முதல் 197 வரிகள்.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
دانشآموزان تال پاینز، صبحتون بخیر
امروز هم بهتون یادآوری میکنم که ما برهنه بهدنیا نمیایم
بلکه پوشیده از شکوه عالم بیکران هستیم
درون هرکدوم از ما بذری از نبوغ نهفتهست
بذری از هدف
بذرهامون رو فراموش میکنیم
تولدها و مدل موها و خانوادهها حواسمون رو پرت میکنن
بیاین آستین بالا بزنیم و بذرهامون رو به همدیگه نشون بدیم
درخور تأمله. روز خوبی داشته باشین
اولین میخواد ببینتت
پس تو سوگلیش هستی، ها؟
آره
سلام دنیل. صبح امروزت چطور بوده؟
چی؟
خوب بوده
خب، فردا سعی میکنیم عالی باشه
صبحها روی حس و حال کل روز تاثیر میذارن
خب... الان داشتم پای تلفن با مادرت صحبت میکردم
ظاهراً پدرت باید بخاطر شغلش
تا آخر سال بره برلین
هیجان و شادی از صدای مادرت میبارید
فرصتی برای شروع تازه نصیبشون شده
از زمان... حادثه خیلی بهشون سخت گذشته
فقط میخواستم این خبر خوب رو بهت بدم
قراره خیلی بیشتر اینجا پیشمون بمونی
بلند شو، بیا بریم از روزت لذت ببر، دنیل
از روزت لذت ببر
بفرما
چه آشغالیه این پسر
خرگوش، من امروز باید دورهمی انقلاب تابستانی رو اداره کنم
پس بنظرم بهتره بدون من صندلی داغ امروز رو اداره کنی
چشم حتماً
باعث افتخارمه
آمادهای
کمک نمیخوام لعنتی
یالا!
- سلام - چطوری استیس؟
دیدی؟ بعد از مراسم گذر کاملاً تغییر کرده
یادته بابات فالکور رو عقیم کرد و دیگه خودشو به چیزی نمیمالید؟
اونم مثل فالکوره
کمتر میره رو اعصاب ولی... مثل همیشه نیست
خدایا، باورم نمیشه تمام اینا رو به پلیسه گفتی و هنوز هیچ کاری نکرده
چرا همه اینقدر بیخایهن؟
رایلی مُرده
چی؟ چطوری؟
هیس، هیس، هیس. نمیدونم الکس گفت موقع فرار مُرد
چرنده. احتمالاً کشتنش
قول بده به کسی نمیگی، باشه؟
اگر حرفش بپیچه، میفهمن داریم با یکی بیرون از اینجا حرف میزنیم
قول بده هیچی نمیگی
خیلیخب، خیلیخب، باشه به هیچکس نمیگم
چیز دیگهای نیست که لازم باشه بدونم؟
روری میخواد موقع فرار باهامون بیاد
بنظرم میتونه به دردمون بخوره
عمراً بابا
از این خبرا نیست
« حقیقت پشت پردهی تال پاینز »
« دروغها و آزارها » « کودکان مفقود شده »
« هانا آیورسون، تاریخ مفقودی » « کثی استوارت، تاریخ مفقودی »
« دربارهی نویسنده، موریس آیورسون »
- سلام - سلام
روی مبل خوابیدی؟
اصلاً نخوابیدم
باید حواسم به در میبود
که یهویی دوباره با لباس خواب سر از برکه درنیاری
یه اتفاق عجیبی داره برام میفته
آره. میدونم
باید در مورد رواندرمانی که "اولین" انجام میده ازت بپرسم
همونی که در موردش بهم گفتی
خب، میدونم فقط روی بعضی از دانشآموزها انجامش میده
برای توام انجامش داد؟
خیلیخب، دقیقاً چیه؟
میدونم راهی برای کنار اومدن با زخمهای روحیته
یه چیزی تو مایههای هیپنودرمانی
و یادمه خیلی خوشحال شدم که منو انتخاب کرده، ولی...
هیچچیز دیگهای یادم نمیاد و نمیدونم چرا
یجور کنترلی روت داره
مثل همیشه نیستی
و تمام اینا وقتی شروع شد که اجازه دادی اولین برگرده تو زندگیت
اون دلیل تمام این اتفاقاته
ازش میخوام امشب نیاد جشن سیسمونی
جشن سیسمونی؟
خیلیخب
واقعاً فکر میکنی شرایطمون اونقدر مناسبه که امشب با همدیگه میزبان جشن باشیم؟
یعنی میگی جشن سیسمونی رو لغو کنیم؟
یعنی میخوای خودمو توی این خونه حبس کنم
و هر شب منتظر بمونم برگردی خونه؟
توی بازار کشاورزان برای یه لحظه دوباره یادم اومد کی هستم
حس... حس کردم هدف خاص خودمو دارم
مردمی دورم رو گرفته بودن که برام خوشحال بودن
حس کردم دیگران پشتم هستن
و واقعاً مشتاق بودن امشب دوباره حسش کنم
باشه. باید آماده بشم برم سر کار
« سـرکـش »
پشیزی برای مامانت ارزش نداری درست مثل ماها
تو یه هرزهای و اَبی سگ دستآموزته
بابت نظراتتون ممنون
اَبی، ساکتی
میخوای چیزی بگی؟
آره، گاهی اوقات وقتی میخوابی شبیه استیو بوشمی میشی
ای خدا. با همدیگه جق میزنین؟
یا فقط اَبی رو نگاه میکنی و جق میزنی هرزهی همجنسباز؟
نه، راستش هرزهی دوجنسگرام خیلی ممنون، الکساندرا
نه، فقط معتادی
هرجور بتونی مصرف میکنی
همهمون میدونیم معتاد موادی
میدونی چیه؟ بعضی موادها دواهایی هستن که از طبیعت خدا بهدست میان
- اگر از زمین بهدست میاد، ضرری نداره - ...بهدست میاد، ضرری نداره
آها، که اینطور
کوکائینی که وقتی اومدی تال پاینز ازت پیدا کردیم چی؟
کوکائین هم ضرری نداره؟
خیلی جالبه
اَبی نمیدونست
راست میگه، اَبی؟
نمیدونستی لایلا کوکائین میکشه؟
- نه - عجب
برام سواله دیگه چیا رو ازت مخفی کرده
سلام
ممنون که حاضر شدی بیای دیدنم
فقط قهوه میخورم، ممنون
موریس، وبلاگت تنها چیزیه که توی اینترنت در مورد
بچههای مفقود شدهی تال پاینز پیدا کردم
میشه دوباره بگی کجا کار میکنی؟
بوستون هرالد
الان دیگه آزاد کار میکنم تازگی با زنم اسبابکشی کردم اومدم اینجا
پس، بعد از 8 سال ایمیل زدنهام و فکس فرستادنهام و زنگ زدنهام
و نامه نوشتنهام به تمام رسانههای خبری بزرگ
قراره بالاخره تو کاری کنی سرشونو از زیر برف بیارن بیرون و گوش کنن؟
دیر رسیدن به هدف بهتر از هرگز نرسیدنه، مگه نه؟
در مورد کایل، دوستپسر لایلا میدونستی؟
آره، در موردش میدونستم
ولی اَبی، طرف 26 سالش بوده
راضی هستی یه مرد بالغ از بهترین دوستت سوءاستفاده کنه؟
ازش خوشش میومد. من چه میدونم توی یه گروه موسیقی بود. زندگی خودشه
میدونستی اگر یه مرد سنش اینقدر ازت بیشتر باشه تجاوز حساب میشه، مگه نه؟
- اصلاً سعی کردی جلوش رو بگیری؟ - معلومه که سعی نکرد
هیچکدوم از کارهای لایلا رو زیر سوال نمیبره وگرنه لایلا دیگه ازش خوشش نمیاد
- هی، من روی صندلی داغ نشستم - نه، نه، ادامه بدین. استیسی نظر تو چیه؟
بهنظرم اَبی همیشه میدونسته که لایلا بالاخره میمیره
آره، اینطوری دیگه مجبور نیستی مراقبش باشی، مگه نه؟
اونموقع میتونی خودی نشون بدی
پس هرچی کوکائین و بچهباز بیشتر بهتر، ها؟
- خفهشو! مسئولیت من گردن اَبی نیست - بگیر بشین! حقیقت رو بپذیر
حقیقت؟!
واقعاً؟ حقیقت رو میخوای؟
اون پسره، رایلی؟
لایلا، نگو
مُرده
بهمون گفتن فرار کرده. ولی فرار نکرده
موقع فرار از اینجا مُرد
اینجا اونو به کشتن داد
و بعدش نوبت ماهاست
حالا کی دروغگوئه لعنتی؟
راست میگه؟
مُرده؟
رایلی...
همون موقع که اومد اینجا مُرده بود
درست مثل شماها
یا خدا!
- قاتل! - وضعیت خنثی
قاتل!
- نه، نه، نه! - نگهش دارین!
اگر بلایی سرش بیارین، میکشمتون!
ولم کنین!
بهش دست نزنین!
کمک!
ولم کنین!
- کمک! - ساکت باش!
هیس
بیاین از این خرابشده بزنیم به چاک دیگه! یالا!
بیاین دیگه! بجنبین!
گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن!
برید!
برید!
یا خدا!
یا خدا!
وضعیت خنثی!
- مشکل پیش اومده! نیروی کمکی لازم داریم! - روری، تنر!
- برگردین توی اتاقهاتون! - عجب وضعی!
گندش بزنن!
- برید! - دنیل، بهش تزریق کن دیگه!
کلیدو پیدا کردم! کلیدو پیدا کردم! بیاین! بیاین!
- برید! - یالا! زود باشین!
- یالا! - بیاین بریم! برید!
فرار کنین!
وایسین وایسین!
- برگردین! برگردین! برگردین! - گندش بزنن! برین!
برگردین! برگردین!
برگردین داخل! برگردین! برگردین!
برید! برید!
بدویین! بدویین! بدویین!
یالا! برگردین داخل!
یالا! بجنبین!
درو بگیرین! ببندینش!
- جفت درها رو بگیرین! - خدا لعنتش کنه!
خیکی فسقلی!
No comments yet. Be the first to leave one.