முதல் 200 வரிகள்.
!هول نکُنيد .تويِ يک صف خارج بشيد
!آتش! آتش !خدايا، نجاتمون بده
!«موينا»
!«موينا»! «موينا»
«« سـاخــتِ بـنــگـلادش »»
شيمو»، حالت خوبه؟»
شيمو»؟»
دستت چي شده؟
تويِ کارگاه اتفاقي افتاد؟
بگو چيه؟
.آتشسوزي شد
.خدا نجاتت داده
.تو فعلاً استراحت کُن .منم کمي برنج ميپزم
.برنجمون تموم شده
داري کجا ميري؟ - .ميرم واسه خودمون کمي غذا بيارم -
مراسمِ تدفين کِيـه؟
.نميدونم
بايد بريم .مادرش رو ببينيم
!کير تويِ اين شغل
.مکافاتمون که تمومي نداره .فردا بايد حتماً برم دستمزدم رو بگيرم
.من امروز رفتم .کارخونه بستهست
بازم ميرم .يه امتحاني بکُنم
.من نميام
ديگه سرِ اون کار .برنميگردم
.قراره ازدواج کُنم
و بعدش .از «داکا» ميريم
آخه چند بار بايد در برم؟
اگه کُشته شده بودم چي؟
.داره طوفان ميشه .من ديگه ميرم
هي خانم! داري کجا ميري؟ - .بذار رد بشم -
.ولي کارخونه تعطيله - .لازمه که دستمزدم رو دريافت کُنم -
،بهت که گفتم .کارخونه بستهست
!اگه دستمزدم رو پرداخت نکُنن، کي بهم نون ميده؟ تو؟ - .خفهشو وگرنه پليس رو خبر ميکُنم -
!پس برو پليس خبر کُن. مردکِ حرومزاده - !خفهشو جنده! يالا از اينجا گُمشو -
!دستتو بکِش ببينم !کير تويِ اين شغلي که داري
انگار اين جندهخانم !زياد وراجي ميکُنه
!اقتدارت رو بذار درِ کوزه - !گورتو گُم کُن -
.هي! لطفاً گوش کُن - چي ميخواي؟ -
اسمت چيه؟
.«شيمو»
شيمو»، تو اينجا کار ميکُني؟»
آره. واسه چي؟
ميخوام باهات .مصاحبه کُنم
شما روزنامهنگار هستي؟ - .نه، روزنامهنگار نيستم -
ميتوني فردا بياي دفترم؟
،صبر کُن .الان آدرسمو بهت ميدم
.بيا بگيرش .من بابتِ مصاحبه، بهت مزد ميدم
.سلام عليکم - .عليک سلام. بفرما -
واسه ديدنِ خانمِ .نسيمه آپا» اومدم»
بگير بشين. اسمت چيه؟ - .«شيمو» -
آپا»، «شيمو» واسه ديدنت» .اومده اينجا
.لطفاً منتظر بمون .الان ميادش
.باشه
.شيمو»! خيلي خوشحالم که اومدي» .بيا بريم
.دربارهيِ خودت واسم بگو ... اسمت، سنت
اهلِ کجايي، و چطور شد که برايِ کار .به اون کارخونه اومدي
الان بايد شروع کُنم؟ - .آره -
.اسمم «شيمو»ئه. 23 سالهمه ،اهلِ روستايِ «راجپور» هستم
،و تويِ اين 6 ماه گذشته .تويِ اون کارخونه مشغولِ کار بودم
چطور شد که به «داکا» اومدي؟
.اون زمان، 13 يا 14 سالم بود
... هرچند دانشآموزِ خوبي بودم
ولي نامادريم ميخواست منو .به يه مردِ 40 ساله شوهر بده
خُب من واسه ازدواج .هنوز خيلي جوون بودم
بنابراين کيفپولِ پدرمو دزديدم .و شبانه از خونه فرار کردم
،«بعد از رسيدن به «داکا .تويِ منزلِ دخترعموم اقامت کردم
اون واسم تويِ يه کارخونهيِ کفشسازي .کار پيدا کرد
ولي نتونستم بويِ موادِ شيميايي رو ،تحمل کُنم
بنابراين کمکم شروع کردم به .کار کردن بهعنوانِ خدمتکارِ منزل
ولي اونها .خيلي کتکم ميزدن
بالاخره دختر عموم واسم تويِ يه کارخونهيِ .توليدِ پوشاک، شغلي دستوپا کرد
کارم اين بود که قطعاتِ شمارهگذاريشده رو .با همديگه جفت کُنم، آخه سواد داشتم
همين کارخونهيِ جامهيِ مدرن»؟»
،«نه. قبل از ملحق شدن به «جامهيِ مدرن .تويِ 2 تا کارخونهيِ ديگه هم کار کردم
،بسيار خُب. آيا تويِ اين کارخونهيِ دوزندگي ... اين اولين حادثه بود
يا قبلاً هم سانحهيِ ديگهاي رُخ داده بود؟
يکيدوماه قبل، سوزنِ چرخخياطي .رفت تويِ انگشتِ يکي از زنها
.که اينطور
و اون روزِ آتشسوزي چه اتفاقي افتاد؟ شما آتش رو ديديد؟
نه، فقط اون صدايِ بلندِ آژير رو شنيديم .و بعد يهويي وحشتزده شديم
دوستم «داليا»، واسمون تعريف کرده بود که .تويِ کارگاه سابقش، چطور آتشسوزي شده بوده
،واسه همين، وقتي اون روز صدايِ آژير رو شنيديم .حسابي ترس برمون داشت
فکر کرديم .الانه که کُشته بشيم
... تو دربارهيِ
اتحاديههايِ کارگري چيزي ميدوني؟
تا حالا تويِ ميتينگهاشون شرکت کردي؟
،خُب يه چيزهايي ميدونم .ولي هيچوقت تويِ ميتينگهاشون شرکت نکردم
.بسيار خُب. قراره جمعهيِ اين هفته يه ميتينگ برگزار بشه .سعي کُن حضور داشته باشي
اينطوري ميتوني دربارهيِ قوانينِ کار .و حقوحقوقت، کُلي چيز ياد بگيري
.خيلهخُب
.بيا اينو بگير
.مرسي
.چهار تا تُخممُرغ، بيزحمت - .ميشه 20 تاکا - .بذارش تويِ کيسه -
حدس بزن .چي واست گير آوردم
شغل؟
تُخممُرغ، بادمجون !و فلفل سبز
!«داليا»
موضوع چيه؟
.حسِ رفتن به سرِ کار رو ندارم .کاشکي ازدواج کرده بودم
،منو نگاه کُن. هرچند ازدواج کردم .ولي بازم کار ميکُنم
.لااقل منزلِ خودتو داري
،ولي منو ببين. ديگه از خوابيدن تويِ بالکنِ عمهام .هم حالم بهم ميخوره و هم خستهام شده
خبر داري چقدر کرايهيِ عقبافتاده دارم .که بايد پرداخت کُنم؟ بيا بريم
!«رِشما»
.سريعتر کار کُنيد
هنوز تموم نکردي؟
.قشنگ تاشون بزن
!«عاليه! باريکلا «شيمو !آفرين
ماه قبل هم .پرداختش نکردين
.هيچکدوممون ماه قبل دريافتش نکرديم .ولي بُرجِ آينده پرداختش ميکُنن
و تا اونوقت من قراره چطور گذران بکُنم؟
فقط واسه اين ماه .اينطوري شده
اضافهکاري رو پرداخت کردن؟ - !حرومزادههايِ کُسکش -
فقط کونشونو لم ميدن اونجا !و خيکيتر ميشن
!«شيمو اختر»
.اونو امضاء کُن
اين چيه؟
.بگيرش
اضافهکاريمو هم .بايد بدين
ماه بعد .دريافتش ميکُني
.ولي من کارمو انجام دادم .بايد بهم پرداختش کُنين
.فعلاً اضافهکاري به هيچکس پرداخت نميشه .ماه بعد دريافتش ميکُني
!منظورت از ماه بعد چيه؟ ها؟ .پولمو بهم بدين
مگه خبر نداري؟ .کارخونه بخاطرِ بازرسي تعطيل شده بود
!خُب اين به من چه ربطي داره؟ - .من خودم با مديريت صحبت ميکُنم -
ماه آينده، تمامِ پرداختيها رو .تسويه ميکُنيم
!داري سربهسرم ميذاري، مردک؟ !فکر کردي شوخيه؟
ما اينجا بدونِ استراحت .کار کرديم
!رضا»، بندازش بيرون» - !يالا پولمو بهم بدين -
!برو بيرون
!برو بيرون !گورتو گُم کُن
!مادرجنده چطور جرأت کرد هُلم بده؟
اونها باهامون .عينهو آشغال رفتار ميکُنن
،اگه ماها تويِ اون کارخونه کار نکُنيم !امثالِ «رضا» بايد برن غاز بچرونن
!حرومزادهيِ بيشرف - .ما رو مثلِ گلهيِ گوسفند، سر ميدوونن -
.ولي لااقل حقوقمونو دادن
،همسايهيِ خودِ من .الان 2 ماهه که حقوق نگرفته
.اين پول فقط کفافِ کرايهخونهمو ميده بعدش چي بايد بخورم؟
مگه شوهرت هنوز کار پيدا نکرده؟
من فردا دارم ميرم .به ميتينگِ يه اتحاديه
کسي همراهم مياد؟ - کدوم ميتينگ؟ تويِ «بادا»؟ -
.آره. من با «نسيمه آپا» آشنا شدم - نسيمه» ديگه کيه؟» -
.خانميه که برايِ حقوحقوقِ کارگرها فعاليت ميکُنه .اون ميتونه دربارهيِ قانون واسمون بگه
،واسه فقير فقرا .قانوني وجود نداره
.بهتره قانون رو فراموش کُني
.فردا جمعهست .بيا با همديگه بريم سينما
.نه
من هميشه بعد از کار، دردِ پاهام شروع ميشه؛ .اونوقت بايد تا خونه، پياده هم برم
پس ترجيح ميدم روزِ تعطيلمو .کنارِ بچههام باشم
!همهاش به روزِ تعطيل و سينما فکر ميکُنيد مگه نديدين امروز يارو چطوري منو هُل داد؟
.فردا هم نوبتِ خودتون ميشه مگه ما چه گزينهيِ ديگهاي داريم؟
،يا بايد مثلِ کُلفَتها کار کُنيم .يا تويِ خيابونها گدايي کُنيم
!روزِ تعطيل
شيمو»! «موينا» دربارهيِ اين ميتينگ» .واسم گفته بود. منم فردا همراهت ميام
.شماها ميتونيد بريد .ولي من ميخوام برم سينما
،فردا ظهر .«ايستگاه اتوبوسِ «بادا
.سلام عليکم
.عليک سلام .بيا تو
.خالا»، کرايه رو آوردم» - !اوه -
پس پولِ اون 2 ماه ديگه رو چهکسي قراره پرداخت کُنه؟
فکر ميکُني !من پول پارو ميکُنم؟
پدرِ «پوري» داره تويِ «دوبي» خون بالا مياره .تا ما همين داراييِ ناچيز رو داشته باشيم
!... خالا» خواهش ميکُنم» - !بهونه تحويلِ من نده -
!اصلاً اون شوهرِ کونگشادت داره چکار ميکُنه؟ حتي نميتونه از همسرش پشتيباني کُنه؟
.من ديگه ميرم
.بگير بشين .تلويزيون تماشا کُن
ميدونم که تويِ کارخونه .چه مشکلاتي داري
.ولي آخه منم پول لازم دارم .قراره بهزودي «پوري» رو شوهر بدم
خود را در معطرترين رايحه" ".غرق کُنيد
،عطرِ «پرميوم لوکسِ» جديد" ".همراه با حسي از لطافتِ گُلها
ما امروز قصد داريم .دربارهيِ 2 مسأله صحبت کُنيم
اول بياييد دربارهيِ حقوقِ کارگران حرف بزنيم؛
و بعد دربارهيِ اين صحبت کُنيم که کارگران .چطور ميتونن خودشون رو سازماندهي کُنن
ميدونم که شما از کارخونهها ،و کارگاههايِ مختلفي مياييد
،ولي اميدوارم بعد از ميتينگِ امروز .همگي تا اندازهاي همسو شده باشيم
،دوستان، کارِ شما در واقع .چرخهايِ اقتصادِ جهاني رو به حرکت درمياره
،مالکينِ کارخانجاتِ محلي، خريدارانِ خارجي ... و شرکتهايِ چندمليتي
،از طريقِ پرداختِ دستمزدهايِ اندک به شما .سودِ هنگفتي به جيب ميزنن
،در اکثرِ موارد، کارخانههايِ توليدِ پوشاک .استخدامِ زنان رو ترجيح ميدن
چون فکر ميکُنن که .کنترلِ زنها بسيار آسانتره
و به يک اپراتورِ خانم، مزدِ به مراتب کمتري .پرداخت ميشه تا به يک اپراتورِ آقا
ولي بايد يادتون باشه که در بنگلادش .قانونِ کار وجود داره
شما بايد حتماً ... از اين قانون آگاه بشيد
،و بعد مطابق با اون .خودتون رو سازماندهي کُنيد
شما ميتونيد در کارخانهيِ خودتون ،يک اتحاديهيِ کارگري تشکيل بديد
و اگر اتحاديهتون رو ... ثبتِ دولتي بکُنيد
اونوقت مالکين مجبور خواهند شد .به مطالباتتون گوش کُنن
ضمناً برايِ اين کار، به امضايِ 30 درصد از .کارگرانِ شاغل در کارخانهتون نياز داريد
خُب ببينم، کسي سؤالي نداره؟ .ازتون خواهش ميکُنم مردد نباشيد
چي ميخواي بپرسي؟ - .بذار حرفشو بزنه -
.بله، بفرماييد
،اسمت و محلِ کارت رو به ما بگو .و بعد سؤالت رو بپرس
،اسمم «شيمو»ئه .و در کارخونهيِ «جامهيِ مدرن» کار ميکُنم
شيمو»، خانمهايي که اون ته نشستن» .نميتونن صدات رو بشنون. پس لطفاً بلندتر حرف بزن
ما اخيراً يکي از همکارهامونو .حينِ يه حادثه از دست داديم
اون دربارهيِ برگزاريِ چنين ميتينگهايي .واسمون صحبت کرده بود
،پس ميخوام بدونم قانوني که ازش حرف ميزنين ميتونه در اين خصوص کمکمون کُنه؟
.شيمو»، مرسي بابتِ سؤالت»
،در خصوصِ ايمنيِ شما، و همچنين مسألهيِ اضافهکاري .در بنگلادش قوانيني وجود داره
شما بايد اين رو بخاطر داشته باشين .که حقوقِ کارگران، حقوقِ بشره
No comments yet. Be the first to leave one.