முதல் 140 வரிகள்.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
چشماتو باز کن
جادوی ما از اینجا میاد؟
اوهوم
این شمع معجزه داده شده به خانواده ما رو نگه داشته
چطوری یه معجزه رو گرفتیم؟
خیلی وقت پیش...
وقتی سه تا بچهام تازه به دنیا اومده بودن...
من و پدربزرگتون، «پدرو» مجبور شدیم که از خونهمون فرار کنیم
و خیلیها به ما پیوستن...
امیدوار بودن که یه خونه جدیدی پیدا کنن...
ما نتونستیم از خطر فرار کنیم...
و پدربزرگتون از دست رفت
ولی در تاریکترین لحظاتمون...
صاحب یه معجزه شدیم
اون شمع تبدیل به یه شعله جادویی شد که هیچوقت خاموش نمیشه
و به ما پناهگاهی داد که توش زندگی کنیم
یه جای شگفت انگیز
یه «اینکانتو»
یه اینکانتو
اون معجزه رشد کرد
و خونهمون...
کلبهمون...
درست شد تا ما رو پناه بده
وقتی بچههام بزرگ شدن...
اون معجزه واسه کمک به ما به هرکدوم یه موهبت داد
و وقتی بچههای اونا بزرگ شدن...
اونا هم صاحب جادو شدن
درسته!
و باهمدیگه، موهبت خانوادگیمون
خونه جدید ما رو تبدیل به یه بهشت کرد
امشب، این شمع موهبت تو رو بهت میده، عزیزم
جامعهمون رو قوی کن، خونهمون رو قوی کن
باعث افتخار خانوادهات شو
باعث افتخار خانوادهم بشم
بله، بله، کلبه، الان میریم
فکر میکنی موهبت من چی باشه؟
تو شگفت انگیزی، میرابل مادریگل
هر موهبتی در انتظارت باشه،
به اندازه خودت خاصه
ترجمهای از؛ عرفان مرادی و حامی مغیثی
باعث افتخار خانوادهات شو
صبح بخیر، پدربزرگ!
هی! موهبت جادویی بعدی چند وقت دیگهاس؟
مراسم پسر خاله من امشبه
موهبتش چیه؟
بعداً میفهمیم!
موهبت خودت چیه؟
کی داره میپرسه؟
ما!
خب "ما" من نمیتونم تنهایی صحبت کنم. من فقط یه جزء از خانواده شگفت انگیز مادریگلم
خانواده مادریگل کیا هستن؟
اوه، قرار نیست دست از سرم بردارین، مگه نه؟
کلبه، کمکم کن
کشو!
زمین!
درها!
بزن بریم!
- خدای من! خودشونن! - موهبتشون چیه؟
- نمیتونم موهبتها رو یادم بیارم! - ولی نمیتونم همه رو تشخیص بدم!
خیلیخب، خیلیخب، آروم باشین!
- آروم شدن غیر ممکنه! - همه چی رو بهمون بگو!
- قدرت خودت چیه؟ - فقط بهمون بگو بقیه چیکار میتونن بکنن!
و بخاطر همینه که قهوه واسه بزرگترهاست
داییام، برونو
ما در مورد برونو حرف نمیزنیم!
اگه تحت تأثیر قرار گرفتین تصور کنین که من چه حسی دارم...
مامان!
هی، دارم رد میشم!
یالا. یالا
وایسا، کدوم خواهره کدوم دختر خاله؟
کلی آدم اینجاست!
چطور همهشونو ساکت نگه می دارین؟
موهبت تو چیه؟
میرابل!
داری چیکار میکنی؟
اینا داشتن در مورد خانواده سوال میکردن و...
میخواست در مورد موهبت شگفت انگیزش بهمون بگه
اوه، میرابل موهبتی نداره
تو موهبت نداری؟
میرابل! بسته داری!
از اونجایی که تو تنها عضو خانواده مادریگل هستی که موهبت نداره، خاصترینش رو به تو میدم
بهش میگم "خاصترین بیخاصیت ترین" چون تو هیچ موهبتی نداری
مرسی
و به آنتونیو بگو موفق باشه
مراسم موهبت قبلی ضدحال بود
آخرینش مال تو بود که چیز خاصی ازش در نیومد
اگه جای تو بودم خیلی ناراحت میشدم
خب، دوست کوچیک من، من ناراحت نیستم
چون حقیقت اینه که، با یا بدون موهبت،
من به اندازه بقیه خانوادهم خاصم
کی بازم رنگ صورتی میخواد؟
خیلیخب، بچهها، این گاری رو باید کجا بذارم؟
شاید موهبت تو انکار کردنه
من یه رنگین کمان درست کردم!
اون صندلی رو از سر راه بردار
ببخشید. شرمنده
دلوریس، میتونی بشنوی که کسی دیر میاد یا نه؟
بیارش بالاتر. بالاتر
- هی، کارت عالیه - آره، آره
کامیلو، یه خوزه دیگه میخوایم!
خوزه!
لویسا، پیانو باید بره طبقهی بالا!
الان میام! مراقب باش، خواهر جون!
شب موهبت بچهام باید عالی باشه، و عالی نیست
و مردم دارن میان
و هیچی آماده نیست
گلها!
کسی اسم گُل رو آورد؟
ایزابلا!
فرشتهمون، فرشتهمون!
خواهش میکنم تشویق نکنین
- ممنون - خواهش میکنم
یه نصیحت از طرف خواهر کوچیکت...
اگه همیشه در حال تلاش کردن نبودی، مدام سر راه بقیه نمیومدی
راستش ایزا، به این میگن کمک کردن
و من سر راه بقیه نیستم. تو هستی
ببخشید
عزیزم، حالت خوبه؟ لازم نیست خودت حملش کنی
میدونم، مامان
فقط میخوام مثل بقیه اعضای خانواده کمک کنم
اون راست میگه، عزیزم
بعد این اولین مراسم موهبته. کلی احساسات داری
- نیش زنبور! - و منم اینو تجربه کردم
وقتی من و فلیکس با این خانواده وصلت کردیم
آدمای خارج از اینجا که هیچ موهبتی نداشتن
احاطه شده توسط استثناییها، آسون بود که حس کنی...
غیر عادی هستی
خیلیخب، بابا
- فقط دارم میگم که حست رو درک میکنم - بخور
عزیزم، اگه خواستی با کسی صحبت کنی...
باید وسایل رو وصل کنم. خونه خودبخود تزئین نمیشه
شرمنده، تو میتونی. عالی شدی
- عزیزم، یادت باشه! - آره، یادت باشه!
- لازم نیست چیزی رو ثابت کنی! - لازم نیست چیزی رو ثابت کنی!
- میتونی اینجا بذارینش - اتاقت رو تمیز کن!
اهمیتی نمیدم چقدر بزرگه
کسی گیتار منو ندیده؟
یه ساعت!
نه، نه، نه!
No comments yet. Be the first to leave one.