முதல் 200 வரிகள்.
خوش اومدید به سختترین
رقابت آشپزی دنیا، "نکست لول شف"
یالله! بزن بریم! بدو
توی یه آشپزخونه حماسی سه طبقه
تنها راه رسیدن به بالا
اینه که با دستپخت خودت بری بالا
این آشپزخونه رو ببین، هان؟
گوش خوک؟
این دیگه چه صیغهایه؟
این چیزیه که تو زیرزمین باید باهاش کار کنیم
داریم واسه تیکهپارهها سر و دست میشکنیم
هر هفته، سرآشپزهای حرفهای
آشپزهای خونگی و ستارههای فضای مجازی
فقط چند ثانیه وقت دارن وسیله بردارن
سکو اومد
چند دقیقه برای پختن... تمرکز کن
و فقط چند لحظه برای تحویل دادن غذاهاشون
سه، دو، یک
کی از پس این چالش برمیآد؟
این سختترین دوره میشه
هر کی زودتر بیاد زودتر گیرش میآد
پس بد به حالتون
رقابتیترین
برو، برو، برو، برو
و طاقتفرساترین فصل "نکست لول شف" تا به امروز
و از امشب برای اولین بار
هر سرآشپز باید
توی یه تست بیرحمانه، تو هر سه طبقه آشپزی کنه
فکر کن یه چیزی مثل تستهای ورودیِ لیگ برتر توی آشپزیه
فقط برای اینکه وارد یکی از تیمهای ما بشید
و اون غذاهای مورد علاقهمون رو درست کرده
ممکنه همین آقا باشه، همینجا
اوپا
رقابت قطعاً داره سطحش میره بالاتر
پسر، این دیوانهکنندهست
اوپا
اوپا
اوپا
همراه با یه مربیگری فوقالعادهی یکساله
آدمهایی مثل من همچین فرصتهایی گیرشون نمیآد
و ۲۵۰ هزار دلار وسطِ کاره
این برای من خیلی ارزش داره
از بچگی آرزوی این رو داشتم
فقط یک نفر میتونه راهش رو به قله باز کنه
و همهچیز از همین الان شروع میشه
بچهها بیاید تو
واو
سه تا از بزرگترینهایی که تا حالا پیشبند بستن
باید نیشگونم بگیرید تا باور کنم واقعاً اینجام
مثلاً، این منم، مادا، یه آشپز خونگی
من عادت دارم جلوی بچههام آشپزی کنم
صبح بخیر
خب، امیدوارم همهتون حسابی آمادهی نبرد باشید
چون قراره این طاقتفرساترین فصل
"نکست لول شف" تا الان باشه
فقط بهترینها دووم میارن
امسال هزاران درخواست داشتیم
از سرآشپزهای سراسر کشور
که همهشون میخوان شانسشون رو برای رسیدن به مرحله بعد امتحان کنن
پس این فصل برخلاف فصلهای دیگه
باید جایگاهتون رو توی یکی از تیمهای ما به دست بیارید
و تست شما از همین الان شروع میشه
وای پسر
تستها دیوانهکنندهست
ولی من همیشه توی فوتبال هم مجبور بودم جایگاهم رو به دست بیارم
کل زندگیم رو برای این لحظه آماده میشدم
حاضرم به بقیه نشون بدم که، هی
زی-دالار چیزی که برای "نکست لول شف" شدن لازمه رو داره
هشت نفرتون از زیرزمین شروع میکنید
و بعد از هر پختوپز، یکیتون
حذف میشه تا وقتی که فقط پنج نفر توی طبقه بالا باقی بمونن
امروز با هشت تا از
آشپزهای فضای مجازی شروع میکنیم
بیاید بچهها
از جایی شروع میکنیم که هر سرآشپز بزرگی از اونجا شروع کرده
از پایینترین نقطه
باید خودتون رو توی اون زیرزمین مسخره ثابت کنید
جایی که شرایط ترسناکه
اما مواد اولیه از اون هم نایابتره
آشپزهای فضای مجازی، همهتون میتونید برید سمت آسانسور
و من اون پایین توی زیرزمین میبینمتون
ریچارد و گوردون تمام حرکات شما رو
از توی استراحتگاه زیر نظر دارن
بزن بریم داداش. بزن بریم عزیزم
بریم برای آشپزی. هیجان دارم
یه تیر و یه نشون. بریم که داشته باشیم
بریم
واو. اوه
بزن بریم تیم. یا خدا
اوه
به زیرزمین خوش اومدید
خب، شروع شد. بزن بریم. بزن بریم
داریم دنبال اولین انتخاب احتمالیمون میگردیم
چی داریم میپزیم؟
این انگار دقیقاً واسه تو ساخته شده
این قد و قوارهی منه
همونیه که دنبالش بودیم
یکی قوطیهای روغنش رو اینجا جا گذاشته
من قبلاً توی آشپزخونههای زیرزمینی تو بروکلین کار کردم
اون رو ببین
ولی شوکه شدم که بعضی از ابزارها چقدر داغونن
واو، تا اون بالا خیلی راهه
چطورید بچهها؟
چه خبر؟
بزن بریم
بزن بریم لعنتی
چه حسی داری؟ خوبم
عالیه. تو چطوری؟
خیلی خب بچهها، به صف شید
این چالش الهام گرفته از
یکی از ترندهای داغ تیکتاکه
اوه. کسی حدسی میزنه؟
خیلی زیادن
من نمیرسم همهشو دنبال کنم
مردم دارن با کنسرو گوشت
غذاهای فوقالعادهای درست میکنن
آره، ایول
ما حتماً تو بخشهای متفاوتی از تیکتاک هستیم
چون من تا حالا کنسرو گوشت
توی صفحه "برای شما" ندیدم
دقیقه وقت دارید با کنسرو گوشت یه غذا درست کنید ۲۰
برای یکی از شما، تست همینجا تموم میشه، خب؟
نذارید اون آدم شما باشید. بله شف
بله شف. بله شف
لطفاً به صف شید. بزن بریم
دستها روی نرده. هوو
بزن بریم مت. بریم که داشته باشیم عزیزم
واو
صدای تپش قلب بقیه رو کنار خودم حس میکردم
چون خیلی به هم چسبیده بودیم
بزن بریم همگی. زود باشید، انرژی بگیرید
بریم. بریم
مثل ساردین چپیدیم توی قوطی--له و لورده
بزن بریم
هوو
داره میآد. داره میآد. بفرمایید
اینم از این عزیزم
برو
بجنبید بچهها. یالله. زود باشید
خب، پاهای کوچولوی من، باید بجنبیم
چشمم خورد به کنسرو میگو
گوشت توی قوطی--چندشآوره
ولی خب من توی زیرزمینم
همه باید یه پروتئین بردارن. پسر، دیوانهکنندهست
این سکو اصلاً شبیه اون چیزی نیست که تمرین کرده بودم
اگه چیزی برنداری و فقط دور و برت رو نگاه کنی
گیر میافتی
با بدترین مواد اولیه ممکن
اولین چیزی که میبینم کنسرو صدفه
زیرش هم پاستا میبینم و اونم برمیدارم
آخ
اوه! وای خدای من
این پیاز رو میبینم و میرم که بردارمش
اما وقتی "ایزایا" همزمان دست گذاشت روش
با خودم گفتم یا جای منه یا اون
امروز نه، ایزایا
دوستت دارم ولی امروز نه
پنج ثانیه بچهها. پنج ثانیه
برو کنار داداش
بزن بریم عزیزم
بزن بریم عزیزم
بزن بریم
دقیقهتون از همین الان شروع شد ۲۰
بزن بریم
روز اولِ جنگ برای انتخاب شدن
این نگاه اولیه ماست
اوه، داریم میترکونیم عزیزم. داریم کار میکنیم
قراره با چی ما رو انگشتبهدهن کنی
که انتخابت کنیم بیای توی تیم ما؟
این فرصتِ اونهاست، شانسشونه که به ما نشون بدن
میتونن جلوی این سرآشپزهای حرفهای قد علم کنن
میتونی جلوی آشپزهای خونگی وایسی
حالت چطوره گابی؟
خوبم شف. عالیه
خب از مواد اولیهت بگو
یه مقداری کنسرو مرغ دارم. فکر کنم میخوام
یه غذای آسیایی با مرغ و دامپلینگ درست کنم. خوشم اومد. آره. تو یه خورده تجربه کار تو رستوران هم داری
من بیشتر با نقشم توی "اپیکوریوس" شناخته میشم
توی یه مجموعه به اسم "حرفهای در مقابل تازهکار" کار میکنم
که اونجا من نقش تازهکار رو دارم
اما خیلی هیجانزدهم که امیدوارم
برگردم و این بار من حرفهای باشم
من توی بروکلین زندگی میکنم، توی یه آپارتمان نقلی و قشنگ
با یه باغچه خیلی ناز که خودم کلاً بازسازیش کردم
و اونجا تکه کوچیک طبیعتِ منه توی بروکلین
صبحها وقتی میرم بیرون و به گیاهام سلام میکنم
فقط باهاشون حال و احوال میکنم و بهشون میگم چقدر خوب دارن رشد میکنن
بهشون میگم اوه، دارید عالی پیش میرید
من همینم که هستم
توی راهِ بازار محلی فورت گرین
تا ببینم چی نوبرانهست
چیزهایی که دوست دارم توی فضای مجازی نشون بدم
محصولات تازه کشاورزیه
چی میتونم توی بازار محلیمون پیدا کنم؟
عاشق اینم که به مردم یاد بدم
میشه با مواد اولیه گیاهی خلاقیت به خرج داد
میخوام به بقیه الهام بدم
تا یه چیز جدید و زیبا بهشون نشون بدم
که اونها رو بیشتر با غذاشون و با زمین پیوند بده
تو از پسش برمیآی گابی
No comments yet. Be the first to leave one.