Mayor of Kingstown

Mayor of Kingstown

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

Mayor Of Kingstown S04E01 720p WEB h264-DiRT
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 1 Mayor of Kingstown 2021 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 278
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

چرا بهش میگن شهردار؟

چون شهر رو اداره میکنه

کنجکاوم شهردار واقعی چی فکر می‌کنه در مورد این

همیشه اینجا میدون جنگ بوده، مایک

این دیگه یه چیز دیگه‌ست

کالاهان. اون برگشته توی کینگستاونِ کوفتی

خوب نیست. برای هیچکس

باید یه معامله جور کنیم

با کلمبیایی‌ها

یه جنس تمیز گیر بیاریم

اگه لازم شد پشتی هم باشیم، بانی هواتو داره

یه حرکت بزرگ زدی

روی کالاهان، و تیرت خطا رفت

من لعنتی ضد نارنجکم

من می‌تونم اون رو بهت بدم

چون دارم همه چی رو جمع می‌کنم و به تو میدم

رفیق اسوات‌ت بدون مجازات آدم میکشه

و تنها اون کوفتی‌ای که رودرروش وایمیسه، سر از تابوت درمیاره

فقط بد پیش رفت، مایک

اخراج کردن یه کارمند سخته

که به اندازه تو رنج کشیده

میخوای من استعفا بدم؟

نمیتونم.

دلتنگم شدی؟ آخه چطور میتونستم دلتنگت بشم، مایلو؟

تو هیچوقت نرفتی. وقت رفتنه.

یه نقطه‌ای هست

بی‌بازگشت

و فکر کنم ما ازش رد شدیم. اینقدر جو نده.

مایک، یه دعوا داریم

روی پل خیابون ششم.

کریپ‌ها هستن، روس‌ها هم هستن.

اون تفنگ لعنتی‌تو بنداز زمین!

نه، اونا بی‌گناهن!

کایل رابرت رو زد.

باید بیخیالش بشی، اِوِلین.

مایک، نمیتونم.

اون یه پلیسه.

که یه پلیس دیگه رو زد.

۳.۱۱ گرم

۹۵ درصد مس

پنج درصد روی و قلع

استفاده از مس رو سال ۱۹۴۳ متوقف کردن.

برای عملیات جنگی حیاتی بود.

جنگ چیزیه که همیشه

ارزش رو تعیین می‌کنه.

چیزی که به خاطرش می‌کُشی

گرونش می‌کنه.

دارن به هوش میان، فرانک.

خوبه.

مستقیم از دفتر دادستانی میاد.

فقط یه امضا، کایل.

معامله دو ساله است.

با حسن رفتار، شش ماهه راحت آزاد میشی.

آره، سرم به کار خودمه.

این یه دوی سرعته، کایل.

ماراتن نیست. زود تموم میشه.

خودتو به کلانتر شهرستان تسلیم کن.

فردا، و اونا... چی؟ چه خبره؟

مایک. دی

مأمورای زندان می‌برنت. نه، صبر کن، اون که... وایسا، وایسا.

محاله داداشم از اون دالان جهنمی رد شه.

خواستم از راه‌های پنهانی برم. فولی نذاشت، خب؟

اینا شرایطشه، و... و مایک، اینا غیرقابل مذاکره‌ن.

غیرقابل مذاکره؟ این دیگه کس‌شره!

کایل ۱۵ تا ۲۰ سال پاش بود، خب؟

اون رو کردم "حمله با سلاح کشنده"

و اون رو رسوندم به دو سال.

آره، چی می‌خوای؟ یه مدال کوفتی؟

مایک، خودتو درگیر این مسخره‌بازی‌های ظاهری نکن.

گمشو بیرون. این اتفاق نمی‌افته، چستر.

چندتا معجزه دیگه باید بکنم؟ خب؟

این بهترین معامله‌ایه که می‌تونست باشه. یا مسیح. لعنت به تو. هیچکس...

یه وکیل رو دوست نداره. خواهش می‌کنم.

یا مادرشون. همتون یه مشت عوضی لعنتی هستین.

گمشو بیرون.

می‌بینمت.

حق با اونه، مایک. معامله خوبیه.

اه، چه چرت و پرتایی!

این اولینِ لعنتی...

ببین، لازم نیست اینجوری پیش بره، می‌دونی؟

آره، همینجوریه.

مایک، من روی اون پل یه تصمیمی گرفتم.

من این کارو به خاطر دلایل درست انجام دادم.

من میتونم با عواقبش کنار بیام.

باشه. امروز قراره با رئیس زندان ملاقات کنم.

اوکی؟ کارنی مثل سایه دنبالت میاد.

من کل جا رو برات سیم‌کشی می‌کنم.

می‌دونم. اوکیم. آره. آره.

آه.

فردا می‌بینمت، باشه؟

باشه. ممنون. منم بعدش میام به دیدنت.

باشه.

این هیچ مزیتِ لعنتی‌ای نداره.

اما من زیر نظر دارمت.

آره. باشه؟

باشه. به زودی می‌بینمت.

حالش خوب میشه.

آره، میشه.

آره، چی شده؟

میدونم کلی گرفتاری داری الان

ولی اینجا پایین، رو ریل، به مشکل خوردیم.

اوکی. لوکیشن بفرست.

بد نیست حواسم پرت شه.

مایک؟

اون با ماست.

چی شده؟ یا خدا. نگا کن.

این قطار لعنتی...

سر این آشغالا رو درست مثل گیوتین بریده.

سر بریدن دیگه خیلی زیاده‌رویه مرد.

خیلی خیلی پیچیده‌تر از چند تا گلوله‌ست.

تو بوته‌ها سرنگ پیدا کردیم.

یعنی این آشغالا رو نشئه کردن.

آره. و بعدش...

بعد آوردنشون اینجا گذاشتنشون رو ریل.

باشه.

اوه، یا خدا، ایان.

ای بابا.

با راننده قطار حرف زدی؟

آهان، کینو برش داشت.

خط دِوِر.

متوقف نشدن؟

نه، نه، لعنتی متوقف شد.

ولی یه قطار باری یه مایل طول میکشه تا وایسه.

آره، فهمیدم. وای خدا.

خب، ببین، اینا... اینا روسن.

یکی داره گندکاریای کنستانتین رو جمع میکنه.

مایکی، این دیگه فقط...

یه جور مجموعه گانگستریِ لعنتیه دیگه.

باورم نمیشه دارم میگم ولی کار بانی لعنتی نیست.

یعنی اون الان دست بالا رو داره.

نیازی به این همه خشونت لعنتی نیست.

آره.

خب، این... این اون شیطانیه که نمی‌شناسیمش.

همین الانم روز گندیه.

آره.

کاش تو شرایط شادتری اینجا بودم.

ولی اینجا هستم.

و می‌دونم که می‌تونم قدردان کار شجاعانه‌تون باشم.

و یاد کریم مور.

در ده سال گذشته، من پنج زندان رو اداره کردم.

سه ایالتی، دو فدرال.

سازمان اصلاح و تربیت میشیگان منو استخدام کرده.

چون سابقه کارم بی‌نقصه.

بی‌نقصه چون من موسسات مشکل‌دار رو درست می‌کنم.

اَنکِر بِی مشکل داره.

این یه اتهام نیست، یه واقعیته.

من اَنکِر بِی رو درست می‌کنم.

و شماها قراره کمکم کنید.

معاون زندانبان تورس قراره وظایف کاری رو پخش کنه.

داریم اوضاع رو عوض می‌کنیم.

برای بهتر شدن.

روزتون پربرکت باشه.

همین.

وِبِر، تو بخش سی هستی.

رئیس زندان؟

فقط می‌خواستم بگم، از رزومه‌تون واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم.

خوبه که می‌دونم. کارنی هستید، درسته؟

بله قربان، و من در اختیار شمام.

من تقریباً دست راست کریم بودم، خب...

و اون دست رو به من پیشنهاد می‌کنی؟

بله قربان.

کارنی، نزدیک‌ترین چیز...

به دست راست کریم، منو تحت تاثیر قرار نمیده.

اون مرد بی‌تعادل و بی‌لیاقت بود.

شرایط مرگش غم‌انگیز بود.

آه، لعنتی مشکوک ولی غم‌انگیز.

اون داشت جون یه زندانی رو نجات می‌داد که مُرد.

درسته، رئیس زندان.

اون یه قهرمان بود.

حالا، قهرمان دنبال نجات دادن کدوم آریایی بود؟

اون مرد تو یک کوچه بن‌بست به دست نژادپرست‌ها کشته شد.

و زنش حقوق بازماندگی‌شو گرفت.

پس قطعاً برای خانواده‌اش یه قهرمانه.

کریم شاید مرد خوبی بوده باشه ولی جایگاهش زندانبان نبود.

و هیچ وفاداری باقی‌مونده‌ای رو تحمل نمی‌کنم.

خب، نمیشه به یه مرده وفادار بود.

اینو به عیسی بگو.

جکسون، با من بیا.

کارنی.

تو میری حیاط.

معلومه که لعنتی می‌رم.

کاری از دستم برمیاد، قربان؟

اون شمایید؟

حتماً یه ضربه بوده.

روز سختی بود، آره.

حتماً. حتماً.

جکسون، کی چک‌های تو رو امضا می‌کنه؟

قربان؟

کی حقوق لعنتی تو رو صادر می‌کنه؟

سازمان اصلاح و تربیت. درسته؟

و به عنوان نماینده منتخب سازمان اصلاح و تربیت...

من کسی هستم که به شما پول میده.

و کسی که هر کاری رو که شما داخل این دیوارها می‌کنید کنترل می‌کنه.

و حالا

اون بیرون

منظورمو میفهمی؟

فکر کنم آره.

همین.

اومدی

واسه اون روسی‌های بی‌سر؟ خب...

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left