High Potential

High Potential

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

High Potential S02E16 Turn Up the Heat 1080p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 16 High Potential 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-25
பதிவிறக்கங்கள்: 29
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

هی رفیق

از ویلا کوئین چه خبر؟

از وقتی رسیده به لس‌آنجلس هنوز چراغ‌خاموش حرکت می‌کنه

از کلانتری آمار گرفتم

دو روز پیش سعی کرده تو زندان با اریک هِی‌ورث ملاقات کنه

فکر خوبی بود که اسمش رو گذاشتی تو لیست سیاه ملاقاتی‌ها

دست‌خالی برش گردوندن. مطمئنم خیلی بهش برخورده

باید هِی‌ورث رو ببریم تو بخش قرنطینه حفاظتی

فکر می‌کنی ویلا بخواد تو زندان کسی رو بفرسته سراغش؟ نمی‌دونم اون زن ممکنه دست به چه کارایی بزنه

هِی‌ورث تو ماجرای ربوده شدنِ رومن سینکرا، اسم ویلا رو آورده

حتماً می‌خواد ساکتش کنه. نباید بهش فرصت بدیم

شنودمون چی شد؟ راه افتاد؟

درخواست رو فرستادم ولی دادستانی مثل همیشه داره لفتش می‌ده

من پیگیرشون می‌شم. کاپیتان واگنر هم یه سری رایزنی‌ها کرده

و برای هتلی که ویلا توشه، تیم تعقیب و مراقبت گرفته

آمار رفت‌وآمداش رو دارن

فعلاً چیز خاصی نبوده، ولی خبرش رو بهمون می‌دن

اوه، فعلاً کار واجب‌تری پیش اومده

یه جنازه روی ساختمونی تو مِید-سیتی پیدا شده

منظورت اینه که «توی» ساختمونه؟ نه، «روی» ساختمونه

چندین بار با ۹۱۱ تماس گرفتن که یکی از بغلِ ساختمون آویزونه

آدرس رو برات پیامک می‌کنم، بگو مورگان هم اونجا ببینتت

این ساختمونه که

نمی‌دونم این ساختمونه چیه واقعاً

انگار یکی یه مشت ماکارونی ریخته رو نقشه‌های مهندسی‌اش

بعد هم گفتن ولش کن همین‌طوری بسازیمش

هوم. تایلر ویانوئوا، ۲۴ ساله، سابقه کیفری‌اش هم که ماشالله یه طوماره

هوم. بذار حدس بزنم. تخریب اموال عمومی؟

انگار حسابی سرش شلوغ بوده، نه؟ آره، ضربه با جسم سخت

قبل از اینکه بیفته، با یه شیء استوانه‌ایِ سفت خورده تو سرش. هنوز معلوم نیست دقیقاً چی بوده

چند ساعتی هست که مُرده، پس اوایل امروز صبح کشته شده

این طفلی رو آویزون از نمای ساختمون پیدا کردن؟

شاهدها دیدنش که به یکی از این تزییناتِ نمای ساختمون گیر کرده

بچه‌های گشت فکر می‌کنن وقتی ضربه رو خورده، دو طبقه بالاتر بوده و از بالکن پرت شده پایین

بیچاره

آماده‌ای یه نگاهی بهش بندازیم؟

گفتی یه شیء استوانه‌ای خورده تو سرش، درسته؟

فکر نمی‌کنم قوطی‌های اسپری اون‌قدری سفت باشن که همچین آسیبی بزنن

واو. این خیلی... حال‌به‌هم‌زنه

اومم. نه، می‌خواستم بگم باحاله، چون یه جور هنره

تخریب اموال عمومی هنر نیست، مورگان

یه جور جرمه و جرم هم اصلاً باحال نیست

درسته. آره، کاملاً حق با توئه، جرم اصلاً باحال نیست

تو وقتی بچه بودی، هیچ‌وقت روی چیزی نقاشی نکشیدی؟

راستی یادم رفته بود. تو وقتی بچه بودی هم بچه نبودی

پسر، اینجا چقدر گرمه، نه؟ تعجبی نداره تایلر شب‌ها می‌اومده برای دیوارنویسی

خب، ساختمون متروکه‌ست. یعنی آب و برق نداره

نمی‌شه که همین‌طوری کولر رو روشن کرد

هی، اینجا خون ریخته

به نظر می‌رسه مقتول اینجا ضربه خورده و بعد از دست ضارب به اون سمت فرار کرده

احتمالاً سرگیجه داشته و داشته خون از دست می‌داده

خورده به لبه و پرت شده پایین

به نظر منطقی می‌آد، نه؟

این آخرین کاریه که تایلر قبل از کشته شدنش داشته روش کار می‌کرده

رنگ‌ها با رنگ‌های روی دستش یکی‌ان

«دی‌فانکت». حتماً اسم مستعارش بوده. اوم-هوم. آره، ولی این رو نگاه کن

این کارِ تایلر نیست

داشته روی کارِ یکی دیگه رنگ می‌پاشیده که کشته شده

«رَگینگ» دیگه چیه؟ همون خراب کردن یا رنگ پاشیدن روی کار بقیه

آه. رومن، نه؟ اوم-هوم

آره، رومن کارش رو به عنوان نقاش دیواری از همین پاتوق‌های گرافیتی لس‌آنجلس شروع کرد

اون می‌گفت این دیوارنویس‌ها واسه خودشون مرام‌نامه دارن

یعنی طبق اون مرام‌نامه، چهار تا اسپری رنگ می‌تونه باعث مرگ آدم بشه؟

خب

اگه کارِ طرف ساده باشه و یکی روش رنگ بپاشه، زیاد مهم نیست

اوه

اما اگه هنرمند وقت گذاشته باشه و شروع کرده باشه به سایه زدن

و بعد یکی بیاد روش رنگ بپاشه، حرکت ضایعیه ولی دنیا به آخر نرسیده

اما رنگ پاشیدن روی یه اثر کامل که کلی وقت و مهارت برده

این دیگه داستان داره

و ممکنه به خشونت بکشه

یا مثل این مورد، به قتل

باشه، می‌گم بچه‌های تشخیص هویت این منطقه رو بررسی کنن

و به بقیه هم می‌گم که به چی مشکوکیم

آره، باشه، وقتی رسیدی می‌بینمت

مورگان و کارادک دارن از صحنه جرم برمی‌گردن

مقتول یه دیوارنویس بوده که بهش می‌گفتن «دی‌فانکت» (به معنیِ مرحوم)

متأسفانه اسمش با سرنوشتش یکی شد

آره، و اونا فکر می‌کنن قاتل ممکنه یه هنرمند رقیب باشه

اسمی از اون رقیب دارین؟

هنوز نه، فقط یه سری گرافیتی که از خودش به جا گذاشته

واحد مبارزه با گروه‌های تبهکار یه آلبوم از گرافیتی‌ها دارن تا فعالیت‌هاشون رو تو سطح شهر ردیابی کنن

یه تماس می‌گیرم پیگیر می‌شم

سلام سلنا

بدموقع که مزاحم نشدم؟

می‌خوام بدونم سوتو تا کی می‌خواد بذاره اون تو عرق بریزه

به نظرت شبیه آدمای مضطربه؟

ما بالاخره می‌فهمیم رابطه ویلا و رومن چی بوده

فقط هنوز جوابش رو پیدا نکردیم

نه، قطعاً پیدا نکردیم

شاید داریم سوالای اشتباهی می‌پرسیم

آه، مورگان. هر فکری تو سرته، بیخیال شو

اون که بازداشت نیست. دلیلی نداره نتونم باهاش حرف بزنم

می‌دونم خیلی کلافه‌کننده‌ست، ولی باید اجازه بدی سوتو خودش هندلش کنه

از آلبوما خبر جدیدی نشد؟

چند تا رو علامت زدم که ممکنه همون یارو باشن، ولی نبودن

مطمئنی؟ آره، همه‌اش رو ورق زدم

سبکِ هر دیوارنویسی خیلی خاصه. مدل حروف، سرعت اسپری زدن

آدمِ ما تو اونا نیست

اگه می‌خوایم پیداش کنیم، به کسی نیاز داریم که تو این فضا باشه و همه رو بشناسه

دیوارنویس‌ها هم که معروفن به اینکه اصلاً با پلیس همکاری نمی‌کنن

من یکی رو می‌شناسم که همکاری می‌کنه. قبلاً بهش زنگ زدم

می‌دونم. می‌دونم برات سخته که تو این قضیه کنار بایستی

هِی‌ورث الکی اسم ویلا رو نیاورده. اون می‌دونه چه بلایی سر رومن اومده

حق با توئه و من یه نقشه دارم. بهم اعتماد کن

امیدوارم اتاق بازجویی‌مون زیاد اذیتت نکرده باشه

سالن اجتماعات‌مون رو دارن تعمیر می‌کنن

اتاق، اتاقه دیگه

خب، چی باعث شده بیای لس‌آنجلس؟

خب، بعد از اون حرفایی که تو نیویورک بهم زدی، باید می‌اومدم تا از نام نیکم دفاع کنم

واقعاً؟

اگه اریک هِی‌ورث داره علیه من تهمت می‌زنه

باید ته و توی قضیه رو دربیارم. باید روشنش کنم و قضیه رو تموم کنم بره

خب، آقای هِی‌ورث در حال حاضر در دسترس نیستن

آره. متوجه شدم

پس من با یه پیشنهاد اومدم

بهم گفتی یه پرونده قدیمی داری، یه نفر که گم شده، اوم

رومن سینکرا

خب، من رابط‌هایی دارم و می‌تونم بهت کمک کنم

اون‌وقت هر دو به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم. تو سینکرا رو پیدا می‌کنی

و من هم... ثابت می‌کنم که هیچ نقشی تو هر بلایی که سرش اومده نداشتم

ببین، من فکر می‌کنم تو می‌ترسی که ما زودتر بهش برسیم

و می‌ترسی که دیگه نتونی مطمئن بشی که برای همیشه غیبش زده

بهم اعتماد کن سلنا، بهتره من رو به عنوان دوستت داشته باشی

من به اندازه کافی دوست دارم. ممنون

از جمله اریک هِی‌ورث، این روزا

خیلی داره باهامون همکاری می‌کنه

اون گوشی بلک‌بری که تو کوله‌پشتی رومن پیدا کردم رو یادته؟

بهت گفتم که تکنسین‌هام دارن روش کار می‌کنن

این پیام‌ها رو از توش درآوردیم

یه جورایی رمزی‌ان و هنوز نتونستیم بخونیم‌شون

ولی تاریخ و ساعت‌هاشون با شبی که رومن ناپدید شده مو نمی‌زنه

انگار دستورالعمل باشن. می‌بینی؟

پس با دادستانی تماس گرفتم

دارن ترتیب یه ملاقات بین من و دوست جدیدم، اریک هِی‌ورث رو می‌دن

مطمئنم اون کمکمون می‌کنه رمزشون رو باز کنیم

واو

حالا دیگه کنجکاو شدم

خب، حتماً بهم خبر بده که چطور پیش می‌ره

و اگه نظرت در مورد همکاری با من عوض شد، بهم بگو

پیشنهادم هنوز روی میزه

می‌تونم برم دیگه، درسته؟

این دفعه آره

داره چیکار می‌کنه؟ صبر کن، واقعاً گذاشت بره؟

هی! هی! کار ما اینجا تموم نشده

مورگان، آروم باش. به من نگو آروم باش، باشه؟

مورگان! دستم رو ول کن

نقشه‌ات این بود؟ مورگان! راستش رو بخوای، آره

باید واکنشش رو می‌دیدم و حالا مطمئنم که ویلا کوئین ترسیده

و با کمک هِی‌ورث، به زودی می‌فهمیم علتش چیه

تونستی چیزی ازشون سردر بیاری؟

نه

خب، سوتو وقتی با هِی‌ورث حرف بزنه، حرف رو از زیر زبونش می‌کشه

هی، چیزی نمونده برسیم

هوم. ممم

چه رستوران باکلاسیه

این رستوران محبوب لوسیاست. داریم جشن می‌گیریم

برای یه خونه تو لافایِت پارک قیمت داده بود

و فروشنده هم قبول کرده

واو، اونجا مدرسه‌های خوبی داره

به نظرت بدش می‌آد خانواده منم بیان اونجا زندگی کنن؟

یا اینکه شاید از قبل برنامه‌ای ریخته که یه روزی هم‌خونه داشته باشه؟

خب، در موردش حرف زدیم. چی؟

اوکی

شما دوتا کلاً پنج دقیقه‌ست که دوباره با هم شدید

یه کم زود نیست برای این حرفا؟

گفتم که فقط در موردش حرف زدیم. همین

ولی اگه خبری شد، تو اولین نفری هستی که می‌فهمی

لازم نیست من اولین نفر باشم

بهتره به اداره‌های آب و برق خبر بدی که داری جابه‌جا می‌شی

نیکول، سلام

آخ

مورگان. خیلی خوشحالم که می‌بینمت

خدای من، انگار صد سال گذشته. آخرین باری که دیدمت، دخترت رو باردار بودی

اِیوا. الان ۱۶ سالشه

شانزده؟ اصلاً باورم نمی‌شه. آره، به من بگو

و می‌دونی دیگه چی؟ هوم؟

اونم هنرمنده

مثل باباش

آره، مثل باباش. ای جان

اوه، نیکول هایسلر، ایشون کارآگاه آدام کارادک هستن

خوشبختم. همچنین

نیکول استاد هنر شهریه

ولی وقتی من باهاش آشنا شدم، اسم مستعارش «نیکول-آنژ» بود

امیدوار بودم یادت رفته باشه. فراموش کردنش سخته

ممنون که اومدی. خواهش می‌کنم

می‌خواستیم ببینیم می‌تونی تو شناسایی یه دیوارنویس بهمون کمک کنی یا نه

این همون چیزیه که مقتول داشت روش کار می‌کرد که کشته شد

صبر کن، «دی‌فانکت» مُرده؟

می‌شناختیش؟ کاراش رو می‌شناختم

تو این زمینه داشت اسم و رسمی برای خودش پیدا می‌کرد

خب، اون اثری که ما دنبالشیم، همونیه که اون داشت روش رنگ می‌پاشید

این سبک رو می‌شناسی؟

اوم، خب، این پخش شدن رنگ و ردِ چکه‌ها رو کنارش می‌بینی؟

اینا مثل امضا منحصربه‌فرد هستن

آره، «سای‌کلاپس». نصف اینا کارِ سای‌کلاپسه

و اگه درست یادم باشه

اون و دی‌فانکت با هم کل‌کل داشتن و قبلاً هم روی کارای همدیگه رنگ پاشیده بودن

اسم واقعی سای‌کلاپس رو می‌دونی؟ متأسفانه نه

خب، اگه همه اینا کارِ سای‌کلاپسه، من می‌دونم کجا کار می‌کنه

More Farsi Persian subtitles for High Potential

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left