முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در قسمت قبل «سرآشپز مرحله بعد» گذشت
از بین ۲۴ سرآشپز اینجا، فقط ۱۵ نفرتون
به مرحله یارکشی میرسید
بزن بریم، سرآشپزهای فضای مجازی
کسی رینگلایت نمیخواد؟
پسر، این همین الانشم وایرال شده
سال ۱۹۸۶ اینا نچسب بودن
همون موقعی که ریچارد بلیز شروع کرد موهاش رو مدل خامهای بزنه
با هم تیم میشیم، میریم سراغ گوردون. یه جور اتحاد
واجبه که نذاریم گوردون برای بار سوم برنده بشه
دمتون گرم سرآشپزهای فضای مجازی
شما وارد مرحله یارکشی شدین
و اما امشب
آشپزهای خونگی. بزن بریم
بدو، بدو، بدو، بدو
دلم میخواد کاپیتان آمریکا رو تو تیمم داشته باشم
تزیین روی غذا. اون چیه؟
اوه! مواظب باش
ای وای. نه نه
مشکل اصلیت چیه سرباز؟
ازم پرسید میخوایم علیه تو با هم متحد بشیم یا نه
داری چیکار میکنی؟
یا خدا
شروع شد
خیلی هیجانزدهام
وای خدا، فکر کنم یه ذره خودم رو خیس کردم
ای وای من
پسر
نه دیگه اون تیهای داغون رو. واو
اوه
هیچکدوم از اینا اصلاً کار میکنه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
یا ابوالفضل
اصلاً پیازداغش رو زیاد نکرده بودن، این آشپزخونه واقعاً افتضاحه
این قاشق رو ببین
این دیگه واقعاً نوبره
مامانبزرگ منم از اینا داره
اونم در حالی که دیگه زنده نیست
میشه لطفاً بیام این آشپزخونه رو بازسازی کنم؟
چه خبر؟ چه حسی داری؟
آشپزهای خونگی... بریم که داشته باشیم
اولین باره که تو زیرزمینی. چه فکری میکنی؟
قراره سخت باشه
یه فاجعه تمامعیاره
خونه منم دقیقاً همین شکلیه
تو که هیچ دختری رو به خونهت نمیبری
کلی لبخند اونجا میبینم
و اون لبخند به زودی از روی لبشون محو میشه
آره
خب بچهها، بریم سر اصل مطلب
هشت نفرتون اینجا هستین
فقط هفت نفرتون با آشپزی
راهتون رو از این زیرزمین به بیرون پیدا میکنید
برای یکی از شما، آزمونتون همینجا شروع و تموم میشه
چه فشاریه
از اونجا، شش نفرتون به طبقه بالا میرسید
ولی فقط پنج نفرتون میتونید وارد
یکی از تیمهای ما بشید
ریسک کار خیلی بالاست
ولی فکر کنم همینه که بهم انگیزه میده
پس میخوام بر طبقه پایین مسلط شم
میخوام رو طبقه وسط مسلط شم
و شک نکنید که طبقه بالا رو هم میترکونم
خب، برای اولین چالشتون آمادهاید؟
بله. عالیه
همه ما حداقل یه بار موقع آشپزی تو خونه
رفتیم سر یخچال، مگه نه؟
میبینی هیچی توش نیست جز پنیر کپکزده
و سبزیجات پلاسیده
خب اون وقت چیکار میکنیم؟
خلاقیت به خرج میدی، درسته؟
میری سراغ اون قفسه خوراکیها
میبینی چه قوطیهای کنسرو یا جعبههایی اونجاست
و میبینی از چی میتونی استفاده کنی
پس این اولین چالش امروزتونه
همگی ۲۰ دقیقه وقت دارید تا یه غذای خوشمزه درست کنید
فقط با استفاده از محتویات قفسه آذوقه
وای خدا، امیدوارم بتونم داورها رو تحت تأثیر قرار بدم
به صف بشید
این یه آزمونه و باید از پسش بربیام
ما قطعاً تو دل دردسریم
خب بچهها، سکو داره حرکت میکره
بوم بوم. بوم بوم
هیچی نیست جز کنسرو
و محصولات شیشهای و جعبهای
بدو، بدو، بدو! بجنبید بچهها
مواد رو بردارید. یه پروتئین بردارید
من عاشق گوشت کنسرویام. زیاد باهاش آشپزی کردم
امیدوار بودم برنج یا جلبک پیدا کنم
ولی هر چی میبینم کورنفلکسه
گوشت گاو رو میبینم و میرم سراغش
ولی این شبیه غذای سگه
مک اند چیز و سس پنیر رو برمیدارم
ای وای، این قراره بره تو دهن گوردون رمزی
ده ثانیه، بچهها
بوم، ماهی سالمون رو برداشتم
لوبیای قرمز رو دیدم و برداشتمش
بهشون نگاه میکنم
با خودم میگم، اینا رو نگه دارم؟
بیخیال، نگهشون میدارم
زود باشید وسایل اضافی رو برگردونید
لیموم از دستم افتاد
دقیقه از همین الان شروع شد ۲۰
این دیگه چیه؟
مریم. سلام سرآشپز
چه پروتئینی برداشتی، سرآشپز؟
سلام. من صدف برداشتم
میخوام درست کنم
یه جورایی یه کاسه رامن با یکم صدف
از کجا ایده میگیری؟
خب من دو تا بچه دارم
و برای من، درست کردن غذا
بلافاصله بعد از مدرسه
همینه، اصل جنس همینه
اگه ده سال پیش ازم میپرسیدی
مثلاً مریم امروز چیکار کردی؟
میگفتم اوه، رفتم مدرسه و بعدش یه چرتی زدم
الان جوری شده که دیشب به زور خوابیدم
کلاً با ۵ تا فنجون قهوه سرپام
آره، الان دیگه آدم دیگهای شدم
ما پنجابی هستیم
و راهی که پنجابیها به بقیه نشون میدن
که دوسشون دارن، از طریق غذاست
ما اعتقاد نداریم که فقط یه دیس غذا روی میز باشه
ما اهل سفرههای رنگین و پر و پیمونیم
منی که خودم مهاجرم، افتخار میکنم
به تمام سختیها و فراز و نشیبهایی که
برای رسیدن به رویای آمریکایی کشیدم
و نه تنها در زندگی شخصیم رشد زیادی کردم
بلکه در آشپزخانه هم پیشرفت کردم
فکر کنم در مورد دستپخت خوبم خیلی متواضع بودم
ولی الان با خودم میگم معلومه که کارم حرف نداره
اون بستههای رامن رو داریم، گوشتهامون هم آمادهست
این بهترین چیزیه که بلدم
دختر، کاملاً درکت میکنم
منم قبلاً رامن درست میکردم و بهش تخممرغ میزدم
با یکم پیازچه تازه، اونم وقتی هفت سالم بود
فکر میکردم واسه خودم یه پا سرآشپزم. بله
خیلی از اینا پدر و مادر هستن
روزی سه بار همینطوری آشپزی میکنن
و واقعاً فقط چند دقیقه وقت دارن
تا کار رو تموم کنن
و همه میدونیم بچهها سختگیرترین منتقدها هستن
اگه خوششون نیاد، یعنی خوششون نیومده
نیک، حالت چطوره جناب؟ خوبم
خوبه. چی برداشتی؟
خب، من گوشت گاو رو برداشتم
میخوام گوشت با قارچ درست کنم
زود باش، همزمان هم کار کن هم حرف بزن
یالا، بجنب نیک، یالا
یالا نیک
منظورم اینه، یه وکیلِ تمامعیار
داره طبق زمانبندی دقیق پیش میره
من مک اند چیز دارم
میخوام مک اند چیز با کلم بروکلی درست کنم
و یکم هم مواد اضافه دارم
میخوام با گوشت گاو یکم تزیینش کنم
صبر کن ببینم، داری میگی پنیر کنسروی
بروکلی و پنیر؟
بله. پنیر کنسروی؟
نه
پنیر کنسروی
جیمی، تو چی برداشتی؟
خب من یکم گوشت کنسروی برداشتم
که خیلی بهش علاقه دارم
ولی اینا خیلی شورن
با یکم شکر، شوریش رو گرفتم
روی این کورنفلکسها
شیرینی طعم شوری رو خنثی میکنه
پس فقط حواست رو جمع کن
جیمی، خلبان جنگنده نیروی دریایی، «تاپ گان»
پس لابد به این مدل آشپزی عادت داری، درسته؟
هیچی جز کنسرو و شیشه نیست. آره همینطوره
بیشتر اوقات شامل این میشه که
یکم از نوشیدنیهای بار سرخوش باشی
دارم درباره
آشپزی روی ناو هواپیمابر حرف میزنم دوست من
آره خب
من با اف-۱۸ برای نیروی دریایی پرواز میکنم
وقتی شتابت توی دو ثانیه از صفر به
مایل در ساعت میرسه، یکی از وحشیانهترین سواریهای دنیاست ۱۸۰
و واقعاً هیچوقت تکراری نمیشه
مطمئنم فیلم «تاپ گان» رو دیدین
و خب، جنگیدنشون رو دیدین
بعضی وقتا هوا بده
و نمیتونی هر روز پرواز کنی
واسه همین من و چند تا از دوستام تصمیم گرفتیم
که بیایم برای کل خدمه پروازیِ روی ناو آشپزی کنیم
همین باعث شد شعله علاقه به آشپزی تو وجودم روشن بشه
میدونی، پرواز چیزیه که عاشق انجام دادنشام
ولی آشپزی عشق و علاقه قلبی منه
و دارم کاملاً به سمتش میرم
بچهها، ۵ دقیقه گذشت
این شمایید که دارید برای رسیدن به مرحله یارکشی میجنگید
این قابلمهها خیلی کوچیکن
شک ندارم که نمیخوان کار رو برامون راحت کنن
یا خدا
روما، درباره غذات برام بگو
آره، قراره شبیه یه
راستش هنوز اسمی براش ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.