The O.C.

The O.C.

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

The O C S03E07 The Anger Management 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 7 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-10
பதிவிறக்கங்கள்: 11
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آنچه در «او.سی» گذشت

مطمئنی جولی کوپر؟

اون همه‌ی رابطه‌های لازم رو داره

و چیزی هم برای از دست دادن نداره

می‌خوایم یه مراسم خیریه راه بندازیم

به نظر هدف خیلی خوبی میاد

فقط می‌خواستی گولم بزنی که یه خیریه الکی راه بندازم

و گندش رو بذاری واسه من جمع کنم. نظرت چیه کمکم کنی؟

ببین، اشکالی نداره منم باهات پیتزا بخورم؟

تیلور، منم سامر. در رو باز کن

صدات رو نمی‌شنوم

سال بود که داشتم از این کار فرار می‌کردم ۲۰

شرکت رو نگه دار. من کمکت می‌کنم

این همون ولچکه؟

جانی؟

ازش دوری کن

سامر: ببین، ببخشید. فیلمش افتضاح بود

ست: «استاد گیوتین پرنده»؟

این فیلم توی ژانر خودش یه کلاسیکه

مثل «مادام بوواریِ» سینمای رزمیه

صبر کن، همون گیوتین پرنده

همون کلاه تیغ‌تیغی بود که پرت می‌کرد؟

آره. پسر، شرمنده ولی واقعاً ضایع بود. تو چی، رایان؟ تو هم بر علیه منی؟

اصلاً با عقل جور در نمی‌اومد

چرا دنبال اون بوکسور یه دست بود؟

طفلی. خب، انتقام. داستانیه که از قدیم بوده

شاید دفعه‌ی بعد بهتره دخترا فیلم رو انتخاب کنن

نظرتون چیه؟

آره. لازمه بهتون یادآوری کنم

اون دورانی که همش فیلم «پیکار» می‌دیدیم؟

خدایی اون فیلم معرکه‌ایه

دخترا: * من سکسی‌ام، من بانمکم

* علاوه بر اون خیلی هم محبوبم

* گفتم که معرکه‌ام، موهام عالیه *

* واسه همین همه‌ی پسرا بهم زل می‌زنن... *

پسر، چی گفتم؟

ده به یک شرط می‌بندم پسرهامون پاتوق کردن

توی اون رستوران مسخره‌ی کنار اسکله

عاشق همین چیزِ شما بچه‌پولدارام

خیلی پیش‌بینی‌پذیرین. چی می‌خوای؟

حتماً باید برات هجی کنم؟

یه مسابقه‌ی انتقامی می‌خوام

یه جای خلوت

فقط من باشم و تو، که حسابت رو برسم

من دنبال دردسر نیستم

شاید باید قبل از اینکه

اون شب سر من بریزی، بهش فکر می‌کردی

چیه، مثلاً تو شروع نکردی؟

با لاس زدن با دوست‌دختر بقیه؟

نکته‌ی خوبی بود

یا اینکه یه تداوم بیهوده‌ست

هر کدوم که باشه

ببینین بچه‌ها، این کار خیلی احمقانه‌ست

من باهات دشمنی ندارم

آخی، چه بد

چون من و تو یه حساب صاف‌نشده با هم داریم

فعلاً، بچه‌ها

* کالیفرنیا، داریم میایم

* درست همون‌جایی که ازش شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

سلام عزیزم

نظرت رو لازم دارم

کدوم یکی از اینا داد می‌زنه: «غول املاک با قلبی از طلا»؟

آبی

و «حساس

مردی که زرنگِ کوچه و خیابونه

با استعداد و مرموز»؟

آبی

خیلی خب. پس همون آبی

سندی، کارت حرف نداره

گروه نیوپورت خوش‌شانسه که تو رو داره

آره، فقط می‌خوام روز اول تأثیر خوبی بذارم

هی، مراسم خیریه چطور پیش میره؟

اوه، داره راه می‌افته

فقط تا حالا نشده بود چیزی رو این‌قدر سریع ردیف کنم

امیدوارم جولی و شارلوت نرفته باشن دنبال فال‌بین و این حرفا

در حالی که تو داری همه‌ی کارها رو می‌کنی

نگران نباش. دارن کار می‌کنن

مشغول کارهای بنیاد هستن

آخ، یه سوال خوب

مشروب باشه یا نه؟

اوه، انتخاب سختیه

یه مراسم جمع‌آوری کمک برای زن‌های فقیری که مشکل سوءمصرف مواد دارن

می‌دونم، اگه مردم مشروب بخورن یکم عجیب میشه

آره، ولی از طرف دیگه، مردم خیلی دست‌ودل‌بازتر میشن

وقتی چند تا پیک زدن بالا

پس مشروب باشه

صبح بخیر

اوه، سلام پسرا

یکشنبه، خوشحال میشم واسه مهمونی کمکم کنین

یکشنبه؟

یکشنبه، آره، یکم سخته

واقعاً سخته

آره، حتماً

ممنون رایان

خب، من دیگه باید برم

باید توی کلوپ شارلوت و جولی رو ببینم

هی، مگه روز یکشنبه چه کار فوق‌العاده مهمی دارین؟

اوه، روزِ سَبَت هست، بابا

روز استراحته، می‌دونی که؟

من که این قوانین رو وضع نکردم

برو با اون بالایی صحبت کن

فکر کردم روز سَبَت شنبه‌ست؟

به من گوش کن

این اولین کارِ عمومی‌ایه که

مادرت بعد از ترکِ اعتیاد داره انجام میده

پس هر کاری از دستمون برمیاد انجام میدیم

تا این مراسم عالی برگزار بشه. فهمیدی؟

مامان، گوش کن، یکشنبه من میام، باشه؟

به شرطی که تا اون موقع رعد و برق بهم نزنه

ممنون ست. خیلی برام ارزش داره

چه سخاوتی

اوه، کمرم رگ‌به‌رگ شد

نه، خوب میشم

خوب میشم. احتمالاً بتونم چیزمیز هم بلند کنم

فقط احساس مسئولیت می‌کنم

منظورم اینه که اگه رایان رو با جانی آشنا نکرده بودم

اصلاً از اول، اون‌وقت هیچ‌وقت با اون عوضی دعواش نمی‌شد

خب، اگه می‌خوای کسی رو ملامت کنی، چرا کیسی رو نمی‌گی که

با اون نازیِ موج‌سوار رفیق شد

می‌دونم. هنوز باورم نمیشه همچین کاری کرده

امم... اون دلیل خودش رو داشت

سامر

ببخشید

هنوز ازش نپرسیدی؟

آره، مثلاً برم بگم «هی جانی

کیسی فکر می‌کنه تو عاشق منی.»

اون‌وقت در بهترین حالت، اون میگه نه

و رابطه‌مون اگه نابود نشه، حسابی عجیب و غریب میشه

هوم

اگه واقعاً باشه چی؟

اون‌وقت دوستی‌مون اگه نابود نشه، حسابی عجیب و غریب میشه

اون هیچ کاری نکرده که من همچین فکری بکنم

پس من رو ببخش که حرف دوست‌دختر روانیش رو باور نمی‌کنم

هوم. دوست‌دختر سابقش

آره، یادت باشه الان مجرده

بعداً می‌بینمت. اوهوم

پسر، کل حرفم اینه که تازه دوباره رفتی هاروارد، باشه؟

دلت نمی‌خواد برگردی به اون بیابونِ درس خوندن توی خونه

بهت که گفتم، قصد ندارم باهاش دعوا کنم

آره، می‌شنوم چی میگی و دلم می‌خواد باورت کنم

ولی من «بچه‌ی چینو» رو هم می‌شناسم

بعضی وقتا که کارش به جای باریک می‌کشه

و اون مشت‌های خشمگینش

آره، «بچه‌ی چینو» بازنشسته شده. هودیش رو آویزون کرده

پس بی‌خیال شو، باشه؟

ست

هی، تیلور. چه خبر؟

همه چیز عالیه

نمی‌تونی تصور کنی چند نفر اومدن پیشم و بهم گفتن

که به نظرشون اون شبِ «حبس در مدرسه» چقدر معرکه بوده

می‌دونی چیه، تک‌تکشون به بازیِ «تسخیر پرچم» اشاره کردن

می‌دونستی اون توی کلِ اردوگاه «تاکاهو» اول شد؟

شاید یه اشاره‌هایی کرده باشه

بهت گفتم که خوش می‌گذره

همین‌طور بود. واقعاً خوش گذشت

همش هم به خاطر تو بود

اون توی همه چیز پیشقدم می‌شد

منظورم همون بازی‌های اعتماد و درست کردن شیرینی

و زمانِ درد‌ودل کردنه

داستانت درباره‌ی «کاپیتان اوتس»

آره، مجبور بودیم یه داستان تعریف کنیم

درباره‌ی بهترین دوستِ دوران بچگی‌مون

اونا هم خیلی بی‌انصافی کردن که خندیدن

چون داستان تو اصلاً به لوسیِ مالِ دریک سیمونز نبود

که با اون بچه‌ی ناشنوا دوست شده بود

ولی ست، می‌خواستم ازت بپرسم... نظرت چیه

با هم برای رقص کریسمس برنامه‌ریزی کنیم؟

رقص کریسمس؟ من و تو؟

ما تیم خیلی خوبی بودیم

اوه، واو، آره

خب، اونو... باید با سامر صحبت کنی

دوست‌دخترت؟

اوهوم

سامر؟

آره، چون توی آخری واقعاً کارش حرف نداشت

و من فکر می‌کنم شما دوتا می‌تونین

اوناهاش، همون‌جاست

خودت می‌تونی باهاش در موردش حرف بزنی

باشه، اصلاً بی‌خیال. من باید برم

اووه، پسر، تو دردسر افتادی

چی؟ منظورت چیه؟ تو دردسر افتادی

اون؟ منظورت اینه که باهاش مهربون بودم؟

پس قضیه اینه

آره، همین‌جوری به خودت دلداری بده

سلام

داشتی با اون چی می‌گفتی؟

یادت رفته نذاشت من بیام توی مدرسه؟

دستم از بس کوبیدم به اون در، کبود شد

احتمالاً نمی‌دونسته تویی

نه، خوب می‌دونست منم

فقط نمی‌خواست من رو راه بده

برام سواله چرا

چی... این الان یعنی چی؟

باید نصف این میزها رو برداریم

تا جا واسه رفت و آمد بیشتر بشه

باید در مورد موسیقی هم باهاشون صحبت کنیم

آخرین مراسمی که اینجا داشتم، آهنگای کِنی جی رو پشت سر هم پخش می‌کردن

می‌تونم بگم چقدر هیجان‌زده‌ام؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left