முதல் 169 வரிகள்.
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد »
تــرجــمــه از هــومــن Raylan Givens
،عقب بایستید دفیبریلاتور شارژ شد
،تخلیهی شمارهی 1، اجرا شد اکنون میشه به بیمار، دست زد
از این طرف، دون پیترو
،دون پیترو، لطفاً منو ببخشید خبرهای بدی دارم
جنی تیر خورده
،افرادش هم همینطور در وضعیت بدی قرار دارن
دون پیترو، کمی استراحت کن
من خیلی استراحت کردم، مالامور
چه اتفاقی افتاد؟
،من میخواستم یه نفر بمیره تو یه دشمن برای تمام عمرـم، بهوجود آوردی
اون سه تا تیر خورده
یه تیر خورده اینجاش
اگه نمرده باشه، بزودی میمیره - بیا امیدوار باشیم -
چون پدرش از زندان فرار کرده - توی رادیو شنیدم -
،باید سریع عمل کنیم، سالواتور باید کار رو یکسره کنیم
افرادی که ضد جنارو هستن مجبورن با ما بمونن
،و اونایی که در حالت دفاعی قرار دارن باید بیان طرف ما
بیاید یه نشست بذاریم
،تمام خاندانهایی که مکان موادفروشی دارن یه نفر رو بفرستن
حتی اونایی که برای ساواستانو، کار میکنن
حتی دوستان و اقوام افرادی که جنارو، اونا رو کشت
،همهچیز رو تغییر میدیم همهشون با ما همپیمان میشن
:و ما کاری که همیشه وعده دادیم رو انجام میدیم
،تو جنسها رو میاری و هر کدوم از ما به مکانهای فروش رسیدگی میکنیم
!ولی بهصورت مستقل
... سالواتور
بیا یه اتحاد بهوجود بیاریم
چی گیر من میاد؟
... چیزی که واسه خودت بود رو پس میگیری
،چیزی که قبل از اینکه به اسپانیا بری، داشتی ... خونهی خودت
ولی تو بهعنوان رئیس، برگشتی
خیلیخب
،اونایی که پول نقد بیارن میتونن روی مکانهای فروش کار کنن
،قبل از اینکه یه ساواستانوی فرار کرده یا یه ساواستانوی دوباره زندهشده
بیاد این اطراف بچرخه
فهمیدم
.نه عزیزم. نه گریه نکن. تموم شده
کجاست؟
دیگه گریه نکن، باشه؟
خودت میتونی دستهاتو بشوری؟ خوبه
اینم از صابون
بشورشون، بعد با این خشکشون کن. باشه؟
... چیرو
چیرو. باید صحبت کنیم - الان نه، دبورا -
اونا میان ما رو بکشن - نه، کسی نمیاد -
،تو همسرشو کشتی و به پسرش، شلیک کردی تو تمام قوانین رو زیر پا گذاشتی
حالا اونا من و ماریاریتا رو میکُشن
اون مخفی شده و نمیتونه خودشو آفتابی کنه
،یه نفر رو پیدا میکنن تا کار رو براشون انجام بده اونا به مدت سیسال، پادشاه بودن
به نظرت نمیتونن یه نفر رو پیدا کنن؟
میشنوی چی میگم؟
!باید بریم
نگران نباش، دبورا
چیرو. باید بریم - !نگران نباش - چیرو -
میدونی طی این سالها من چقدر پول جمع کردم؟
شصتهزار یورو
!شندر غاز - !من حتی اونقدر هم ندارم -
ما باید یه مکان فروش به دست بیاریم، رُزاریو
،باید پول جور کنیم باید همین الان اینکارو بکنیم
!بیا بیرون !بیا بیرون
!میکُشمـت. بیا بیرون
اسلحه رو بنداز زمین - بذارش زمین -
... ما هیچی نداریم - گفتم اسلحه رو بذار زمین -
دستا بالا
همین الان انبار رو ترک کردیم. هیچ پولی نداریم
هیچ یورویی نیست - لخت شو -
چرا؟ - !گفتم لخت شو -
!تکون بخور
ببین، میدونم کجا زندگی میکنی
میدونم بچههات به کدوم مدرسه میرن
همهچیز رو میدونم
کار اشتباهی نکن
عصربخیر، سالواتور - عصربخیر، بچهها -
قهوه میخواید، بچهها؟
.نه، ممنون یه دقیقه بیشتر کار نداریم
تو هم نمیخوای، لوشانو؟
لوشانو؟
.نه سالواتور، لوشانو نیست آدم جدیده
این آدم جدید، زبون نداره؟
آخه واسه چی ...؟ - !خفهشو، عوضی -
!تکون بخور
!از اونور برو. تکون بخور
به من آسیب نرسون
!اونا رو در بیار. سریع
!یالا - تمومه -
برو بیرون. سریع
!تکون بخور
ماریاریتا، بفرستـش بالاتر
یالا، یهذره بالاتر
!دختر خوب
نذار بیوفته پایین
پلیس باهام تماس گرفت
من به همراه باقی والدین، احضار شدم
برم؟
اگه نرم، بدترـه، مگه نه؟
ولی بهشون بگو من توی ناپل نبودم
من حتی نمایش رو ندیدم
خیلیخب؟ خودم بهش رسیدگی میکنم
چیرو. دیگه تحملشو ندارم
!ماریاریتا حتی نمیتونه بره مدرسه !تا کی؟
کـی تموم میشه؟ - میبینیـش؟ -
میبینیـش؟ !ببین چقدر خوشگله
،به همین زودی ازش گذشته همهشو فراموش کرده
چرا تو نمیتونی مثل اون باشی؟
،فقط فکر کن همهچیز تموم شده چون همین الانـش، همهچیز تموم شده
حالا کاری میکنم پلیسها بیخیال من بشن
و بعدش میتونیم آرامش داشته باشیم
یه نفر یه مرد رو دیده که از سالن تئاتر، خارج شده
تقریباً با این قیافه
شبیه شوهر شماست. اینطور فکر نمیکنید؟
شوهرتون اونجا بوده
و طبق گفتهی کی؟ - طبق گفتهی من -
،فقط بهخاطر اینکه یه نفر یه مرد تاس رو بیرون سالن تئاتر دیده
افراد این مدرسه اونو میشناسن
،اگه اونجا بود بعضی از والدین میگفتن که بوده
فهمیدین؟
خانم دیمارتزیو. دارید از افراد بدی دفاع میکنید
امیدوارم بهموقع متوجهـش بشید
روز خوش
این یه پیشپرداختـه
،بعدش 6هزار یورو بهت میدم در پایان هر ماه
میتونی همهچیز رو مرتب کنی
زنت، بچههات
دیگه هیچ نگرانیای نخواهی داشت
،و زمانیکه آزاد بشی بازم پول داری
تا از نو شروع کنی
فرصتیـه که زندگیتو تغییر بدی
در موردش فکر کن
روز خوش، خانم
چیه برادر؟ ترسوندمـت؟
نشناختمـت - حالا شناختی؟ -
چرا میلرزی؟ چیه؟
ما نمیتونیم با همدیگه دیده بشیم
اگه بفهمن منم با تو اونجا بودم، میمیرم
نگران نباش. نمیفهمن
ولی تو باید یه کار دیگه برای من انجام بدی
من دیدم چه کسی شلیک کرد
چرا انقدر طول دادین تا بیاین؟
ترسیده بودم
!گوش میکنیم
نگران نباش
!کاپیانو، باز کن - !پلیس -
!کاپیانو
!باز کن، پلیس
!باز کن
آنتونیو کاپیانو؟ - تو بازداشتی -
ممنون
همینجا منتظر بمونید
مشکلی نیست، امنـه
ما همهمون زخم خوردهایم
تحقیر شدیم، در مرگ کسی، عزاداری کردیم
همهمون توسط یک دست، آسیب دیدیم
به دست ساواستانو
بعضی از شما یه برادر از دست دادین
... یا یک پدر
بهخاطر جنارو و افرادش
ولی اون مربوط به گذشتهست
،اونایی که با ما مثل بردهها رفتار میکردن الان توی یه سوراخی، مخفی شدن
یا به یه دستگاه وصل شدن تا زنده بمونن
اونا نباید برگردن
من و سالواتور کونته یه پیمانی بستیم
و بهش وفادار میمونیم
شما افرادی هستید که بیشترین حساب رو روی مکانهای فروش، باز کردید
امروز، هر کسی که پول بذاره روی این میز
،یه سهم از جنسهایی که سالواتور میاره به دست میاره
،مکانهای فروشی که تحت حقوق سالواتور ادارهشون میکنید
مال خودتون میشه
No comments yet. Be the first to leave one.