Spy/Master

Spy/Master

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Spy Master Season1 720p WEB x265-MiNX
Spy Master Season1 720p WEB h264-EDITH
Spy Master Season1 1080p WEB H264-WHOSNEX
Spy Master Season1 WEB x264-TORRENTGALAXY
Spy Master Season1 1080p HEVC x265-MeGusta
Spy Master Season1 XviD-AFG
கருத்துரை வழங்கியவர் iredprincess
█⫸ کل فصل | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

குறிச்சொற்கள்

web
720p
720
x265
1080
x264
HEVC
XviD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2023-08-16
பதிவிறக்கங்கள்: 56
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫ ‫پرواز بخارست به کلن-بن تا 15 دقیقه دیگر

‫پرواز خواهد کرد

‫اعلام آخر برای پرواز 38 به مقصد...

‫نقاشی «چائوشسکو» رو ادامه بده

‫من ام... ‫من عکسشو زدم به دیوار اتاقت

‫- به کار میاد ‫- باشه

‫خداحافظ بابایی

‫خداحافظ

‫قطار مقصد ماینتز در ایستگاه حاضر است

‫و تا ده دقیقه دیگر حرکت خواهد کرد

‫قطار در بن، رمگان، اندرناخ، کبلنتس،

‫بینگن و ماینتز توقف خواهد داشت

‫لطفا بلیط‌هاتون رو آماده کنید

‫در اسرع وقت مسئول قطار، ‫ آن‌ها را از شما خواهد گرفت

‫«ویکتور گودانو» ‫ به چه دلیلی به سفارت اومدید؟

‫من از اطلاعات کشور رومانی هستم، ‫برای صحبت با «فرنک جکسون» اینجام

‫من عددارو دستکاری نمی‌کنم

‫به «لنگلی» زنگ می‌زنم میگم که ‫منابعمون گفتن که افسر «کاگ‌ب» ‫(اطلاعات روسیه)

‫همین الان صدتا فرستنده دریافت کرد

‫و ما هم باید ازون‌ها داشته باشیم

‫ببخشید فرنک یکی تو لابی می‌خواد ببینتت

‫...برای کمک به مستضعفان، مخصوصاً کودکان

‫ما بی‌صبرانه منتظر این کنفرانسیم

‫خیلی خوبه که شما میزبانش هستید

‫- مطمئنی ویکتور گودانو‌ـه؟ ‫- منشی که همین رو گفت

‫- اون یارو رومانی‌ایه کو؟ ‫- رفتش جناب

‫هتل بزرگ کلن

‫مطمئنی خودشه؟

‫صددرصد خودشه

‫ممنون، می‌تونی بری

‫لعنتی، واقعا خودش بوده

‫یه نفر از اطلاعات رومانی چیکار به ما داره؟

‫اون هرکسی نیست

‫اون مشاور امنیتی مخصوص نیکولای چائوشسکوـه ‫(رئیس جمهور اسبق رومانی)

‫همچنین معاون ارشد سازمان اطلاعات خارجه رومانی

‫منابع میگن که سازمان دست اونه

‫خب اگه اسم واقعیشو گفته، ‫یعنی می‌خواد بدونیم کیه

‫آخه واسه چی باید بخواد با من حرف بزنه؟ ‫من حتی نمی‌شناسم طرفو

‫شاید می‌خواد اینجا مشغول شه

‫یا یه مکالمه رو شروع کنه

‫باید پیداش کنیم

‫[در 1964 رومانی شوروی را ‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون، ‫به رومانی سفر کرد]

«جاسوس برتر» «فصل اوّل، قسمت اوّل»

‫‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: @‫DigiMoviez

‫ویکتور شبیه گوه شدی

‫زن بازیگرت چیکارا می‌کنه؟

‫خودمم برام سوال می‌شه خیلی وقتا

‫بهت گفتم که، ‫اون فقط به فکر خودشه

‫یا فکر ظاهرشه، همین

‫زنده باد هم‌رزم نیکولای چائوشسکو ‫زنده باد النا چائوشسکو

‫نیکولای انگار درگیر چیزیه

‫نه حالش خوبه

‫می‌دونی که بعضی‌وقتا چطور میشه

‫می‌تونم کمکی بکنم؟

‫همین الانم خیلی کمک کردی

‫عه یادم رفت بگم، ‫دوتامون از هدیه‌هامون خوشمون اومد

‫انتخاب اون خز سمور خیلی سلیقه می‌خواست ویکتور

‫...رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

‫و نیکولای چائوشسکو

‫من قدم بلندتره ازش، ‫حتما تصویرو دستکاری کردن

‫یکم بادوم‌زمینی بخور

‫بخور لذت ببر

‫ما کلی به «بیلی کارتر»‌ پول بابتش دادیم ‫(کشاورز معروف آمریکایی)

‫آمریکایی‌ها همشون یه مشت کشاورزن

‫آخه کی به رئیس‌جمهور شدن ‫ یه کشاورز بادوم‌زمینی رای میده؟

‫اونا حتی «انور سادات» رو نتونستن متقاعد کنن، ‫تو کردی ‫(رئیس جمهور اسبق مصر)

‫اگه تو نبودی،‌ مذاکرات «کمپ دیوید»ـی هم نبود

‫باید برای کارت بهت جایزه نوبل بدن

‫راست می‌گی، به نفعشونه بدن

‫من این آشغالو نمی‌خورم ‫غذای واقعی می‌خوام

‫خب چخبر؟

‫بلغارستانی‌ها شوق کنسرت رو دارن

‫من پیش‌زمینه پیانیست رو چک کردم

‫خواهرزنش زن یه روسه، ‫ولی خودش شهروند عادیه

‫چیزی برای نگرانی نیست

‫گوش کن ویکتور

‫اخیرا این حس رو دارم که محاصره شدم

‫توسط جاسوسا، خرابکارا و خیانت‌کارا

‫هم‌رزم، ما همیشه حواسمون هست

‫خب می‌خوام که دوباره بگردی

‫من می‌خوام «دن بانه» رو ‫ وارد مذاکرات آلمان غربی نکنم

‫اون می‌تونست کاری کنه آلمانی‌ها ‫برای سوابی‌هاشون بیشتر پول بدن

‫به جاش یه معامله آشغال کرد باهاشون

‫کارش برای خدمت به منافع رومانی اصلا خوب نیست

‫خیلی بد

‫تو انجامش بده، هفته بعد برو به بُن ‫و این موقعیت رو درست کن

‫البته،‌ باعث افتخاره

‫و ببین که جاسوسی نزدیک من هست یا نه

‫یک یکشون رو بررسی کن

‫جاسوس رو پیدا کن

‫به خدا قسم

‫همشون رو با دست خودم اعدام می‌کنم، ‫ویکتور، کاری می‌کنم تقاصشو پس بده

‫می‌تونید بهم اعتماد کنید

‫هی

‫نگران نباش، ‫باهاش صحبت می‌کنم بهت کمک کنه

‫- سلام عزیزم ‫- سلام بابایی

‫کارلا؟ حال دوستت خوبه؟

‫بعدا بهت میگم

‫من میرم بالا، ‫مشکلی پیش نمیاد

‫پاسپورتایی که خواستی

‫با پاسپورت مصریت می‌تونی از هر مرزی، ‫ به عنوان شهروند رومانی رد شی

‫عالیه

‫یه مامور فرانسوی ‫ نگاتیو‌های جلست با ارتشبد شاکاروف رو داره

‫غیر ممکنه، من نابودشون کردم

‫انگار که یه کپی داشته

‫و اگه مامور فرانسوی داشته باشدش

‫احتمالا سازمان ضدجاسوسیتون هم ‫ می‌تونه بدستش بیاره

‫داری سر به هوا میشی ویکتور

‫مثل اینکه زیادی داریم بهت پول میدیم

‫موسکو نگرانه که ممکنه گیر بیوفتی

‫نمیوفتم، می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

‫15 ساله که هیچ خرابکاری‌‌ای نکردم

‫ما هم همینطور

‫تو فکرشونه که ببرنت

‫کجا؟

‫مسکو

‫اون سال‌هاست که اسرار دولت رو ‫داره به روس‌ها می‌فروشه

‫من بدون مدرک نمی‌تونم اینو به چائوشسکو بگم

‫قبول نمی‌کنه و ما مجازات می‌شیم

‫چطور درباره عملیات می‌دونست؟

‫تو مشتمون بود، دیگه خسته شدم ازش ‫اون همه‌جا میکروفون کار گذاشته

‫یه بار دیگه همه‌جا رو بگردید ‫ماشین‌ها،‌ لباس‌ها، همه‌چی رو چک کنید

‫سازمان ضدجاسوسی اینجا چه غلطی می‌کنه؟

‫- هم‌رزم ووینا ‫- هم‌رزم گودانو

‫می‌خواستم یه قهوه مهمونت کنم، ‫ولی حس می‌کنم رئیسم قبلا کرده

‫بله خیلی مهربون هستند ‫ایشون کسی هست که می‌تونم باهاش خوب کار کنم

‫خب، مطمئنم که شما دوتا خوب باهم کنار میاین

‫بله، خب روز خوبی داشته باشی هم‌رزم گودانو

‫آها، قبل اینکه یادم بره بگم، ‫یه هدیه برات گذاشتم

‫توی دفترته، امیدوارم خوشت بیاد

‫یه دقیقه وقت بهم بده

‫- چرا اینجایی؟ ‫- ضروری بود

‫منبعمون یه کپی از نگاتیو داره

‫باید بهش پول بدیم و ‫قرار انتقال رو توی وین بذاریم

‫این دفعه گرفتیمش

‫- سلام ویکتور ‫- چطوری بانه؟

‫نگاه کن چی برات اوردم

‫با-بام! باید یبار بیای انبار

‫محموله جدید رسیده

‫در واقع، چنتا تستربرقی از آمریکا گرفتیم

‫می‌دونی ازون چیزا یهو تق صدا میده، عالین

‫شاید یکیشون رو دادم به منشیم

‫وای بانه، همش دنبال دردسری

‫چقدر نفقه می‌خوای بدی؟

‫کوتاه بیا، اینهمه پول واسه چیه پس

‫اگه نخوام خرجشون کنم؟

‫عاقلانه خرج کردن، ‫نقشمون یادته؟

‫آره می‌دونم می‌دونم ‫یادم نرفته

‫داشتم مسخره‌بازی درمی‌اوردم

‫مسخره‌بازی؟ کار تو آلمانتم مسخره بازی بود؟

‫چیکار کردم مگه؟

‫فرصت داشتی خودی نشون بدی، ‫به جاش گند زدی به همه چی

‫به من گفتن که مذاکرات رو دست بگیرم

‫برای پروژۀ مهاجرین پول بیشتری می‌خواد

‫ویکتور، ‫ ویکتور تو می‌دونی من تلاشمو کردم خب؟

‫تقصیر من نیست که ‫ آلمانیا قیمت مارو قبول نمی‌کردن

‫واقعا خیلی زیاد بود

‫من نمی‌خواستم بهشون فشار بیارم

‫اون لیست پر از آدم‌هاییه که ‫عاجزانه می‌خوان برگردند پیش خانوادشون

‫تو برای اینکار زیادی نازک‌دلی ‫بهت گفته بودم اینو

‫آره، گفتی

‫ما یکم باید مخفی بمونیم

‫جناب هم‌رزم در حال‌حاضر مشکوکه

‫فکر می‌کنه همه خیانت‌کار و خراب‌کارن

‫واقعا فکر می‌کنه منم یکی از اونام؟

‫لطفا یه قرار ملاقات بذار ‫من همه‌چی رو توضیح می‌دم، اعتماد کن بهم

‫خیل خب، آروم باش

‫من درستش می‌کنم

‫- فقط دردسر درست نکن خب؟ ‫- باشه

‫باشه دوست من ‫من سرم تو کار خودمه، قول میدم

‫هرچی تو بگی

‫موقرمزه چیکار می‌کنه؟

‫بهش بگو بیاد ببینمش ‫یه کاری براش دارم

‫اون یه قاچاقچیه، ‫یه شبکه بزرگ رو کنترل می‌کنه

‫پای دیدعمومی کشور ما در میانه

‫هم‌رزم گودانو، ‫بذار خودمو معرفی کنم

‫آیوان آلبسکو هستم

‫تازگی معاون کمیته امنیت حزب شدم

‫هدف من اینه که ‫ حواسم به سازمان‌های اطلاعاتی باشه

‫این روز‌ها خطر در کمینه

‫خوشحالم که می‌بینم که حزبمون به ‫ افرادی مثل تو ترفیع رتبه میده

‫همونطور که هم‌رزم ووینا گفتم ‫من از حزب حمایت کامل می‌کنم

‫شلیک فوق‌العاده‌ای بود هم‌رزم نیکولای چائوشسکو

‫زنده باد رئیس جمهور نیکولای چائوشسکو

‫- شلیک خوبی بود چائوشسکو ‫- هم‌رزمان، شکار رو شروع کنید

‫شکار رو شروع کنید! ‫آفرین هم‌رزم نیکولای چائوشسکو

‫هورا! بزنید خرس‌هارو

‫برید برای هم‌رزم رئیس‌جمهور افتخار آفرینی کنید

‫برید!

‫به نفعته تا وقت داری فرار کنی

‫ویکتور

‫اینجایی

‫ازت می‌خوام یکاری برای کشورت بکنی

‫کلک یه خراب‌کار رو بکنی

More Farsi Persian subtitles for Spy/Master

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left