Winchester

Winchester

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Winchester 2018 BRRip XviD AC3-EVO
Winchester 2018 BRRip XviD MP3-XVID
Winchester 2018 BRRip XviD AC3-XVID
Winchester 2018 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Winchester 2018 720p BRRip x264-MkvCage
Winchester 2018 720p BluRay x264 DTS-HDC
Winchester 2018 1080p BluRay x264 DTS-HDC
Winchester 2018 BRRip x264 AC3-Manning
Winchester 2018 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Winchester 2018 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
கருத்துரை வழங்கியவர் Cannibal
█► SiGMA علیرضا ابراهیمی و ارمـیـا | LiLMeDiA ◄█

குறிச்சொற்கள்

brrip
XviD
AC3
x264
720p
720
mkv
MkvCage
x265
HEVC
2CH
BluRay
TS
HD
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2018-04-20
பதிவிறக்கங்கள்: 46
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

« SiGMA ترجمه از علیرضا ابراهیمی و ارمیا »

‫الهام‌گرفته از حوادث واقعی

‫«وینچستر»

‫«هِنری»؟

‫هنری

‫هنری

‫هنری؟

‫عزیزم، چی شده؟

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫داره میاد سراغمون

‫نمی‌تونستم تکون بخورم

‫شروع کردم به لرزیدن. ‫داشت سرم گیج می‌رفت

‫مطمئن بودم همه توی اتاق ‫می‌خواستن منو بکشن

‫تاحالا انقدر نترسیده بودم

‫ولی در آخر بی‌معنیه، ‫ترس، مگه نه؟

‫این بهترین توصیه‌اته، دُکی؟

‫خیله خب

‫فکر می‌کنی چی کنترلت می‌کنه؟

‫جسمت یا ذهنت؟

‫پولِ تو کنترلم می‌کنه، عزیزکم

‫آها، که اینطور

‫- باشه ‫- باشه، باشه

‫من فکر می‌کنم جسمم و ذهنم ‫همدیگه رو کنترل می‌کنن

‫خب، بیا سر در بیاریم

‫این واقعیه؟

‫آره

‫- آره؟ ‫- آره

‫ذهن...

‫به‌طور خارق‌العاده‌ای خلاقه

‫می‌تونه کاری کنه که ما ‫وضعیت‌هایی رو ببینیم...

‫که کاملاً واقعی بنظر میان...

‫ولی در حقیقت...

‫چیزی جز وهم و خیال نیستن

‫ادراک حقیقت

‫چطور این‌کارو کردی؟

‫گاهی اوقات همه‌مون یکم کمک نیاز داریم...

‫تا تفاوت بین واقعیت و وهم رو ببینیم

‫و این همون قضیه‌ی ‫بدست آوردن کنترله...

‫قضیه‌ی اجازه ندادن به ترس ‫که کنترلت کنه

‫چون در نهایت، ترس فقط ‫توی ذهنت وجود داره

‫بسیار خب. شرمنده که ‫بالاخره باید شب بخیر بگم

‫دنبال دکتر «پرایس» می‌گردم

‫- شب بخیر ‫- من «آرتور گیتس» هستم...

‫مشاور حقوقی ارشد شرکت اسلحه‌سازی «وینچستر»

‫واقعاً؟

‫هفته‌ی دیگه می‌بینمت، عزیزکم

‫دسترسی پیدا کردن به شما ‫سخته، دکتر پرایس

‫شب بخیر، «نانسی»

‫- شب بخیر ‫- شب بخیر

‫الان توی مرخصیم هستم

‫شب بخیر

‫چی میخوای؟ ‫نسخه؟

‫اومدم که بهتون ‫درخواست استخدام بدم

‫- ویسکی؟ ‫- نه، ممنون

‫با «سارا وینچستر» آشنایی ‫دارین، دکتر پرایس؟

‫همسر خانم وینچستر، «ویلیام»...

‫سهامدار اصلیِ...

‫شرکت اسلحه‌سازی وینچستر بود

‫25سال پیش ویلیام درگذشت...

‫و ثروت نسبتاً عظیمی رو ‫برای خانم وینچستر بجا گذاشت...

‫و 51 درصد سهام شرکت

‫خانم وینچستر تنها بچه‌اش رو ‫هم از دست داد، «آنی»

‫گفته میشه که در طی ‫دوران سوگواریش...

‫اون خانم تبدیل به یه روحانیِ... ‫تقریباً متوسط شده

‫ولی همین متوسطش هم ممکنه کنترل ‫وضعیت ذهنیش رو بدست گرفته باشه

‫این یه واکنش کاملاً عادی ‫بعد از فاجعه‌اس

‫می‌تونم بهت اطمینان بدم...

‫سارا وینچستر هرچیزی هست جز ‫یه آدم عادی

‫آره، بعد از قضیه‌ی ‫روحانی شدنش...

‫اون به سن خوزه نقل مکان کرد...

‫- که اونجا... ‫- کجا گذاشتم...

‫که اونجا یه خونه‌ی هشت‌خوابه خرید

‫شاید گذاشتمش توی آفتاب‌خونه

‫20سال گذشته رو صرف توسعه ‫دادن خونه‌اش کرد

‫چیزی که الان...

‫تبدیل به یه ساختمون هفت‌طبقه‌ی ‫عظیم‌الجثه شده...

‫که هیچ نظم و منطق ‫خاصی نداره...

‫هیچ نقشه‌ی اصلی‌ای نداره...

‫هرکدوم از سرسراهاش هم ‫از بعدی گیج‌کننده‌تر

‫خونه‌ای که تحت ساخت و ساز بی‌پایانه...

‫و به دستور یه بیوه‌ی ماتم‌گرفته ‫داره پیش میره...

‫که عقلش هم مثل خود خونه ‫نظم درست و حسابی نداره

‫طی سالیان اخیر، اون گوشه‌گیرتر ‫و گوشه‌گیرتر شده

‫ماه پیش، اعضای هیئت مدیره...

‫از حقشون برای ارزیابیِ...

‫وضعیت روانی خانم وینچستر استفاده کردن...

‫تا تصمیم بگیرن که آیا ایشون برای کنترل ‫شرکت مناسب هستن یا نه

‫میخواین از چنگش ‫در بیارین؟

‫ما نگران سلامت عقل ایشون ‫هستیم، دکتر پرایس

‫به یه حرفه‌ای نیاز داریم

‫هرگونه تشخیص بیماری...

‫از این فاصله‌ی دور، امکان‌ناپذیره

‫خب، خانم وینچستر موافقت کردن...

‫تا در عمارتشون ‫مستقر بشین

‫پیشنهادی که به‌شدت نادره

‫یه بیمار بی‌میل، ‫فاصله‌ی دور

‫من معمولاً اینطوری قبول...

‫رقم رو بگید

‫اینجوری جواب نمیده

چقدر برات خرج برمیداره؟

‫وثیقه؟

‫هزینه‌های بیمارستان؟

‫دارو؟

‫سیصد دلار

‫ما 600 تا میدیم

‫به‌شرط ارزیابی دقیق و مناسب

‫خانم وینچستر خواستن که پنجره‌ها...

‫تا غروب نصب بشن

‫عجله کنید

‫بذارید من براتون بیارم، آقا

‫ممنون

‫روز کاری شلوغیه، آقا

‫- بله ‫- شب و روز...

‫اینجا همیشه شلوغه

‫واقعاً؟ شب‌ها هم همینطور؟

‫همیشه‌ی خدا، آقا

‫از اینطرف

‫بیشتر اتاق‌ها مدت ‫زیادی دووم نمیارن...

‫مثلاً آفتاب‌خونه‌ی خانم ‫وینچستر در اینجا

‫بعید میدونم تا آخر همین ‫فصل دووم بیاره

‫جدی؟

‫چک کنید اندازه‌گیری‌ها ‫درست انجام شده باشه

‫خواهشاً توی کتابخونه ‫منتظر بمونید، آقا

‫من میرم خانم «مریوت» ‫رو صدا کنم

‫- یا پیغمبر! ‫- معذرت میخوام آقا

‫در داشت سر و صدای ‫بدی درست می‌کرد

‫نه، نه، نه

‫اصلاً ایرادی نداره

‫زهره‌ترک شدم

‫دکتر پرایس؟

‫- بله ‫- خوش اومدین

‫«مریون مریوت» هستم، برادرزاده‌ی ‫خانم وینچستر

‫اوه بله، از ملاقات باهاتون خوشوقتم

‫باید اقرار کنم که تابحال ‫چنین خونه‌ای رو ندیده بودم

‫عمه‌ام درباره‌ی ماهیت به ‫اینجا اومدنتون برام توضیح داد

‫همونطور که آگاهید، الان ‫زمان ناگواری هستش...

‫پس باید ازتون بخوام ‫جوری رفتار کنید...

‫که مناسب شرایط باشه

‫ناگوار، چطور مگه؟

‫یه فاجعه رخ داده

‫خب، از این بابت متاسفم

‫سلاح گرم همراهتونه؟

‫باید باشه؟

‫عمه سارا اینکارو ممنوع کرده

‫خب

‫من کاملاً غیرمسلحم

‫خوبه. شما، مثل من، ‫مثل بقیه...

‫تو خونه‌ی عمه سارا مهمون هستید

‫و باید از قوانینش ‫تبعیت کنید

‫متوجه شدم

‫شما قرار هستش که در همین قسمت ‫خونه اسکان داشته باشید، بال شرقی

‫محدوده‌های خصوصی عمه سارا، ‫ورود ممنوع هستن

‫متوجه شدم

‫پس...

‫شما به عمه‌تون نزدیکین؟

‫اینم جزوی از ارزیابی‌تونه، دکتر پرایس؟

‫نه، خانم. نیستش

‫بله

‫عمه سارا یک زن استثناییه

‫حقش نیست که...

‫با چیزی کمتر از احترام کامل، ‫باهاش رفتار بشه

‫بله خانم. فرمایشتون صحیحه

‫اجازه هست؟

‫اینجا سالن اصلی رقصه...

‫که تقریباً بدون هیچ ‫میخ‌کوبی‌ای ساخته شده

‫دیوارها و کف‌ِ پارکت از شش ‫چوب سخت جدا ساخته شده

‫لوستر نقره‌ای از آلمان وارد شده

‫دنبالم بیاین دکتر

‫تقریبا صد اتاق توی خونه وجود داره

‫گم شدن توش آسونه

‫چقدر عجیب

‫عمه سارا آرتروز داره

‫اینکارو کردیم تا بالا رفتن ‫از پله‌ها براش آسونتر بشه

‫راه رفتن توی خونه ممکنه ‫کلافه‌تون کنه. پس سریعتر بیاین

‫این چیه؟

‫یه دستگاه ارتباطیه

‫جدی؟

‫توی سوراخ صحبت می‌کنین، ‫و تعدادی از لوله‌ها...

‫صدا رو به اتاق موردنظر می‌رسونن

‫- چه ابتکاری ‫- بله

‫بیشتر اختراعات عمه‌ام از ‫به‌روزترین تکنولوژی‌ها هستن

‫مطمئنم هرچه نیاز داشته ‫باشید توی اتاق پیدا می‌کنید

‫عمه سارا برای شام ‫به ما ملحق میشه

‫شاید بخواین قبلش یه استراحت ‫کنین یا حمامی برین

‫خیلی مشتاق دیدار با عمه‌تونم

‫عمه سارا اصلا خوشش نمیاد...

‫قبل از ساعت شام، ‫مشروب بخورید

‫حس بویایی‌اش هنوز به تیزی ‫مشام منه

‫به درخواست‌هاش احترام بذارین

‫درباره‌ی من حق ‫با تو بود، «روبی»

‫من یه...

‫کلاهبردارم

‫تو یه حقه‌بازی، آره؟

‫چه حالی میده

‫خب، تو نمیدونی داری چیکار می‌کنی

‫نمیدونی داری چیکار می‌کنی

‫آره. هیچی رو ثابت نمی‌کنی

More Farsi Persian subtitles for Winchester

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left