முதல் 92 வரிகள்.
هيچ راهي نيست
جايي مثل بهشت نميتونه وجود داشته باشه
اينجا آخر دنيا هيچي وجود نداره
مهم نيست يه مسير چقدر دور باشه راههايي مثل اون هنوز ادامه داره
حتي اگه اينجوري باشه... چرا هميشه بايد به اصرار کار نا تموم رو انجام بدم ؟
من دعوت شخصي را که به من ميگه "به سمت بهشت برو" رو ميشنوم
کارش رو بساز
عجله کن و بگيرش
ترسو
!تسومه
اين سفينه يه نجيب زادست
چه صداي نفرت انگيزي
وودکا بهم بده
پس اينجا هم براي زندگي مناسب نيست.ها ؟
....چه زمستون سختي
...نميدونم از کجا اومدي
اما چيزي به عنوان " يه جاي ايده آل براي زندگي" وجود خارجي نداره
من به اين براي اينکه از کوهستان رد بشم احتياج دارم
با اين وجود، نميدونم کي بهم حمله ميشه
شايد يه خرس شايدم يه گرگ
گرگ ... من خيلي وقته اين کلمه رو نشنيده بودم
من از پدربزرگم شنيده بودم
که وقتي اين دنيا به آخر ميرسه، يه بهشتي يه جايي پديدار ميشه
اما گرگها ميدونن اين محل کجا قرار ميگيره
...شايد الان وقتشه که دنيا به آخر برسه
!گرگها فقط پيغام آور مرگن
!اين مزخرفات رو باور نکن
نسل گرگها دويست ساله که منقرض شده واين فقط يه افسانست
ميدوني، افسانه ها کاملا دروغ نيستن
چي شده بولو؟
کجاست ؟
هي تسومه
از چي داريم فرار ميکنيم؟ ...کسي دنبالمون نمياد
...آره
براي امروز بس نيست؟ خودت ميدوني که ما به اندازه کافي بدست آورديم
اونا ميگن وسايل اشراف فردا از ايستگاه بازرسي عبور ميکنن
ما بايد اين کار رو دوباره بکنيم؟
چن و سدو نيروي اصلي رو تشکيل ميدن
هه ، همونطور که انتظار داشتم
...ما هفته پيش اونجا شکست خورديم . پس
اونها اونجارو تحت مراقبت شديدي قرار ميدن
فقط امروز دو نفر ار افرادمون مردند
گرو، تو آماده باش خواهي بود
اونايي که نميخوان بجنگن بهتره خواب بمونن
چي شده ؟
يه سگه، که تقريبا نيمه جونه
به نظرت خيلي مي ارزه ؟
.شايد بتونيم بخريمش
من تاحالا سگ به اين بزرگي نديده بودم
اين يه سگ نيست
بيارينش بيرون
جالبه
تو خيلي خوبي
من فقط از خودم دفاع ميکردم
به نظر کشتن مردم برات عاديه
کشتن چيش بده ؟
...من نميدونم از کدوم کوهستان اومدي ؟
اما تو اين شهر قوانيني وجود داره
قوانين ؟
پس پليکيدن با اين نوع آدما توي اين شهر فاسد يه قانونه ؟
من فقط از اونها استفاده ميکنم
...اينا قوانين بي مصرفن
زندگي چه معني ميده وقتي غرورتو از دست دادي؟
فکرشم نکن که با گفتن اينها بتوني به من درس بدي
توخوبي، تسومه ؟
...ازت داره خون مياد
!به من دست نزن
...کار بي فايده نکن
ممنون بابت کاري که کردي
تو جونم رو نجات دادي درسته ؟
من فکر ميکردم حتي مرگ تيمت هم برات مهم نباشه
من فکر کردم نميتونم يکي از افراد تو باشم، بنابراين
تو يه دوست نيستي
من با شما آدما فرق دارم
اين اولين باره که صورتش رو نشون ميده
شماها ترکيبات يا چيز ديگه اي رو عوض کردين ؟
...نه، اين با قبل هيچ فرقي نداره
شايد اون بيدار شده
...طبق اطلاعات بدست اومده
اولين چيزي که چزا به اون واکنش نشون داد خون بود
اون خون گرگ بود ؟
آره، اون بوي خون گرگ بود
...ولي بر اساس هر چي که هست
...هيچي نيست
...خيلي چيزا هستند که ميتونن بدون هيچ مصداقي توضيح داده بشن
...حتي خود چزا هم يه کريستال کيمياگريه که نميتونه آزمايش بشه
دوشيزه گل وگرگ دارن همديگرو صدا ميکنن
اين مثل چيزيه که فقط علماي قديمي ميتونن راجب بهش فکر کنن
کوانت يايدن
کلانتر کوريوس تو جايي مثل اينجا چکار ميکنه ؟
تفنگ نادري رو داري حمل ميکني
تو که اين همه راه رو براي شکار نيومدي، درسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.