முதல் 200 வரிகள்.
تیز باش
خیلهخب. ردیفی؟
ردیفم. میبینمت. موفق باشی مربی
گبی
وااای
این آخرین «اولین روزِ» تحصیل رایگانمونه
و دلم میخواد گریه کنم
خواهشاً نکن
اوهو، حالا این چیه؟
بچهها، رکورد جدید
رفیقتون داره ساعت ۷:۲۸ صبح میرقصه
فقط دارم جشن میگیرم
آخرین «اولین روزِ» تحصیل رایگانمونه
آدرال زدی؟
نچ. همهاش طبیعیه عزیزم
اه، فازش چیه؟
خیلی رو مخه
اوکی، بریم
خیلی خوشحالم که امسال تو یه مدرسهایم
مککنا؟
مککنا...؟
خیلهخب. گابریلا؟
حاضر
ده تا پیام، چهار تا دیام و یه ایمیل از امیلی دارم
برام دعا کنین
تنها نیستی
داره گروه چتِ تشویقکنندهها رو منفجر میکنه
قراره کل فصل همین بساط باشه؟
چرا مجبورم کردی عضو شم؟
دریتون؟
دریتون لاهی؟
آقای لاهی؟
حاضر
سال رو با سطح خیلی پایینی شروع کردین، آقای لاهی
نه، فقط دارم توقعات رو مدیریت میکنم
از اینجا به بعد فقط یه راه واسه رفتن هست
خیلهخب، بریم سر جاهامون، موافقین؟
بیاین درباره مطالعه تابستونی حرف بزنیم
دالاس، ممنون
تو شروع کن
بله. بله، خب
فکر کنم اون... اون کتابی که خوندیم
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت... جالب بود
«جالب»
خواهشاً
دقیقتر بگو
پایانش تراژیک بود
چون رومئو و ژولیت
کل زندگیشون جلو روشون بود
ولی در عوض همهشو به باد دادن
اونم واسه یه رابطهی الکی توی یه مهمونی
پس
آره
تراژیکه
کسی نظری مخالف این داره؟
نمیدونم
شاید فقط میخواستن یه کم خوش بگذرونن
مگه چیش بده؟
اونا مُردن
خب، کتاباتون رو باز کنید، پرده پنجم، صحنه سوم
باشه
مربی، اوضاع چطوره؟
هیجانزدهای؟
آره
حالم خوبه، حسابی رو فرِمم
خب... چه عجب از این طرفا؟
اوم
ببین
متوجه شدم که این هفته
یه کم تمرینات رو سبک کردی
مطمئنی الان وقت مناسبیه که
بخوای از آمادگی جسمانیشون کم کنی؟
آقای لاهی، ما تازه تمرینات فشردهی روزی دو نوبت رو تموم کردیم
پس تیم همین الانشم بدنشون اومده رو فرم
فقط میخوام مطمئن شم
که دریتون تا جایی که میشه
با گیرندهها وقت میگذرونه
اگه توی پیشفصل بیش از حد بهش فشار بیارم
ممکنه مصدوم بشه
البته، البته
من فقط، خب
همونطور که میدونی
دریتون به تیمِ وِیکو تعهد داده
ولی احتمال خیلی زیادی وجود داره
که اونجا کوارتربک فیکس بشه
خب، لازم نیست بگم که این
چه فرصت بزرگیه
و ما باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم
تا متمرکز نگهش داریم
و نذاریم چیزی حواسشو پرت کنه
خیالت راحت
ممنون مربی
پنجههاتون رو بکشید
دستاتون قویتر
هووو، بزن بریم
بزن بریم
ای بابا، تمرینه ها، مسابقهی فینال که نیست
بامزه بود. خیلی خب خانما، به صف شین
وقتشه شعار «برو، بجنگ، ببر» رو تمرین کنیم
برو! بجنگ! ببر
بسیار خب، برین
گرفتمش! گرفتمش
خیلی خب، خیلی خب پسرا
بشینپاشو، بعدش هم دویِ سرعت
مربی، طبق برنامهتون تمرین تموم شده
برنامهم رو خودم میدونم
ظاهراً بابات هم خوب میدونه
چی؟ چی گفت؟
هی، نگرانش نباش
بعداً در موردش حرف میزنیم
حالا برو پیشِ تیمت، کاپیتان
مطمئنی نمیخوای بابای واقعیت رو پیدا کنی؟
شاید جفتمون رو با هم به فرزندی قبول کنه
بابات نیتش خیره. فقط
یه آدمِ رو مخ و بدقلقه
اما نباید بذاری بره رو اعصابت
نمیذارم
اوه، بدجوری اونجا لنگر انداخته؛ بدونِ اجاره
هی چیس! برو واسه پاس بلند
هی دخترا
لعنتی
ایول، چه گیری بود خانمِ تشویقچی
اسمم این نیست، آقای کوارتربک
اون کیه؟
گبی؟
اون سرگروه تشویقکنندهها و نمایندهی کلاسه
شنیدم تازه با دوستپسرش به هم زده
همه گبی رو میشناسیم
منظورم اون یکیه، تشویقچیِ جدیده
توی کلاس ادبیاتمه
دالاس برایان
تازه انتقالی گرفته اومده اینجا
فکر کنم از این بچههای اهلِ رقص و تئاتره
برایان، یعنی نسبت داره با...؟
خواهرِ مربیِ جدیده
کلاً ورود ممنوعه
پس بگو چرا دستش مثل توپخونهست
هات! حرکت
بدو! تندتر
جمع شین اینجا
بیاین اینجا
زانو بزنین. زانو بزنین
بسیار خب
خسته نباشید بچهها، امروز عالی بودین
برین استراحت کنین
چون فردا دوباره برمیگردیم سر تمرین
گرگها روی سه! گرگها با من
یک! دو! سه
گرگها
درایتون. بیا دفترم
کلی از دانشگاههای سطح یک پیگیرت شدن
میدونم که... زبونی به «ویکو» قول دادی
اما خواستم بدونی که گزینههای دیگهای هم داری
واو
«گزینهها»
مرسی، اندی رید
درایتون
ببین، شانس خیلی زیادی داری که حرفهای بشی
تو بااستعدادی
ولی باید یه فکری به حال اخلاقت بکنی
من نسل چهارم خونوادهام تو ویکو هستم
هیچ گزینهی دیگهای در کار نیست
بابام از همین حالا واسه ماه می بلیطمو گرفته
واسه تمرینات آمادگی تابستونی، پس
اما این همون چیزیه که خودت میخوای؟
امم
نمیدونم. هیچوقت بهش فکر نکردم
هنوز یه کم وقت داریم
فقط سرت به کار خودت باشه
بیا تمرین و کارت رو انجام بده
و بهش فکر کن
هرچی شما بگین
ببین، درکت میکنم
منم یه زمانی کوارتربک ستاره بودم
فشار تو این شهر میتونه
واقعاً کمرشکن باشه
پس اگه هر وقت احتیاج داشتی حرف بزنی
درِ اتاقم همیشه به روت بازه
حتماً
هی، خانم تشویقچی. بابت اون موقع معذرت میخوام
نشانهگیریم معمولاً حرف نداره
رو حرفت حساب میکنم آقای کوارتربک
لازم نیست؛ میتونی از بقیه بپرسی
من واسه خودم یه جورایی اسطورهی فوتبالم
واو. آره. تواضعت واقعاً آدم رو به وجد میاره
این تحسینبرانگیزترین صفتشه
داشتم از دالاس معذرتخواهی میکردم
بابت اینکه، امم، نزدیک بود تو تمرین سرش رو بپرونم
منم داشتم به درایتون توضیح میدادم
که خودم میتونم از پس خودم بربیام
هی، درای! برو عقب
عقبتر پسر! یالا دیگه
مراقب باش! اون... منه
اوه، لعنتی! ...ماشینم
گند زدم، ببخشید
طوری نیست
حالت خوبه؟
آره
ردیف میشه. بیا ببریمش تعمیرگاه
No comments yet. Be the first to leave one.