One Flew Over the Cuckoo's Nest

One Flew Over the Cuckoo's Nest

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

One Flew Over the Cuckoos Nest 1975 Hybrid 1080p UHD BluRay DD5 1 DV HDR x265-HiDt
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian One Flew Over the Cuckoo's Nest 1975 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-21
பதிவிறக்கங்கள்: 99
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

صبح بخیر، خانم رچد. صبح بخیر.

صبح بخیر، خانم رچد. آقای واشینگتن.

صبح بخیر.

صبح بخیر، خانم رچد. صبح بخیر.

صبح بخیر، بنسینی. صبح بخیر.

حالت چطوره؟

استراحت کردم.

وقت داروئه. وقت داروئه.

ری.

باشه، بیا جلو.

آقای فردریکسون، فقط حواستون باشه الان.

آبمیوه.

رئیس.

باشه رفیق، بریم.

اینم مدارکشه و من یه امضا لازم دارم.

باشه.

سلام.

آقای مک‌مورفی اینجاست. باشه.

ممنون.

باشه، من آماده‌ام. اوکی. یه جفت جوراب.

تی‌شرت.

سلام.

لعنتی پسر، تو به بزرگی یه کوه هستی.

قیافه‌ات انگار فوتبال بازی کردی.

اسمت چیه؟

او... اون نمی‌تونه صدات رو بشنوه. اون ک... کر و لاله، هندی کر و لال.

واقعاً؟

بیا بیبیت.

حتی نمی‌تونی صدایی دربیاری، آره؟

چطور؟

بیا بیلی.

خاج. سرباز خاج.

ها ها. اوه اوه.

اسمت چیه پسر؟ بی... بیلی بیبیت.

خوشحالم از آشناییت، بیل. اسم من مک‌مورفیه.

ها ها ها. این کارت‌های چارلی چزویک پیره.

ها ها. اینم آس پیکشه.

برو. نوبت توئه، بیل.

ده بزرگ.

یکی از اونا رو روش بذار، باشه؟ یه دقیقه صبر کن.

اوه، من می‌تونم اون رو ببرم.

من بردم. اوه، تو با ورق برتر ترامپ کردی؟

حتماً. پینوکل، آره بیل؟

از پیک دوری می‌کنی؟

باشه. مطمئنی از پیک دوری می‌کنی؟ پیشنهاد چنده؟

من بلدم بازی کنم. پون... پونصد و پنجاه.

اوه، اِ... تو دوست داری به کارتای بقیه نگاه کنی، نه؟

آره. تا حالا اینو دیدی؟

بیا مارتینی. مارتینی.

مارتینی، می...؟ یه خاج بازی می‌کنی؟

حالا نوبت کیه؟

خب، بذار ببینم، اون ترامپ کرد. کجا داری میری؟

بازی نمی‌کنی؟ چش شده؟

بازی نمی‌کنی مارتینی؟ چی شده...؟

مارتینی؟ من می‌خوام بازی کنم. تو یه ترامپ برداشتی. تو... نوبت توئه.

بیلی؟ بیلی، من می‌خوام یه کم ببرم... من...

خودت رو جمع و جور کن، باشه؟

بله؟

آقای مک‌مورفی اینجاست، دکتر. اوه، خوبه، بذارید بیاد تو.

ممنون.

مک‌مورفی، من دکتر اسپایوی هستم.

دکتر اسپایوی، چه افتخاریه از دیدنتون.

حتماً. یه صندلی بکش جلو، بشین، حرف بزنیم. حتماً.

آر. پی. مک‌مورفی.

چه ماهی بزرگیه اونجا، دکتر.

عالی نیست؟ آره. حدود ۴۰ پونده، مگه نه؟

نه، ۳۲. سی و دو.

بهتون بگم، هر چی زور داشتم رو گرفت.

تا نگهش دارم وقتی اون یارو عکس گرفت.

تمام و کمال.

احتمالاً اون زنجیر هم کمکی نکرد.

زنجیر رو وزن نکردی، نه، دکتر؟

نه، زنجیر رو وزن نکردم، اما لعنتی خیلی به اون عکس افتخار می‌کنم.

اون اولین چینوکی بود که تا حالا گرفتم.

قشنگیه.

رندال پاتریک مک‌مورفی.

سی و هشت سالته.

چی می‌تونی بهم بگی در مورد اینکه، اِ... چرا فرستادنت اینجا؟

خب، اَهَم، نمی‌دونم.

چی نوشته اونجا؟

اجازه هست سیگار بکشم؟ نه، بفرمایید.

خب، اون، اِم...

اینجا چند تا چیز نوشته.

گفته شده که خصمانه رفتار کردی.

بدون اجازه حرف زدی.

در کل نسبت به کار کینه‌توز بودی، اینکه تنبلی.

تو کلاس آدامس جویدی.

دلیل واقعی اینکه فرستادنت اینجا...

اینه که می‌خواستن ارزیابی بشی.

آره. تا مشخص بشه که آیا...

تو بیمار روانی هستی.

این دلیل اصلیشه.

به نظرت چرا ممکنه همچین فکری بکنن؟

خب، تا اونجایی که من می‌تونم بفهمم، به خاطر اینه که من، اِ...

اِ، خیلی دعوا می‌کنم و زیاده‌روی می‌کنم.

تو زندان؟

نه، نه، نه، منظورتون چرا... وایسا.

چرا از مزرعه کار فرستادنتون اینجا؟

اوه. اوه آره. اوه. اِ...

خب، راستش نمی‌دونم، دکتر.

اینجا نوشته که تو گشتی...

بذار یه نگاهی بندازم. می‌دونی که دست من نیست.

یک، دو، سه، چهار.

تو پنج تا بازداشت به جرم حمله داری. آره.

راجع به اون چی می‌تونی بگی؟ پنج تا دعوا، ها؟

راکی مارسیانو چهل تا داره و میلیاردره.

درسته. واقعاً درسته.

البته، اینم درسته که برای تجاوز به عنف به زندان افتادی.

این یکی درسته، نه؟ این دفعه؟

کاملاً درسته. اما دکتر...

اون ۱۵ سالش بود ولی عین ۳۵ ساله‌ها رفتار می‌کرد، دکتر.

و، امم، خودش بهم گفت ۱۸ سالشه، و اون بود...

امم، خیلی هم راغب بود. منظورم رو می‌فهمی؟

من عملاً مجبور بودم...

...شلوارم رو بدوزم.

اما، امم، بین خودمون باشه، امم...

شاید ۱۵ سالش بود. وقتی اون چیز کوچولو قرمزه رو...

درست جلو روت می‌بینی، اصلاً فکر نمی‌کنم دیوانگی باشه.

و فکر نمی‌کنم شما هم اینطور فکر کنید. می‌فهمم چی می‌گید.

هیچ مردی نمی‌تونست جلوش مقاومت کنه. اصلاً به خاطر همین هم افتادم زندان.

حالا اینجا بهم میگن دیوونه‌ام.

چون مثل یه کلم گندیده اونجا نمی‌شینم.

اصلاً برام منطقی نیست.

اگه دیوونگی اینه...

پس من بی‌عقلم، پرت و پلا هستم، از راه به در شدم، خُل و چل‌ام.

اما نه بیشتر، نه کمتر. همینه.

خب، راستش رو بخوای مک‌مورفی، چیزی که اینجا نوشته...

اینه که...

اونا فکر می‌کنن...

اونا فکر می‌کنن...

تو داری فیلم بازی می‌کنی تا از کارهای اجباریت فرار کنی.

نظر شما چیه در موردش؟ من به اون جور آدما شبیهم به نظر شما؟

خب...

رندال، اگه ممکنه، بیا یه دقیقه رک باشیم.

بهم بگو.

واقعاً فکر می‌کنی چیزی توی ذهنت ایراد داره؟

حتی یه ذره هم نه، دکتر.

من یه شگفتی لعنتی علم مدرنم.

خب، تو یه مدت اینجا می‌مونی تا ما ارزیابیت کنیم.

ما قراره روت مطالعه کنیم.

ما تصمیم می‌گیریم که، امم، چی کار باید بکنیم.

و درمان لازمت رو بهت می‌دیم، امم...

همونطور که لازمه، دکتر. فقط بذار اینو بهتون بگم...

من اینجا هستم که صد در صد با شما همکاری کنم.

صد در صد.

من تا تهش باهاتون هستم. ببینید.

چون فکر می‌کنم باید سر از کارِ، امم، آر.پی. مک‌مورفی دربیاریم.

هوو!

داس.

خیلی خسته‌ام.

بشین. خسته‌ام.

خب، بشین.

بهتر شد؟

آقای السوُرث.

خودتو خسته می‌کنی. بیا اینجا.

باشه.

بسیار خب، آقایان، شروع کنیم.

در پایان جلسه روز جمعه...

داشتیم مشکل آقای هاردینگ رو در مورد همسرش بررسی می‌کردیم.

آقای هاردینگ اظهار کرد که همسرش او را آشفته می‌کند.

چون مردها تو خیابون بهش خیره می‌شدن.

درسته، آقای هاردینگ؟ بله. امم، بله. درسته.

او همچنین فکر می‌کند که شاید خودش دلیلی داده...

...که همسرش به دنبال توجه جنسی جای دیگری باشد، اما نتوانست بگوید چطور.

شنیده شده که آقای هاردینگ به همسرش گفته...

"از تو متنفرم. هیچ‌وقت دیگه نمی‌خوام ببینمت."

"تو بهم خیانت کردی."

خب، کسی هست که مایل باشه بیشتر در مورد این صحبت کنه؟

آقای اسکنلن، امروز شما شروع می‌کنید؟

مطمئنید؟

بیلی، شما چطور؟

نـ... نـ... نه، خانم.

دوست دارم تو دفترم بنویسم که شما جلسه رو شروع کردید.

فقط یه بار.

آقای مارتینی؟

با مایی؟

بله.

مایلید شروع کنید؟

آقای چزویک؟

من؟ بله.

یعنی، اینجا هیچ‌کس نظری در مورد این موضوع نداره؟

بسیار خب.

آقای هاردینگ.

شما در بیش از یک موقعیت اظهار کردید...

...که به همسرتون مشکوک بودید که با مردهای دیگه قرار می‌ذاره.

اوه، بله. بله، خیلی زیاد... بهش مشکوکم.

بهش مشکوکم.

خب، شاید بتونید بهمون بگید چرا بهش مشکوکید.

خب، من فقط می‌تونم در مورد دلایلش گمانه‌زنی کنم.

آیا هیچ‌وقت گمانه‌زنی کردید، آقای هاردینگ...

...که شاید شما نسبت به همسرتون بی‌تاب هستید؟

چون اون انتظارات فکری شما رو برآورده نمی‌کنه؟

شاید، اما می‌بینید، تنها چیزی که واقعاً می‌تونم...

...در موردش گمانه‌زنی کنم، پرستار رچد،

وجود زندگی منه، با همسرم یا بدون اون.

از نظر روابط انسانی، کنار هم قرار گرفتن...

...یک فرد با دیگری، شکل، محتوا...

هاردینگ، چرا این چرت و پرت‌ها رو تموم نمی‌کنی و میری سر اصل مطلب؟

اینه اصل مطلب.

اینه اصل مطلب، تابر. چرت و پرت نیست.

More Farsi Persian subtitles for One Flew Over the Cuckoo's Nest

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left