The Day of the Jackal

The Day of the Jackal

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Day of the Jackal S01E09 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 9 The.Day.of.the.Jackal زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-23
பதிவிறக்கங்கள்: 58
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 187 வரிகள்.

تو یه هنرمندی، رفیق

سه هزار و هشتصد و پانزده متر

برای چنین شلیکی، آموزش نظامی لازم داری

حتی نصف اون فاصله رو. فقط یه نفر هست...

الکساندر داگان یه تک‌تیرانداز فوق‌العاده بود

ولی اون مرده. رفته بود افغانستان

کل یگان نابود شد، اما هیچ جسدی پیدا نشد

یه چیزی درست نیست

ایزابل می‌گه می‌خوای یه نگاهی به پرونده استراپ-۲ بندازی

چون کمکت می‌کنه جکال رو پیدا کنی؟ بله

من پرونده رو می‌گیرم، اُسی

از این طرف، آقای هالکرو. باید حرف بزنیم

این یه عملیات تمام‌عیار برای پیدا کردن جاسوسه

نمی‌خوام اینجا باشه، پاول. هیچ‌کس قصد نداره باهات حرف بزنه

من دارم سعی می‌کنم با شوهرم حرف بزنم

لطفاً، برگرد تو، باشه؟

داری برمی‌گردی خونه؟

یا می‌خوای با زن سابق لعنتیت اینجا بمونی؟

لعنت بهت، دیکتاتور!

تالین تنها شانس ما بود و اون از دستش داد

UDC می‌خواد دنیا بدونه که پروژه ریور به راه خواهد افتاد

آلوارو. چارلزه، نه؟

خودشه؟

فردا میای؟ بله

چون الان...

من حقیقت لعنتی رو می‌خوام!

تیم امنیتی براوو الان کنترل شناور مورد نظر رو در اختیار داره

و در حال بازرسی داخل اون هست، شنیدی؟

تیم امنیتی دلتا هم تیم بازرسی براوو رو پوشش می‌ده

قایق تحویل اینجاست. همه چیز امنه. ادامه بدین

چی شد؟

صبح بخیر

تا جایی که به اونا مربوطه، تو یه فرصت داشتی و از دستش دادی

تنها چیزی که بهش اهمیت می‌دن همینه

پروژه ریور ۴۸ ساعت دیگه شروع می‌شه

اصلاً نگرانت نمی‌کنه؟

چون باید نگرانت کنه

من اینجا برای تعطیلات نیومدم

وقتی پسر بچه بودم

مادربزرگم، مادر مادرم، اهل حبرون

بهم گفت یه مرز باریکی هست

بین مورد احترام بودن و مورد تف قرار گرفتن

و ما اینجا هستیم

روز زیباییه

و هیچ‌کس بهم تف نمی‌ندازه

فقط دارن سعی می‌کنن منو بکشن

می‌تونن تلاش کنن، ولی هرگز نمی‌تونن انجامش بدن

ولی اگه زنده نموندم

قول بده پروژه ریور رو راه می‌ندازی

اوله، می‌تونم قول بدم، ولی هردومون می‌دونیم که دروغ می‌گم

هیئت مدیره از پروژه ریور متنفره

کاری که تو می‌خوای رو می‌کنن چون ازت می‌ترسن

منظورت اینه که تحت تأثیر منن

آره، منظورم همون بود

اونا تحت تأثیر من نیستن

پس فکر کنم مجبوری زنده بمونی، نه؟

کاپیتان بالدوین. چطوری؟

لعنتی، افتضاحم

هوم

سرطان ریه

از چاه‌های سوزان هلمند؟ درسته؟

هشت نفر از مردانت اونجا مردن، مگه نه؟

خیلی متأسفم که این اتفاق افتاد

حتماً تجربه جهنمی برای تو بوده

در مورد الکساندر داگان چی می‌تونی بهم بگی؟

تو دکتر نیستی

تو کی هستی؟ من با "سیکس" هستم

باید در مورد اتفاقاتی که تو هلمند افتاد ازت سؤال بپرسم

همه چیز تو گزارش هست

فکر می‌کنم بهتره الان بری

نمی‌تونم. تا وقتی به سؤالاتم جواب ندادی

من با MI-6 حرف نمی‌زنم. برو بیرون

پرستار رو می‌خوام

پرستار رو می‌خوام

البته. پرستار بعد از اینکه با هم حرف زدیم میاد

مورفین بیشتری می‌خوام

پس تند حرف بزن

بله؟

آ. بیا تو، بیانکا

سعی می‌کردم به گل و گیاه علاقه‌مند بشم

اما همه‌شون رو نابود می‌کنم

آه، عادت سختیه که از سرت بیفته

تازه، فوق‌العاده حوصله سر بره

می‌خوام در مورد پرونده شغال بهت خبر بدم

چند تا اطلاعات جدید در مورد داگن دارم

ظاهراً آدم گوشه‌گیری بوده. بشین

تنها کسی که باهاش صمیمی بود،

دیده‌بانش بود، یه پسری به اسم گری کاب

پس اگه داگن زنده‌ست، ممکنه کاب هم زنده باشه

ممکنه، ولی بعیده

هیچ مدرکی نیست. اما یه سرنخه

صادق باشیم، بیشتر یه فرضیه‌ست تا یه سرنخ

می‌خوام این فرضیه رو بررسی کنم و ببینم چیزی پیدا می‌کنم یا نه

فکر نمی‌کنم این امکان‌پذیر باشه

چرا؟

چون دارم پرونده رو می‌بندم

نمی‌تونی این کارو بکنی

من نمی‌تونم بر اساس حدس و گمان تصمیم بگیرم

آدما مردن. بیش از حد زیاد

اما منابع ما محدوده

و یک نفر ارزش این همه ضرر رو نداره

پس فقط تسلیم بشیم؟

واقعاً باید یاد بگیری کمتر سیاه و سفید فکر کنی

من دارم بهش نزدیک میشم

این قضیه مربوط به تو نیست، بیانکا، و نیازت به یه پایان

این مربوط به تصویر کلیه، مربوط به منفعت عمومیه

من فقط کمی زمان بیشتر می‌خوام

و من ازت می‌خوام که بیخیال شی

و اگه نکنم؟

اوه

فکر نمی‌کنم جوابی که به اون سؤال می‌دم رو دوست داشته باشی

سلام، اوسیتا هالکرو هستم. لطفاً پیام بگذارید

اوسی، بیانکا هستم. کجایی؟ لطفاً بهم زنگ بزن

شنیدی؟

چی رو؟

امروز اوسی رو ندیدی، درسته؟

نه

چی رو شنیدم؟

چرا من باز اینجا هستم، کارور؟

خب، هنوز سوالات بی‌پاسخ زیادی داریم

در مورد اینکه اطلاعات به دست افراد اشتباهی افتاده

در مورد نورمن، در مورد بلاروس، در مورد مجارستان

ما در موردش صحبت کردیم

چیزی که به ما نگفتی اینه که چرا گزارش مکالمات تلفنت نشون می‌داد

از یه شماره در ایالات متحده پیامک دریافت کردی

اما وقتی دنبال پیامک‌ها گشتیم،

تو حذفشون کرده بودی

هوم

نوریا؟

چرا از تخت اومدی بیرون؟

سلام پسر کوچولو

سلام کوچولوی من

خیلی دلم برات تنگ شده بود

عشق من، نمی‌تونی تصور کنی چقدر دلم برات تنگ شده بود

هواپیمات کجا میره؟

کجا میره، کوچولو؟

یه چیزی بهت بگم. چرا تو، من و مامان

سوار هواپیمات نشیم و بریم یه جای دور؟

فقط هر سه تامون

باید تو پروازش بدی چون من یه کم خسته‌ام

و فکر نمی‌کنم مامانت بلد باشه هواپیما پرواز بده

هرچند، با مادرت...

با مادرت هیچوقت نمی‌دونی

تو هواپیما رو پرواز بده

کاپیتان کارلیتوس

فکر کنم وقت خوابته کوچولو

بذار ببریمت اون تو، بذار حسابی لالا کنی

پسر خوب

پسر خوب

بخواب

حالا بخواب

تو کی هستی؟

تو می‌دونی من کی‌ام

این واقعیه؟

منظورت چیه؟ این...

این...

این...

این لعنتی‌ها اصلاً واقعیه؟ هان؟

بذار بهت بگم تو کی هستی

تو یه دروغگویی

پس حالا...

حالا تو بهم حقیقت رو بگو چون این آخرین فرصتته

نگاهم کن

از نگاه کردن بهم دست برندار

این تویی؟

آره

تو آدما رو به خاطر پول می‌کشی؟

آره

بگو

چی رو بگم؟

کلمات رو بگو

کلمات رو بگو

من آدما رو به خاطر پول می‌کشم

ببخشید، چی؟

صداتو نمی‌شنوم

چی گفتی؟

من آدم می‌کشم واسه پول

دوباره بگو

من آدم می‌کشم واسه پول

گوش کن به خودت و دوباره بگو

من آدم می‌کشم واسه پول

دوباره. من آدم می‌کشم واسه پول

دوباره! بازم بگو! من آدم می‌کشم واسه پول!

من آدم می‌کشم واسه پول!

این چیزیه که می‌خوای بشنوی؟ کافیه؟

کافیه؟

نه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left