முதல் 200 வரிகள்.
گلوله یک تکتیرانداز میتونه با سرعتِ 2900 کیلومتر بر ساعت، شلیک بشه
و میتونه از فاصله 3 کیلومتری، کشنده باشه
ولی مهمترین مهارتِ تکتیرانداز ...قابلیت تیراندازی نیست
بلکه قابلیتِ مخفی شدنه
به خدا اعتقاد داری؟
کون لقت
بیشوخی
کاملا جدیام
من هم جدی گفتم کون لقت
بیخیال. سه روز شده
باید یهکم سرگرم بشم
خیلیخب، پس چطوره طبق معمول
،درباره دافهای خوشگلِ توی وان با سینه لخت
ور ور کنی
آره، صحیح
چون موقعی که کنارت دراز کشیدم
فقط دوست دارم همین کار رو بکنم؛
تصورِ زنان لخت و تحریک شدن
وای خدا، میدونستم جو رو عجیب میکنی
همیشه باید عجیبش کنی
عجیبش نکردم
صرفا دارم به عجیب بودنِ
توصیهت اشاره میکنم
خیلیخب، باشه
،بیا درباره... چه میدونم بیا درباره بیسبالی چیزی حرف بزنیم
اوه، بیسبال خیلی کسلکنندهست
چی؟
این حرفت رو نشنیده میگیرم
،تنها چیزی که از خود بیسبال کسلکنندهتره
حرف زدنِ مردها درباره بیسباله
ما چطور رفیق شدیم خدایی؟
اتفاقی هماتاقی شدیم
شانسی بود
خب، من به شانس اعتقاد ندارم
ولی به خدا اعتقاد داری؟
...وای خدا
چرا نمیخوای دربارهش صحبت کنی؟
خودت به خدا اعتقاد داری؟
نمیدونم
واسه همین دارم میپرسم
بهگمونم صرفا نسبت بهش کنجکاوم
خیلیخب، باشه
کی نسبت بهش کنجکاو شدی؟
موقعی که توی یه جندهخونه
در و دافها، تو بغلت بودن
آره جیگر
توی بانکوک بود
...حالا یعنی
اصلا به این مسئله فکر نمیکنی؟
چی؟ خدا و اینا؟
نه
چرا حالا یهویی بهش علاقهمند شدی؟
کنجکاوی نسبت به کار عادیه
میدونم تو کنجکاو نمیشی
نه. میخوای دلیلش رو بدونی؟
...چون
چون مضره - مضره -
...خیلی
لاشی هستی - لاشی هستی -
معلومه که هستم
خب، بهنظرت بعد از مرگ چه اتفاقی میافته؟
هیچ اتفاقی
هیچی؟
نه، زندهای و بعدش میمیری
همین
پس به هیچی اعتقاد نداری؟
نه، همچین حرفی نزدم
مطمئنم دقیقاً همین رو گفتی
نه، چنین حرفی نزدم
صرفاً گفتم بعد از مرگ هیچ اتفاقی نمیافته
حالا کدومشه؟
اعتقاد داری یا نه؟
یکی رو انتخاب کن
یادته مربیمون گفت
وقتی یکی اسلحه دستتون میده
،و میگه پُر نیست باید چی کار کنیم؟
تصدیق و سپس باور؟
آفرین
همین نظر رو درباره خدا دارم
هنوز منتظرم تا وجودش تصدیق بشه
آره، میفهمم
ولی بعضی وقتها کنجکاو میشم
!اوه، به به تحرک رویت شد
خیلیخب، شاسی بلندِ مشکی
دیدمت، حرومزاده
مطمئنی خودشه؟
با عکسش خیلی فرق داره
انگار که وزنِ زیادی کم کرده
.آره، خودشه مطمئنم
فکرکنم حق با توئه
وقت نمایشه
اینا مزدورن
مرتیکه لاشی، ارتش خصوصیش رو با خودش آورده
اوضاع چهجوریه؟
خیلیها نظارهگرن
ولی آره، قابل انجامه
سلام عرض شد
یوهو
پشمهام. یا خدا
بایستی اسباببازیِ جدیدش باشه
بهنظرت زنه حرفهایه؟
بهنظر من که فقط بهخاطرِ
.شخصیت مرده باهاشه موافق نیستی؟
بهنظرت قیمت دختره چقدره؟
بیشتر از درآمد ما
خب، جور کردنش سخت نیست
نسیم ملایمی از شمال غربی میوزه
5 کیلومتر بر ساعت
2.6 کیلومتر
.دریافت شد روش زوم میکنم
یالا سم
این ممکنه تنها فرصتمون باشه
تنها فرصتمون
کیر توش
بخشکی شانس
زدم کشتمش
نه، نکشتیش
هنوز داره نفس میکشه
.هنوز فرصتش رو داری تمرکز کن
ببین... میبینی؟
از پیشش نرفت
...زنه، صرفا یه فاحشه نیست
روی کارت تمرکز کن
تمرکز کن
تیراندازی شد
.نفس عمیق بکش شلیک کن، سم
بکشیدشون
...لعنتی، باید بزنـ
.تیراندازی شد یک مجروح دیگه
بینگو. کشته شد
دیدی؟
مستقیم نگاهم کرد
باشه، باشه
ولی بعداً برام تعریف کن، باشه؟
هی، تکون نخورید
اوه، کیر توش
برو، برو، برو
گه توش بره
.بهگا رفتیم بهگا رفتیم
خیلیخب، بیروت رو یادته؟
باز هم میتونیم انجامش بدیم
فقط باید ملحفه پیدا کنیم
این بالا ملحفهای درکار نیست، داداش
این ایده توی بیروت هم جواب نداد
،اگر جنسش ابریشم بود جواب میداد
ببین، قوزک من شکست
ارتفاعِ اینجا دوبرابرِ اونجاست
کس نگو. یه راه دیگه پیدا کن
اوه، باشه، باشه
از راه سختش میریم
هی، پشت سرم بیا
هی، هی، برگردید، برگردید
بچسب به دیوار
.بچسب به دیوار بجنب
هیس، هیس، ساکت
سم، هدف رویت شد
ساکت
بکششون
شرمنده، شرمنده
برو
دستها بالا
آروم باشید
وایسید خانمها
تسلیمیم
نظری نداری؟
جز اینکه بهگا رفتیم؟
آروم، آروم
هی، چرا اینقدر طولش دادی؟ زود باش
کن، این بالا چه گهی میخوریم؟
کجا داری میبریمون؟
فقط بهم اعتماد کن، باشه؟
اوه، نه، نه
هی، هی، دل رو بزن به دریا
بهت گفتم ایده بیروت جواب میده
آه
قتل خوبی بود، سم
زنه زنده بود
نفس کشیدنش رو دیدم
حتی اگر مُرده باشه
به درک، طرف داشت از یه تروریستِ اسلحهفروش، لب میگرفت
یارو اندِ بیناموسها بود
عه؟
،پس چرا برای نجات دادنش خودش رو انداخت
جلوی گلوله، کن؟
چرا همچین کاری کرد؟
شاید همچین کاری نکرده
شاید سُر خورده
سر نخورد
بهم نگاه کرد
...فهمید میخوام چی کار کنم و
نمیدونست به چی داره نگاه میکنه
.طرف فاحشهست ...فاحشه گرون قیمتیه، ولی
ببین، برای محافظت از یارو
خودش رو انداخت جلوی گلوله
اگر یارو اینقدر مردِ بدی بوده
زنه چرا همچین کاری کرد؟
.مهم نیست قتلِ خوبی بود
کار ما هم همینه - آره، قتل خوب -
یه بار گفتی، شنیدم
نمیخواد هی تکرار کنی
No comments yet. Be the first to leave one.