Mirai

Mirai (మిరాయి)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

mirai 2025 1080p webrip eac3 multi 5 1 x265-lootera
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Mirai 2025 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-20
பதிவிறக்கங்கள்: 120
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 189 வரிகள்.

۲۳۲ قبل از میلاد

آشوکا، امپراتور بزرگ، هزاران نفر را سلاخی کرد

تا کالینگا را فتح کند، اما یک اندیشه او را تسخیر کرد

و آن هم پشیمانی‌اش بود!

او نمی‌دانست آنچه به دست آورده، پیروزی است یا شکست

پس از غرق شدن در آن اندیشه، به نتیجه‌ای رسید

او به قدرت الهی پنهانی که درونش داشت پی برد

که به شدت خطرناک بود

بنابراین، آن را در نه کتاب مقدس پراکنده کرد

او تصمیم گرفت آن

کتاب‌های مقدس را به نه جنگجوی شایسته بدهد

او هشت کتاب مقدس را

با هشت قدرت سیدی به جنگجویان توانا بخشید

و نهمین کتاب مقدس، حاوی اکسیر جاودانگی را،

به خردمندان بزرگی که توانایی دیدن آینده را داشتند، سپرد

او به آنها دستور داد تا برای حفاظت از بشریت، مخفیانه از آن استفاده کنند

برای قرن‌ها، آن نه جنگجو

این وظیفه را به نفر بعدی منتقل کرده‌اند

این کتاب‌های مقدس جاودانگی و تسلط بر جهان را اعطا می‌کنند

از یونانی‌ها و پرتغالی‌ها، مغول‌ها، گورکانیان و هیتلر،

بسیاری از رهبران با نفوذ به دنبال این کتاب‌های مقدس بودند

اما هیچ‌کس در این جستجو موفق نشد

اما در این دوران،

میل به در دست گرفتن آن کتاب‌های الهی پدید آمد

و جهان را در تاریکی فرو برد

آچاریا،

آمبیکا ۴۸ ساعت گذشته را در حال مراقبه بوده

این نشان می‌دهد که او خطر را حس می‌کند

بانشی، ما باید جلسه‌ای با نه جنگجو تشکیل دهیم

این دعوتنامه‌ای محرمانه به کنفرانس جنگجویان است

در تکریم جاه‌طلبی امپراتور

خطری غیرقابل تصور بر سر ما سایه افکنده است

و ما نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم

این کار از تانتراوانام شما آغاز خواهد شد

و به هر مکانی که کتاب‌های مقدس را در خود جای داده، گسترش خواهد یافت

به جای محتاط ماندن، عاقلانه‌تر است که ابتدا حمله کنیم

اگر راهی برای جلوگیری از آن بود،

من اینجا نبودم تا پیشگویی‌ام را با شما در میان بگذارم

این به هیچ وجه هشداری به شما نیست

این نگاهی اجمالی به آینده است

کتاب مقدس باستانی زیر بال من فقط با استراتژی محافظت نمی‌شود

من ارتشی برای آن پرورش داده‌ام

ما موافقیم

با سخنان جنگجوی اول

ما هم ارتش خودمان را داریم

ما هم ارتش خودمان را داریم

ما هم ارتش خودمان را داریم

ما هم ارتش خودمان را داریم

در میان همه ما، تنها آماراغراندای شما بدون حفاظت ارتش ایستاده است

وظیفه من بود که این پیشگویی را در میان بگذارم

اینکه شما چگونه آن را درک کنید، به خودتان بستگی دارد

سواستی!

سواستی! سواستی!

آمبیکا، آنها دارند می‌روند

دوباره با آنها صحبت کنم؟

وقتی خودخواهی چیره می‌شود،

نه تنها ذهن، بلکه حتی گوش‌ها هم از شنیدن امتناع می‌کنند

خب، حالا چه کار کنیم؟

فقط یک راه وجود دارد

من باید به کوه کایلاش بروم

می‌خواهی در حالی که باردار هستی، به کوه کایلاش سفر کنی؟

چطور می‌خواهی بروی؟

و برای چه کسی؟

ریشی آگاستیا

جاودانه‌ای که در چهار عصر زندگی کرد

حکیم دانایی که خود لرد راما را هدایت کرد

خطر اجتناب‌ناپذیر است

هیچ قدرتی که در کالی‌یوگا متولد شده، نمی‌تواند در برابر این بایستد

تنها با کندوکاو در تاریخمان می‌توانیم راه‌حل را پیدا کنیم

آن است

سلاحی که در ترتایوگا و در زمان لرد راما ساخته شده است

آن میرای است

من آن را خواهم آورد

لطفاً راه را نشان بده، ماها یوگی

تو مقدر نیستی که به آن برسی. پس چه کسی مقدر است؟

راه‌حل نیازمند

یک قربانی بزرگ است

من برای هرگونه فداکاری آماده‌ام، ماها یوگی

اگر قربانی‌ای که من طلب می‌کنم،

نوزاد تو باشد،

آیا آن را رها می‌کنی؟

زیرا کودک باید توسط شرایط شکل بگیرد، نه توسط مادرش

طبیعت او را در هر قدم به چالش خواهد کشید

در مسیرش برای دستیابی به سلاح

او را تنبیه و آموزش خواهد داد

او باید قوی بماند

در هر آزمایشی که زندگی به سمتش پرتاب می‌کند

آن آزمایشات

او را به یک حکیم و جنگجویی آماده نبرد تبدیل خواهند کرد

چرا او؟

تو سفری را آغاز کردی که هیچ انسانی نمی‌توانست

در برابر رنج‌های جهنم مقاومت کند

تنها فرزند یک جنگجو مانند تو با اراده‌ای پولادین

می‌تواند این خطر را شکست دهد

سرنوشت فقط کسی مانند او را برکت می‌دهد

آیا اینها

اشک‌های درد هستند

یا پذیرش؟

پذیرش

آدی یوگی!

این فرمان و رحمت شماست

جایتریه!

آچاریا

آمبیکا، رهبر جامعه ما

مدت ۲۴ سال است که از آشرام دور است

هر آنچه او پیش‌بینی کرده بود، به حقیقت پیوستن گرفته است

یک نیروی شیطانی از همین حالا

شش کتاب مقدس باستانی را تحت کنترل خود درآورده است

باید جلویش را بگیریم

پیش از آنکه به نهمین کتاب مقدس برسد

آن نیروی شیطانی کیست، آچاریا؟

او یک قدرت شیطانی است که هیچ انسانی نمی‌تواند با آن مقابله کند

مهابیر لاما!

با شش کتاب مقدس در اختیارش

هدف نهایی او اکنون

تصاحب نهمین کتاب مقدس است، همان که ما از آن محافظت می‌کنیم

برای فعال کردن قدرت جاودانگی از نهمین کتاب مقدس

همه متون مقدس باید کنار هم قرار گیرند

او تحت هیچ شرایطی نباید به آن دست پیدا کند

اگر این کار را بکند، او را به یک خدا تبدیل خواهد کرد!

چگونه می‌توانیم جلوی این نیروی قدرتمند را بگیریم، آچاریا؟

ما کسانی نیستیم که قرار است جلوی آن را بگیریم

آمبیکا ۲۴ سال پیش راه‌حل این را پیدا کرد

پسرم را پس از ۲۴ سال بازگردانید

آیا این یعنی شما بازنخواهید گشت؟

آمدن او، مثل آمدن خود من است

او نگهبان متون مقدس آشوکاست

و مقدر است که با میرای متحد شود

تنها سه هفته باقی مانده است

هم برای هشدار آمبیکا و هم برای راه‌حل او

این فهرست یتیمان واراناسی است

می‌توانید ببینید آیا نام ودا در آن است؟

او در فهرست هست

اما برای اینکه بفهمید، باید هزینه کنید

ودا، هاریش‌چاندرا گات

لازم نیست فکرم را بخوانی

من او را بزرگ کرده‌ام

افکار و اعمال او پاک است

او دیدگاه منحصر به فردی دارد

بابا، فکر کنم ستاره‌ها مرا به سمت شرق می‌خوانند

از کاشی

به کلکته

آقا، آقا!

می‌دانم او کجاست

برادر، وقتی از کاشی سراغ ودا را گرفتم،

به من گفتند فقط شما او را می‌شناسید. ودا، اهل واراناسی؟

در روزهای اولمان در کلکته، با هم زغال می‌فروختیم

او همیشه شاد بود، حتی با جیب‌های خالی

بعد، حدود ۱۰ سال پیش بود که...

رفیق، زغال فروشی رنگ و رویم را خراب کرده

رفیق، ما که نمی‌توانیم رنگ زغال را عوض کنیم

پس بیا جایمان را عوض کنیم

جا؟ کجا می‌خواهی بروی؟

ستاره‌ها انگار مرا به سمت جنوب راهنمایی می‌کنند

حالا که داسو ددی اینجاست، کار ودای قراضه تمام است

اینکی پینکی، سونام الاغه!

این‌ها از جنس اصلی هم بهترند. حرف مردم هم همین است

تحت تاثیر قرار دادن داسو ددی به این راحتی‌ها نیست

گوچی، فندی، لویی ویتون، بالمین

محلی، خارجی، عالی... وای خدای من!

مشروب، لباس، کیف، گوشی

ساعت و لپ‌تاپ. دیگر چه چیزی مانده؟

همه‌شون تقلبیه!

اسم این رو گذاشتن بازسازی. آره!

همه این‌ها قبول

اما اینکه علف خود من رو بازسازی کنی و دوباره به خودم بفروشی، این چیه بابا؟

محصول اصلی من کجاست؟

ببخشید، ددی. از دستم در رفت. برگ گشنیز؟!

با این برگ‌ها جنس تو رو کپی کرده، ددی

من با این چکار کنم؟

علف من کجاست؟

تو! این پرده چیه؟

مگه داریم ازدواج می‌کنیم یا چی؟ برش دار!

چطور جرأت می‌کنی بیای تو منطقه من

و جسارت کنی علف من رو بدزدی؟

به من بگو علف اصلی من کجاست

وگرنه، این ضایعاتی تبدیل به قبرستان میشه!

دی‌جی تیلاس! موزیک رو بزن!

چیه رفیق؟ این قراضه فروش موزیک گذاشت!

آره رفیق! محشره!

هی، نالاماندو!

اوووه، تایگر شروف من!

لعنت بهشون! لعنتی‌ها!

ای وای!

چرا تک‌تک حمله می‌کنید، احمق‌ها؟

دسته‌جمعی برید! بزن بریم، بچه‌ها!

این دی‌جی داره اعصابمو به هم می‌ریزه.

اون سیم‌ها رو قطع کن! چشم، رئیس!

هی، قدکوتاه! داداش؟

Mirai subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left