Brick

Brick

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Brick 2005 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Brick 2006 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-09
பதிவிறக்கங்கள்: 11
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

برندن؟

امیلی؟

آره

اوضاع چطوره؟

مثل همیشه.

آره؟ امم.

خوبه.

چی شده، اِم؟

می‌دونی، از دیدنت خوشحالم برندن.

مدتی می‌گذره.

دو ماه.

آره، من حتی شماره کمدت رو نمی‌دونستم. مجبور شدم از برین بپرسم.

اِم، چرا یه جایی همدیگه رو نبینیم؟

نمی‌تونم.

چرا؟

می‌دونی، حسابی گند زدم.

واقعاً گند زدم.

چطور گند زدی؟

ببین، کاری که اون گفت رو با آجر کردم. نمی‌دونستم بده.

ولی پین حالا به خاطر فریکسوی بیچاره افتاده دنبالش، و همه‌ش رو سر من می‌ندازن.

آروم‌تر، چی؟

باید کمکم کنی، برندن. خواهش می‌کنم.

فکر کنم تاگ... اوه، نه!

برین!

برندن، مدتیه.

کجا غذا می‌خوری؟ ته مدرسه؟

آره، هیچ‌کس ندیدت.

چند ماه می‌شه؟ خیلی وقت گذشته.

شماره کمد من رو به امیلی دادی؟

چند روز پیش، مگه اشتباه کردم؟ نه.

می‌دونی، انقدر وقت گذشته که من از وضعیت شما دو تا خبر ندارم.

آره، مدتیه. اون با کی بوده؟

نمی‌دونم، پیگیریش سخته.

سخته؟

می‌تونه باشه. پیگیری این چیزا می‌تونه سخت باشه.

چون ناهار... ناهار چیزای زیادیه. ناهار سخته.

آهان.

حالش خیلی خوب نبود، برندن.

آره، خب، من دنبال آشتی نیستم.

زندگی اِم به خودش مربوطه، ولی اون ازم کمک خواست.

کمک با چی؟ نمی‌دونم.

حتی برام مهم نیست. به من مربوط نیست. فقط می‌خوام بدونم حالش خوبه.

پس باید پیداش کنم. قضیه همینه.

خب، می‌دونم که داشت سروکله می‌زد.

با گروه نخبه تشویق‌کننده لورا دنرز که قرار بود برن آیوی لیگ.

لورا دنون که توی لینک بود؟

و برد برامیش.

سرآمدان قشر مرفه.

به هر حال، اِم یه مدت دنبالشون بود ولی نشد.

راهش رو پایین‌تر توی سلسله مراتب پیدا کرد.

آخرین باری که دیدم، با اون دختر نمایش‌بازِ اسمش چی بود، بود.

خرده‌فروش، اون شیطانه، اونی که باهاش قرار می‌ذاشتی.

کارا. این اتوبوس منه.

شماره کمدش رو می‌دونی؟ کارا؟

اِم. ۲۶۹.

ممنون، برین.

حواست جمع باشه. اگه پیداش شد، من رو خبر کن.

باشه.

سلام، کارا.

سلام، برندن. کارا.

اومدی نمایش رو ببینی؟ نه، نیومدم.

سگ پا‌کوتاه، برو. بمون.

حرف دارم. خب، من گوش می‌دم.

درباره امیلی کاستیک.

برو کیفم رو بیار. یالا، عجله کن.

هنوز داری با سال‌اولی‌ها بازی می‌کنی؟ خب، خودت یه روزی سال‌اولی بودی.

خیلی وقت پیش، خواهری.

تو و اِم یه مدت با هم صمیمی بودید. حالا با کی می‌گرده؟

می‌گرده؟ می‌گرده. ناهار. کی؟

بامزه‌ای.

برندن.

نمی‌دونم کجاست.

می‌دونم که می‌دونی، پس چرا نمی‌خوای پیداش کنم؟

خب، شاید دارم هوات رو دارم.

اوه، ممنونم ازت.

برندن.

اگه یه وقت خواستی برگردی به کارها.

می‌تونم ازت استفاده کنم.

باشه. خب... برو. دیالوگت رو بگو. باشه.

برو. پس من فقط

نه، اون باید اول بیاد تو و بعد تو می‌تونی دیالوگت رو بگی.

زن: الو؟

بله، سلام خانم، من تام هستم. یه دوست از مدرسه.

می‌تونم با... صحبت کنم؟

اوه، حتماً، تام. لورا اینجاست. فقط یه لحظه.

لورا: بله؟

برای جزئیات زنگ می‌زنم. برای چی؟

جزئیات مهمونی. شما کی هستید؟

وگرنه قطع می‌کنم. من رو نمی‌شناسی. وقتت رو هدر نمی‌دم.

من همه رو می‌شناسم، و همه وقت دنیا رو هم دارم.

حماقت جوونی.

بپرس از طرف کی دعوتم.

اسم اینه... امیلی کاستیک.

خیابان بوش ۱۵، در استاکتون کوو. زنگ ۴۲ رو دم در بزن.

ساعت ۹. ولی کی بهت داد؟

"خورشید، که پرتوهایش/ همه شعله‌ورند"

"با شکوهی ابدی

"عظمتشو انکار نمی‌کنه

"تحقیر می‌کنه که قصه بگه!

"فریاد نمی‌زنه

"که "از خجالت سرخ می‌شم، پس لطفاً گذشت کن."

"ولی سرسخت و جسور

"تو طلای سوزان، همه شکوهش می‌درخشه!

"می‌خوام زمین رو حکومت کنم، همونطور که اون آسمون رو!

"ما واقعاً ارزش خودمونو می‌دونیم، من و خورشید!"

و اون مربی کله‌خر... مربی نمی‌ذاره بازی کنم.

پس، به سلامتی!

عالیه. منظورم اینه که من برد برامیشم، مربی.

باید بذاری بازی کنم.

چطور انتظار داری بهترین بازی‌مو ارائه بدم

اگه نگران این باشم که اصلا تو تیم هستم یا نه؟

هی

هی!

اینجا چیکار می‌کنی؟ دارم میرم.

آهان؟

برد از اون تیپ آدمایی نیست که بخوای سر به سرش بذاری.

نترس.

بس کن این وراجی رو و یکی واسم ردیف کن.

هیچ‌وقت از پس این همه کار درنمیام.

آها.

پس امشب اینجا چه‌کار می‌کنی؟ دنبال امیلی می‌گردم.

اِم یه ماه تمامه که غیبش زده. هیچ‌کس ندیده‌ش.

من دیروز دیدمش.

تقریباً هیچ‌کس.

گوش کن، داری درِ اشتباه رو می‌کوبی.

من اِم رو اونقدری خوب نمی‌شناختم که جزئیاتِ درگیری‌هاشو بدونم.

من فقط از بدبختیش باخبر شدم.

اگه تو توی مشکلات اِم دست نداشتی، پس چرا اسمش...

...منو وارد مهمونیِ نسبتاً خصوصیت کرد؟

حواست با من باشه. من نمی‌دونم ولی اینطور به نظر میومد که تو می‌دونی.

و هر آدمی حق داره کنجکاو باشه.

حالا دیگه مطمئن نیستم. خب، اون کنجکاوی رو بذار کنار.

من هیچ کوفتی از هیچ مشکلی که هست نمی‌دونم و این بهم می‌سازه.

من فقط می‌خوام پیداش کنم.

قهوه و پای.

قهوه و پای... اوه، چه خبره اینجا؟

و اینو از قول من نشنیدیا.

دختر: تاگره. لورا: خیلی خب.

اینجا منتظرم می‌مونی؟ آره.

همینجا می‌شینی و منتظر می‌مونی؟ کارم فقط پنج دقیقه‌ست.

آره. باشه.

تاگر: چرا چیزی نمی‌گی؟

لورا: من راجع به این حرف نمی‌زنم.

همین الان در موردش حرف می‌زنیم! حرف نمی‌زنم!

من الان در موردش حرف می‌زنم!

دود کجاست؟

هی، برندن، شاید نباید اینجا باشی.

کارا گفت تو می‌دونی اِم کجاست.

و چرا دنبال اِم می‌گردی؟

اون ازم کمک خواست.

ببین رفیق، خودم کلی گرفتاری دارم، دیگه حوصله سر و کله زدن با دوست‌دختر سابقِ کله‌خراب تو رو ندارم.

موضوع این نیست.

خب، هرچی که هست، یکم عاقل‌تر از قیافه‌ت رفتار کن و ولش کن.

اون کجاست؟

تا اوضاع خوبه، بهتره بری.

بس کن دیگه، فهمیدی؟

اگه می‌خوای یه مشت بنداز، کله‌خراب. من پنج تا حسم کار می‌کنه و دیشبم خوابیدم.

این یعنی من شش هیچ از همه‌تون جلوترم.

آروم باش رفیق.

اِم کجاست؟

دُود: باشه! باشه! باشه!

اِم کجاست؟

اون پیش منه.

وقتی بهت زنگ زد، خیلی ناراحت بود، پسر. با حال خراب اومد پیش من.

گفت اگه اومدی اینجا، دکت کنم.

گفت فقط اوضاع رو بدتر می‌کنی.

با اون چیزایی که ربطی به اینجا نداره سر و کله بزن و ولش کن.

به اِم بگو می‌خوام ببینمش.

بهش بگو، چه کمکم رو بخواد چه نخواد، کار خودشه.

ولی می‌خوام از خودش بشنوم. اون نمی‌خواد.

امروز! اون می‌دونه کجا ناهار می‌خورم.

و از اینجا دور شو، پسر!

دیروز حتماً پشت تلفن حسابی دیوونه به نظر می‌رسیدم.

بیخیالش شو

اینجوری می‌تونی بهم کمک کنی، فقط...

لطفاً، بیخیالش شو

برندن

می‌دونم از همه این آدما عصبانی هستی

چون فکر می‌کنی من از تو دور شدم و رفتم پیش اونا

ولی باید شروع کنی اینو تصمیم خودم ببینی

می‌دونی، دیگه از اینکه جای من...

با جایی که تو می‌خوای باشی فرق می‌کنه، باشه؟

کی این حرفا رو تو مخت کرد، ام؟

دست از سر دود بردار. باشه؟ اون پسر خوبیه

موش پای‌ هاوس؟

اون یه دوست خوبه

خب، من چی‌ام؟

آره، یعنی، تو چی هستی؟

همینجا نشستی از همه بدت میاد

یعنی تو کی باشی که بخوای قضاوت کنی؟

خدای من... من واقعاً خیلی دوستت داشتم

دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

مجبور بودم برم پیش آدمای دیگه. دیگه نمی‌تونستم زندگی با تو رو تحمل کنم

متاسفم، برندان. متاسفم.

اِم، باید برگردی پیش من. نه!

تو توی دردسر افتادی ولی اگه فقط برگردی پیش من، من می‌تونم نجاتت بدم.

نه، تو گوش نمی‌کنی! من نمی‌خوام حبس شم...

...و محافظت شم. هر بلایی سرت بیاد، من خودم حلش می‌کنم.

نه.

فقط در مورد مشکل آجره بهم بگو، پین.

More Farsi Persian subtitles for Brick

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left