم زنده بمونم
میتونیم رو مبل انجامش بدیم
آخ. آخ
آره! اوه
خب
بمیرید
آه، آه، آخ. آخ
No comments yet. Be the first to leave one.