முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در "رزیدنت" گذشت
میانگین امید به زندگی یهنفر بعد ازپیوند قلب چقدره؟
خانوادهی بارنت رو یادته؟
دوتا بچهای که بهفرزندخوندگی گرفته شده بودن و مشکلاتِپزشکی داشتن، درسته؟
،آره، و ظاهراً .توی ذهنشون موندی
.حملهی حواسپرتی
از کودکی این مشکلرو داشته؟
.همیشه خفیف بوده .و تحتِ کنترلشون داشتیم
خب، من یهچیزایی راجع به دستگاه .تحریککنندۀ عصب واگ شما خوندم
واقعاً همونطوریه که شنیدم؟ - .از انتظاراتمون هم فراتر رفته -
چرا کسی باید یهایمپلنت لگن بفروشه که ممکنه سم پس بده؟
.این صنعتیه که توش کار میکنم چهطوره که از این ماجرا خبر ندارم؟
بهم پیشنهاد یهشغل .توی یهتیم تحقیقاتی نشریاتی شده
.توی سان فرانسیسکو کرونیکله
توی تمام دوران کاریم
.منتظر همچین چیزی بودم
میشنوی چی میگم؟
.نمیتونم این فرصترو از دست بدم
.پس قبولش کن، عزیزم
تو هم باهام به سانفرانسیسکو میای؟
فکر کردم گفته بودی که با .اینجا موندنِ من مشکلی نداری
گفته بودی که خیلی از زوجها .دور از هم کار میکنن
.این اولین سال ازدواجمونه، دوون .باید سعی کنیم کنار همدیگه باشیم
...نمیتونم که همینجوری .اینجا رو وِل کنم و برم
چرا نمیتونی؟ .من همینکارو واسه تو کردم
اگه از اینجا برم، باید دوباره .برای یه دورۀ رزیدنتی درخواست بدم
.این میتونه بیشتر از یهسال طول بکشه
اونوقت توی اینمدت چیکار کنم؟
درهی سیلیکون درست همونجاست. میتونی .روی وسایل پزشکی که میخوای بسازی کار کنی
.اهمم. فکر اونجاشُ نکرده بودم - ،ولی تو همیشه از دست بیمارستان -
شیفتهات، حقوقت و کاغذبازیهای اونجا
.شاکی هستی - آره، شاکی هستم، درسته -
ولی بهاینمعنی نیست که .میخوام از اونجا استفعا بدم
...پریا، من
من کلِ زندگیم واسهی این .شغل زحمت کشیدم
.بهم قول بده که بهش فکر میکنی
.این تنها چیزیه که ازت میخوام
داری نبض منو چک میکنی؟
از وقتی برگشتم به شهر .هرشب همینکارو میکنی
چون توی شب مرتب نفس کشیدنت .قطع میشد
مگه بهش نمیگن "آپنیای خواب"؟
.قبلاً اینطوری نبودی
داشتم نبضت رو چک میکردم که .مطمئن شم آریتمی قلبی نداشته باشی
ببین... اگه به این وسواست ادامه بدی
.نمیتونیم یه زندگی عادی داشته باشیم
.امروز میبرمت پیش دکتر آستین
.سلام
شیفت شب من تموم شد .شیفت تو شروع شد
تو شیفت شبی .من شیفت صبح
خیلی بدم میاد وقتی شیفتهامون .باهم فرق میکنه
منم بدم میاد که از خواب بیدار بشم .و تو بغلم نباشی
،اگه ساعت شیفتهامون یکی بود
میتونستی باهام بیای .بازی هنری رو تماشا کنی
نمیدونم کدوممون بیشتر واسه بازی .هیجان داره، من یا هنری
.من که میگم تو بیشتر هیجان داری
داری خیلی خودت رو درگیر .این خانواده میکنی
.اه، فقط میرم بازیشو ببینم
.خوش بگذره
دکتر بل، شما متوجه هستید که این یه استشهاد برای پروندهی
ایالت جورجیا برعلیه دکتر لین هانتره؟
،و باید بهتون یادآوری کنم .که شما قسم خوردید
دکتر هانتر بهدلیل تجویز ،شیمیدرمانی غیرضروری
،متهمبه مسموم کردن صدها بیماره
و با صورتحسابهای جعلی و شیادانه .بیشاز 20 میلیوندلار پول بهجیب زده
و بهعلاوه اون برای مرگ "لیلی کندال" هم .تحت بازجوییه
...خب، دکتر بِل
شما و موکل من چهمدت بود که عاشق و معشوق بودین؟
،آره، آره، آره، آره، آره !آره، آره، آره، آره
.خوبه
!هنری! هنری
.بریم تو کارش، بریم تو کارش
خم میشی، توپ پرتاب میشه .و ضربه میزنی
.عالیه. آفرین
!گرفتم
.چوب رو محکم بگیر .ولی نه خیلی محکم. با انگشتهات
.انگشتهات باید همتراز باشن
!خودشه. ایول
.خوبه. خیلیخب
.خیلیخب، نوبت توئه .نوبت توئه، رفیق
،موفق باشی، موفق باشی .موفق باشی
خیلیخب، برو که رفتیم .برو که رفتیم، هنری
.موق باشی، رفیق
!محکم به توپ ضربه بزن، عزیزم
!توی ضربه زدن عجله نکن
!توی ضربه زدن عجله نکن
!آره
!برو! برو! برو! برو
!آره! آره! آره !آره! آره
!آره! آره! آره
.همگی... همگی زانو بزنن
هنری؟
هنری، حالت خوبه؟
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
.سلام، رندولف
.کاری کردی از منم استشهاد بگیرن - به توصیهی -
.وکیلام که دادگاه برام انتخاب کرده بود
کشوندت اینجا، مگهنه؟
حالا چی میخوای؟
تو به من خیانت کردی تا خودترو .نجات بدی
.منو نگاه کن
.منو نگاه کن، رندولف
.من بهترین انکولوژیست ایالت جورجیا بودم
.توی چستین رئیس بخش خودم بودم .یه زن خودساخته
.همهجا مورد احترام بودم و پولدار
.من همهچیز داشتم و تو اینکارو کردی
.تو اینکارو باهام کردی - تماسی که مجبور شدم با افبیآی بگیرم -
یکی از سختترین کارهایی بود
.که توی زندگیم مجبور بهانجامش شدم
.تو منو توی یه موقعیت ناخوشایند قرار دادی
،ما تیم معرکهای بودیم
هردوی ما توی زمینهی مختص خودمون .بهترین بودیم
...ما، باهمدیگه
...تقصیر خودت بود، نه من
.تو خرابش کردی
.تو خیلی واسم مهم بودی
...و میخوای باور بکنی یا نه
هنوزم نمیتونم فکرترو .از سرم بیرون کنم
تو فکر کردی من دوتا شاخ روی سرم دارم؟
.منظورماینه که، بیخیال، رندولف
.تنها کسی که برات مهمه، فقط خودتی
.ولی تلاش خوبی بود
.تو منو با یه تهدید کشوندی بهاینجا
برنامهات چیه؟
در قبال منتشر نکردن یه ویدیو
،از خودمون توی هتل چهار فصل باید استشهاد بدی
.تا من از این خرابشده بیام بیرون
.داری بلوف میزنی
"میخوای رمز عبور "ویمیو رو بهت بدم تا بری ببینی؟
وقتی هیئتمنصفه ببینه که ...ما چه رابطۀ نزدیکی باهم داشتیم
یه حسی بهم میگه که وقتی بهجایگاه .احضار شدم حرفهامو باور میکنن
وقتی بهشون بگم که تو از همون اولش .همدست من بودی
اینکه در حقیقت این تو بودی که بهم .گفتی اون فایلهارو نابود کنم
تا یهوقت دست یکی نیوفتن که برعلیهمون .استفاده کنه که عواقب بدی داشته باشه
.اینکه تو عامل آشفتگی من هستی
.تو منو گمراه کردی
.تو قلب منو شکوندی
.بگو ببینم، رندی
الان دارم بلوف میزنم؟
،من یه وکیل درستوحسابی میخوام
یه وکیل که کتوشلوارهایی ،شیکتر از ماله تو میپوشه
و همینطور نیممیلیون دلار پول میخوام
تا وثیقه بزارم و بهقید ضمانت .از این خرابشده بیام بیرون
،نگران نباش، عزیزم
.وقتی از اینجا دراومدم پولت رو پس میدم
من چندتا حساب خارج از کشور .دارم که تا خرخره پُر پوله
فقط وقتی توی زندانم نمیتونم .بهشون دسترسی داشته باشم
درعوض چی گیر من میاد؟
مطمئن میشم که تو و چستین .توی کُلِ این پرونده دخیل نشین
.آه، چه خوب
خبرای مهمی دارم که .باید بهت بگم
.کوآدیس قراره عمومی بشه
.این عالیه - ،آره، ولی قبلاز فروش اولیۀ سهام -
باید یه رونمایی موفق از دستگاه .تحریککنندۀ عصب واگ داشته باشیم
...فروش اون دستگاه واسهمون
.سود کلانی بههمراه داره
،میشه عین یه پیسمیکر برای مغز
از افسردگی گرفته تا صرع .همهچیز رو درمان میکنه
دستگاه لعنتی حتی میتونه .سکسکهرو هم درمان کنه
من هرکاری که لازم باشه برای .موفقیت "ویاناس" انجام میدم
ولی، گوردون، میشه چندتا سؤال
ازت بپرسم؟ - .البته -
اخیراً شاهد یه موردی بودم که
پروتز فلز بر پایۀ فلز لگن یه آقایی .باعث ترشح سم توی بدنش شده بود
اونو نابینا و تقریباً ناشنوا ،کرده بود
.و همینطور مشکل روانی
.خدای من. این وحشتناکه
اه، حتماً از پروتز معیوبی .استفاده شده بوده
همینطور بود. من راجعبه شرکت سازندهی .اون پروتز لگن تحقیق کردم
و اون شرکت تکتک تجهیزاتش رو از چین وارد میکرده
.و جوری وانمود میکرده که ساخت آمریکاست
...اینرو هم فهمیدم که
.تو قبلاً واسه اون شرکت کار میکردی
...اگه منظورت رو فهمیده باشم، اه .درسته
.ولی اونموقع من خیلی جوون بودم .فقط یه انترن تازهکار بودم
ببین، من کوآدیس رو تأسیس کردم
که تغییری که خودم میخواسته نظارهگرش .باشم رو بوجود بیارم
برای همینه که ما همهچیز رو خودمون .همینجا توی آتلانتا تولید میکنیم
،ما هیچی از چین وارد نمیکنیم تا اینطوری بتونم تضمین کنم
که ما محصولاتی تولید میکنیم که .بیمارها میتونن به کیفیتش اعتماد کنن
...میدونی، من به این
.بهچشم شغل نگاه نمیکنم
.این وظیفهی منه
.اینچیزی بود که میخواستم بشنوم
.مرسی - .من از چستین تماس میگیرم
!چستین پارک مموریال
هی، ظرفیت اورژانسِ .بیمارستان "آتلانتا" پُر شده
.امروز قراره اینجا عین جهنم شلوغ بشه .زود بجنب
ببین، الان یه ساعته که .پُشت تلفن منتظرم
یکیشون واسه پرونده بیمارها توی بیمارستان آتلانتا .این یکی هم مرکز کنترل بیماریها
باشه، بیماری که روی تخت شمارهی 8 ه .یه ساعته منتظره، برو بهش برس
!اروینگ
!پراوش
چی شده؟ - به هنری توی زمین بازی -
...یه تشنج شدید دست داد .الان 20 دقیقهاست که ادامه داره
قبلاً هم سابقهی تشنج داشته، درسته؟
،بله، حملههای حواسپرتی داشت .ولی با داروها کنترل میشد
تاحالا همچین تشنجی
.بهش دست نداده بود - .با شمارش من -
.یک، دو، سه
No comments yet. Be the first to leave one.