முதல் 146 வரிகள்.
« آنچه گذشت »
اون چیه؟
اوشا، فرار کن
!نه
چی میخوای؟
یه شاگرد میخوام
یه اکلایت
[ اکلایت به کارآموزی که تازه در جبهه تاریک قدم برداشته گفته میشود و مشابه پداوانها مستعد استفاده از نیرو است ]
چی کار کردی؟
فراموش کردی ما کی هستیم؟
از کجا اومدیم؟
شستشوی مغزیت دادن
تو یه مجرمی، مِی باید تاوان جنایتهات رو بدی
اون کجاست؟
خواهرت
رفته
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
« جنگ ستارگان »
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
« اکلایت »
از کروسانت ۵۲-۱۲ اجازه ارسال پیام داری
کد اضطراری صفر
...لطفا تکرار
به جیاکس... تکرار کن
...یه
کل تیمم مُردن
مِی، توی این آزمون
باید حدس بزنی چه تصاویری روی صفحه نمایش ظاهر میشه
میخواین چی کار کنم؟
باید با استاد ورنسترا حرف بزنم
برامون کمین کرده بودن یکی خبر داشته داریم میایم اینجا
...لطفا دستگاه مخابرهتون رو تقویت کنین و
تهدیدی بسیار بزرگتری از چیزی که پیشبینی کرده بودیم، وجود داره
اوشا، میرم دستگاه گیرنده و فرستنده رو تنظیم مجدد کنم
فرمون رو دست بگیر
چه حسی داره؟
تکون نخور
احساس خوبی داره، مگه نه؟
تا دوباره یکی از اینها رو توی دستت بگیری
فکر کنم وقتی از محفل رو ترک کردی شمشیرت رو نگه نداشتی
طرز ایستادن خوبه
باید اون آرنجت رو بالاتر بگیری
اجازه میده سریعتر حملات رو دفع کنی
همونجایی که هستی بمون
اگه نمیخوای بیای تو آب اگه بشه منم لباسهام رو بپوشم
برات سواله اینطور کشتن من شرافتمندانهست یا نه
توی کشاکش نبرد، کشتن موجهه
ولی چند ساعت بعدش، میشه انتقام
حالا برات سواله چهطوری میتونم ذهنت رو بخونم
نمیتونم
نه دقیقا
عصبانیتت به افکارت خیانت میکنه
چرا آوردیم اینجا؟
چرا نکشتیم؟
الان زندانیت هستم؟
زندانی "؟" تو سلاح دستته
سول رو کشتی؟
نه
مِی رو کشتی؟
نه
ولی جالب بود اول حال سول رو جویا شدی
اون هنرهای جدای رو بهت یاد داده
ولی برات فراتر از یه تعلیم دهندهست
یه رابطه خاصی بینتونه، مگه نه؟
استاد و شاگرد
همهچیز آمادهست
نجاتمون دادی، اوشا
من رو نجات دادی
اون مرد... خواهرت رو به تباهی کشوند
...من رو به سمتی سوق داد که من
متأسفم
وقتشه اشتباهات رو درست کنم
وقتشه با شورای عالی روبرو شم
تا همهچیز رو بهشون بگم
همهچیز؟
از کروسانت ۵۲-۱۲ به پولان جیاکس- ۸ اجازه ارسال پیام دارین
میخوای یه نگاه بندازی؟
چند دقیقه بهم وقت بده
سناتور رینکورت پیوسته حمایت بیشتری بهدست میاره
«همکارانم در «منطقهی گسترش یافته
رأی به نفع بازرسی مستقل از محفل خواهند داد
رینکورت هیچوقت دوست جدایها نبوده
ولی نگرانم ترسش خیلیهای دیگه رو مجاب کرده باشه
نیازی نیست بازرسی، باعث ایجاد نگرانی بشه
جدایها همیشه موضع شفافیت کامل در قبال مجلس سنا داشتن
این نمونهای از یه سناتور جاهطلبه که بدنبال رسیدن به قدرته
عذر میخوام، سناتور، باید برم ولی ممنونم که در جریان اخبار قرارم دادین
چی شده، ماگ؟
پیغام اضطراریِ درخواست کمک از استاد سول داشتیم
ظاهر در مأموریت توی حلقه بیرونی بودن
چی گفت؟ - تلفات داشتن -
کی؟
تماس قطعی داشت ولی بهنظر میرسید
کل تیم
بیارینش پشت خط
متأسفانه ارتباطمون قطع شد
فورا تیم نجاتی جهت عزیمت به سیاره کوفار آماده کن
از کجا میدونین کجاست؟
خودم فرستادمش اونجا
جوری حرف میزنی انگار قبلا جدای بودی
بودم
خیلی وقت پیش
تاحالا درموردت نشنیدم
خیلی وقت پیش بود
چرا آوردیم اینجا؟
بهنظر خودت چرا؟
برای اهرم فشار داشتن
انگار همه میخوانت
اگه اینجا نگهم داری، سول میاد سراغت
قبلا پیدام کرده و قدرت قابل توجهی توی استفاده از نیرو داره
فکر میکنی این قدرت اونه؟
این قدرت تو توی استفاده نیروست، اوشا
یکی باید این رو بهت یاد بده
بهت توصیه میکنم اگه میخوای تا قبل از غروب به سفینه برسی همین الان شنا کنی بری
یا میتونی وایستی تا جزر و مد فروکش کنه
گرسنهای؟
هی، آروم بگیر، باشه؟
آخ
نظرت چیه برگردونمت به تنظیمات کارخانه؟
آره
خیلیخب
میتونی سیستم قدرت رو بررسی کنی؟
منظورت از قدرتم توی استفاده از نیرو چی بود؟
دقیقا همونی که گفتم
اگه جدای بودی میدونستی این چیزی که باید روش تمرین داشته باشی
بدون تمرین، کم کم از بین میره
اونها اینجوری بهت گفتن
طبق آموزشات جدایها فقط یک راه برای دسترسی به نیرو هست
و اگه طبق روش اونها پیش نری به مرور از بین میره
ولی راه دیگهای هست
،در زیر سطح خود آگاهی احساست قدرتمندی وجود داره
خشم، ترس
فقدان
میل و آرزو
این مسیر منتهی به جبهه تاریکی میشه
اینها فقط بازی با کلماته
تو دوستام رو به قتل رسوندی
جدای کشتم
کسایی که موجودیتم رو تهدید میکردن، کشتم
یورد رو کشتی
مردی که ذرهای درنگ نکرد تا تو رو بابت جرمی که مرتکب نشدی به مقامات تحویل بده
جکی رو کشتی
و فکر میکردی دوستیت باهاش به کجا ختم میشد؟
رابطهت باهاش مثل رابطهای که با استادت داری میشد
یه رابطه یکطرفه
No comments yet. Be the first to leave one.