Heartland

Heartland

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 16

வெளியீட்டு விவரம்

Heartland CA S16E13 1080p WEBRip x264-BAE en
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 13 Heartland CA S16 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-26
பதிவிறக்கங்கள்: 22
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آنچه در هارتلند گذشت... «پلاتینوم بو» آسیب دیده و ممکنه وضعش خیلی بد باشه

جک، من بدجوری با این سرمایه‌گذارها درگیر شدم

«کَس» داره ترکم می‌کنه. اون طلاق می‌خواد

چیزی نمونده که یه بچه رو به سرپرستی قبول کنیم

اما هیچی تضمین‌شده نیست. من اون گهواره رو نمی‌خوام

نمی‌خوام یادآورِ چیزی باشه که هیچ‌وقت نتونستیم داشته باشیم

داری روی چی کار می‌کنی؟ - فکر کنم یه جورایی یه شعره

خب، اگه حال و حوصله‌شو داشتی، شاید بذاری منم بخونمش

شاید هر قدمی که تو آینده برمی‌داریم رو، باید با هم برداریم

(همهمه نامفهوم)

بابا؟

«شین»، کاناناسکیس چطوره؟

هی، خوبه. آره خوبه، اردوی تفریحی شرکت

داره خیلی خوب پیش میره

راستی، ام... بیشتر فکر کردی؟

درباره‌ی همون چیزی که تو نیویورک حرف زدیم، درباره‌ی اینکه من

فردا بیام اونجا؟

سرم خیلی شلوغه، کلی برنامه‌های تیمی و جلسه و اسکواش دارم

هاه! اسکواش؟

آره، همین‌جا تو هتل. واسه شبکه‌سازی و پیدا کردن رابطه‌ی کاری عالیه

می‌دونی، تو این یک سال اخیر واقعاً بازیم خوب شده

تو هم بازی می‌کنی؟

آره. خب... من؟ آره

من... من یه ورزشکار همه‌فن‌حریفم

اوه، باشه. خب شاید بتونیم یه وقتی واسه یه دست بازی جور کنیم

فردا صبح، قبل از اینکه روزم حسابی شلوغ بشه

آره، عالی میشه

مـ... من باید برم، ولی ساعت ۸ همو ببینیم؟

فکر خوبیه

باشه. (صدای بوق گوشی)

(نفس عمیق تیم)

تو ببرش به غرفه‌ی سه

هی، اونجا نمی‌تونی پارک کنی

من همیشه اینجا پارک می‌کنم

و شما؟ شما کی هستی؟

«ادوین سیلورا»، مدیر اصطبل

و اونجا مخصوص صاحب این مجموعه‌ست

ادوین؟ خوشبختانه خودش همین‌جاست

ادوین، مشکلی نیست، اشکالی نداره

من... من جلو عمارت پارک کردم، و «ایمی» هم از خودمونه

باشه، حله

خب

ببخشید. همه اعصابشون خورده. دامپزشکم

امروز صبح بعد از سریِ جدید عکس‌برداری

و ام‌آر‌آی، رفت. همه‌چی مرتبه؟

خب، در واقع حالش کاملاً خوب شده

خب این که خیلی خوبه

بله، ولی خب طبق معمول یه مشکلی هست

واسه همینم اینجایی. - اوه نه

فقط یه نگاهی بهش بنداز. بهم بگو نظرت چیه

ولی یه جای کار می‌لنگه

داره لنگ می‌زنه. حالش میزون نیست

نه. اون موقعی که

داره تمرین می‌کنه خوبه، فقط وقتی کارمون تموم میشه این‌طوری میشه. خب، دامپزشک

گفته که خوب شده، پس حتماً یه کاری می‌کنی که این‌طوری میشه، «تورنس»

هی، من همون روالِ همیشگی رو دارم

بذار ببرمش برگردونم به اصطبل

آره. فکر کنم بهتره فعلاً تو غرفه استراحت کنه

موافقم. به ادوین خبر میدم. آماده‌ای؟

اوه، لعنتی. سلام ایزابل

ام، نه. راستش، نه دقیقاً

ولی گزارش دامپزشک می‌گفت که حالش خوبه. - می‌دونم

ولی هنوز یه ذره لنگ می‌زنه

چی؟ موقتیه

فقط یکم زمان لازم دارم تا بفهمم مشکل از کجاست

ما وقت نداریم لیزا

اگه نمی‌تونه مسابقه بده، باید ضرر رو قبول کنیم و به عنوان اسبِ سیلمی بفروشیمش

اما من... - اما و اگر نداریم

همه‌ی سرمایه‌گذارها با هم توافق کردن

ما وقت نداریم منتظر بمونیم تا حالش خوب بشه

متأسفم لیزا. - خب، من نمی‌فروشمش

اون اصلاً واسه مسابقه به دنیا اومده

پس ایمی، واقعاً لازم دارم که بفهمی مشکلش چیه

باید برگرده به مسیر مسابقه

همین الان یکی رو تو اینترنت پیدا کردم که داره می‌فروشه

دو تا بلیط کنسرت «بلو دریم»

چی؟! هفته‌هاست که بلیط‌هاش تموم شده

دقیقاً. پس بهتره زود بجنبیم

فقط یه مشکل هست

آره، یکشنبه سر کاریم

آره

مامان؟

کی بهترین مدیر اجرایی دنیاست؟

من بهترینش رو تو هادسن می‌شناسم

شاید وقتی بفهمی چی شده، بیشتر ذوق کنی

واسه این یکشنبه برات یه مصاحبه جور کردم

تو برنامه‌ی «گیل وکسفورد»

جدی میگی؟ تو بهترینی

گیل وکسفورد دیگه کیه؟

کتی، اون یه برنامه‌ی رادیویی داره

مردم هنوز رادیو گوش میدن؟

بله. در واقع اون

مخاطبای زیادی داره. برنامه‌ش به

مسائل روز می‌پردازه. چیزایی مثل مادر بودن

و زنِ شاغل بودن و اینکه چطور یه تعادل درست بین کار و زندگی ایجاد کنیم

موضوع از این قرارِ

و این‌جور دیده شدن‌ها، واسه

انتخاب مجددت ضرری نداره. همین یکشنبه، ها؟

عالیه

من و پارکر هم اون روز لازم داریم یکی ما رو تا کلگری برسونه

ام، هر دوتون که سر کارید

آره، ولی یه کنسرت هست و گروه موردعلاقه‌مون

داره اجرا می‌کنه. نمی‌تونیم شیفتمون رو عوض کنیم؟

عزیزم، کاش می‌شد، ولی با کی؟

خودت که می‌دونی چقدر کمبود نیرو داریم

آره، تقریباً هر روز داریم کار می‌کنیم

باشه، متأسفم ولی زمان می‌بره

تا بتونیم جای اون پیشخدمت‌هایی رو که بعد تعطیلات تابستون رفتن پر کنیم

تا کِی؟ با وجودِ این و مدرسه

الان اصلاً نمی‌تونیم زندگی کنیم

دارم ردیفش می‌کنم. ولی یکشنبه بهتون نیاز دارم

مخصوصاً چون خودم نیستم

ولی براتون جبران می‌کنم، باشه؟

بلیط کنسرت بعدی رو براتون می‌خرم. اوه

قاشق چنگال‌ها رو خوب تمیز کردی

یه نکته‌ی کوچیک واسه لکه‌های روی لیوان‌های قهوه

از سرکه استفاده کن

زود باش. باید درباره‌ی اون صابون بهم بگی

هی. - سلام

ام، خب تموم شد. عکس‌های نهایی ادیت شده رو

فرستادم واسه «گریسون»، واقعاً فوق‌العاده شدن

بهت افتخار می‌کنم عزیزم

منم امروز روز خیلی خوبی داشتم

اوه، چه خوب. با شین حرف زدم

و اون منو به کاناناسکیس دعوت کرد

خب، راستش خودم یه جورایی خودمو دعوت کردم، ولی

پس نیویورک واقعاً باعث شد رابطه‌تون دوباره گرم بشه

آره، آره. دیدن دوباره‌ش قراره خیلی عالی باشه

فقط یه چیزی

تو از اسکواش چی می‌دونی؟

هی. اوضاع «پلاتینوم بو» چطوره؟

لیزا بهم گفت که هنوز مشکل داره. - آره

ولی نه وقتی که داره تمرین می‌کنه

فقط وقتی راه میره این‌طوریه، که واقعاً عجیبه

هوم. (صدای بسته شدن در)

سلام! - سلام عزیزم

بازی با دوستت چطور بود؟

ربکا بهترین دوستِ جدیدمه. - اوه

امسال تو کلاس شماست؟

راستش تو مدرسه‌ی رودیو با هم آشنا شدن

و واقعاً با هم جور شدید، نه؟

آره. مامانش هم خیلی مهربونه. میشه

دعوتشون کنیم بیان اینجا؟ (خنده‌ی کوتاه ایمی)

فکر کنم بشه. (خنده‌ی کوتاه ایمی و جک)

باید بس کنی

چی؟ تازه داره گرم می‌کنه. - نگاش کن، داره لنگ می‌زنه

قبلاً این‌طوری نبود. قسم می‌خورم، حالش خوب بود

وقتی آوردمش اینجا، موقع تمرینمون هم عالی بود

اون امروز نباید بیرون می‌اومد

کسی به من نگفت. - ادوین تو برنامه گذاشته بودش

اگه برنامه رو چک می‌کردی، الان اینجا نبودی

متأسفم لیزا. من فقط سعی دارم وظیفه‌م رو انجام بدم

ولی نمی‌دونم چه اتفاقی براش افتاده

معلومه که نمی‌دونی

اون رو بده به من

آروم باش «بو». چیزی نیست عزیزم

طوری نیست

بیا برگردیم به غرفه‌ت، خب؟

هی

چرا به تورنس نگفتی که «بو» رو تمرین نده؟

من از تو برنامه حذفش کردم. - آره، خب می‌تونستی

مستقیم به خودش بگی. به خاطر تو کلی به دردسر افتاد

به خاطر تو. - هی، شغلِ منم

در خطره. فکر می‌کنی من این رو می‌خواستم؟

اون اسب باید حالش خوب بشه. - می‌دونم

و وقتی خوب شد، به نظرم لیزا باید جدی به این فکر کنه که

از مسابقه کنارش بذاره. - اصلاً چرا همچین حرفی می‌زنی؟

ورزش سختیه، ممکنه دوباره آسیب ببینه

آره، خب هر چیزی ممکنه، ولی این معنیش این نیست که

قراره حتماً اتفاق بیفته. ببین، من

یه اسب مسابقه‌ای داشتم که تبدیلش کردیم به اسب پرشی

بعضی وقتا، آموزش مجدد یه اسب می‌تونه

جونِ دوباره‌ای به زندگی‌ش بده. - آره، با این موافقم

واقعاً؟ چون این کاری نیست که داری با «پلاتینوم بو» می‌کنی

چون من از همون اول عجولانه تصمیم نمی‌گیرم

ببین، شاید در آینده این یه گزینه باشه، ولی من تازه کار با این اسب رو شروع کردم

من دقیقاً می‌دونم لیزا تحت چه فشاریه

از طرف سرمایه‌گذارهاش. خب؟

دارن مجبورش می‌کنن اسب رو برگردونه به مسابقه

من این کار رو نمی‌کنم

فقط امیدوارم صلاحِ اسب رو در نظر بگیری

من همونی‌ام که گفتم باید تو غرفه استراحت کنه

و تو همونی بودی که داشتی تو میدون تمرینش می‌دادی

پس مسئولیتش با خودته

آره، و به نظر نمی‌رسه

به این زودیا تموم بشه

ما حتی اون‌قدر نیرو نداریم که وقت‌های شلوغی رو مدیریت کنیم

هی بچه‌ها، انگار ما

همیشه اینجا تو وضعیت بحرانی هستیم، مگه نه؟

آره. حتماً. ام، آره، آره

خب، چون مامانم نیروی بیشتری استخدام نکرده

پس همه‌چی افتاده گردن ما، که این چیزی نبود که براش اومده بودیم سر کار

آره، اصلاً عادلانه نیست

فکر کنم باید یه جوری بهش بفهمونیم

چطوری؟ - آره، چه نقشه‌ای داری؟

(صدای بوق گوشی)

سلام مامان

آره. متأسفم، نمی‌تونم بیام

خب، من آخه... دارم مربی‌گری می‌کنم

آخر هفته‌ی بعد یه مسابقه‌ی رودیو بزرگ داریم

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left