Saccharine

Saccharine

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Saccharine 2026 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264 Fa
கருத்துரை வழங்கியவர் Srt_hub
T.me/mysrt_hub ○ جدیدترین ها در

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-06-13
பதிவிறக்கங்கள்: 94
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫ ‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫مچتو گرفتم.

‫اوم... چی...؟

‫دیدم داشتی نگاه می‌کردی.

‫می‌خوای ثبت‌نام کنی؟

‫اوه.

‫نه. اه... من صلاحیتش رو ندارم.

‫یا اینکه واقعاً...

‫این می‌تونه تغییر کنه.

‫دانشجویی یا از کارکنانی؟

‫من... سال اول پزشکی‌ام، آره.

‫هانا.

‫-من آلانیا هستم. -اوه.

‫همه‌اش برای ارشد روان‌شناسی‌مه.

‫اوه، پس دنبال موش آزمایشگاهی می‌گردی.

‫چی داری می‌گی؟ تو... تو نمی‌خوای موش آزمایشگاهی من باشی؟

‫نه.

‫اوم، خب، شا...

‫شاید؟ -..شاید.

‫شاید بشه گفت بله؟

‫شاید، بسته به دقتِ علمیِ این تحقیق.

‫هوم.

‫خب، چرا نمیای اینجا تا خودت متوجه بشی؟

‫Mortui vivos docent.

‫مردگان به زندگان می‌آموزند.

‫در طول ۱۲ هفته‌ی آینده،

‫این اهداکنندگانِ سخاوتمند، اساتید شما خواهند بود

‫و اولین بیمارانِ شما.

‫شما این فرصت رو خواهید داشت تا به زندگی‌شون ادای احترام کنید

‫در پایانِ ترم.

‫اما تا اون موقع،

‫بیایید به یاد داشته باشیم که با وقار و ظرافت کار رو پیش ببریم.

‫اوه، یه موردِ درشت‌هیکل داریم.

‫صبر کنید.

‫بیاین با اولین برش شروع کنیم،

‫در امتداد استخوان جناغ.

‫همین الانشم چشمام از این بو داره می‌سوزه.

‫حالا یادتون باشه، تیغ‌های جراحی به‌شدت تیز هستن.

‫وقتی می‌خواید جابه‌جاشون کنید، لطفاً از سمتِ دسته بگیرید.

‫یادتون باشه، تیغ رو مثل مداد توی دست بگیرید.

‫آزاد اما استوار.

‫لعنتی.

‫امیدوارم به خاطر بیمارای آینده‌تون هم که شده،

‫بقیه‌تون ظرافتِ عمل بیشتری داشته باشید

‫تا دوشیزه «هیچینگ».

‫حواسم هست. چیزی نیست.

‫آره.

‫تولدت مبارک، عزیزم!

‫ممنون، نیکی!

‫این برای توئه، دخترِ متولد.

‫اوه.

‫اگه بخوام دقیق بگم، این یه هدیه‌ی تکراریه.

‫این چیه؟

‫یعنی اصلاً نمی‌تونی خودت رو در برابر گوشیت کنترل کنی؟

‫پس بذار این «زندانِ گوشی» بهت کمک کنه.

‫اوه. نمی‌دونم. چطوری کار می‌کنه؟

‫- فشارش بده بالا. - اوه، اینطوری؟

‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫این هدیه‌ی تکراری نتیجه‌ی عکس داد.

‫خب، اوم، هول نشو،

‫ولی فکر کنم اون دختره داره دیدت می‌زنه.

‫اون دختر جذابه دمِ بار.

‫مدام داره بهت نگاه می‌کنه.

‫باید بری جلو.

‫برم جلو که چی بشه؟

‫حالا فاز برندار.

‫بیخیال، تو همیشه می‌گی که...

‫همش تئوری می‌بافی و اهل عمل نیستی.

‫انگار منتظر یه دعوت‌نامه‌ای...

‫واسه یه جور مراسمِ ورود به جمع.

‫بیخیال خوزه.

‫نه، منتظر نیستم.

‫خب، پس اینم از شانسِ تو.

‫تا تئوری‌هات رو عملی کنی.

‫باشه.

‫باید برم دستشویی.

‫-اوه! -اوه، واقعاً که خیلی سر به سرم می‌ذاری!

‫واقعاً فکر کردم امروز روز معارفه‌ست.

‫هانا.

‫اوضاعت چطور بوده؟

‫خوب.

‫خوب بودم.

‫تو چطور؟

‫چند سال از اون موقع می‌گذره؟

‫اوه خدای من، ملیسا!

‫-آره. -سلام!

‫سلام.

‫اوه.

‫می‌... می‌دونم.

‫یه چیزی در من تغییر کرده.

‫تو واقعاً مهربون بودی

‫با من توی دبیرستان.

‫خیلیا نبودن.

‫خیلیا آدم‌های عوضی‌ای بودن.

‫می‌دونی، می‌تونی بپرسی.

‫چی رو؟

‫اینکه چطوری وزنم رو کم کردم.

‫همچین کار شاقی هم نیست.

‫یه سری قرص‌های جدید هست به اسم «گری».

‫یه نوع مکمله.

‫یه مقدار گرونه، ولی باعث میشه به طرز وحشتناکی وزن کم کنی.

‫گری؟

‫تاییدیه TGA رو نداره.

‫اگه بخوایم سخت‌گیرانه بگیم.

‫منم اولش شک داشتم، ولی بعدش شروع کردم به مصرف قرص‌ها

‫و مهم نبود چی می‌خورم، چربی‌ها همین‌طوری آب می‌شدن.

‫می‌خوای یکی امتحان کنی؟

‫من واقعاً اهلش نیستم، اوم...

‫این دختره رو یادت می‌آد؟

‫همون دختری که نواربهداشتی‌های خونی چپونده بودن تو کیفش؟

‫اون دیگه وجود خارجی نداره.

‫من یه آدم کاملاً جدید شدم و همه‌ش رو مدیون این قرص‌هام.

‫پسش می‌گیرم.

‫این یکی رو فردا بخور.

‫مهمونِ من.

‫و بهم بگو اگه متوجه تغییری شدی.

‫به همین زودی اثر می‌کنه؟

‫غافلگیر می‌شی.

‫رسیدیم!

‫اوه، نه.

‫- بفرما. - اوه، آره.

‫به سلامتیِ هم‌قطارا!

‫به سلامتی!

‫لعنتی.

‫ می‌دونی چی منو گیج می‌کنه؟

‫ اینکه چقدر آدما درباره‌ی چاق‌ها کلیشه‌سازی می‌کنن.

‫ دخترتون چاقه، بله.

‫ اما دخترتون یه شغلِ درست و حسابی داره.

‫ من توانمندم. من حواسم جمعه.

‫ هی، مک‌کنزی هستم، و وقتِ چالشه.

‫ چالشِ گوشت‌کوب.

‫ برداشتِ اول. بزن بریم.

‫ درد داره.

‫ اوه، لعنتی!

‫ این ممکنه تمرینِ شکمِ موردعلاقه‌م باشه

‫ که تا حالا انجام دادم.

‫ فقط محض یادآوری بگم که

‫ یه زن واقعی این شکلیه.

‫ دلیل اینکه نمی‌تونی وزنت رو کم کنی،

‫ دلیل اینکه وزنت ثابت مونده،

‫ اینه که نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری...

‫ همین الان چالش گوشت‌کوب رو امتحان کردم

‫ و باورتون نمیشه که...

‫ متوجه شدم که بعضی‌ها

‫ از گوشت‌کوب درست استفاده نمی‌کنن.

‫ پس گفتم بیام و بهتون نشون بدم چطوری باید انجامش داد.

‫ امیدوارم مفید باشه.

‫ دارم چالش ۱۲ هفته‌ایم رو شروع می‌کنم.

‫ اگه می‌خوای چندتا عادت درست و حسابی بسازی...

‫ ..این مخصوص خودته.

‫ قراره با آدم‌های فوق‌العاده‌ای آشنا بشی

‫ کسی که در تمام مدت بهت انگیزه می‌ده و حواسش بهت هست.

‫تو از کنترل خارج شدی.

‫نه، تو از کنترل خارج شدی!

‫بابا؟

‫مامان؟

‫هانا چان! تولدت مبارک!

‫بدون آرد، بدون شکر.

‫به جاش از لبو استفاده کردم.

‫بدون کره.

‫معلومه؟

‫خوشمزه‌ست.

‫دوستش نداری؟

‫نه، نه، نه. خوبه.

‫تو باهوش‌تر از اونی هستی که این‌قدر احمق باشی.

‫نه، امیدوارم یه چیز معمولی‌تر باشه.

‫ولی جدی، منظورم اینه که همه‌ش یه جورایی حال‌به‌هم‌زنه.

‫خیلی تیکه‌ای شدی.

‫اوهوم.

‫دارم فکر می‌کنم واسه این برنامه ثبت‌نام کنم.

‫چه برنامه‌ای؟

‫اوه، فقط یه جور برنامه ورزشیه.

‫پس قضیه این مزخرفاتِ قرص‌های لاغری هم همینه؟

‫همون مربی موفرفریه، «آلانا»؟

‫«آلانیا».

‫هوم.

‫بالاخره تصمیمت رو گرفتی؟

‫دارم به یه جاهایی می‌رسم.

‫اون رو نه.

‫فهمیدی که می‌خوای با اون باشی یا نه؟

‫یا اصلاً جای اون باشی؟

‫بیخیال!

‫بزن بریم.

‫روده کوچیکه داره روده بزرگه رو می‌خوره.

‫هوم. سدیم بالا، پتاسیم بالا.

‫بیشترش کلسیم فسفاته.

‫چی؟

‫فکر کنم خاکستره.

‫چی؟

‫خاکستر آدمیزاد.

‫ملیسا احتمالا داره پدربزرگ یه بنده خدایی رو می‌خوره.

‫اه، چندش! وایسا، می‌خوای لوش بدی؟

‫فقط همون میزان سدیمش به تنهایی باید گرسنه‌ترت کنه.

‫در واقع، کمبود فسفات...

‫بیشتر ممکنه باعث کاهش وزن بشه.

‫باشه، ولی منظورم اینه که اگه از پسش برنیای، کی اهمیت می‌ده؟

‫هوم.

‫خیلی عمیق نرو. حواست باشه ریه‌هاش رو سوراخ نکنی.

‫خیلی عجیبه که بخوایم به عنوان یه آدم واقعی بهش فکر کنیم.

More Farsi Persian subtitles for Saccharine

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left