முதல் 153 வரிகள்.
فِیونا، ما سر یک دوراهی مهمیم
اینکه دنبال زمینت هستم طمع نیست، بقاست
بهش گفتم همگی خانوادگی تصمیم میگیریم
چطور رای دادی؟ ما رای مثبت دادیم
چی شد؟ اون میدونه جسد ویلم نیست
چیکار کردی؟
من بهش گفتم نه
فیونا و بقیه سخاوتم رو رد کردن
حالا باید علفهای هرز سرسخت جَسپر هالو رو از بین ببرم
سربازه رو انداختم جلوی گرگهای لعنتی
پیشنهاد وَن نِس رو رد کردم
این خونه لعنتی منه! و برای این خانواده جون میدم
خیلی عجیبه
ما هر روز همدیگه رو میبینیم
ولی با این حال، از خود واقعیمون خیلی کم میدونیم
باید وقت بگذاریم و این رو درست کنیم
آدام وینستون، وضعیت تحت تعقیبش، هنوز خیلی فعاله
چرا همهی اینا رو به من نشون میدی؟ اون تقطیرچی آروم و عینکی ما
کاملا مطمئنم که آدام وینستونه
اینجوری هالو رو تصرف میکنیم. مایلز یا به ما میفروشه یا دارش میزنیم
اگه گیر بیفتم، همهچی رو در مورد مامان به قانون میگم
یاغیها، تفنگ تو انبار، خیانت، قتل
جِنی هم قربانی خشم دوپار بود
اون منو شلاق زد، کُشتش، میخواست به مادرم هم آسیب بزنه
اگه تو وظیفه محافظتت رو انجام نمیدادی
نه! نه! نه
جِنی
اومدی تا خواسته بعدیشو بگی؟
دیگه هیچ خواستهای در کار نیست
یعنی چی، کِری؟
خودتونو آماده کنین
جهنم داره میاد
گَرِت کجا میره؟
داره خبر بد رو میبره شهر
جِنی توسط یه فراری، در یک حمله خشمگین و ناامیدانه کشته شد
آقای روچ برادرت و منو از سرنوشت مشابهی نجات داد
این داستانیه که گَرِت با جسدها تحویل میده؟
رهبر رِدماسک شما یه زن بیگناه رو کشت
من میدونم روچ کیه و از پنجرهم دیدم چی شد
پنجرهات تو رو فریب میده
چطور تونستی گَرِت رو توی این قضیه بندازی؟
اون تنها پسرته
منو سرزنش نکن
باشه. پیداش کردم
داره یه ارتش جمع میکنه
اگه قراره همچین ادعایی بکنی، به مدرک نیاز داری
برو وَن نِس
سی تا رِدماسک پیدا میکنی
خب، نمیتونی همینجوری بری پیش مارشالهای آمریکا و چرت و پرت بگی
شِریف، اشتباه متوجه نشو
من بالاتر از تو میرم
بیست تا مرد اون بیرون داری و هیچکی فکر نکرد جلوشو بگیره؟
آینده، باید سر جا شلیک کنیم؟
تریشا دیشب دید چی شد
همهی ماجرا رو
احتمالاً داره میره شهر
تا اون حقیقت لجوج رو با هرکی که حاضر به شنیدن باشه در میون بذاره
بیارش خونه
و اگه نخواد؟
امروز، ما وقت برای متقاعد کردن معمولی نداریم
اینجا منتظر باش
پدرت؟
پیش اسلحهساز
اُه
سامارا، تو به من لطف داشتی
حتی با
مشکلات خانوادگی، من میدونم که زن خوبی هستی
ممنون
برای همینه که مادرم رو قانع کردم یه راه حل خیرخواهانه پیشنهاد بده
بهتر بود اول به تو بگم
تو به پدرت سنگینی این قضیه رو بفهمون
موقع آماده کردن معامله برای هالو، کارمندامون مجبور شدن یه سری مدارک قدیمی رو پیدا کنن
اونا حقایق خیلی آزاردهندهای در مورد پدرت پیدا کردن
یه مجرم تحت تعقیب
و یه مرد خیلی خطرناک
صبر کن. دروغهای اونو به شِریف گفتی؟
راجع به رِدماسکها و جِنی؟
من دیشب دیدم چی شد. حقیقت رو میدونم
چی داری فکر میکنی؟ من برای خودم فکر میکنم
تو هم باید همین کارو بکنی
هرچی دیشب دیدی، من همون چیزی رو دیدم که تو دیدی
مادر دید که رِدماسکش جِنی رو کشت
اینجور حرفها رو به بقیه گفتن
عواقبش میتونه همه چیز رو نابود کنه
نه، این دروغها و خیمه شببازی اونه که نابودیه
تو اینو نمیبینی؟
یکی باید تو این بحران کمکش کنه
با وندربیلت، هالو
بارش روی دوش منه
نه، نیست. مال اونه
لعنتی
مادرت نیاز داره برگردی خونه. من هیچی تو خونه ندارم که بخوام
اون خیلی اصرار داشت که برگردی. و تو باید از این مطمئن شی؟
بهتره که با هم باشیم، خواهر
لطفاً... نه
لطفاً
تریشا
اِلیاس
ول کن
اِلیاس! تریشا
تریشا! بیا بریم
تریشا
برادر
الان وقتش نیست
خودم رو میرسونم
نه
تو و خونوادهت کثافاتی هستین که این شهرو به گند کشیدین
چقدر خودپسندی، لعنتی
همهتون
اصلاً نمیدونید باهامون چیکار کردین
وایستا! نمیخوام بهت آسیب بزنم
یا خدا
همینجا بمون
تو... نمیتونی این نبرد رو ببری
بردن کیلو چنده
خونریزی کن. دالی
بریم! الان
میتونیم شکستش بدیم، قربان
مطمئنم از این موضوع
راحت میخوابم چون میدونم مردی که کشتم لیاقتشو داشت
تو زخمهای لعنتیای به من زدی که تا آخر عمرم باهامن
این قرار بود آرامش من باشه
اینجا
این زمین لعنتی
دیگه چی از جونم میخوای؟
دالیا پسر وننس رو با چاقو زد. تریشا رو بردن
من این کارو به خاطر اون نکردم
وقتی میتونیم برنده بشیم میجنگیم. طبق شرایط خودمون
شرایط کیلو چنده
آروم باش، خواهر. هیچی آروم نیست
خسته شدم از کشیشها و معاملهها و همپیمانها
کجاست اون زنی که یه مرد رو به خاطر کتک زدنش کشت؟
چی میخوای؟
میخوام ببینم همهاش بسوزه
این از کجا اومده؟
گرت
اون همه چیزو بهم نشون داد
سوابق بازداشت
پوسترهای تحت تعقیب
من میدونم تو کی هستی
کارهایی که کردی
آیا هیچکدومش حقیقت داشت؟
عشقت به مامان؟
مردان قدرتمندی که براشون کار میکردم
فهمیدن که ازدواج کرده بودم
مخفیانه
چیزایی که میدونستم
کارهایی که کرده بودم
اگه کسی حرف میزد
و آدمای اشتباهی گوش میدادن، خب
پس اونا ازم خواستن که
به اون ازدواج پایان بدم
نمیتونستم این کارو بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.